تقاطع اخلاق و فناوری – Telegram
تقاطع اخلاق و فناوری
544 subscribers
371 photos
50 videos
13 files
167 links
مجله تلگرامی کارگروه اخلاق و فناوری اندیشکده مهاجر، دانشگاه صنعتی شریف
ارتباط با ادمین:

@behzadface
@Abootalebsaf
@Mahdi7khalili
Download Telegram
👆🏻👆🏻👆🏻 چند عکس از نشست اول "هنر و تکنولوژی"، نگاهی به اثر ادبی "والدن" اثر هنری دیوید ثورو. گزارش تکمیلی و فایل صوتی ارائه ها متعاقبا در کانال "تقاطع اخلاق و فناوری" قرار داده می شوند.
@ethics_technology
📝 یادداشت


هاوکینگ و هوش مصنوعی
✏️ مهدی خلیلی

🔸 #استیون_هاوکینگ فیزیکدان انگلیسی چند روزی است که دیگر در قید حیات نیست. این روزها درباره افکار علمی و فلسفی این دانشمند بحث و گفتگوهایی شکل گرفته است ولی وجهی از نگرانی ها و دغدغه های او مورد توجه جدی مطبوعات ایرانی قرار نگرفته است. در این یادداشت کوتاه بر آنم که به این وجه، یعنی نگرانی های هاوکینگ نسبت به رشد فناوری های #هوش_مصنوعی و آینده بشریت، بپردازم.

🔸مقدمتا باید یادآور شد که هاوکینگ مشاورِ #موسسه_آینده_زندگی بوده است. این موسسه که در بوستن واقع شده است، در جهت کاهشِ #مخاطره_های_وجودی که بشریت را تهدید می کنند، خصوصا مخاطرات وجودی ناشی از هوش مصنوعی پیشرفته، کارِ پژوهشی و ترویجی انجام می دهد. این موسسه توسط کسانی چون مکس تگمارک (کیهانشناسی دانشگاه ام آی تی) و جان تالین (یکی از بنیانگذاران اسکایپ) در مارس 2014 پایه گذاری شده است، و دارای چهارده مشاور تراز اولی چون استیون هاوکینگ و ایلون ماسک (کارآفرین و طراحِ اسپیس ایکس و تسلا)، استوآرت راسل (دانشمند علوم کامپیوتر)، جورج چرچ (زیست شناس)، فرانک ویلزک (فیزکدان نظری)، و مورگان فریمن (بازیگر و فیلم ساز) است.

🔸از اقدامات این موسسه می توان به کنفرانس «آینده ی هوش مصنوعی: فرصت ها و چالش ها» اشاره کرد که از دوم تا پنجم ژانویه ی سال 2015 برگزار شد و نخبگان هوش مصنوعی جهان و فعالان اقتصادی، حقوقی، و اخلاقی را دور هم جمع کرد تا هدف های منفعت بخش هوش مصنوعی را تعیین کنند. در این کنفرانس متنی زیرعنوان «نامه سرگشوده درباره ایمنی هوش مصنوعی» مطرح شد و به امضای کسانی چون هاوکینگ و ماسک و کارشناسانی از هوش مصنوعی رسید. از دیگر اقدامات این موسسه می توان به فاند 10 میلیون دلاری آن (که توسط ماسک پشتیبانی می شد) اشاره کرد که از پژوهش های حوزه هوش مصنوعی که "امن تر" بوده و برای "جامعه" مفید فایده باشند حمایت می کرد.

🔸از اقدامات هاوکینگ در ارتباط با نگرانی او نسبت به آینده فناوری هوش مصنوعی می توان به مصاحبه ها و یادداشت ها او در رسانه ها نام برد که در آنها او به نگرانی خود در قبال پیشرفت هوش مصنوعی می پردازد. به عقیده ی هاوکینگ از آن جا که سرعت تکاملی رشد انسان بسیار کند، و از سوی دیگر سرعت پیشرفت تکنولوژی هوش مصنوعی می تواند بسیار سریع باشد، این نگرانی وجود دارد که عامل های هوشمند بر انسان مستولی شوند. در یادداشتی که به نام هاوکینگ، تگمارک، راسل، و ویلزک در «هافینگتن پست» نگاشته شده اند با اشاره به فیلم ترنسندنس (2014) بیان می شود که هیچ حدی برای پیشرفت هوش مصنوعی وجود ندارد و این می تواند به مساله ای بینجامد که ورنر وینگ منحصربفردی (Singularity)، و دکتر ویل کستر (شخصیت جانی دپ در فیلم) فراروی (Transcendence) می نامد.

