آموزش مبتنی بر لذت – Telegram
آموزش مبتنی بر لذت
130 subscribers
64 photos
34 videos
83 links
🖋 رضوی امیری 

✔️محقق ، نظریه پرداز ، آینده پژوه و استراتژیست راهبرد :
▪️"آموزش مبتنی بر لذت" 

✔️مفتخر به تجربه ٣٠ سال در :
▪️مراکز و حوزه های نخبه پروری کشور

✔️طراح و تئوریسین پروژه :
▪️« بروز رسانی سیستم عامل آموزش و پرورش کشور "
Download Telegram
دسته بندی کارکنان از منظر عملکرد

در ارزیابی عملکرد کارکنان دو مولفه اصلی مد نظر قرار دارد. اول عملکرد و تحقق اهداف کاری و دوم رفتار. هر دوی این مولفه ها برای ارزیابی عملکرد کارکنان مهم است و اگر فردی باشد که عملکرد خوبی داشته باشد اما رفتار مناسبی در سازمان نداشته باشد، با وجود تحقق اهداف کاری خود می تواند موجب ایجاد تنش و مشکلات کاری شود. با توجه به این دو مولفه می توان کارکنان را در ماتریس عملکرد- رفتار دسته بندی کرد. محور افقی این ماتریس مربوط به عملکرد است و محور عمودی مربوط به رفتار کارکنان است و کارکنان را می توان به پنج دسته تقسیم بندی کرد. این دسته بندی از این جهت مهم است که به مدیران کمک می کند تا در ارائه بازخورد به هر گروه از کارکنان، استراتژی مناسبی داشته باشند تا بتوانند بازخورد اثربخشی را به کارکنان ارائه دهند.


کارکنان ستاره (Star): کارکنانی هستند که از نظر عمکلرد و رفتار، عالی هستند و عملکرد و رفتار آنان فراتر از انتظار است. این کارکنان افرادی هستند که در بازخورد به آن ها نیازی به گفتگو در مورد نقاط ضعف آن ها نیست. تشویق موثر این کارکنان، باعث خواهد شد که این کارکنان نقاط ضعف خود را بیابند و آن را بهبود دهند.
کارکنان موفق (Journeyman): کارکنانی که عملکرد و رفتار مناسب و قابل قبولی دارند. این افراد کارهای خود را به صورت مناسب انجام می دهند و انتظارات سازمان و شغل را برآورده می کنند. در یک سازمان، معمولا غالب افراد (بیش از دو سوم) در این دسته قرار دارند. این کارکنان در بازخورد نیازمند تشکر هستند و این که دوست دارند تا چه اندازه در سازمان نقش داشته اند و به علاوه در هنگام ارائه بازخورد، حداکثر 2 یا 3 نقطه قابل بهبود به آن ها گفته شود.
کارکنان ناموفق (Failure): این کارکنان نه عملکرد مناسبی دارند و نه رفتار مطلوبی و برای سازمان اولویت این است که در اولین فرصت فکری به حال آن ها بکند و آن ها را از منظر رفتار یا عملکرد بهبود دهد، در غیر این صورت این کارکنان برای سازمان ارزش افزوده ای ایجاد نخواهند کرد.
کارکنان محبوب اما بی اثر (Lovable Loser): این کارکنان به دلیل رفتارهای مناسبی که دارند در سازمان محبوب هستند و حرف شان در سازمان پذیرفته می شود اما به دلیل عملکرد ضعیف ارزش افزوده ای برای سازمان ندارند. این کارکنان اگر نتوانند عملکرد خود را بهبود دهند و سازمان بخواهد آن ها را اخراج کند، این کار باعث ملامت کردن سازمان توسط کارکنان خواهد شد چرا که فرد محبوبی را اخراج کرده است.
کارکنان بدقلق (Prima Donna): این کارکنان عملکرد عالی دارند، اما از نظر رفتاری ضعیف هستند. این کارکنان در بازخوردها باید از نظر عملکردی تشویق مناسبی شوند اما برای آن ها آموزش های رفتاری برگزار شود تا بتوانند خود را بهبود دهند.

ما از کدوم دسته هستیم ؟

1⃣...؟

2⃣...؟

3⃣...؟
.
.
.
🔟...؟
.
.
.
تاثیرات تشویق



در سال ۱۹۹۸ دانشگاه استنفورد مقاله‌ای منتشر کرد که در آن مولر و همکارانش «مکانیزم اثر تشویق» بر کارآیی دانش‌آموزان بررسی کرده بودند. نتایج این تحقیق، نگرش به شیوه‌ی «انگیزش» را نه تنها در حوزه‌ی دانش‌آموزان و درس و مدرسه، بلکه حتی در حوزه‌ی آموزش و یادگیری سازمانی نیز تغییر داد.

