تقاطع اخلاق و فناوری – Telegram
تقاطع اخلاق و فناوری
544 subscribers
371 photos
50 videos
13 files
167 links
مجله تلگرامی کارگروه اخلاق و فناوری اندیشکده مهاجر، دانشگاه صنعتی شریف
ارتباط با ادمین:

@behzadface
@Abootalebsaf
@Mahdi7khalili
Download Telegram
در مورد فیلترینگ شبکه های اجتماعی و محتوای وب با کدام یک از گزینه های زیر موافقید؟

سیاستهای فعلی فیلترینگ روشن و مبتنی بر خواست عمومی نیست. اگر این سیاستها شفاف و مبتنی بر خواست عمومی گردد، با فیلترینگ موافقم. – 40
👍👍👍👍👍👍👍 59%

با هر نوع فیلترینگی مخالفم. مردم باید خود انتخاب کنند که به چه محتوایی دسترسی داشته یا نداشته باشند. – 18
👍👍👍 26%

با فیلترینگ به همین نحو که در کشور در حال اجراست موافقم. – 10
👍👍 15%

👥 68 people voted so far.
به نام خدا
📣📣 گزارشی از اولین نشستِ هنر و تکنولوژی
🔶 از چرخدنده تا دریاچه: نگاهی به اثر ادبی والدن، تألیفِ هنری دیوید ثورو
🔴 مقدمه: در مورد سلسله نشست‌های هنر و تکنولوژی
به طور کلی فعالیت‌های کارگروه اخلاق و فناوری اندیشکدۀ مهاجر به دو دسته تقسیم می‌شود:
🔸- فعالیت‌های پژوهشی: شامل تالیف مقاله‌های پژوهشی، کتاب و انجام پروژه‌های مختلف
🔸- فعالیت‌های ترویجی: شامل برگزاری حلقه‌های مطالعاتی، تهیۀ محتوایِ عمومی برای وب‌سایت و کانالِ کارگروه، سخنرانی‌های عمومی، برگزاری کارگاه‌های مختلف
سلسله نشست‌های هنر و تکنولوژی یکی دیگر از قالب‌هایی است که برای انجام فعالیت‌های ترویجی پیشنهاد شده است. قالبی که با استفاده از جذابیت‌ها و ظرافت‌های هنری سعی در واکاویِ مسائلِ مربوط به تکنولوژی دارد. این برنامه به لحاظ قالب و ژانر هنری هیچ محدودیت خاصی نداشته و از هر نوع اثر هنری‌ای – اعم از فیلم، رمان، نمایشنامه، شعر، موسیقی و ... - که نسبتِ وثیقی با مسائل تکنولوژی برقرار می‌کند استقبال می‌نماید.
🔴 در همین راستا اولین نشستِ هنر و تکنولوژی در تاریخ 19 اسفند 1396 برگزار شد. نشستی که با حضور سه سخنران به بررسیِ اثر ادبی والدن (Walden) تألیفِ هنری دیوید ثورو (Henry David Thoreau) اختصاص یافته بود:
🔸- جناب آقای علیرضا طاق‌دره : مترجم اثر ادبی والدن
🔸- جناب آقای دکتر مصطفی تقوی: عضو هیأت علمیِ گروه فلسفۀ علم و فناوری دانشگاه صنعتی شریف
🔸- جناب اقای دکتر علی قیدی: استاد ادبیات و مدرس مرکز زبان‌های دانشگاه صنعتی شریف
🔸- ویلیام پاورز (William Powers): از دانشگاه MIT
⭕️سخنرانیِ آقای طاق دره تحت عنوان "از فناوری تا عرفان: گفتاری دربارۀ کتاب والدن، شاهکار ادبیات کلاسیک آمریکا" بود که ایشان در طی آن توضیحاتی در مورد شخصیت ثورو و نیز کتاب والدن ارائه دادند. آقای طاق دره که سالها در مورد این اثر به تحقیق پرداخته و از نزدیک با محققان ادبیات آمریکا در دانشگاه‌های این کشور ارتباط داشته است، زوایای پیدا و پنهان این اثر را مورد بررسی قرار داده و نکات ظریفی در مورد آن ایراد کردند. سخنرانی کامل ایشان در همین کانال منتشر شده است.
⭕️سخنرانی دکتر مصطفی تقوی تحت عنوان "به سوی چهاچوب هنجاری براری توسعۀ تکنولوژی" بیشتر معطوف به تکنولوژی و وجوه هنجارین آن بود. ایشان با بررسی آرای سه تن از فیلسوفان تکنولوژی برجسته، یعنی فینبرگ (Andrew Feenberg)، ماریو بونخه (Mario Bunge) و هایدگر (Martin Heidegger) نشان دادند که همۀ این اندیشمندان در پی توسعۀ یک چهاچروب هنجارین برای توسعۀ تکنولوژی هستند و قصد دارند تا نحوۀ مواجهۀ معقول با آن را نشان دهند. ایشان در نهایت با اشاره به کتاب والدن هم نکاتی ایراد کردند. سخنرانی کامل دکتر تقوی را در همین کانال می‌توانید بیابید.
⭕️اقای دکتر قیدی که سخنرانی‌ای تحت عنوان "مروری بر حضور تکنولوزی در چند اثر ادبی" ایراد کردند، به بررسی نحوۀ پرداختِ نویسندگان و شاعران به مسئلۀ فناوری پرداختند. ایشان به خصوص با بررسی اشعاری از اخوان ثالث و فروغ فرخزاد، به عنوان دو تن از بزرگترین شاعران معاصر ایران، رویکرد شاعرانۀ آنها به مسئلۀ فناوری را مورد واکاوی قرار دادند. فایل صوتیِ سخنرانی آقای دکتر قیدی نیز در همین کنال در دسترس می‌باشد.
⭕️در انتهای جلسه نیز شاهد پخش پیام ویدئویی آقای ویلیام پاورز از دانشگاه MIT برای این نشست بودیم. ایشان نیز با اشاره به کتاب والدن و جایگاه بسیار مهم این کتاب در ادبیات آمریکا، به تحلیل وضعیت کنونی تکنولوزی پرداختند.
Audio
اولین نشست هنر و تکنولوژی
سخنران: علیرضا طاق دره
مترجم اثر ادبی والدن https://news.1rj.ru/str/ethics_technology
Audio
اولین نشست هنر و تکنولوژی
سخنران: دکتر مصطفی تقوی
هیات علمی گروه فلسفۀ علم و فناوری دانشگاه شریف https://news.1rj.ru/str/ethics_technology
Audio
اولین نشست هنر و تکنولوژی
سخنران: دکتر علی قیدی
استاد و مدرس ادبیاتhttps://news.1rj.ru/str/ethics_technology
👆👆👆 گفتگوی محمدرضا شهیدی فرد و رضا امیرخانی درباره «تلویزیون»، سال ۱۳۹۰
نگاهی به رمان ر-ه-ش
با حضور:
رضا امیرخانی (مولف رمان)
دکتر پرویز پیران
دکتر عبدالحسین کلانتری
@ethics_technology
📝 رهش و رهایی ویران شهرانه
✏️ مهدی خلیلی


