https://telegram.me/faigd
یک هفت سین دیگه که در چالش طراحی کارت تبریک عید تو گروهمون داشتیم:)
یک هفت سین دیگه که در چالش طراحی کارت تبریک عید تو گروهمون داشتیم:)
Farzad Adibi
https://telegram.me/faigd طرحی از پارسال
مسعود میری را دو-سه بار بیشتر ندیده ام اما همین مقدار کافی بود تا بدانم چقدر با او همعالَمام. وقتی شعر هایش را خواندم ، دیدم چقدر مثل شعر هایش حرف می زند و نگاه می کند و چقدر شعر هایش را زندگی می کند و این یعنی صداقت؛ وقتی شعر هایش را با چاشنی فلسفه مزمزه می کنی در ته ذهنت، تلخی هایش شیرین است و همانیست که دوست می دارم.
بجز این این کتاب ِدکتر مسعود میری، افتخارِ طراحی ِکتاب دیگرش را نیز دارم. بسیار پیش آمده که کتابی را رد کرده ام و نخواسته ام طراحی اش کنم و باز هم کتاب های دیگری را کار کرده ام که به لحاظ شعریت ، به دلم نبوده اند اما گاه پیش می آید شعری را بخوانی و بگویی: آیا من این را گفته ام؟! یا شاعر چگونه با ذهن و دل من سروده است؟
شاید هم شاعر گفته باشد: این طراحی که کار من بود : ) این جلد را کی طراحی کرده ام؟!
این همعالَمیها را دوست دارم. با شعری از این مجموعه، این کار را تقدیم می کنم به شما.
«جهان كلاهش را بالاتر بگذارد
فرقي نمي كند به جاي صلح جنگ را بگذاري
لغت لغت است
جنگ و صلح در عدد سه مساوي اند
با سه حرف، جهان تیره مي پوشد
شلواري تا مي خورد
شب در چشم هاي شانزده سالگي ام ابدي است
جهاان كلاهش را بالاتر بگذارد»
بجز این این کتاب ِدکتر مسعود میری، افتخارِ طراحی ِکتاب دیگرش را نیز دارم. بسیار پیش آمده که کتابی را رد کرده ام و نخواسته ام طراحی اش کنم و باز هم کتاب های دیگری را کار کرده ام که به لحاظ شعریت ، به دلم نبوده اند اما گاه پیش می آید شعری را بخوانی و بگویی: آیا من این را گفته ام؟! یا شاعر چگونه با ذهن و دل من سروده است؟
شاید هم شاعر گفته باشد: این طراحی که کار من بود : ) این جلد را کی طراحی کرده ام؟!
این همعالَمیها را دوست دارم. با شعری از این مجموعه، این کار را تقدیم می کنم به شما.
«جهان كلاهش را بالاتر بگذارد
فرقي نمي كند به جاي صلح جنگ را بگذاري
لغت لغت است
جنگ و صلح در عدد سه مساوي اند
با سه حرف، جهان تیره مي پوشد
شلواري تا مي خورد
شب در چشم هاي شانزده سالگي ام ابدي است
جهاان كلاهش را بالاتر بگذارد»
Farzad Adibi
ÓÎä ÊÇÒå [äæÇÑ ÕÏÇ] ÓÎäÑÇäí ãÑÊÖí ããíÒ ÏÑÈÇÑå ØÑÇÍí Ñæí ÌáÏ ÊÇÈ:
چهارم اردیبهشت روز تولد رادیو در ایران است و اولین فرستنده ی رادیو به طور رسمی و قابل دریافت برای همه در 4 اردیبهشت 1319 در محل بی سیم (بخشی از باغ قصرقاجار- در جادهی شمیران و زیر پل سیدخندان فعلی) افتتاح شد. گرچه پیشینهی رادیو به سال 1303 بر میگردد ولی در آن زمان برای مقاصد نظامی به کار می رفته و دستگاهِ گیرنده ای در دست مردم نبوده است.