در این تحقیق کودکان و دانش‌آموزان به سه گروه مختلف تقسیم می‌شدند و در هر گروه، زمانی که دانش‌آموزان در حل یک مسئله موفق می‌شدند به شیوه‌ی متفاوتی تشویق می‌شدند. شیوه‌ی اول این بود که به آنها می‌گفتند: «آفرین. تو خیلی تیزهوش هستی». در روش دوم زمانی که مسئله حل می‌شد می‌گفتند: «آفرین. مسئله را خوب حل کردی» و زمانی که مسئله نادرست حل می‌شد می‌گفتند: «نه! مسئله را اشتباه حل کردی». در سومین روش، به عنوان تشویق گفته می‌شد: «آفرین. تو تلاش خودت را کردی».



این آزمایش بارها و در شرایط مختلف تکرار شد و نتیجه بسیار جالب بود. کسانی که به عنوان تشویق از «استعداد و تیز‌هوشی» آنها تعریف می‌شد، به تدریج توانمندی «حل مسئله‌» آنها کاهش یافت. همینطور در صورتی که در حل یک مسئله با شکست مواجه می‌شدند، توانایی آنها در حل مسائل بعدی نیز تحت الشعاع قرار می‌گرفت. اما بهترین نتیجه زمانی حاصل شد که همواره در تشویق، از «میزان تلاش» دانش آموز صحبت می‌شد.



مولر درباره‌ی دلیل تاثیر منفی تعریف از «هوش» بر روی کارایی و عملکرد انسانها می‌نویسد: «ما هرگز همیشه برنده نیستیم. همیشه مشکلاتی وجود دارند که حل نمی‌شوند و نبردهایی هستند که در آنها شکست می‌خوریم. آنکس که احساس کند موفقیت‌اش ناشی از هوش بالاست، پس از هر بار شکست، اعتماد به نفس و باور خود را کمی از دست خواهد داد. اما آنکس که احساس می‌کند موفقیت‌اش ناشی از تلاش است، هر موفقیت به او انرژی بیشتر می‌دهد و هر شکست به او یادآوری می‌کند که باید تلاش خود را افزایش دهد».

این تحقیق بیش از هر کس دیگر، باید مورد توجه والدین و همینطور اساتید قرار بگیرد که کار با نوجوان و جوان قرار گیرد .

https://news.1rj.ru/str/enjoyableedu
چند نمونه از خطاهای شناختی که مسبب ایجاد روحیات منفی می شود را با هم مرور کنیم
اغلب کسانی که این دسته بندی از خطاهای شناختی را مطالعه نموده اند معتقدند که این معلومات زندگیشان را متحول کرده است .با این حال توجه داشته باشید که در بسیاری از مواقع افکار منفی سالم و بجا هستند تشخیص افکار سالم از ناسالم و اینکه چگونه با موقعیت های به راستی منفی بر خورد واقع بینانه داشته باشیم به همان اندازه، رهایی از افکار و احساسات مخدوش اهمیت دارد .

-تفکر هیچ یا همه چیز :

همه چیز راسفید ودر غیر اینصورت سیاه می بینید ،به نظر شما هر چیزی کمتر از کامل ،شکست تلقی می شود .

-تعمیم مبالغه آمیز :

هر حادثه منفی و شکستی را ،شکستی تمام عیار و تمام نشدنی تلقی می کنید و آنرا باکلماتی چون هرگز و همیشه توصیف می کنید .(من همیشه بدشانسم )و...

-فیلتر ذهنی :

تحت تاثیر یک حادثه منفی همه واقعیتها را تار می بینید .به جزئی ازحادثه منفی توجه داریدوبقیه رافراموش می کنید.شبیه چکیدن قطره ا جوهر که کل بشکه آبی را کدر می کند .

-بی توجهی به امر مثبت :

با بی ارزش شمردن تجربه ها و کارهای خوب خود،اصراربر مهم نبودن آنهادارید.کارهای خوب خود را بی اهمیت میخوانید و می گویید هرکسی میتواند این کار را انجام دهد .

