تجربه به عنوان سرویس – Telegram
به عنوان اولین استارتاپ به سراغ استارتاپ #بپارک می‌ریم.
#با_بپارک_آسوده_بپارک
تا حالا شده با ماشین شخصی خودتون بخواید برید جایی و براتون سوال باشه که باید ماشینتون رو چیکار کنید و کجا پارکش کنید ؟!
اگه همچین مشکلی دارید و دوست دارید یک جواب دائمی برای این مشکلتون داشته باشید ،ما بهتون « بپارک » رو پیشنهاد میکنم.
بپارک سامانه ای برای رزرو پارکینگ است که به کمک آن خواهید توانست پارکینگ های موجود در شهر را پیدا کنید و توسط آن ، پارکینگ مورد نظر را در ساعت ورودتان رزرو کنید.
برای کسب اطلاعات بیشتر و اطلاع از پارکینگ های تحت پوشش می توانید به سایت زیر مراجعه کنید:

http://bepark.ir
#بپارک
———————————-——————————————————


این اولین پیامی بود که توی کانال این مجموعه به عنوان معرفی کوتاه از کاری که قرار بود انجام بشه ارسال شد.
👍1
#قسمت_1
موضوع: #ایده
داستان بپارک رو از اولش شروع میکنیم
پارسال همین موقع ها بود که من درگیر یه مشکل بودم.
مشکلی بنام پیدا کردن جای پارک 🤔 و وقتی این مشکل شدیدتر میشد که میخواستم برم جاهای شلوغتر
شخصیتم جوریه که دنبال حل کردن مشکلات هستم و بالاخره یه جوابی برای اون مشکل پیدا میکنم .
چون اون موقع درگیر چندتا کار دیگه هم بودم خیلی فرصت نشد درست بهش فکر کنم.
بعد از اون یه خبر رو دیدم که گوگل یه استارتاپ رو خریده و میخواد تو گوگل مپ یه آپشن بنام پیدا کردن جای پارک اضافه کنه .هرچی سرچ زدم نتونستم پیدا کنم که روشش برای این کار چیه؟!
آخر سر فکر کردم و سعی کردم ببینم مشکل دقیقا چی هست تا بشه بهش یک جواب منطقی داد . بنظرم اومد اگه بشه جای پارکت رو رزرو کنی خیلی بهتر میشه .
(میدونم هنوز تحقیقات بازار و ... اعمال نکردم و اصلا اعتبار سنجی نکردما ولی شما ببخشینم چون این موقعی نبود که بخوام ایده رو انجام بدم ، حدودا 6 ماه بعد برای درست کردنش اقدام کردم)
اینجوری ایده رزرو پارکینگ شکل گرفت . 😁
ایده به این صورت بود که یک وسیله که حجم زیادی رو اشغال نکنه بتونه روی زمین قرار بگیره و پارکینگ های حاشیه ای رو مدیریت کنه ( تو نوشتن خیلی سخته ، یه ویدیو قبلا ساخته بودیم که بهتر نشون میداد ک چی میگم و میدونم خیلیا میگن که یعنی چی ؟! مگه میشه؟!)
از اون به بعد توی جلسات همفکر که اون موقع زیاد داخلش شرکت میکردم ، هر کسی رو میدیم و باهاش صحبت میکردم نقله این ایده میگفتم .
اما اتفاق جالبی می افتاد: اصلا کسی نمی فهمید چی میگم که بخواد براش جالب باشه
از قضا تو یکی از جلسات همفکر که توی شتابدهنده نوران بودیم یه آقایی که فامیلیش رو فراموش کردم ، پارکینگ هوشمند کار میکرد . شاید باورتون نشه اما ایده و مسائل و مشکلات اولیه رو که به نظرم میومد رو با ذوق و اشتیاق بهش میگفتم که انجامش بده و برای خیلی هاش راه حل داشتم
اما ....
تا امروز که دارم براتون مینویسم خبری ندارم که بخواد انجامش بده😄 و نکته قشنگ قضیه همینه و میخوام ازش یه نتیجه گیری کنم و تعمیمش بدم

🍀🍀🍀🍀🍀

نتیجه گیری:
ایده هاتون خیلی کمتر از چیزی که فکر می کنید برای بقیه کم ارزش هست
بعضیا هزار تا عیب میارن که نمیشه انجامش داد
و بعضیا هزارتا دلیل میارن که اگه کار خوبی بود تا حالا انجامش داده بودن
بعضیا هم براشون مسخرن ، چون اصلا مشتری همچین محصولی نیستن
ایده هاتون رو روی نیاز های مردم بسازید و سعی کنین یه نیاز رو جواب بدید ، بعدا که جلوتر برم نقله ارزیابی ایده و اینکه چه جوری بفهمیم نیازی که پیدا کردیم نیاز واقعی هست یا نه ، بیشتر میگم
😃
👍3
تمام محتوایی که اینجا گذاشته می‌شه بدون حتی یک واو جا به جایی هستش. هیچ تصحیحی حتی در ایرادات و غلط‌های نگارشی و املایی هم صورت نمی‌گیره.
👍21
تجربه به عنوان سرویس pinned «تمام محتوایی که اینجا گذاشته می‌شه بدون حتی یک واو جا به جایی هستش. هیچ تصحیحی حتی در ایرادات و غلط‌های نگارشی و املایی هم صورت نمی‌گیره.»
تجربه به عنوان سرویس
#قسمت_1 موضوع: #ایده داستان بپارک رو از اولش شروع میکنیم پارسال همین موقع ها بود که من درگیر یه مشکل بودم. مشکلی بنام پیدا کردن جای پارک 🤔 و وقتی این مشکل شدیدتر میشد که میخواستم برم جاهای شلوغتر شخصیتم جوریه که دنبال حل کردن مشکلات هستم و بالاخره یه…
#قسمت_2
موضوع : #تیم_اولیه
مرحله ی بعد از ارائه یک ایده خام ، ساختن تیم بود ، اما اصلا رغبتی به ساخت و درست کردن تیم برای این ایده نبودم چون سختی ها و چالش های زیادی داشت و بنظرم برای استارتاپ اول سنگین میومد .


« 6 ماه »بعد از اون فکر و خیال ها طی یک اتفاق مشتاق شدم که انجامش بدم.
آخرای ترم بود که استاد یکی از درس هامون گفت فکر کنید و یک ایده ای بدید که یه جورایی با مخابرات ربط داشته باشه و شرط کرد ک باید یه تیم 2-3 نفره باشید که پذیرفته بشه.
و بعد از اون یک پاورپوینت دادن که پرش کنیم و بعضی از قسمت هاش ماله بوم کسب و کار بود و یه سری دیگه از اعتبار سنجی های اولیه ایده هم داخلش بود.