🔸 #ر_ه_ش امیرخانی حرف جدیدی ندارد. نه این که حرف کهنه بزند، منظور این که همه حرف هایی را که میزند فقط به این شرط که در تهران یکی دو سالی زیسته باشی تصدیق خواهی کرد و تجربه ی مشابهی را به ذهن خواهی آورد. تصدیق خواهی کرد که هوای تهران آلوده است، که مشکل پارکینگ در تهران از حد بحرانی گذشته، که ترافیک تهران سرسام‌آور است، که تراکم در تهران چند برابر حد استاندارد است، که سایه ی ساختمان‌های بدشکل و بی‌روح بر تمام شهر مستولی شده، که هر روز بخشی از طبیعتِ تهرانِ قدیم بدل به ساختمان می‌شود و حرفهای بدیهی دیگری که وقتی در کنار هم بیان می‌شوند تهران را بدل به کابوسی می‌کنند که شاید فقط یک زلزله هفت هشت ریشتری آن را از این کابوس خارج کند. اما این که زلزله بیاید یا نیاید فعلا و با توجه به قدرت پیش‌بینی اندک بشر و ناتوانی در کنترل لایه‌های زیرزمینی دست ما نیست، پس باید به چه دل خوش کرد؟ به دولتمردان و حاکمان یا به ساختمان سازان و بساز بفروش ها که هر یک به نوعی نقشی بی‌بدیل در بدل کردن این شهر به معکوس آن، یعنی ر ه ش، داشته‌اند.

