𝘔𝘳. 𝘗𝘰𝘱𝘱𝘪𝘯𝘴
تقدیم به جوجهتیغیای که خارهایش غمهایم زدود. ໒꒱
توی آب چشمه نگاه کرد. خارهاش مرتب شده بودن. حلزون هنوز خواب بود. جوجهتیغی کوچیک، آروم کنارش نشست و غرق تماشای ابرای پشمکی شد.
دلش گرم بود و چشمهاش امیدوار. تافی دوست داشت بره درختها رو در آغوش بگیره، اما میترسید خارهای نرمش تنه درختها رو اذیت کنن. به قاصدکهای مهاجر لبخند زد. جلوتر، قورباغهای رو دید که لبخند به لب به سمتش قدم برمیداشت.
دکمههای جلیقه مخملش، همرنگ خاک بارونخورده بود. لری پاپینز، از بین گلهای صورتی و سفید گذشت و کنار چشمه رسید. دست دوستش رو گرفت و کنار هم به سمت کندو راه افتادن.
***
خرگوش خاکستری، توی فنجونها چای میریخت. کنار درخت کاج، زیر کندوی عسل، ضیافتی به پا بود. پروانهها میون شاخهها میرقصیدن و زنبورک مهربون، برای تافی کیک عسلی درست کرده بود. مورچهها یکی یکی سهم خودشون از کیک رو برمیداشتن و با متانت به سمت لونهشون میرفتن.
حلزونها با ظرفهای بستنی روی لاکشون به جمع اضافه شدن. لری شمعهای روی کیک رو روشن کرد. چشمهای تافی زیباتر از همیشه شده بود. مثل همیشه گرمای قلبش، روز بقیه دوستهاش رو هم روشن میکرد. سایه مهربونیش، اعضای بیشه رو دور هم جمع کرده بود. با خوشحالی خارهاش رو تکون داد و شمعها رو فوت کرد. آسمون آبیتر شد و گلهای لیلی، میون صدای باد تولد جوجهتیغی کوچیک رو تبریک گفتن.
دلش گرم بود و چشمهاش امیدوار. تافی دوست داشت بره درختها رو در آغوش بگیره، اما میترسید خارهای نرمش تنه درختها رو اذیت کنن. به قاصدکهای مهاجر لبخند زد. جلوتر، قورباغهای رو دید که لبخند به لب به سمتش قدم برمیداشت.
دکمههای جلیقه مخملش، همرنگ خاک بارونخورده بود. لری پاپینز، از بین گلهای صورتی و سفید گذشت و کنار چشمه رسید. دست دوستش رو گرفت و کنار هم به سمت کندو راه افتادن.
***
خرگوش خاکستری، توی فنجونها چای میریخت. کنار درخت کاج، زیر کندوی عسل، ضیافتی به پا بود. پروانهها میون شاخهها میرقصیدن و زنبورک مهربون، برای تافی کیک عسلی درست کرده بود. مورچهها یکی یکی سهم خودشون از کیک رو برمیداشتن و با متانت به سمت لونهشون میرفتن.
حلزونها با ظرفهای بستنی روی لاکشون به جمع اضافه شدن. لری شمعهای روی کیک رو روشن کرد. چشمهای تافی زیباتر از همیشه شده بود. مثل همیشه گرمای قلبش، روز بقیه دوستهاش رو هم روشن میکرد. سایه مهربونیش، اعضای بیشه رو دور هم جمع کرده بود. با خوشحالی خارهاش رو تکون داد و شمعها رو فوت کرد. آسمون آبیتر شد و گلهای لیلی، میون صدای باد تولد جوجهتیغی کوچیک رو تبریک گفتن.
👍1
Forwarded from far far away (Noura)
Sometimes I just want someone to hug me and say, "I understand your pain. It's going to be okay, here's a coffee and two million dollars."
🍓1
𝘔𝘳. 𝘗𝘰𝘱𝘱𝘪𝘯𝘴
Taylor Swift – Delicate
Sometimes I wonder when you sleep
Are you ever dreaming of me?
Sometimes when I look into your eyes
I pretend you're mine, all the damn time...
Are you ever dreaming of me?
Sometimes when I look into your eyes
I pretend you're mine, all the damn time...
🍓1
• این پیام رو فوروارد کنید و بگید آخرین کتابی که خوندید چی بوده (یا در حال حاضر چه کتابی میخونید).
• به عنوان یه کتابفروش یه کتاب به عنوان کتاب بعدیتون معرفی میکنم.
• لطفاً چک کنید خط نخورده باشه.
• پرایوتها ناشناس لینک بدید.
• به عنوان یه کتابفروش یه کتاب به عنوان کتاب بعدیتون معرفی میکنم.
• لطفاً چک کنید خط نخورده باشه.
• پرایوتها ناشناس لینک بدید.
🍓4
𝘔𝘳. 𝘗𝘰𝘱𝘱𝘪𝘯𝘴
Photo
خب از هر ده نفر شرکتکننده اسکرینشات گرفتم لینکتون رو هم ذخیره کردم؛ میتونید بردارید، دوست داشتید بمونه هم خوشحال میشم.
با توجه به این که ممکنه برخی کتابها رو نشناسم و بخوام دربارهشون بخونم، ممکنه یک کوچولو طولانی شه اما سعیم رو میکنم زودتر براتون بذارمش.
مرسی از شکیباییتون.✨
با توجه به این که ممکنه برخی کتابها رو نشناسم و بخوام دربارهشون بخونم، ممکنه یک کوچولو طولانی شه اما سعیم رو میکنم زودتر براتون بذارمش.
مرسی از شکیباییتون.✨
🍓1