🍀🍀🍀🍀🍀

از طرف دیگه یک رویداد دیگه ای هم بود که همزمان تو شیراز داشت برگزار میشد : رویداد هم آفرینی همراه اول که یکی از فیلد هایی مورد نظرشون IoT بود.
اگر اشتباه نکنم موراد درخواستی بیزینس مدل ، ارزیابی های ایده و ساختن mvp بود . 😃


با یه سرچ دیدم که موارد خواسته شده رو میشه در عرض یک ماه اوکی کرد ، برای mvp هم چیزایی که دیدیم گفتم خب دیگه اوکیه حالا یک ویدیویی میسازیم و دیگه اوکی میشه .
اینجوری با یک تیر دو نشون میزدم هم نمره مو رو می گرفتم و هم تو یک مسابقه شرکت میکردم .
مضاف بر اون ممکنه افرادی رو به ایده علاقه مند کنم که بتونیم تیم خوبی هم بشیم و ادامش بدیم.


به همین شیوه ایده رو فرستادم . نتیجتا ایده و موارد حجم بازار و ... اش در مسابقه هم آفرینی پذیرفته شد.
اما برای مسابقه هم آفرینی به یک تیم حداقل سه نفری نیاز داشتم و هنوز تیم رو نساخته بودم.
بعد از اون بود که تازه باید تیم سازی رو شروع میکردم😅

🍀🍀🍀🍀🍀
👍1
#قسمت_3
موضوع : #تیم_اولیه

پارازیت :
(پارازیت به این معنی هست که این قسمت چندتا نکته داره و پارازیت وسط داستان هست. )

مطمئننا تیم سازی مهمترین رکن شروع به کار استارتاپ هست و خیلی بهتره افرادی که میخوان استارتاپ رو شروع کنن حداقل با مفاهیم پایه ای استارتاپ آشنا باشن و کلیات قضیه رو بدونن.

👈 اگر نفری دارید که استارتاپی نیست حتما وقتی رو بیزارید که با استارتاپ و دنیای استارتاپی آشناش کنید ، مطمئن باشید چه فرد مذکور بیاد تو تیم تون چه نیاد شما سود بزرگی کردید . از این بابت عرض میکنم که اگر بیاد سختی های کار رو میدونه و وسط کار به این دلیل تنهاتون نمیزاره . اگر هم نیاد ، شما وقتتون رو صرف آدم اشتباهی نکردید که بعدا دستتون بمونه تو حنا

🍀🍀🍀🍀🍀


🔅 از اینا که بگذریم من چند تا نکته ابتدایی رو کلا برای تیم سازی کوفاندر ها در نظر میگرفتم:
1- با دوست صمیمیم وارد بیزینس نمیشم . دلیلش هم اینه که از نظر من ذات بیزینس مطالبه گری و مناقشه رو میطلبه و اگه روزی کار شکست بخوره هم کار رو از دست میدم و هم یکی از بهترین دوستانم رو و از نظرم ریسک زیاد تری پیدا میکنه و موقعی که لازم میبینی یک کار رو تموم کنی مجبوری ملاحظات دیگه ای رو هم وارد کارت کنی و عملا دست و پات رو میبنده.
2- هم تیمیم فرد کاری باشه و از اون مهمتر به کاراش متعهد باشه . اگه بخوام بیشتر توضیحش بدم میشه گفت که تعهد به کار وقتی بوجود میاد که افراد انگیزه انجام اون کار رو داشته باشن .
پیشنهاد میکنم قبل از شروع به کار استارتاپ ،فاندر تیم ،حتما حتما انگیزه تمام هم تیمی هاتون رو بدونه
3 - توان (چه علمی چه عملی) انجام اون کار رو داشته باشه
4- آدمی باشه که بتونه 4تا وظیفه دیگه هم اگه لازم شد انجام بده .این ویژگی مخصوص استارتاپ هست و فردا نگه مثلا من نمیرم با مشتری صحبت کنم

🍀🍀🍀🍀🍀

اینا ویژگی هایی بود که اون موقع برام مهمتر بود و نظر شخصی هست. البته همین امروزم بخوام دوباره تیم سازی کنم رعایتش میکنم.

الان ویژگی های دیگه ای بهش اضافه کنم و بعضا مهمتر باشه:
1 - بتونه ریسک کنه
1- شخصیت یادگیرنده داشته باشن و بدونن که قراره چیزای جدیدی یاد بگیرن.
1- تعهد جدی جایی نداشته باشن تا بتونن فول تایم کار کنن (خیلی مخالفن که همه باید فول تایم باشن اما بنظر من اگه میخواین کار جواب بده حتما باید کوفاندر ها فول تایم روی استارتاپشون باشن )
2- شخصیت ها با هم مچ باشه و یه تیم چندتا رهبر برای نظر آخر دادن نداشته باشه بعدا توضیح میدم که چه خطری اینجور تیمی رو تهدید میکنه و ما خودمون هم همین مشکل رو پیدا کردیم

2- تجربه ها و رده های سنی یک اندازه باشه . اگر هم نیست بنظرم سنگ تون رو برای سهام همون اول کار وا بکنین ، شاید صفر درصد از صفر با 100% از صفر فرقی نکنه ، اما همین که به مرحله های بالاتر برسید اون نفر بزرگتر / با تجربه تر سهم بیشتری میخواد و اون موقع حل کردن همچین اختلافی خیلی سخت تر هست
البته اصلا به این معنی نیست وقتی نفرات یه ذره بالا و پایین هستن سنگ درصد به سینه بزنن ، ما کم تجربه تر ها باید باور کنیم که استارتاپ بزرگترین چیزش یادگیری هست و تو همچین موردی درصد اصلا مهم نیست.
2- حتما افرادی که میخوان شروع کنن بپذیرن که حدود 6 ماه درآمدی نخواهند داشت و باید تو این وضعیت فول تایم هم روی استارتاپ باشه . (استارتاپ با عرق ریختن موفق میشه با فکر سیلکن ولی خوابیدن و بیدار شدن هیچی نمیشه)

🔆پیشنهاد میکنم کسانی که میخوان فاندر بشن حتما تست های شخصیت شناسی MBTI و رفتار شناسی DISC رو مطالعه کنن و آشنایی نسبی باهاش داشته باشن ، بنظرم کمک کننده خواهد بود.
هنوز بحث تیم ادامه داره و بنظرم اومد اینا رو قبل از بقیه ماجرای بپارک بگم.