🔸جایی از رمان می‌خوانیم «چه فرقی دارد فرزندِ من با جانباز شیمیایی که در جنگ آسیب دیده است؟ حالا گیرم با رزمنده ی داوطلب یکی نباشد، چه تفاوتی دارد با کودک حلبچه ای؟ -- آنها را صدام به این روز انداخت، صدامِ فرزند من کیست؟ ایلیا را چه کسی به این روز انداخت؟ آن صدام گوشت داشت و پوست و استخوان، اما این صدام کاغد است و آیین نامه شهرسازی و قانون ترافیک و  شماره گذاری پلاک و معاینه ی فنی و این شهر آلوده». کمی که داستان جلوتر میرود، به داستان فاحشه‌ای اشاره می‌شود که متهم است و مجازاتش خودبس، که طبق آن باید از جسمش ببرنند و به جانش بخورانند تا این چنین هم بیشتر جان بکند هم افتخاری باشد برای دربار صفوی که رکوردِ مدت زمان چنین مجازاتی را به اسم خود ثبت کند. به نظر می رسد، این درست ترین تمثیلی ست که نویسنده برای بیان وضع و حال توسعه‌ی شهر تهران از آن استفاده کرده، شهری که ناسیاست های متوالی و توسعه‌های شهری کوته‌نگرانه هر یک به نوعی به آن تجاوز کرده اند، و حال برای زنده نگه داشتنش به این نتیجه رسیده‌اند که باید از جسمش ببرند و به جانش بخوراند، یعنی فی المثل از تراکم بفروشند و از درآمدش اتوبان صدر را دو طبقه کنند، و با این کار تنها مدت زمان شکنجه ی تهران طولانی تر شود و چه باک که همین طولانی تر شدن می‌تواند مایه‌ی افتخار زمام‌داران باشد.

🔸شاید بعضی بر آن باشند که رهش را داستانی نمادین بدانند، که لیا را نماد مامِ وطن یا لااقل فعالان محیط زیست و توسعه پایدار معرفی کنند، که علا را نماد دولتیان ریاکار تصویر کنند، که ایلیا را نماد آینده بدانند، آینده‌ای مسلول، و فرازنده را نماد بساز بفروش ها، و صفورا را نماد نسل جوانِ تحصیل کرده ای که درنهایت باید پادوِ امثال فرازنده باشند، و پیش‌نماز مسجد –آن پیش نمازی که جای پارک پیدا نمی کرد- را نماد روحانیت که خواه ناخواه این نحوه از توسعه را پذیرفته و خود نیز اسیر تنگاهای آن است، و معاون بسیج را نماینده ی نسل جنگی که حال در نسبت با سیاست و اقتصاد عمل می‌کنند و بیم و امیدی توامان نسبت به کنش آنها وجود دارد، و ارمیا که از نسل اصیل جنگ است، و با پیامبران و صالحان نسبتی عمیق دارد و اگرچه نتوانسته تاب شهر را بیاورد و به کوه پناه برده، ضدتمدن هم نیست و همان بالا برای خودش دم و دستگاه تکنولوژیک راه انداخته، را لابد نماد روحِ انسانی که به کلی از شهر تهران طرد شده و تابِ ماندن ندارد. اگر این نمادها را قبول کنیم لابد تنها راه پیشنهادیِ رمان برای رهایی همان راه ارمیاست که از دود و دم شهر به کوه و کمر فرار کرده، یا شاید راه پیشنهادی لیاست که میگوید شهردار باید کسی باشد که مادربزرگش هم در تهران قدیم بوده است و می‌داند شهر یعنی چه و از این حرف ها.
🔻🔻🔻
🔺🔺🔺