🔸هاوکینگ معتقد است اگرچه محصولات اولیه هوش مصنوعی کاملا مفید بوده اند، آینده ی هوش مصنوعی مخاطره آمیز می نماید، و برای دوری از این مخاطرات باید آموخت که چگونه از آن ها پرهیز کرد تا بجای اینکه هوش مصنوعی در خدمت ساختِ سلاح های هوشمندِ نابودگر باشد در خدمت عموم جامعه قرار گیرد. به عقیده هاوکینگ تاثیر کوتاه مدت هوش مصنوعی به این که چه کسی آن را کنترل می کند وابسته است، و تاثیر طولانی مدت آن به این وابسته است که آیا اصلا می توان آن را کنترل کرد یا نه.
https://goo.gl/xBNaoP


چند منبع در این رابطه:
https://en.wikipedia.org/wiki/Future_of_Life_Institute
https://en.wikipedia.org/wiki/Open_Letter_on_Artificial_Intelligence
https://www.huffingtonpost.com/stephen-hawking/artificial-intelligence_b_5174265.html
https://www.youtube.com/watch?v=fFLVyWBDTfo


🔹پی نوشت: بجز #موسسه_آینده_زندگی (Future of Life Institute) که در این متن به آن اشاره شد موسسه های معتبر دیگری در جهان به مساله مخاطرات وجودی هوش مصنوعی و آینده ی بشریت می پردازند که در این رابطه می توان به موسساتی چون #مرکز_کمبریج_برای_مطالعه_مخاطره_وجودی (Cambridge Centre for the Study of Existential Risk)، #موسسه_آینده_بشریت (Future of Humanity Institute)، و #موسسه_پژوهش_هوش_ماشین (Machine Intelligence Research Institute) نیز اشاره کرد.

@ethics_technology
🎬#آیندۀ_تکنولوژی
🗂#مخاطرات_فناوری_برای_انسان_و_دیگر_گونه‌ها
🔴 بیل جوی، تکنولوژیست و آینده پژوه مشهور آمریکایی، در این ویدئو دربارۀ نگرانی ها و امیدهای مربوط به آیندۀ انسان، حوزۀ سلامت، آموزش و پرورش و تکنولوژی سخن می گوید.
او پیشتر در سال 2000 با انتشار مقاله ای مشهور با نام "چرا آینده نیازی به ما ندارد" نیز نگرانی های خود از گسترش فناوری های قدرتمند در قرن بیست و یکم را بیان کرده است.
https://www.aparat.com/v/nyRtf

🔴 Why The Future Doesn't Need Us:
(https://goo.gl/Lsoxka)
(https://news.1rj.ru/str/ethics_technology/364)

#Bill_Joy
#Ted_Talk
در مورد فیلترینگ شبکه های اجتماعی و محتوای وب با کدام یک از گزینه های زیر موافقید؟

سیاستهای فعلی فیلترینگ روشن و مبتنی بر خواست عمومی نیست. اگر این سیاستها شفاف و مبتنی بر خواست عمومی گردد، با فیلترینگ موافقم. – 40
👍👍👍👍👍👍👍 59%

با هر نوع فیلترینگی مخالفم. مردم باید خود انتخاب کنند که به چه محتوایی دسترسی داشته یا نداشته باشند. – 18
👍👍👍 26%