ادامه دارد ....
👎1
تجربه به عنوان سرویس
#قسمت_3 موضوع : #تیم_اولیه پارازیت : (پارازیت به این معنی هست که این قسمت چندتا نکته داره و پارازیت وسط داستان هست. ) مطمئننا تیم سازی مهمترین رکن شروع به کار استارتاپ هست و خیلی بهتره افرادی که میخوان استارتاپ رو شروع کنن حداقل با مفاهیم پایه ای استارتاپ…
#قسمت4
موضوع : #تیم_اولیه
برگردیم به داستان
🔆 تیم سازی من با این شرایط یکم محدودیت داشت(مجبور بودم از جمع بچه های اون کلاس انتخاب کنم) و نمی تونستم فردی رو انتخاب کنم که به قولن استارتاپی باشه هرچند که نیروی استارتاپی خیلی سخت گیر میاد و خیلیا که سختی های یک استارتاپ واقعی رو میدونن حاضر نیستن واردش بشن.


آقای x رو از قبل باهاش صحبت کرده بودم ، اندروید رو به عنوان یه کار جانبی یاد گرفته بود و از پس کاراش بر میمد دیدم . انگیزه خوبی داشت و خیلی دنبال یادگرفتن بود و ادم چلنجری بود به این صورت که تا مشکل رو حل نمیکرد عقب نمیکشید . علاوه بر اون میتونست کارای دیگه ای هم انجام بده. با تیپ شخصیتی مدیر و تسلط طلبی بالایی که اون موقع این حد رو اشتباه تخمین زدم . فکر میکردم که بتونم از پسش بر بیام و چالش های تیمی رو برطرف کنم.

آقای ح یک الکترونیک کار ، کار کرده بود و قبلا که با هم کار میکردیم تو کار تیمی نا موفق بودیم . تیپ شخصیتی مدیر مسلک و ثبات زیاد

خودمم یه فردی که یکم الکترونیک کار کرده بود ، یه قطره روی اندروید کار کرده بودم و تازگی پیدا کرده بودم که مشکل روی مارکتینگ هست و به سمت این کار شیفت پیدا کردم. یکم با مباحث گوشم آشنا بود .تیپ شخصیتی فرمانده و تطابق پذیری بالا

🍀🍀🍀🍀🍀



البته خودم بهتر از هر کسی میدونستم که یه تیم نمیتونه سه تا مدیر داشته باشه ، اما برای شرکت توی هم آفرینی لازم بود .
البته اون موقع خوب از فرصت استفاده کردم و این دو نفری که اسمشون رو برای مسابقه نوشته بودم باهام همراه شدن.
نهایتا تو مسابقه با یه مشت عدد رقم و پرزنت خوب ایده پذیرفته شدیم و قرار شد برای 15 روز بعدش MVP رو آماده کنیم.
من فکر میکردم MVP دقیقا همونه که تو سایت هایی که تا سرچ کنی میاد آوردن اما چندتا نکته داشت که من اون موقع نمیدونستم و نهایتا باعث شد که جز 30 تیم اخر نباشیم و MVP مون مورد قبول نباشه.
🍀🍀🍀🍀🍀
تجربه به عنوان سرویس
#قسمت4 موضوع : #تیم_اولیه برگردیم به داستان 🔆 تیم سازی من با این شرایط یکم محدودیت داشت(مجبور بودم از جمع بچه های اون کلاس انتخاب کنم) و نمی تونستم فردی رو انتخاب کنم که به قولن استارتاپی باشه هرچند که نیروی استارتاپی خیلی سخت گیر میاد و خیلیا که سختی های…
#قسمت5
موضوع : #اصلاح_ایده

تیمی که جمع شده بود تیم نبود و فقط در حد همون هم آفرینی عمر داشت و آقای ح بلافاصله رفت ، اما برای من که میخواستم آقای x به ایده علاقه مند بشه کاملا کار ساز بود.
میشه گفت یکی از دلایلش ساختن اون ویدیو بود که کارمون رو توصیف میکرد و به اکثر افرادی که نشون میدادیم ، میگفتن عالیه و چه جوری میتونیم ازش استفاده کنیم.
متاسفانه اون موقع از مشاوره افراد اشتباهی استفاده کردیم که به عنوان کار بلد این حوزه ،خودشون رو معرفی میکردن .نهایتا موجب شد که فکر کنیم ایده خوبی هست و ویدیو رو پخش نکنیم.


اما خودم که فکر کردم دیدم یه مشکل از بابت ایده وجود داشت . دستگاهی که میخواستیم تولید کنیم یه دستگاه IoT بود که با یک اپ موبایلی هم همراه میشد . با وجود داشتن سخت افزار کار سخت تر میشد . از جمله :
هزینه های بیشتر
نیاز داشتن به آزمایشگاه و فضای کاری
عدم وجود زنجیره تامین مناسب
مبهم بودن هزینه های عملیاتی و نصب تجهیزات
و علاوه بر این ها ، با ابزار موجود ، قیمت تمام شده محصول بالا می رفت و حاشیه سود خوبی رو ایجاد نمی کرد . نکته ی دیگه ای که خیلی توجه منو به خودش جلب کرده بود این بود که نرخ خرابی محصولمون چقدر هست و چقدر هزینه برای این باید در نظر بگیرم .

🍀🍀🍀🍀🍀

با این مشکلات ، آینده خوبی رو نمیشد برای چندتا جوون بی تجربه متصور بود پس تصمیم گرفتم یه سری از مشکلات رو از روی کارمون حذف کنم .


ایده بعدی شد : هوشمند سازی پارکینگ ها به روشی ارزان و رزرو پارکینگ های محصور

بنظر خودم اینجا ایده رو اصلاح کردیم و گفتن اینکه pivot کردیم حرف چندان درستی نیست . چون که روی بازار تحلیلی رو انجام ندادیم و ساختن ، اندازه گیری ، یادگیری رو انجام ندادیم که به چرخش منجر بشه . صرفا براساس توانایی های موجود خودمون کاری رو که میخواستیم انجام بدیم تغییر دادیم.

نتیجه گیری :

به امید مسابقه خودتون رو گول نزنین و هدف نهایی تون شرکت تو مسابقه های مختلفی که برگزار میشه نباشه.
موقعی که بی تجربه هستیم لقمه ی بزرگتر از دهنمون بر نداریم ( البته من خودم خیلی گیر این دام می افتم و درواقع همین کار ، بازم کوچیک نبود)
از خوندن کتاب های لازم به هیچ وجه شونه خالی نکنید . با این کار فقط خودتون رو از تجربه های بقیه محروم میکنین
حتما از مشاوره ی افراد خبره استفاده کنید و بدون مشاور وارد این حوزه ها نشید . مشاوری استفاده کنید که خودش این کارا رو کرده باشه و حداقل یه دونه استارتاپ واقعی انجام داده باشه . دنیای انجام پروژه یا تولید یه محصول با دنیای استارتاپ ها خیلی فرق داره . متاسفانه افراد زیادی هستند که همین الان هم دارن مشاوره استارتاپی میدن یا انواع و اقسام تحلیل ها رو انجام میدن بدون اینکه ...  . فقط تنها کاری رو که خوب بلدن انجام بدن اینه که به خوبی تو مسیر اشتباه ببرنتون
تجربه به عنوان سرویس
#قسمت5 موضوع : #اصلاح_ایده تیمی که جمع شده بود تیم نبود و فقط در حد همون هم آفرینی عمر داشت و آقای ح بلافاصله رفت ، اما برای من که میخواستم آقای x به ایده علاقه مند بشه کاملا کار ساز بود. میشه گفت یکی از دلایلش ساختن اون ویدیو بود که کارمون رو توصیف میکرد…
#قسمت6
موضوع: #ایده2