🔸اما این نمادیابی ها و قفل شکنی ها از شخصیتهای داستان اگرچه کاملا بی راه نیست و داستان نسبت به چنین خوانشی کاملا گشوده‌است، قصه را بدل به کلیشه‌ای می‌کند عاری از رمز و راز. در مقابل، من مایلم رهش را صرفا ویران شهرانه بخوانم، مایلم رهش را داستانِ شهری بدانم که دچار فروبستگی است، که راه رهایی و رستگاری از آن رخت بربسته، و اگر هم لیا خیالی می‌پروراند و اگر ارمیا به کوه و کمر پناه می برد، در پی پیشنهاد و راه حل نیستند بل چه بسا راه‌حل‌ها را در عمل به سخره می‌گیرند و معضل را برجسته‌تر و ویران‌شهر را ویران تر می نمایند. من مایلم رهش را کاملا ویران شهرانه و کاملا اعتراضی و تخریبی بخوانم. چه بسا راه رهایی و رستگاری، اگر وجود داشته باشد، از همین تخریب و ویران کردن آغاز شود. مگر نه اینکه «1984» و «دنیای قشنگ نو» هم برای ما ویرانه ای را ترسیم می‌کنند تا ما را از رفتن بدان سو باز دارند و چه بسا همین است افقی که ادبیاتِ ویران شهرانه بر ما می گشاید، همین که افقِ بسته را با اغراقی باورپذیر بر ما می نمایاند. چه بسا راهِ رهایی از خیره شدن در ویرانه ها آغاز شود.

https://goo.gl/GtHWaT
نگاهی به رمان ر-ه-ش
با حضور:
رضا امیرخانی (مولف رمان) زمان: یکشنبه، 2 اردیبهشت ساعت 16 الی 18 دانشگاه صنعتی شریف
@ethics_technology
Forwarded from H4E
🔷 نخستین گردهمایی دانشجویی
"علوم انسانی برای نخبگان"

📆 ۲۲ تا ۲۵ اردیبهشت ماه
📍دانشگاه صنعتی شریف

🔍 @H4E97
📣 گزارشی از سخنرانی دکتر پرویز پیران

🔸دومین جلسه از سلسله نشست‌های هنر و تکنولوژي در روز یکشنبه دوم اردیبهشت در آمفی‌تئاتر مرکزی دانشگاه صنعتی شریف برگزار شد. این جلسه با عنوان "تهران آشفته، نگاهی به رمان رـ‌ه‌‌ـ‌ش"، با حضور نویسنده رُمان، رضا امیرخانی، و دکتر پرویز پیران، استاد برجسته جامعه شناسی از دانشگاه علامه طباطبایی، در حضور دانشجویان و علاقه‌مندان برگزار شد. این برنامه که پیش‌نشست اولِ همایش «علوم مهندسی در فرهنگ و تمدن ایران و اسلام» است به همت پژوهشکده‌ی سیاست‌گذاری علم فناوری و صنعت دانشگاه شریف و همچنین کارگروه اخلاق و فناوری اندیشکده مهاجر، برگزار گردید.

🔸دکتر پرویز پیران به لزوم شکل‌گیری علوم انسانی منسجم برای بررسی مسائل و مشکلات مرتبط با زندگی انسان پرداخت. وی معتقد است که علوم انسانی در وضعیت فعلی دچار از هم گسیختگی ساختاری شده و به همین دلیل در حل معضلات و مشکلات بومی و داخلی ناکارآمد جلوه می‌کند. وی همچنین به اهمیت نقدکردن و نقد‌پذیری برای پیشرفت و توسعه ساختار‌های سیاسی و اجتماعی کشور اشاره کرد و کلید حل بسیاری از مشکلات فعلی کشور را در تحلیل و نقد صحیح آنها دانست.

🔸دکتر پیران شهر به معنای امروزی را نتیجه و نماد ورود مدرنیته به کشور می‌داند اما معتقد است که این انتقال به دلایل متعدد ناموفق و نامناسب بوده‌است. یکی از دلایل عدم موفقیت ترجمه ناصحیح مفاهیم، ساختارها، و ملزومات مدرنیته به زبان و فرهنگ فارسی است. چنین انتقالی نیازمند شناخت صحیح و کامل هر دو فرهنگ مبدا و مقصد می‌باشد که متاسفانه در انتقال چارچوب مدرنیته به ایران چنین حالتی رخ نداده‌است. به عنوان نمونه، در جریان انتقال مدرنیته به ایران،‌ به ویژگی‌های فرهنگی و بومی دقت نشده و این سبب بنا شدن شهر‌ها در موقعیت‌های نامناسب جغرافیایی شده است. این امر سبب ایجاد عدم تعادل بین منابع در دسترس شهری و نیازهای ساکنین شهر خواهد شد که خود به مشکلات عظیم‌تر فرهنگی، سیاسی و اقتصادی منجر خواهد شد.