-نتیجه گیری شتابزده :

بی آنکه زمینه و دلیل محکمی وجود داشته باشد ،شتابزده نتیجه گیری می کنید .(فلانی با من برخورد بدی خواهد داشت )(آبرویم خواهد رفت )(از عهده انجام این کار بر نخواهم آمد ).

-درشت نمایی :

از یک سو درباره اهمیت مسائل و شدت اشتباهات خود مبالغه می کنید و از سوی دیگر ،اهمیت جنبه های مثبت زندگی را کمتر از آنچه که هست بر آورد می کنید .

-استدلال احساسی :

فرض را بر این می گذارید که احساسات منفی شما لزوما منعکس کننده واقعیت هاست.(ازسوارشدن درهواپیما وحشت دارم ،حتما پرواز با هواپیما بسیار خطر ناک است ).

-باید ها :

انتظاردارید که اوضاع آنطورکه شمامیخواهیدوانتظار دارید،باشد.باید هاتولید تمرد می کنندواشخاص تشویق می شوندکه درست بر عکس آن راعمل کنند .

-بر چسب زدن:

به جای اینکه بکویید اشتباه کردم به خودبرچسب منفی می زنید و می گویید من بازنده هستم . این بر چسب ها (احمق ،شکست خورده ،بازنده و...)منجر به خشم اضطراب و دلسردی وکمی عزت نفس می شود .

-شخصی سازی و سرزنش :

خود را بی جهت مسئول حادثه ای قلمداد می کنید که به هیچ وجه امکان کنترل آن را نداشته اید .(زنی از آموزگار پسرش شنید که او خوب درس نمی خواند،با خود گفت :این نشان میدهد من مادر بدی هستم )شخصی سازی منجر به احساس گناه ،خجالت و ناشایسته بودن می شود .

نمی شود در تمام لحظات زندگی شاد بود و یا اختیار کامل احساسات خود را دردست گرفت و نمی توان همیشه منطقی بود .همه نواقص و اشکالاتی دارند .ولی با مطالعه خطاهای شناختی ذکر شده و تشخیص افکار منفی سالم و ناسالم می توانید افکار خود را که منجر به احساسات بد یاخوب شما می شوند کنترل کرده .
لطفا دوستان و هم فکران خودم کمی دقت کنیم بهر حال هر کداممان در یک مدل قرار داریم .
شاید بشود با تمرینِ تغییر در « سبک زندگی» مثمر ثمر تر از گذشته ظهور و بروز داشته باشیم .

https://news.1rj.ru/str/enjoyableedu
🔴" ذهن و رفتار "

عینی ترین بخش شخصیت انسان، رفتار اوست. محبت کردن، تنبلی، کمک به دیگران و پرخاشگری نمونه هایی از رفتارهای ماست.
‏معمولا ما از بعضی رفتارهای خود گله مند یم و علاقه مند به تغییر آنها هستیم . سوال مهم در این زمینه آن است که علت و دلیل رفتار آدمی چیست؟ مهمترین هدف روانشناسی نیز پاسخ به این همین پرسش است.
براساس یکی از نظریه ها ، رفتار انسان توسط "ذهن" او راهبری می شود. یعنی تمام رفتار ها اعم از سازگارانه و ناسازگارانه ریشه در ذهن انسان دارد و لذا انسان برای تغییر رفتارهای نامناسب خود باید به تغییر ذهن خود اقدام نمایید.
حال سوال آن است که ذهن توسط چه سازوکارهایی مدیریت می شوند؟

مهمترین عوامل شکل دهند ذهن در انسان :

1 _ مدیریت زبان :

زبان از جمله مهمترین عوامل شکل دهنده ذهن ماست. آنچه به زبان آورده میشود، در ذهن ثبت شده و ما را آماده انجام رفتار می کند.

زبان......... ذهن............ رفتار

بنابراین بر خلاف تصورمردم ، حرف، باد هوا نیست، بلکه سخن و کلام در ذهن بار مثبت و منفی تولید می کند و به دنبال آن ما آماده رفتار مثبت و منفی می شویم.
بسیاری از استرس ها، خرید های بی مورد، اعمال جراحی زیبایی غیر ضروری و پرخاشگری ها ناشی از آن است که ذهن ما، ما را آماده آن رفتارها کرده است، ذهنی که توسط زبان خودمان یا دیگران بارگذاری شده است.

ذهن به وسیله دو نوع زبان برنامه‌ریزی می شود:

۱_ زبان القایی:

در این حالت ذهن ما توسط "دیگران" مانند تبلیغات، گروه دوستان و نظایر آن بارگذاری می شود.