بعد از مشکلاتی که درست بهش فکر نکرده بودم ، دیدم بازتر شده بود اما هنوزم بدون مشاور خوب داشتن داشتم پیش میرفتم.
قصد داشتم تو این طرح برنامه رزرو پارکینگ های طبقاتی رو انجام بدیم ، برای این کار کاربر از طریق اپلیکشن ساعت و زمان ورودش رو به ما اطلاع میداد ، ما هم درصدی از ظرفیت رو برای رزرو در نظر میگرفتیم و از شماره پلاکش خودرو را شناسایی میکردیم و اینجوری کنترلش میکردیم . بعضیا یه سری مشکلات میگرفتن که ملت ما پیچیدگی فرهنگی دارن و نمیرن سر جاشون پارک کنن . اما نکته ای که وجود داشت،این سیستم از طریق بهینه سازی ظرفیت پارکینگ ها رو رزرو میداد و یه حد خطا هم برای سیستم در نظر گرفتم .
چندتا مقاله و کار مرتبط با موضوع بهینه سازی ظرفیت با داده های تصادفی پیدا کردم ودیگه بنظرم اومد خیلی همه چی خوب شده .
👈(اما فرض اصلی این نبود ، فرض اصلی اینه که مردم حاضر هستن برای خودروشون جای پارک ، رزرو کنند ؟!)


🍀🍀🍀🍀🍀


واقعیتشو بخواید این محصول هم سنگین بود و من اصلا حواسم به mvp نبود که چقدر کار ساز هست و چه کاربرد هایی داره. عقیدم مثله خیلیا این بود که تو ایران فقط باید یه محصول خوب ساخت .
اصلا به اینکه یه محصول کوچیک بسازیم و بتونیم همه جوانب رو باهاش بسنجیم اعتفاد نداشتم ، تازه میگفتم پارکینگ رو میگیریم و این تجهیزات رو نصب میکنیم . ( بازم ویژنم برای این کار خیلی بیشتر بود )

برای من این کار و اتفاقات یه نکته بزرگ داشت ، اینقدر ویژنم رو بالا میگرفتم و کارهای بزرگتر توی سرم میومد که این کار برای اهداف بزرگترم میشد یه کار ساده و کوچیک .

🔅 حواستون باشه ایده تون رو به اندازه کافی کوچیک کرده باشید که بتونین با یه تیم نهایتا 4 نفره انجامش بدید . اگه فکر میکنید نمیشه یا درست نتونستید آدمهای مناسب رو پیدا کنید یا هنوز ایده رو به اندازه کافی کوچیک نکردید.
1
تجربه به عنوان سرویس
#قسمت6 موضوع: #ایده2 بعد از مشکلاتی که درست بهش فکر نکرده بودم ، دیدم بازتر شده بود اما هنوزم بدون مشاور خوب داشتن داشتم پیش میرفتم. قصد داشتم تو این طرح برنامه رزرو پارکینگ های طبقاتی رو انجام بدیم ، برای این کار کاربر از طریق اپلیکشن ساعت و زمان ورودش رو…
#قسمت 7
#موضوع : امکان سنجی

برای اینکه ببینم اصلا دادن خدمت رزرو پارکینگ امکان پذیر هست یا نه ، باید میرفتم از نهاد های تصمیم گیرنده تو این موضوع می پرسیدم . برنامه ریزی و مدیریت پارکینگ ها زیر نظر سازمان ها حمل و نقل ترافیک شهرداری ها بود .

از اونجایی که به کارهای دولتی بی اعتماد بودم و یه ذره در مورد بیان ایده ، داخل سازمان ها احتیاط میکردم .قبلا با یکی از استاد ها یه طرح رو برده بودم دفتر فاوا شهرداری شیراز و از این طریق با چندتا از مسئول های رده بالا آشنایی پیدا کرده بودم . خداروشکر بعد از یکسال که برگشتم منو یادشون بود . بعد از نصفه روز پاس خوردن تو بخش های مختلف پیدا کردم کجا باید برم و تصمیم گیرنده اصلی تو این مورد کی هست.

🍀🍀🍀🍀🍀


از این به بعدخودم رو نماینده یه شرکت معرفی می کردم و هی بخش های مختلف رو میرفتم.
نهایتا با رئیس اون بخش صحبت کردم . تو صحبت ها فقط نفهمیدم که میشه پارکینگ رزرو کرد یا نه ، بلکه صحبت هایی شد که تجهیزات و قیمت رو برای نصب اعلام کنیم و یه سوال دیگه کردم و خودشون گفتن اگه بخواین قرار داد 5 سال اجاره رو هم میدیم آخر سر هم سوال کوچیک آخرم رو پرسیدم که در مورد رزرو بود و گفتن که اوکی هست .
این بیشتر از چیزی بود که من میخواستم ،تلویحا امکان واگذاری پارکینگ ها رو هم اوکی دادن.
( من نه کارت ویزیتی داشتم ، نه شرکتی و نه هنوز تیم لازمو اما تمام جواب های لازمم رو گرفتم 😉 تو بعضی بررسی ها نباید به خپدتون سخت بگیرید )

اقای x رو در جریان تمام این اتفاقا میگذاشتم تا هنوز علاقه مند باشه که کار رو انجام بده .
بعد از این ، جمع کردن تیم رو شروع کردم. اما قبلش با آقای x باید صحبت میکردم.