با فیلترینگ به همین نحو که در کشور در حال اجراست موافقم. – 10
👍👍 15%

👥 68 people voted so far.
به نام خدا
📣📣 گزارشی از اولین نشستِ هنر و تکنولوژی
🔶 از چرخدنده تا دریاچه: نگاهی به اثر ادبی والدن، تألیفِ هنری دیوید ثورو
🔴 مقدمه: در مورد سلسله نشست‌های هنر و تکنولوژی
به طور کلی فعالیت‌های کارگروه اخلاق و فناوری اندیشکدۀ مهاجر به دو دسته تقسیم می‌شود:
🔸- فعالیت‌های پژوهشی: شامل تالیف مقاله‌های پژوهشی، کتاب و انجام پروژه‌های مختلف
🔸- فعالیت‌های ترویجی: شامل برگزاری حلقه‌های مطالعاتی، تهیۀ محتوایِ عمومی برای وب‌سایت و کانالِ کارگروه، سخنرانی‌های عمومی، برگزاری کارگاه‌های مختلف
سلسله نشست‌های هنر و تکنولوژی یکی دیگر از قالب‌هایی است که برای انجام فعالیت‌های ترویجی پیشنهاد شده است. قالبی که با استفاده از جذابیت‌ها و ظرافت‌های هنری سعی در واکاویِ مسائلِ مربوط به تکنولوژی دارد. این برنامه به لحاظ قالب و ژانر هنری هیچ محدودیت خاصی نداشته و از هر نوع اثر هنری‌ای – اعم از فیلم، رمان، نمایشنامه، شعر، موسیقی و ... - که نسبتِ وثیقی با مسائل تکنولوژی برقرار می‌کند استقبال می‌نماید.
🔴 در همین راستا اولین نشستِ هنر و تکنولوژی در تاریخ 19 اسفند 1396 برگزار شد. نشستی که با حضور سه سخنران به بررسیِ اثر ادبی والدن (Walden) تألیفِ هنری دیوید ثورو (Henry David Thoreau) اختصاص یافته بود:
🔸- جناب آقای علیرضا طاق‌دره : مترجم اثر ادبی والدن
🔸- جناب آقای دکتر مصطفی تقوی: عضو هیأت علمیِ گروه فلسفۀ علم و فناوری دانشگاه صنعتی شریف
🔸- جناب اقای دکتر علی قیدی: استاد ادبیات و مدرس مرکز زبان‌های دانشگاه صنعتی شریف
🔸- ویلیام پاورز (William Powers): از دانشگاه MIT
⭕️سخنرانیِ آقای طاق دره تحت عنوان "از فناوری تا عرفان: گفتاری دربارۀ کتاب والدن، شاهکار ادبیات کلاسیک آمریکا" بود که ایشان در طی آن توضیحاتی در مورد شخصیت ثورو و نیز کتاب والدن ارائه دادند. آقای طاق دره که سالها در مورد این اثر به تحقیق پرداخته و از نزدیک با محققان ادبیات آمریکا در دانشگاه‌های این کشور ارتباط داشته است، زوایای پیدا و پنهان این اثر را مورد بررسی قرار داده و نکات ظریفی در مورد آن ایراد کردند. سخنرانی کامل ایشان در همین کانال منتشر شده است.
⭕️سخنرانی دکتر مصطفی تقوی تحت عنوان "به سوی چهاچوب هنجاری براری توسعۀ تکنولوژی" بیشتر معطوف به تکنولوژی و وجوه هنجارین آن بود. ایشان با بررسی آرای سه تن از فیلسوفان تکنولوژی برجسته، یعنی فینبرگ (Andrew Feenberg)، ماریو بونخه (Mario Bunge) و هایدگر (Martin Heidegger) نشان دادند که همۀ این اندیشمندان در پی توسعۀ یک چهاچروب هنجارین برای توسعۀ تکنولوژی هستند و قصد دارند تا نحوۀ مواجهۀ معقول با آن را نشان دهند. ایشان در نهایت با اشاره به کتاب والدن هم نکاتی ایراد کردند. سخنرانی کامل دکتر تقوی را در همین کانال می‌توانید بیابید.
⭕️اقای دکتر قیدی که سخنرانی‌ای تحت عنوان "مروری بر حضور تکنولوزی در چند اثر ادبی" ایراد کردند، به بررسی نحوۀ پرداختِ نویسندگان و شاعران به مسئلۀ فناوری پرداختند. ایشان به خصوص با بررسی اشعاری از اخوان ثالث و فروغ فرخزاد، به عنوان دو تن از بزرگترین شاعران معاصر ایران، رویکرد شاعرانۀ آنها به مسئلۀ فناوری را مورد واکاوی قرار دادند. فایل صوتیِ سخنرانی آقای دکتر قیدی نیز در همین کنال در دسترس می‌باشد.
⭕️در انتهای جلسه نیز شاهد پخش پیام ویدئویی آقای ویلیام پاورز از دانشگاه MIT برای این نشست بودیم. ایشان نیز با اشاره به کتاب والدن و جایگاه بسیار مهم این کتاب در ادبیات آمریکا، به تحلیل وضعیت کنونی تکنولوزی پرداختند.
Audio
اولین نشست هنر و تکنولوژی
سخنران: علیرضا طاق دره
مترجم اثر ادبی والدن https://news.1rj.ru/str/ethics_technology
Audio
اولین نشست هنر و تکنولوژی
سخنران: دکتر مصطفی تقوی
هیات علمی گروه فلسفۀ علم و فناوری دانشگاه شریف https://news.1rj.ru/str/ethics_technology
Audio
اولین نشست هنر و تکنولوژی
سخنران: دکتر علی قیدی
استاد و مدرس ادبیاتhttps://news.1rj.ru/str/ethics_technology
👆👆👆 گفتگوی محمدرضا شهیدی فرد و رضا امیرخانی درباره «تلویزیون»، سال ۱۳۹۰
نگاهی به رمان ر-ه-ش
با حضور:
رضا امیرخانی (مولف رمان)
دکتر پرویز پیران
دکتر عبدالحسین کلانتری
@ethics_technology
📝 رهش و رهایی ویران شهرانه
✏️ مهدی خلیلی