به همین بهانه، این روز را به تمامی اهالی این رسانه تبریک گفته و صدای مرتضی ممیز را در بارهی طراحی جلد کتاب در شهرکتاب آرین برگزار شده بود، به شما تقدیم می کنم:
شبکه ی فرهنگ رادیو/ برنامه ی سخن تازه/ تاریخ پخش: 15 اسفند 1380 /تهیه کننده: نیلوفر زندیان / گوینده: صدیقه رامهرمزی/ نویسنده: فرزاد ادیبی.
https://telegram.me/faigd
به همین بهانه، این روز را به تمامی اهالی این رسانه تبریک گفته و صدای مرتضی ممیز را در بارهی طراحی جلد کتاب در شهرکتاب آرین برگزار شده بود، به شما تقدیم می کنم:
شبکه ی فرهنگ رادیو/ برنامه ی سخن تازه/ تاریخ پخش: 15 اسفند 1380 /تهیه کننده: نیلوفر زندیان / گوینده: صدیقه رامهرمزی/ نویسنده: فرزاد ادیبی.
https://telegram.me/faigd
🔴چند نکته:
1- ترور در لغت به معنی ترس و وحشت است و فقط به کشتن انسانها اطلاق نمیشود. ترور شخصیتی، ترور فرهنگی، ترورقومیتی و... هم میتوانند از مظاهر تروریسم باشند و ایبسا خطرناکتر از ترورفیزیکی، چون تظاهر چندانی ندارند.
2- همیشه سادهلوحانی هستند که فریفته میشوند و ربطی به اقوام و مذاهب ندارد دیروز معدودی بلوچ ، امروز چند نفر کُرد و فردا ...
پرداختن بیش از حد به چنین موضوعاتی ممکن است به فرهنگ و پارهفرهنگهای ایرانی آسیبهای اجتماعی و فرهنگی غیر قابل جبرانی بزند.
3- برای پاسبانی از صلح جهانی ، فرهنگ ایرانی و پارهفرهنگهای آن، همت و خرد جمعی لازم است. خوب است هنگامی که شیرزنان و دلاورمردان کُرد با داعش، بیمحابا میجنگند، ما نیز مینهای فرهنگی را خنثی کرده و جامعه را از شایعه ، تهمت و حتی طنزهای جهت دار، پاکسازی کنیم.
4- وقتى فارسى مىنويسيم، كُرد (به ضم كاف) درست است مثل تُرك؛ كه تورك نمىنويسيم
اما وقتى سورانى مى نويسيم ،كورد درست است: ئيمه كوردى قسه ئهكهين= ما کردی صحبت میکنیم...
#دریغ_است_ایران_که_ویران_شود
1- ترور در لغت به معنی ترس و وحشت است و فقط به کشتن انسانها اطلاق نمیشود. ترور شخصیتی، ترور فرهنگی، ترورقومیتی و... هم میتوانند از مظاهر تروریسم باشند و ایبسا خطرناکتر از ترورفیزیکی، چون تظاهر چندانی ندارند.
2- همیشه سادهلوحانی هستند که فریفته میشوند و ربطی به اقوام و مذاهب ندارد دیروز معدودی بلوچ ، امروز چند نفر کُرد و فردا ...
پرداختن بیش از حد به چنین موضوعاتی ممکن است به فرهنگ و پارهفرهنگهای ایرانی آسیبهای اجتماعی و فرهنگی غیر قابل جبرانی بزند.
3- برای پاسبانی از صلح جهانی ، فرهنگ ایرانی و پارهفرهنگهای آن، همت و خرد جمعی لازم است. خوب است هنگامی که شیرزنان و دلاورمردان کُرد با داعش، بیمحابا میجنگند، ما نیز مینهای فرهنگی را خنثی کرده و جامعه را از شایعه ، تهمت و حتی طنزهای جهت دار، پاکسازی کنیم.
4- وقتى فارسى مىنويسيم، كُرد (به ضم كاف) درست است مثل تُرك؛ كه تورك نمىنويسيم
اما وقتى سورانى مى نويسيم ،كورد درست است: ئيمه كوردى قسه ئهكهين= ما کردی صحبت میکنیم...