حتما اگه ایده تون با نهادی در ارتباط هست چک کنید ، ببینید میزارن کار شما انجام بشه یا نه (برای دوستانی که آشنایی ندارن : تحلیل PEST رو مطالعه کنید ، از این بابت دید مناسبی بهتون میده )
بیشتر وقتا برای سوالات کوچیک لازم نیست حتما از سمت شرکت باشید یا حتی اسم و رسم خاصی داشته باشین . اعتماد بنفس تون رو حفظ کنید و فکر کنین از یه شرکت درست حسابی اومدین . سعی کنین از همه افرادی که بهشون مربوطه جواب سوال هاتون رو بگیرید چون چندتا خاصیت داره : هم اطلاعات بیشتری پیدا میکنید و هم وقتی رسیدید پیش رؤسا خیلی دید بهتری دارید.
تجربه به عنوان سرویس
#قسمت 7 #موضوع : امکان سنجی برای اینکه ببینم اصلا دادن خدمت رزرو پارکینگ امکان پذیر هست یا نه ، باید میرفتم از نهاد های تصمیم گیرنده تو این موضوع می پرسیدم . برنامه ریزی و مدیریت پارکینگ ها زیر نظر سازمان ها حمل و نقل ترافیک شهرداری ها بود . از اونجایی که…
#قسمت 8
#موضوع : تیم

برای من که یاد گرفته بودم که تیم رو چه جوری جمع کنم ، این کار برام زمان زیادی رو نبرد.
تو بچه های نزدیکم میدونستم کی در چه حد کار کرده و چقد زمان گذاشته و کاراش چه جوریه.

چندتا تخصص رو میخواستم :
1- بک اند ترجیحا php و فریمورک لاراول برای زدن وب سرویس و ترجیحا جاوا هم کد بزنه (تخصصم نیست ولی شنیده بودم بهتره و یه سری مشکلات رو نداره)
2 - گرافیست چون حدس میزدم کلر گرافیکی زیادی داشته باشیم ( بعدا فهمیدم استارتاپ تو مراحل اول به هیچ عنوان همچین نقشی لازم نداره و یه نوع سر بار زیادی هست )
3- پردازش تصویر با open cv
4 - مارکتینگ کار هم میخواستم ولی چون چند نفر این کاره رو میشناختم گفتم بعدا باهاشون صحبت کنم و مراحل مقدماتی رو خودم ، انجام میدم.
واقعیت رو بخواین الان زیر بار ساختن همچین تیمی نمیرم ، چون هماهنگی ها و انجام کار خیلی سنگین میشه .


🍀🍀🍀🍀🍀

افراد رو از اونجایی که میشناختم و میدونستم دنبال چی هستن ، سریع اوکی شدن . اما بعضیا همدیگه رو نمیشناختن و نمیدونستم با هم مچ میشن یا نه . ترجیح دادم در عمل افراد رو تست کنم. تو قسمت های بعدی نقله این تیم و وضعیت نامناسبش بیشتر میگم .


بعد از اون رفتم تهران برای اینکه ببینم وضعیت شهرداری تهران چه جوریه و یه جوری نباشه که فقط تو شیراز بهمون اجازه کار بدن.
وضعیت شهرداری تهران خیلی متفاوت بود و بهت اصلا اجازه نمیدادن وارد بخش ها بشی ،تو تهران هم به هر مصیبتی که بود وارد بخش شون شدم و جواب های لازمم رو گرفتم .


حتما نقش های تیم تون رو بدرستی انتخاب کنید و ادمایی که چندتا مهارت رو دارن انتخاب کنید . مسلما الان هیچوقت دنبال نقشی مثله گرافیست نمیرم و واقعا تو شروع یک کار گرافیست نیازی ندارید چون هم با این کار سهام شرکت میلیون دلاری فرضی تون رو می کُشید و هم فرد تک مهارتی سود چندانی برای تیم اولیه نداره اگه موافق باشید دلیلش رو تو پست بعدی توضیح میدم

اگه تو شهرستان هستید ، صرفا به بررسی وضعیت قانون های شهر خودتون اکتفا نکنید ، حتما تهران رو تو اولویت های بررسی تون قرار بدید . حالا از این ها بگذریم که تهران با جمعیت 10 میلیونی ، معضلات مخصوص به خودش رو داره و با توجه به حجم استفاده از تلفن همراه ، احتمالا برای استارتاپ های امروزی بخش زیادی از جامعه هدفشون رو شامل میشن . بنظرم باید برای بعضی استارتاپ های خدماتی ، وضعیت تهرانی ها در نظر گرفته بشه و تحقیقاتی روشون داشته باشید.
عزیزان یعنی تا الان هیچ چیز جالبی توی پست‌های کانال و حرف‌های این بشر نبوده که یهههههه دووووونههههه نقطه هم اظهار نظر نکردین؟!😑😂
😁4
تجربه به عنوان سرویس
#قسمت 8 #موضوع : تیم برای من که یاد گرفته بودم که تیم رو چه جوری جمع کنم ، این کار برام زمان زیادی رو نبرد. تو بچه های نزدیکم میدونستم کی در چه حد کار کرده و چقد زمان گذاشته و کاراش چه جوریه. چندتا تخصص رو میخواستم : 1- بک اند ترجیحا php و فریمورک لاراول…
#قسمت 9
#موضوع :تیم

بعد از تهران رفتن دیگه مطمئن شدم که کار عملی هست و مشکلی از بابت قانون ها ندارم .

امکان سنجی کار انجام شده بود و باید تیم کاملا درست میشد.
اما یه چیزی بود که بلد نبودم و باید یه جورایی ازش اطلاع کسب میکردم ، علاوه بر امکان سنجی می بایست اعتبار سنجی هم میکردم . خود اعتبار سنجی بحث اساسی هست و از حوصله خارجه اما اگه تو کار خودمون بخوتم مثال بزنم : می بایست پیدا می کردم آدما حاضرن برای رزرو کردن پارکینگ ، پول اضافی بدن ؟! اگه اینو قبل از ساهتن محصول بفهمید خیلی ریسک کارتون رو میارید پایین و زمان الکی برای ساخت یه محصول صرف نکنید . (فک کنم تا الان چندین بار روی این مساله تاکید کردم 😃 چون خیلیا رو دیدم که از این مساله ضربه خوردن ، سورس اش هم که معرفی کردم خدمتتون )


🍀🍀🍀🍀🍀

برای تیم من شخصیت های برون گرا با درصد بالای 50 رو انتخاب کرده بودم .
البته بگم که شخصیت یک برنامه نویس خوب اینه که بیشتر درون گرا باشه که بتونه تمرکز خوبی روی مسائل داشته باشه (درون گرایی تو MBTI منظورم هست ). اما بعضی ها میگن که این درگیری رو با بقیه اعضای تیم بیشتر میکنه چون از طرف بقیه افراد تیم درک نمیشن.
واقعیت رو بخواید در مورد این موضوع مشاوره خوبی رو دریافت نکردم . اما بنظرم استارتاپ ترجیحا تمام نیرو هاش برون گرا باشن خیلی بهتره چون شادابی رو زیاد میکنه و خودمم در همچین تیمی راحت ترم. (اگه کسی از دوستان مشاوره ای داره ما رو در جریان بگذاره ممنون میشم)

واقعیتش رو بخواید تیم ساختن کار بسیار مشکلی هست واینکه بتونی افرادی رو با خودتون همراه کنید تا وقتشون رو در باهاتون بگذرونن وامصیبته.