🔸وی در تعریف فاجعه در نظام شهری به المان‌های متعددی همچون نا‌امیدی در حل مشکلات شهری، شدت گرفتن روزافزون مشکلات، ناپایداری‌های سیاسی ـ اجتماعی، اقتصادی و زیست‌محیطی، و عدم توسعه هماهنگ ساختار‌ها و نهاد‌های اجتماعی اشاره می‌کند. در چنین شرایطی، زندگی قابل قبول ناممکن جلوه می‌کند; قانون‌مندی زیر سوال می‌رود; منابع ملی به تاراج می‌رود; و اکثریت جامعه تبدیل به تماشاگرانی منفعل درقبال مشکلات کوچک و بزرگ شهری می‌شوند. با شدت گرفتن مشکلات علائم حیاتی شهر رو به ضعف و خاموشی کامل می‌رود.

🔸دکتر پیران در بخش پایانی صحبت خویش به چهار فرایند و پیامد استقرار و توسعه نامناسب شهرها در ایران اشاره کرد. اول‌آنکه، رشد بی رویه درآمد‌های نفتی در دهه پنجاه سبب گسترش بی‌رویه کانون‌های جمعیتی در ایران شد. در مرحله دوم، این رشد بی رویه سبب ایجاد عدم تعادل در ساختار‌های اجتماعی ایران شد. چنین رویدادهایی با تغییر فرهنگ عمومی مردم، مصرف گرایی و فساد‌های داخلی و فشارهای خارجی همراه شد و به دلیل نبود زیرساخت‌ها و آمادگی‌های مورد نیاز تبعات جدی برای کشور و مردم به بارآورد. در فاز سوم،‌ افزایش قیمت زمین و مسکن در این کانون‌های جمعیتی سبب ایجاد حومه نشینی ها و طبقه بندی های شهری در چارچوب مفهوم کلان‌شهر شد. در نهایت به دلیل عدم کنترل ساختارهای سیاسی و اقتصادی، کلان‌شهر تبدیل به منطقه شهری می‌شود. درواقع مشکلات اقتصادی در این مرحله سبب دور‌شدن و پخش‌شدن قشر ضعیف مردم در اطراف گستره وسیع پیرامون کلان‌شهرها و ایجاد منطقه شهری خواهد شد.

🔸در چنین حالتی، به دلیل فشار بیش از حد به منابع طبیعی این ذخایر طبیعی آسیب دیده و به یغما می‌رود. منابعی که قرار بود برای نسل‌های آينده مورد استفاده باشد اکنون یه‌شدت آسیب دیده و به تبع آن ساختار‌ها و نهاد‌های اجتماعی فعلی و آینده به شدت متضرر خواهند‌شد. وی صحبت‌های خود را با پرسش و پاسخ پیرامون چگونگی برقراری تعادل بین خواسته‌های مردم و ایجاد ساختار‌های مناسب و بهینه شهری به پایان رساند.
Audio
سخنرانی پرویز پیران، پیش‌نشست اولِ همایش «علوم مهندسی در فرهنگ و تمدن ایران و اسلام»
📣📣 گزارشی از گفتگو با رضا امیرخانی

🔸دومین جلسه از سلسله نشست‌های هنر و تکنولوژي در روز یکشنبه دوم اردیبهشت در آمفی‌تئاتر مرکزی دانشگاه صنعتی شریف برگزار شد. این جلسه با عنوان "تهران آشفته، نگاهی به رمان رهش"، با حضور نویسنده رُمان، رضا امیرخانی، و دکتر پرویز پیران، استاد برجسته جامعه شناسی از دانشگاه علامه طباطبایی، در حضور دانشجویان و علاقه‌مندان برگزار شد. این برنامه که پیش نشست اولِ همایش «علوم مهندسی در فرهنگ و تمدن ایران و اسلام» است به همت پژوهشکده ی سیاست گذاری علم فناوری و صنعت دانشگاه شریف و همچنین کارگروه اخلاق و فناوری اندیشکده مهاجر، برگزار گردید.

🔸در بخش دوم با رضا امیرخانی پیرامون رمان رـ‌ه‌‌ـ‌ش گفتگو‌شد و وی به سوالات و پرسش‌های مطرح شده پاسخ داد. امیرخانی در ابتدا، داستان را برآمده از ناخودآگاه نویسنده دانست و برگزاری چنین جلسات تحلیلی را برای آشکار شدن ناخودآگاه نویسنده مفید ارزیابی کرد.