#دریغ_است_ایران_که_ویران_شود
https://telegram.me/faigd #farzad_adibi #book_cover #rasoolyoonan
طرح جلد کُردی کتاب «روز بخیر محبوب من» شعرهای رسول یونان و ترجمهی مریوان حلبچهای پیشکش به دوستان
طرح جلد کُردی کتاب «روز بخیر محبوب من» شعرهای رسول یونان و ترجمهی مریوان حلبچهای پیشکش به دوستان
https://telegram.me/faigd
#farzad_adibi #graphicdesigner
#فرزاد_ادیبی #طراح_گرافیک
«علی» کاری از ١٠ سال پیش برای فصلنامهی «نهج البلاغه»
#farzad_adibi #graphicdesigner
#فرزاد_ادیبی #طراح_گرافیک
«علی» کاری از ١٠ سال پیش برای فصلنامهی «نهج البلاغه»
https://telegram.me/faigd
#فرزاد_ادیبی #طراح_گرافیک
#farzad_adibi #graphicdesigner
یک تصویر سازی از 15 سال پیش، روز قلم مبارک
An Illustration from 15 years ago. Happy Iranian Pen Day
#فرزاد_ادیبی #طراح_گرافیک
#farzad_adibi #graphicdesigner
یک تصویر سازی از 15 سال پیش، روز قلم مبارک
An Illustration from 15 years ago. Happy Iranian Pen Day
https://telegram.me/faigd
کاری از 25 سال پیش و نوشتهای از یک ساعت پیش
روز جهانى بوسه بود
همهى بوسههاى جهان را مرور كرديم
و
با بوسه اى عميق به خواب رفتيم
بوسهى خنجر بر حنجره
اينجا خاورميانه است
کاری از 25 سال پیش و نوشتهای از یک ساعت پیش
روز جهانى بوسه بود
همهى بوسههاى جهان را مرور كرديم
و
با بوسه اى عميق به خواب رفتيم
بوسهى خنجر بر حنجره
اينجا خاورميانه است
اثری از مرتضی ممیز در سال69
https://telegram.me/faigd
#فرزاد_ادیبی #طراح_گرافیک
#farzad_adibi #graphicdesigner
#من_فردوسی_را_دوست_دارم
https://telegram.me/faigd
#فرزاد_ادیبی #طراح_گرافیک
#farzad_adibi #graphicdesigner
#من_فردوسی_را_دوست_دارم
Farzad Adibi
اثری از مرتضی ممیز در سال69 https://telegram.me/faigd #فرزاد_ادیبی #طراح_گرافیک #farzad_adibi #graphicdesigner #من_فردوسی_را_دوست_دارم
دیشب با پیامک دوستی تلویزیون را روشن کردم که خندوانه ببینیم، چون با اسطورهای ما شوخی می کرد و امروز دوست دیگری خواست برای همین موضوع(توهین) چیزی بنویسم.یادِ اثری از استاد ممیز افتادم که سال69 طراحی کرده بود برای بزرگی شاهنامه و فردوسی.
این تصویر را به دو گونه می توان دید: اول اینکه تبر منتقدی چون احمد شاملو بسیار حُرد و کوچک است در برابر عظمت فردوسی و دوم این که فردوسی «بُتِ» بزرگی است که با یک تبر کوچک نمی توان شکستش.
به هر روی درِ شوخی یا حتی تمسخر بزرگانی چون فردوسی و دیگر شاعران وحکیمان ، اندیشمندان، هنرمندان و یا حتی پیامبران، با اهداف و مقاصد گوناگونی همواره باز بوده و خواهد بود. می دانیم که ساحتِ بزرگانی اینچنین ساحت دریاست نه عرصه ی برکه ، که به لکه ای آلوده شود.
بنابراین ، فارغ از هر هیجان و تعصبی، بزرگانِ ما بر تارک تاریخ می درخشند و هرکس به کار خود است.
از سوی دیگر، بت ساختن از بزرگان و تعصب بی مورد در مورد آنها، هم موجب تخریب شان می شود که: دفاع بد از عقیده ای ، بدترین حمله به خود آن عقیده است. نگران فردوسی و سعدی و بزرگان دیگرمان نباشیم که:برنتابد کوه را یک برگ کاه...
این تصویر را به دو گونه می توان دید: اول اینکه تبر منتقدی چون احمد شاملو بسیار حُرد و کوچک است در برابر عظمت فردوسی و دوم این که فردوسی «بُتِ» بزرگی است که با یک تبر کوچک نمی توان شکستش.
به هر روی درِ شوخی یا حتی تمسخر بزرگانی چون فردوسی و دیگر شاعران وحکیمان ، اندیشمندان، هنرمندان و یا حتی پیامبران، با اهداف و مقاصد گوناگونی همواره باز بوده و خواهد بود. می دانیم که ساحتِ بزرگانی اینچنین ساحت دریاست نه عرصه ی برکه ، که به لکه ای آلوده شود.
بنابراین ، فارغ از هر هیجان و تعصبی، بزرگانِ ما بر تارک تاریخ می درخشند و هرکس به کار خود است.