🔸 #ر_ه_ش امیرخانی حرف جدیدی ندارد. نه این که حرف کهنه بزند، منظور این که همه حرف هایی را که میزند فقط به این شرط که در تهران یکی دو سالی زیسته باشی تصدیق خواهی کرد و تجربه ی مشابهی را به ذهن خواهی آورد. تصدیق خواهی کرد که هوای تهران آلوده است، که مشکل پارکینگ در تهران از حد بحرانی گذشته، که ترافیک تهران سرسام‌آور است، که تراکم در تهران چند برابر حد استاندارد است، که سایه ی ساختمان‌های بدشکل و بی‌روح بر تمام شهر مستولی شده، که هر روز بخشی از طبیعتِ تهرانِ قدیم بدل به ساختمان می‌شود و حرفهای بدیهی دیگری که وقتی در کنار هم بیان می‌شوند تهران را بدل به کابوسی می‌کنند که شاید فقط یک زلزله هفت هشت ریشتری آن را از این کابوس خارج کند. اما این که زلزله بیاید یا نیاید فعلا و با توجه به قدرت پیش‌بینی اندک بشر و ناتوانی در کنترل لایه‌های زیرزمینی دست ما نیست، پس باید به چه دل خوش کرد؟ به دولتمردان و حاکمان یا به ساختمان سازان و بساز بفروش ها که هر یک به نوعی نقشی بی‌بدیل در بدل کردن این شهر به معکوس آن، یعنی ر ه ش، داشته‌اند.

🔸جایی از رمان می‌خوانیم «چه فرقی دارد فرزندِ من با جانباز شیمیایی که در جنگ آسیب دیده است؟ حالا گیرم با رزمنده ی داوطلب یکی نباشد، چه تفاوتی دارد با کودک حلبچه ای؟ -- آنها را صدام به این روز انداخت، صدامِ فرزند من کیست؟ ایلیا را چه کسی به این روز انداخت؟ آن صدام گوشت داشت و پوست و استخوان، اما این صدام کاغد است و آیین نامه شهرسازی و قانون ترافیک و  شماره گذاری پلاک و معاینه ی فنی و این شهر آلوده». کمی که داستان جلوتر میرود، به داستان فاحشه‌ای اشاره می‌شود که متهم است و مجازاتش خودبس، که طبق آن باید از جسمش ببرنند و به جانش بخورانند تا این چنین هم بیشتر جان بکند هم افتخاری باشد برای دربار صفوی که رکوردِ مدت زمان چنین مجازاتی را به اسم خود ثبت کند. به نظر می رسد، این درست ترین تمثیلی ست که نویسنده برای بیان وضع و حال توسعه‌ی شهر تهران از آن استفاده کرده، شهری که ناسیاست های متوالی و توسعه‌های شهری کوته‌نگرانه هر یک به نوعی به آن تجاوز کرده اند، و حال برای زنده نگه داشتنش به این نتیجه رسیده‌اند که باید از جسمش ببرند و به جانش بخوراند، یعنی فی المثل از تراکم بفروشند و از درآمدش اتوبان صدر را دو طبقه کنند، و با این کار تنها مدت زمان شکنجه ی تهران طولانی تر شود و چه باک که همین طولانی تر شدن می‌تواند مایه‌ی افتخار زمام‌داران باشد.

