«از درون خودم را میخوردم و میجویدم و گاز میگرفتم و روی خودم تف میانداختم و شیره جانم را میمکیدم.»
🆒1
Forwarded from کی(زن-زندگی-آزادی)وان (the d in dian stands for drama)
مهم نیست اگر من همش اینجام و به چیزایی که میخوام نمیرسم مهم نیست که هیچ جای زندگیم به درد بخور نبودم و بلا بلا بلا
میخوام بگم در یک نقطه ای باید یه خونه ای وجود داشته باشه در یک نقطه باید یکم جا به جا بشی تا بهتر بشی من ندارم اون جایی که باید برم بهش رو.
میخوام بگم در یک نقطه ای باید یه خونه ای وجود داشته باشه در یک نقطه باید یکم جا به جا بشی تا بهتر بشی من ندارم اون جایی که باید برم بهش رو.
اگر درس خوندن و تمرکز داشتن بیداری باشه، من آقا رضا ام.
«گویی هیچچیز وجود خارجی ندارد؛ فقط خلاء و نبود است. اما در عین حال چیزی میجنبد و در تپش است. هرچند این تنها خیال است، چیزی وجود ندارد. تنها تویی که میخواهی به این خیالات وجود بدهی و این بیماری است.»