🔸وی برای نوشتن این کتاب سعی داشته تا از چارچوبی متفاوت و کلی‌نگر به شهر همچون یک موجود زنده و دارای شخصیت نگاه کند. از این منظر، شهر همچون انسان ناراحت و یا بیمار شده و نیازمند توجه و رسیدگی خواهد بود. وی در همین راستا، از مشکلات وسیع تهران با عنوان زلزله پنهان یاد میکند که پیامدهای منفی و دردناک آن کمتر از زلزله به معنای معمول آن نیست.

🔸در ادامه، وی از لزوم مراقبت و رسیدگی به شهرها، در یک چارچوب و نگاه زنانه ـ مادرانه، صحبت می‌کند. در داستان وی شهر تهران از نبود چنین نگاه و رسیدگی مادرانه‌ای به شدت رنج می‌برد. از نظر وی مدیریت شهری دچار این آسیب‌شده که بیش از آنکه به ساختارهای انسانی‌ـ‌اجتماعی توجه شود به ساختارها و زیرساختارهای بی‌جان و مکانیکی شهری توجه می‌شود.

🔸امیرخانی اشاره می کند که همواره به خوب تمام کردن داستان‌هایش علاقه‌مند است اما در این مورد خاص احساس می کند که هیچ راه فراری برای نجات تهران ممکن نیست. از نظر وی تهران به کلی از کنترل خارج شده و از دست رفته است. این ایده در داستان وی به این شکل تبلور داشته که هیچیک از شخصیت‌های داستان توان نجات شهر را در خود نمی بیند و تنها راه حل‌های موضعی برای مشکلات شخصی پیدا می‌شوند.

🔸وی در ادامه از تهران به عنوان یک "ویران شهر" نام می‌برد که دچار سرطانی شده که بهبود از آن ممکن است. نگرانی وی اما متوجه شبیه شدن دیگر شهرهای کشور به تهران و مبتلا شدن به مشکلات مشابه با آن است. امیرخانی ادعا میکند که یکی از اهدف این رمان جلب توجه مدیریت شهرستان‌ها به این نکته بوده که تهران الگوی مناسبی برای توسعه و پیشرفت شهری نیست. از دست رفتن شهرها اما پدیده‌ای خاص تهران و ایران نیست و امیرخانی از لوس‌آنجلس به عنوان چنین شهری یاد می‌کند که معمولا نمایشگر فضاهای منفی اجتماعی در آمریکا است.

🔸امیرخانی حرف برخی از منتقدانش را که فضای رمانش را برخلاف بسیاری از نوشته‌های پیشین‌اش و حتی در تضاد با آن¬ها تفسیر می¬کنند قبول ندارد. به نظر او در مساله شهر طبیعی است که تقابل بین زندگی ماشینی و طبیعت باشد. این تقابل کم و بیش در آراء آل احمد هم بیان شده است اما به نظر امیرخانی، نگاه و جنس قلم رهش همچنان خاص امیرخانی است هرچند که با جلال آل احمد شباهت‌هایی نیز دارد.

🔸در بخش پرسش و پاسخ و در جواب به سوال یکی از حاضرین، امیرخانی شهر را مهم تر از انقلاب ارزیابی میکند چراکه انقلاب باید منجر به تمدن‌سازی شود و شهر نماد تمدن ما خواهد بود. وی در پایان توسعه پایدار را در تمدن‌سازی، انسان‌سازی و توسعه فرهنگی ساختارهای اجتماعی ارزیابی میکند و توسعه ماشینی را در اولویت دوم قرار می‌دهد. راه کار شخصی وی توسعه و خودکفا کردن مناطق روستایی و کوچک‌تر از طریق آموزش صحیح کودکان و جوانان آنان است; در انتها، امیرخانی مجددا تهران را از دست رفته و تصحیح ناشدنی توصیف و ارزیابی میکند و بیان مکند که باید به فکر توسعه مناسب شهرهای دیگر کشور بود که آن ها به سرنوشت تهران دچار نشوند.
Audio
گفتگو با رضا امیرخانی، پیش‌نشست اولِ همایش «علوم مهندسی در فرهنگ و تمدن ایران و اسلام»
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎬 شهر یا رهش؟
گزارش تصویری از اولین پیش نشست همایش "علوم مهندسی در فرهنگ و تمدن ایران و اسلام"