٢ _زبان تلقینی :

در این حالت، خود ما با زبان خودمان در ذهن خودمان بارگذاری مثبت یا منفی می کنیم.

زبان تلقینی نیز خود به دو شکل است :

الف ) زبان تلقینی بلند :

در این حالت فرد با زبان بلند و معمولاً در حضور دیگران در باره خود به شکل مثبت یا منفی صحبت می کند.

ب ) زبان تلقینی کوتاه:

این زبان همان چیزی است که ما معمولاً از آن به "فکر" نام می بریم. زمانی که فردی با زبان بسیار آرام با خود صحبت می کند، می گوییم او دارد فکر می کند.
‏لازم به ذکر است که زبان تلقینی کوتاه بیشترین تاثیر را در مقایسه با سایر زبان ها در شکل دادن به ذهن دارد و لذا مدیریت کردن آن نقش بسیار مهمی در مدیریت ذهن و رفتار دارد.
بنابراین کسانی که قصد تغییر رفتار خود را دارند، باید ذهن خود را مدیریت کنند و به این منظور باید زبان خود بویژه زبان کوتاه (خود گویی های بسیار آرام) یا همان فکر را کنترل کنند.
برای رسیدن به این هدف می توان از تکنیک "کات" استفاده کرد. به این صورت که هر زمان که متوجه شدیم در حال گفتگوی منفی با خودمان هستیم، زبان را به تکرار جملات واقعی مثبت تغییر دهیم. تمرینی سخت و زمان بر، اما شیرین و پر فایده.
دیشب در دیالوگ یک فیلم این جمله رو شنیدم البته زیاد همگی شنیدیم اما یک لحظه به این جمله فکر کردم ولی اینبار چقدر متفاوت برام جلوه کرد :

« کاری هست من انجام بدم »

چقدر احساس هم کاری و همراهی و دلگرمی درش نهفته .
بجاش خیلی کارها میشد کرد .
اولا کسی کمک نخواسته بود و میشد ساکت نشست .
دوم اصلا وظیفه کاری در اون جمع بعهده من نبوده ولی چقدر حس خوبی به طرف مقابل میده .
کاش این گونه باشم و ای کاش دوستانم این گونه بودن رو دوست داشته باشند.

📌مدیریت دانش، مدیریت دانایی یا مدیریت اندوخته‌های علمی ( Knowledge management - KM) به معنای در دسترس قرار دادن نظام‌مند اطلاعات و اندوخته‌های علمی است، به گونه‌ای که به هنگام نیاز، در اختیار افرادی که نیازمند آن‌ها هستند، قرار گیرند تا آن‌ها بتوانند کار روزمره خود را با بازدهی بیشتر و مؤثرتر انجام دهند. مدیریت دانش، شامل یک سری استراتژی و راهکار برای شناسایی، ایجاد، نمایندگی، پخش و تطبیق بینش‌ها و تجارب در سازمان می‌باشد.
برنامه اجرایی مدیریت اندوخته‌های علمی، بر این دو جزء اصلی، بنا می‌شود.