🔸شاید بعضی بر آن باشند که رهش را داستانی نمادین بدانند، که لیا را نماد مامِ وطن یا لااقل فعالان محیط زیست و توسعه پایدار معرفی کنند، که علا را نماد دولتیان ریاکار تصویر کنند، که ایلیا را نماد آینده بدانند، آینده‌ای مسلول، و فرازنده را نماد بساز بفروش ها، و صفورا را نماد نسل جوانِ تحصیل کرده ای که درنهایت باید پادوِ امثال فرازنده باشند، و پیش‌نماز مسجد –آن پیش نمازی که جای پارک پیدا نمی کرد- را نماد روحانیت که خواه ناخواه این نحوه از توسعه را پذیرفته و خود نیز اسیر تنگاهای آن است، و معاون بسیج را نماینده ی نسل جنگی که حال در نسبت با سیاست و اقتصاد عمل می‌کنند و بیم و امیدی توامان نسبت به کنش آنها وجود دارد، و ارمیا که از نسل اصیل جنگ است، و با پیامبران و صالحان نسبتی عمیق دارد و اگرچه نتوانسته تاب شهر را بیاورد و به کوه پناه برده، ضدتمدن هم نیست و همان بالا برای خودش دم و دستگاه تکنولوژیک راه انداخته، را لابد نماد روحِ انسانی که به کلی از شهر تهران طرد شده و تابِ ماندن ندارد. اگر این نمادها را قبول کنیم لابد تنها راه پیشنهادیِ رمان برای رهایی همان راه ارمیاست که از دود و دم شهر به کوه و کمر فرار کرده، یا شاید راه پیشنهادی لیاست که میگوید شهردار باید کسی باشد که مادربزرگش هم در تهران قدیم بوده است و می‌داند شهر یعنی چه و از این حرف ها.
🔻🔻🔻
🔺🔺🔺

🔸اما این نمادیابی ها و قفل شکنی ها از شخصیتهای داستان اگرچه کاملا بی راه نیست و داستان نسبت به چنین خوانشی کاملا گشوده‌است، قصه را بدل به کلیشه‌ای می‌کند عاری از رمز و راز. در مقابل، من مایلم رهش را صرفا ویران شهرانه بخوانم، مایلم رهش را داستانِ شهری بدانم که دچار فروبستگی است، که راه رهایی و رستگاری از آن رخت بربسته، و اگر هم لیا خیالی می‌پروراند و اگر ارمیا به کوه و کمر پناه می برد، در پی پیشنهاد و راه حل نیستند بل چه بسا راه‌حل‌ها را در عمل به سخره می‌گیرند و معضل را برجسته‌تر و ویران‌شهر را ویران تر می نمایند. من مایلم رهش را کاملا ویران شهرانه و کاملا اعتراضی و تخریبی بخوانم. چه بسا راه رهایی و رستگاری، اگر وجود داشته باشد، از همین تخریب و ویران کردن آغاز شود. مگر نه اینکه «1984» و «دنیای قشنگ نو» هم برای ما ویرانه ای را ترسیم می‌کنند تا ما را از رفتن بدان سو باز دارند و چه بسا همین است افقی که ادبیاتِ ویران شهرانه بر ما می گشاید، همین که افقِ بسته را با اغراقی باورپذیر بر ما می نمایاند. چه بسا راهِ رهایی از خیره شدن در ویرانه ها آغاز شود.

https://goo.gl/GtHWaT