چون خوندن نوشته ها واقعا از حوصله خارجه سعی میکنم یک پادکست تهیه کنم و موضوعاتی رو که خودم برای تیم سازی استفاده میکنم و باعث میشه افراد مشتاق بشن رو بگم .

توی تیم جدید آی پارک هر نفر تقریبا 3 نفر دیگه رو میشناخت و با هم آشنا بودن (اون موقع فک میکردم آشنایی نسبی با اکثر افراد داشتن فاکتور مهمی بوده باشه )
ادامه دارد ...
👍1
تجربه به عنوان سرویس
#قسمت 9 #موضوع :تیم بعد از تهران رفتن دیگه مطمئن شدم که کار عملی هست و مشکلی از بابت قانون ها ندارم . امکان سنجی کار انجام شده بود و باید تیم کاملا درست میشد. اما یه چیزی بود که بلد نبودم و باید یه جورایی ازش اطلاع کسب میکردم ، علاوه بر امکان سنجی می بایست…
#قسمت 10
#موضوع : شتابدهنده


بعد از برگشتن از تهران ، می بایست تیم رو دور هم جمع میکردم و کار رو شروع میکردیم.
اما یه نکته ای که برام مهم بود ، دور هم جمع شدن تیم بود . در واقع یه دفتر کار میخواستیم که شروع به کار کنیم . ناگفته نماند که هر کسی یه سری کارا داشت که باید انجامش میداد و تایمش محدود بود و نمیتونستن همیشه فول تایم حضور داشته باشن اما از اونجایی که کارهای افراد رو دیده بودم و میشناختم بنظرم اومد که مشکلی از بابت انجام کارا نداشته باشن چون هم خروجی داشتن و هم کمتر از 20% وقتشون پر بود.

🍀🍀🍀🍀🍀


موقعی که از تهران برگشته بودم ، انگیزم برای انجام کار خیلی زیاد بود .
سریع جاهایی که ممکن بود دور هم جمع بشیم رو بررسی کردم چندتا گزینه برامون وجود داشت:
دفتر کار یکی از دوستان
شتابدهنده ها
دفتر کار اشتراکی که تازه تو شیراز راه افتاده بود
پارک علم و فناوری
مشخصا اگه میتونستیم وارد یکی از سه شتابدهنده شیرازی بشیم هم تو هزینه هامون صرفه جویی میشد و هم میتونستیم تو محیط مناسب قرار بگیریم و آموزش هم ببینیم.
از یک بابت دیگه هم برای تیم مفید بود ، چون بنظرم شتابدهنده ها میتونستن فرهنگ استارتاپی رو به افراد تیم آموزش بدن و من نخوام با اندک سواد خودم نقش موعظه گو رو در تیم داشته باشم.
پارک علم و فناوری بدلیل هزینه های تاسیس شرکت و تجهیز دفتر و از این دست موارد مناسب ما نبود . اگه یکمم از اطلاعات استارتاپی مون استفاده میکردیم پارک مناسب مراحل بعدی می بود که یکم کارمون جا میفتاد و میتونستیم بگیم از این کار درآمدی خواهیم داشت.

سه شتابدهنده در شیراز فعال بودن که هاب شیراز اسما افتتاح شده بود و رسما فعالیتشون رو شروع نکرده بود . اما من علاقه زیادی داشتم که در این شتابدهنده باشیم چون بنظرم حمایت های همراه اول خیلی موثر می بود و استفاده از لینک های همراه اول باعث میشد که مشکلی با شهرداری ها نداشته باشیم. ( زهی خیال باطل)

بعد از رفت و آمد ها به دو شتاب دهنده دیگه با اقای صابر در شتابدهنده نوران آشنا شدم . ایده و مراحلی رو که انجام داده بودم براشون توضیح دادم اما چون حوزه تخصصی شتابدهنده شون سلامت بود نتونستیم همکاری داشته باشیم .
در حد توان کمک های خیلی خوبی رو پیشنهاد دادن و بزرگواری کردن و گفتند تا در صورت موفقیت طرح ، برای ارتباط با شرکت سی پی (مدیریت پارکینگ های حاشیه ای کنار خیابان ها در شیراز و چند شهر دیگر به عهده این شرکت هست) با توجه به لینک هایی که داشتند ، کمکمون کنند.

🍀🍀🍀🍀🍀


شتابدهنده دیموند ، شتابدهنده دیگه ای بود که حوزه تخصصی شون ict بود و مشکلی از این بابت وجود نداشت و باید ایده رو ابتدا ثبت میکردیم و در صورت پذیرش اولیه ،یک پرزنت هم انجام میدادیم تا در مرکز پذیرفته بشیم. البته هر دو شتاب دهنده دیموند و هاب در دانشگاه شیراز مستقر بودن و شاید اون موقع حساسیت زیادی بخرج دادم تا ممکن بشه یک طبقه پایین تر قرار بگیریم.

تو قسمت بعد از شتابدهنده بیشتر میگم و اینکه چه کارای بدتری انجام دادم.


یه نکته که دوست دارم الان بگم تا فراموشم نشده ، اینه که همین تایم کم درگیر بودن افراد هم اذیت کننده هست .
مخصوصا برای تیم های شلوغ دیگه مختل کننده میشه ، برای مثال شما فرض کنید که تیم 5 نفره ای دارید که یک نفر شنبه ها کار داره ، یکی دوشنبه یکی هم سه شنبه .این یعنی عملا شما تیمتتون سه روز کامل نیست و شما سه روز در هفته رو نمیتونید کنار هم کار کنین.
حالا اگه کارهای دو نفر دیگه هم مچ نشه که دیگه واویلا هست.
بهتره به این تداخل های توجه کنید و ساده از کنارش رد نشید چون در آینده خیلی نیاز میشه که دور هم جمع بشید و این تداخل ها عملا باعث میشه برنامه هاتون به تعویق بیوفته .

🔅 یک نظر شخصی : آدم هایی رو هم که میگن برنامشون معلوم نیست انتخاب نکنید . چون در واقع دارن بهتون میگن که کار ، کار شماست و اینقدر براشون با اهمیت نیست که بقیه برنامه هاشون با این کار تنظیم کنن.
تجربه به عنوان سرویس
#قسمت 10 #موضوع : شتابدهنده بعد از برگشتن از تهران ، می بایست تیم رو دور هم جمع میکردم و کار رو شروع میکردیم. اما یه نکته ای که برام مهم بود ، دور هم جمع شدن تیم بود . در واقع یه دفتر کار میخواستیم که شروع به کار کنیم . ناگفته نماند که هر کسی یه سری کارا…
#قسمت 11
#موضوع : شتابدهنده

الان باید شتابدهنده رو انتخاب میکردیم که تو پست قبل گفتم . اما یه سری مسائل رو اون موقع در نظر داشتم:

در باب شتابدهنده خوب ، مطلب بسیار است . اما اون موقع که دنبال شتابدهنده میگشتم یه دوستی میگفت : گشتم نبود نگرد ، نیست. (حتی آواتک )
چرا ؟!
چون شتابدهنده خوب باید منتور های خوبی داشته باشه و خیلی ساده بخوام بگم باید این کاره باشن .
بهترین منتور از نظر من کسی هست که خودش استارتاپ ران کرده باشه و طبق متدولوژی هم کار کرده باشه . تنش به تن سرمایه گذار خورده باشه و کمبود های یه استارتاپ رو درک کرده باشه.