ارادتمند : رضوی

https://news.1rj.ru/str/enjoyableedu
❄️ ﺩﺭ ﻋﺼﺮ ﯾﺨﺒﻨﺪﺍﻥ ﺑﺴﯿﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ ﯾﺦ ﺯﺩﻧﺪ ﻭ ﻣﺮﺩﻧﺪ.
🦔 ﺧﺎﺭﭘﺸﺘﻬﺎ ﻭﺧﺎﻣﺖ ﺍﻭﺿﺎﻉ ﺭﺍ ﺩﺭﯾﺎﻓﺘﻨﺪ
ﺗﺼﻤﯿﻢ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ :
ﺩﻭﺭﻫﻢ ﺟﻤﻊ ﺷﻮﻧﺪ ﻭ ﺑﺪﯾﻦ ﺗﺮﺗﯿﺐ ﻫﻤﺪﯾﮕﺮ ﺭﺍ ﺣﻔﻆ ﮐﻨﻨﺪ ...!؟
🔥 ﻭﻗﺘﯽ ﻧﺰﺩﯾﮑﺘﺮ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﮔﺮﻣﺘﺮ ﻣﯽ ﺷﺪﻧﺪ
ﻭﻟﯽ ﺧﺎﺭﻫﺎﯾﺸﺎﻥ
ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ﺭﺍ ﺯﺧﻤﯽ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ
ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﺧﺎﻃﺮ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ ﺍﺯﻫﻢ ﺩﻭﺭ ﺷﻮﻧﺪ.
ﻭﻟﯽ ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﺩﻟﯿﻞ ﺍﺯ ﺳﺮﻣﺎ ﯾﺦ ﺯﺩﻩ ﻣﯽ ﻣﺮﺩﻧﺪ.
🌍 ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺭﻭ ﻣﺠﺒﻮﺭ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﺑﺮﮔﺰﯾﻨﻨﺪ ﯾﺎ ﺧﺎﺭﻫﺎﯼ ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﺗﺤﻤﻞ ﮐﻨﻨﺪ، ﯾﺎ ﻧﺴﻠﺸﺎﻥ ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﺯﻣﯿﻦ ﺑﺮ ﮐﻨﺪﻩ ﺷﻮﺩ .
ﺩﺭﯾﺎﻓﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﺑﺎﺯ ﮔﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﮔﺮﺩﻫﻢ ﺁﯾﻨﺪ. ﺁﻣﻮﺧﺘﻨﺪ ﮐﻪ
ﺑﺎ ﺯﺧﻢ ﻫﺎﯼ ﮐﻮﭼﮑﯽ ﮐﻪ
ﻫﻤﺰﯾﺴﺘﯽ ﺑﺎ ﮐﺴﯽ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺑﻮﺟﻮﺩ ﻣﯽ ﺁﻭﺭﺩ، ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﭼﻮﻥ ﮔﺮﻣﺎﯼ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﻣﻬﻤﺘﺮ ﺍﺳﺖ .
☑️ ﻭ ﺍﯾﻦ ﭼﻨﯿﻦ ﺗﻮﺍﻧﺴﺘﻨﺪ ﺯﻧﺪﻩ ﺑﻤﺎﻧﻨﺪ
ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺍﯾﻦ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺍﺷﺨﺎﺹ ﺑﯽ ﻋﯿﺐ ﻭ ﻧﻘﺺ ﺭﺍ ﮔﺮﺩ ﻫﻢ ﻣﯽ ﺁﻭﺭﺩ
ﺑﻠﮑﻪ ﺁﻥ ﺍﺳﺖ ﻫﺮ ﻓﺮﺩ ﺑﯿﺎﻣﻮﺯﺩ ﺑﺎ ﻣﻌﺎﯾﺐ
ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﮐﻨﺎﺭ ﺁﯾﺪ ﻭ ﻣﺤﺎﺳﻦ ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﺗﺤﺴﯿﻦ ﻧﻤﺎﯾﺪ.
🔚 ﻭﻗﺘﻲ ﺗﻨﻬﺎﻳﻴﻢ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺩﻭﺳﺖ ﻣﻲ ﮔﺮﺩﻳﻢ
ﭘﻴﺪﺍﻳﺶ ﻛﻪ ﻛﺮﺩﻳﻢ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﻋﻴﺐ ﻫﺎﻳﺶ ﻣﻲ ﮔﺮﺩﻳﻢ
ﻭﻗﺘﻲ ﻛﻪ ﺍﺯ ﺩﺳﺘﺶ ﺩﺍﺩﻳﻢ ﺩﺭ ﺗﻨﻬﺎیی ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺧﺎﻃﺮﺍﺗﺶ میگردیم .
روزى کشاورزى متوجه شد ساعت طلاى ميراث خانوادگى اش را در انبار علوفه گم کرده. بعد از آنکه در ميان علوفه بسيار جستجو کرد و آن را نيافت از گروهي کودک که بيرون انبار مشغول بازي بودند کمک خواست و وعده داد هرکس آنرا پيدا کند جايزه ميگيرد. به محض اينکه اسم جايزه برده شد کودکان به درون انبار هجوم بردند و تمام کپه هاى علوفه را گشتند اما بازهم ساعت پيدا نشد.همينکه کودکان نااميد از انبار خارج شدند پسرکى نزد کشاورز آمد و از او خواست فرصتيى ديگر به او بدهد. کشاورز نگاهى به او انداخت. کودک مصممی به نظر میرسید. باخود اندیشید: چرا که نه!. پس کودک به تنهايى درون انبار رفت و بعد از مدتى به همراه ساعت از انبار خارج شد. کشاورز شادمان و متحير از او پرسيد چگونه موفق شدى درحاليکه بقيه کودکان نتوانستند؟
کودک پاسخ داد: من کار زيادى نکردم، فقط آرام روى زمين نشستم و در سکوت کامل گوش دادم تا صداى تيک تاک ساعت را شنيدم. به سمتش حرکت کردم و آنرا يافتم!