شاید این خلاصه ترین روشی باشه که بتونم برای یه منتور خوب پیشنهاد بدم .
البته منتور ها هم تخصص های مختلفی دارن مثله : یه وکیل و حقوقدان ، دولوپر ، مارکتینگی ، دیزاینر و ...
نظر منو هم بخواید دنیای کسانی که مرد عمل هستن با دنیای کارهای تحقیقی و پژوهشی خیلی فرق داره . وقتی میوفتید تو این کار ، پرسشنامه جمع کردن ، فرضیات دلخواه گذاشتن ، اینجوری درسته که فلان پروفسور فکر میکنه و ... بی معنی هست . «مهم مردمی هستن که قراره از محصول شما استفاده کنن .»
پس شتابدهنده ای که منتور های خوبی داشته باشه یکی از ارکان اصلی رو داره .

🔅 اما بنظر من اگه تازه کار هستید به هیچ عنوان فرصت حضور توی شتابدهنده ها رو از دست ندید . چون حداقل چندتا تیم مثله خودتون اونجا هستن و شتابدهنده با هر وضعیتی که باشه مهم نیست . مهم افرادی هستن که اونجا رفت و آمد دارن و شما هم میتونید باهاشون هم کلام بشید و از تجربیاتشون استفاده کنید.

🍀🍀🍀🍀🍀



دوستان یه نقد دیگه دارند که البته خودم باهاش مخالفم . یه سری دوستان میگن : یک شتابدهنده بد ، ازت کارای اشتباه میخواد و به بیراهه میبرتت درواقع به جای اینکه شتاب بده ، شتابت رو میگیره.
اما من مخالفم ، با اینکه شاید خود من هم کارای اشتباه زیادی بهم پیشنهاد شد اما مجبور نبودم که انجام بدم . پس اگه تیمی که میرن داخل شتابدهنده عاقل باشن ، سعی میکنن با بقیه افراد تو این حوزه ارتباط داشته باشن . اینجوری امکان اینکه به خطا برن خیلی کم هست .
هرچند که یکسری از کار ها هست که ازتون میخوان . موافق و مخالف های خودش رو هم داره ؛ مثله نوشتن بیزینس پلن . اما بنظرم اینقدر ها هم بد نیست : چون هم به داشتن عضو مارکتینگی تو تیمتون تشویق میشید (معمولا مهندس ها قبول نمیکنن که فروش هم بلدی میخواد و میگن ما میسازیم و خودمون هم میفروشیم ) و هم سرمایه گذار ایرانی اینو ازتون میخواد .


یه نکته دیگه که بنظرم باید اینجا بگم : شتابدهنده ها بعد از اینکه مرحله پیش شتاب رو رد کردید ، 25 میلیون در ازای 15% سهام رو میدن که 25 میلیون رو به صورت قطره چکانی و پله پله در اختیارتون میزارن .

استارتاپی ها ، 15% رو ظلم میدونن و میگن با این وضعیت نمیتونن رشد کنن و حتی نمیتونن خرج تبلیغاتشون رو بدن ؛ چه برسه به اینکه بخوان نیروی جدیدی برای گسترش کار بیارن.

از اون طرف شتابدهنده ها هم میگن این 15% که ما بهتون میدیم یعنی ارزشتون بالای 150 میلیون هست و بیشتر از این قیمت گذاری کردن ، تو ایران منطقی نیست.

ادامه دارد....
تجربه به عنوان سرویس
#قسمت 11 #موضوع : شتابدهنده الان باید شتابدهنده رو انتخاب میکردیم که تو پست قبل گفتم . اما یه سری مسائل رو اون موقع در نظر داشتم: در باب شتابدهنده خوب ، مطلب بسیار است . اما اون موقع که دنبال شتابدهنده میگشتم یه دوستی میگفت : گشتم نبود نگرد ، نیست. (حتی…
#قسمت 12
#موضوع : شتابدهنده

اون موقع دید من روی شتابدهنده به این صورت بود که وارد میشیم ، بعدم حمایتمون میکنن و نتیجتا میترکونیم دیگه.
مرتب آموزش میبینم و یکسری افراد هستن که کار هات رو زیر نظر دارن .
البته بهمون گفتن : کلاس هایی هم که از طرف شتابدهنده برگزار میشه ، رایگان هست یا هزینه کمی داره که همینجوری هم بود .
در باب شتابدهنده دیموند ناگفته نماند که منتور هایی رو که از تهران دعوت میکردن ، منتور های خوبی بودن و خیلی نکات رو ازشون یاد گرفتم.

🍀🍀🍀🍀


خب به داستان برگردیم
چون برآورد مالی یکساله ام از ایده دوم چیزی در حدود 1.3 میلیارد تومان سرمایه میخواست ، خیلی رو توان مالی جاهایی که میخواستم برم حساب میکردم. به علاوه اینکه امکان اجرا کردن این کار هم به صورت بوت استرپ نبود (بوت استرپ مدلی هست که کسب و کار توانایی اینو داره درآمد هاش رو صرف هزینه ها کنه ) . اما چون گزینه بهتری نداشتم و با این وضعیت کسی روی حرفم حساب نمیکرد و سرمایه ای بهم نمیدادن ، تصمیم گرفتم وارد شتابدهنده بشم .

بدلیل اینکه در مرحله پیش شتاب ازت درصدی نمیگیرن و یک قرار داد عدم افشا باهات میبندن خوشحال شدم . پیش خودم فکر میکردم حالا اگه اون موقع نخواستیم دیگه باهاشون ادامه نمیدیم 😄 چون قرارداد تعهدات جانبی نداشت.

اون موقع در چنان اعتماد به نفسی بودم که آره اینو میسازیم بعدش هم سرمایه میگیرم و تمام .😁
انگار اصلا یادم رفته بود که می بایست به یک سری پارامتر ها میرسیدیم و بعدا ...


یه جورایی با اکراه فرم درخواست بررسی ایده رو پر کردیم . در هفته ی بعد بهم زنگ زدن و گفتن دوشنبه صبح برای پرزنت بریم . یه نمونه استاندار ارائه هم برام فرستادن تا ارائه این نکات رو حتما داشته باشه.

🍀🍀🍀🍀🍀


اینجا نکته ای وجود داشت ، ما برای ارائه پذیرفته شده بودیم اما هنوز نفراتی رو که به دیموند معرفی کرده بودم ، دور هم جمع نشده بودیم و حرفامون رو با هم نزده بودیم . 😂

تنها صحبت هایی با آقای x کرده بودیم که از ابتدا با هم بودیم .
تو این بحثا کلامی سهام تقسیم کردیم (رو چه حسابی رو واقعا نمیدونم 😃 ) ،اتفاقا رو همین مورد هم دیگه رو هم قضاوت کردیم بنظرم . من مخالف صحبت در مورد سهام بودم اما دیگه به ناچار صحبت کردیم و براش یکم در مورد کوفاندر و فاندر گفتم که سهام ایجوری تقسیم نمیشه و اصلا بعدا نفراتی اضاف میشن که باید اونا رو هم در نظر بگیریم .

نتیجتا بعد از چندتا بحث خودم تو یکی از صحبت ها مون توی پارک ، بهش گفتم چقد سهام میخوای ؟! (برای اینکه وضعیتمون مشخص بشه و بدونم طرز فکرش چه جوریه) . گفت 60 من که نرم افزار رو مینویسم ، 40 تو که ایده رو آوردی و کارای اینجوری شو انجام میدی 😃 !
اون موقع حس کردم از زرنگیش بود که بعد به 50 - 50 برسیم اما الان نظر دیگه ای دارم.
به این ترتیب من و آقای x با هم بیشترین ارتباط رو داشتیم و هر شب با هم حرف میزدیم . در مورد افرادی هم که میخواستیم اضافه کنیم صحبت میکردیم.

یه قرار با 6 نفر دیگه گذاشتیم که دقیقا بعد از ظهر دوشنبه ای بود که میخواستیم در دیموند پرزنت بدیم . (حساب کنید تیم هنوز معلوم نبوده ، رفتیم سراغ شتابدهنده 😃)
تجربه به عنوان سرویس
#قسمت 12 #موضوع : شتابدهنده اون موقع دید من روی شتابدهنده به این صورت بود که وارد میشیم ، بعدم حمایتمون میکنن و نتیجتا میترکونیم دیگه. مرتب آموزش میبینم و یکسری افراد هستن که کار هات رو زیر نظر دارن . البته بهمون گفتن : کلاس هایی هم که از طرف شتابدهنده برگزار…
#قسمت 13
#موضوع : شتابدهنده

به این ترتیب فایل ارائه رو آماده کردم و صبح هم با آقای x هماهنگ کردیم و ارائه رو بررسی نهایی کردیم و رفتیم به سوی دیموند .

ناگفته نماند که آقای x هم برنامه اندروید رو با یه نقشه کاملتر کرده بود و آورده بودش.

ارائه چندتا مطلب داشت ، اعم از : مشکل ، راه حل ، حجم بازار ، چشم انداز ، مزایای طرح، رقبا ، استراتژی تبلیغات ، فوایدش و نفرات تیمی که هنوز دور هم جمع نشده بودن . ( این یه ارائه استاندارد نبود )


🍀🍀🍀🍀🍀


چندتا سوال پرسیدن و فکر کنم بیشتر هم در مورد نحوه اجرا بود که اصلا ممکن هست یا نه.


ما دو نفری ارائه رو انجام دادیم و موقع بیرون رفتن یکی از تیم هایی که برای ارائه اومده بودن ، گفتن چطور بود ؟ یک کلام گفتم عالی بود .

دو هفته بعد به ما گفتن که پذیرفته شدین ، بیاین .


بعد از ظهر اون روز با بچه ها دور هم جمع شدیم اما از 7 نفر 5 نفر اومدن .

برام خیلی نا امید کننده بود ولی چیزی نگفتم . تو اون روز از بچه ها پرسیدم که اگه تا یکسال درآمد نداشته باشید ، مشکلی ندارید ؟ (الان میگم 2 سال)
هدفشون از این کار چیه ؟ ( مهم بود برام که بدونن هنوز باید خیلی بیشتر یاد بگیرن )
برنامه شون برای سربازی و ادامه تحصیل مشخصه یا نه و دقیقا میخوان چیکار کنن !

اخر کار هم میخواستم بدونم که همه مالک کار هستیم و رئیس و مدیر و این چیزا نداریم . (زهی خیال باطل )

یک سوالی که فرد شکاک جمع داشت این بود که حالا ما اینو هم ساختیم ، چه تضمینی میدی که ما رو کنار نمیزاری ؟

چه تضمینی میشد داد جز اینکه آدمی که کار رو بر عهده گرفته ، قابل اعتماد باشه .

اخر سر از همه خواستم ،خواسته ها شو از کار بگه و بعدش هم جدا شدیم.
اما یکی از دولوپر ها وقتی داشتیم میرفتیم در گوشم گفت که من یه مشکلی دارم باید باهات صحبت کنم . دیگه با توجه به صحبت هاش فهمیدم چه خبره و نمیخواد کار کنه .
از اینکه چقد تایم گذاشته بودم و این نفرات رو دور هم جمع کرده بودم زورم گرفته بود اما نمیشد کسی رو بزور مجبور کنی .
شبش بهم پیام داد و منم براش آرزوی  موفقیت کردم.

اما یه مشکل بود ، ایشون با یه نفر مچ بود که بخاطر ایشون اقای الف رو آورده بودم و بدون ایشون نمیخواستم که داخل تیم باشه ولی دیگه یادگاری برامون مونده بود (هرچند که با اقای الف 4 سال دوست بودم) . برامم بهتر بود که دیگه نخوام دنبال دولوپر بگردم .

🔅این چندتا سوالی که پرسیدم نظر شخصی بوده اما اگه بازم برگردم میپرسم ، چون همون موقع باعث شد تا حدی نفرات بیشتری الک بشن و بتونم ، بفهمم هدف ادما مشترک هست که هم بتونن با هم کار کنن و هم بتونم براشون انگیزه لازم رو بسازم.



سوال های شخصی تون رو از اعضای تیم داشته باشید و بدونید دقیقا از هم چی میخواید .

بحث سهام هم اینجا شد اما تو پست های بعدی بیشتر میگم . اما تو این مقطع بحث سهام کردن مسخرس .
چون 100% از یه شرکت صفر ریالی بازم صفر ریال هست (مطمئنم خیلی زیاد شنیدینش ولی خودم الان خیلی موافقش نیستم ) .
بنظرم تو همچین مقطعی فقط کافیه افراد بدونن به اندازه ریسکی که انجام میدن ، سهام میبرن.