"ذهن وقتى در آرامش است بهتر از ذهن پرمشغله کار ميکند. هرروز اجازه دهيد ذهن شما اندکى آرامش يابد تا ببينيد چطور بايد زندگى خود را آنگونه که مى خواهيد سروسامان دهيد".
Forwarded from Saeid Ghiyasvand
اگر شبها جیبهای لباسها را خالی کنید،
لباس ها زیباتر به نظر می رسند و بیشتر عمر خواهند کرد.
من هرشب قبل از خواب اشیایی مانند خودکار و
پول خرد و دستمال را از جیبم در می آورم و
آنها را مرتب روی میز می گذارم و چیزهای زائد را به درون سطل زباله میریزم.

یک شب وقتی که مشغول اینکار بودم،
به نظرم رسید که چقدر خالی کردن ذهن نیز مانند خالی کردن جیب است...

همه ی ما در طی روز مجموعه ای از آزردگی،پشیمانی،کینه،اضطراب،افکار منفی را
جمع آوری می کنیم.
اگر اجازه دهیم که این افکار انباشته شوند،
ذهن را بسیار سنگین می کنند.
پس هرشب قبل از خواب ذهنمان را خالی کنیم تا دنیای زیباتر و خواب آرامتری داشته باشیم...
این تمرین کوچک در راستای همون داستانی است که شما فرستاید و کمک شایانی می کند به آرامش . سخته اما گاهی نوشتن افکار منفی و فکر های مسموم و پاک کردن اون از ذهن کمک می کنه
هوش هیجانی : به معناي توان مديريت كردن هيجانات خود و ديگران. خوشبختانه هوش هيجاني قابليت اكتسابي دارد و ما مي‌توانيم با يادگيري در هر سن كه باشيم هوش هيجاني خود را ارتقا دهيم. پس كم‌كاري در اين زمينه فقط و فقط نشان‌دهنده‌ي تصور خودمان است. براي اينكه هوش هيجاني خودمان را بالا ببريم بايد به عوامل مهمي چون پايداري و استقامت براي رسيدن به اهداف درست از پيش تعيين‌شده، انگيزه‌بخش و مديريت روح و روان خودمان و پرهيز از نااميدي و يادگيري براي ارتقاي روحيه‌ي مثبت‌انديشي و كنترل و اصلاح دائم و مرتب رفتار و كردار خويش در راستاي انسان متعالي شدن، همدلي و گذاشتن خودمان به جاي ديگران كه با آنها سروكار داريم براي درك بهتر ايشان، و اين سؤال را از خود پرسيدن كه اگر من به جاي طرف مقابل بودم چه انتظاري داشتم، و در نهايت ارتقاي مهارت خودشناسي و شناخت تيپ شخصيتي خودمان با مراجعه به مشاوران كاربلد و مطالعه براي تقويت نقاط قوت و رفع نقاط ضعف خويش بپردازيم.
🔴 باید بدانیم که :

1️⃣ سازمان با نقشه کهنه نمی تواند سرزمینی تازه کشف کند.

2️⃣ زمینه پرورش استراتژیهای نو را درسازمان فراهم کنید؛ از طریق افراد جدید، گفتگوهای جدید و چشم اندازهای جدید.

3️⃣ برای رسیدن به چارچوب فکری جدید، باورهای قدیمی و دست و پاگیر سازمانی را فراموش کنید.

4️⃣ درست انجام دادن یک کار غلط در سازمان، زیان بار تر از انجام ندادن یک کار درست است.
5️⃣ برای ایجاد خلاقیت سازمانی در جستجوی افرادی در سازمان باشید که هنوز به شرایط خو نکرده و پارادایم حاضر را نپذیرفته اند.

6️⃣ در هر تصمیم گیری سازمانی، یک فرصت به بهای از دست دادن سایر فرصت ها به دست می آید؛ پس در تصمیم گیری دقت فراوان داشته باشید.

7️⃣ شکست اصلی سازمانها به خاطر این است که بیشتر وقت و هزینه خود را صرف دفاع از دانسته ها و داشته هایشان می کنند نه به یافتن ندانسته ها و به دست آوردن نداشته هایشان.

https://news.1rj.ru/str/enjoyableedu