از سوی دیگر، بت ساختن از بزرگان و تعصب بی مورد در مورد آنها، هم موجب تخریب شان می شود که: دفاع بد از عقیده ای ، بدترین حمله به خود آن عقیده است. نگران فردوسی و سعدی و بزرگان دیگرمان نباشیم که:برنتابد کوه را یک برگ کاه...
https://telegram.me/faigd
پُسترِ آویزی از 4 سال پیش برای امام رضا به سفارش موزه ی ملک
پُسترِ آویزی از 4 سال پیش برای امام رضا به سفارش موزه ی ملک
Farzad Adibi
https://telegram.me/faigd پُسترِ آویزی از 4 سال پیش برای امام رضا به سفارش موزه ی ملک
پُسترِ آویزی از 4 سال پیش برای امام رضا به سفارش موزه ی ملک
حدود 4 سال پیش، موزهی ملک خواست کاری برای تولد امام رضا انجام دهم که دوست داشتم کاری آیینی باشد. همان ابتدا به یک آویز فکر کردم و دوست داشتم شعری از مولوی را کار کنم.گرچه اصل شعر برای این منظور نبود اما در روند طراحی به جان کار نشست و گویی اصلا برای همین منظور بوده از آغاز. کلیت قطع و برش کار از امضا(مُهر) امام رضا برگرفته شده که نشانهی موزهی ملک نیز در همین فرم قرار گرفته است.
این سرلوحهگونه، تداعیگرِ دری شد در راستای القای مفهوم مصرع نخستِ شاه بیت غزل مولانا که در اینجا ، دری از بهشت (رضوان) در نظر گرفته شده است.
به ناظر چاپ گفته بودم پس از چاپ خطوط ریز، بر روی مقوای بافت دار، تصاویر و خوشنویسی اصلی، نقرهکوب شود اما طبق معمول، کار پس از چاپ چیز دیگری شد! چاپچی به خیال خودش هنر به خرج داده بود و نوشته ی وسط کار را طلاکوب کرده بود با استدلال این که بارگاه امام رضا طلایی ست! و دیگر فرصت چاپ دوباره هم نبود...
باز آفتاب دولت بر آسمان برآمد
باز آرزوی جانها از راه جان درآمد
باز از رضای رضوان درهای خلد وا شد
هر روح تا به گردن در حوض کوثر آمد
باز آن شهی درآمد کو قبله شهانست
باز آن مهی برآمد کز ماه برتر آمد
…
این سوز در دل ما چون شمع روشن آمد
وین حکم بر سر ما چون تاج مفخر آمد...
حدود 4 سال پیش، موزهی ملک خواست کاری برای تولد امام رضا انجام دهم که دوست داشتم کاری آیینی باشد. همان ابتدا به یک آویز فکر کردم و دوست داشتم شعری از مولوی را کار کنم.گرچه اصل شعر برای این منظور نبود اما در روند طراحی به جان کار نشست و گویی اصلا برای همین منظور بوده از آغاز. کلیت قطع و برش کار از امضا(مُهر) امام رضا برگرفته شده که نشانهی موزهی ملک نیز در همین فرم قرار گرفته است.
این سرلوحهگونه، تداعیگرِ دری شد در راستای القای مفهوم مصرع نخستِ شاه بیت غزل مولانا که در اینجا ، دری از بهشت (رضوان) در نظر گرفته شده است.
به ناظر چاپ گفته بودم پس از چاپ خطوط ریز، بر روی مقوای بافت دار، تصاویر و خوشنویسی اصلی، نقرهکوب شود اما طبق معمول، کار پس از چاپ چیز دیگری شد! چاپچی به خیال خودش هنر به خرج داده بود و نوشته ی وسط کار را طلاکوب کرده بود با استدلال این که بارگاه امام رضا طلایی ست! و دیگر فرصت چاپ دوباره هم نبود...
باز آفتاب دولت بر آسمان برآمد
باز آرزوی جانها از راه جان درآمد
باز از رضای رضوان درهای خلد وا شد
هر روح تا به گردن در حوض کوثر آمد
باز آن شهی درآمد کو قبله شهانست
باز آن مهی برآمد کز ماه برتر آمد
…
این سوز در دل ما چون شمع روشن آمد
وین حکم بر سر ما چون تاج مفخر آمد...
Forwarded from Farzad Adibi
Audio
https://news.1rj.ru/str/faigd
به مناسبت تولد #مرتضی_ممیز \ ۴ شهریور\گفت وگوی تلفنی #فرزاد_ادیبی با شبکه فرهنگ در باره ی استاد\
به مناسبت تولد #مرتضی_ممیز \ ۴ شهریور\گفت وگوی تلفنی #فرزاد_ادیبی با شبکه فرهنگ در باره ی استاد\
Farzad Adibi
https://telegram.me/faigd کاری از ۸ سال پیش برای#حسن_فرازمند از #فرزاد_ادیبی
حسن فرازمند را دوبار دیده ام تاکنون. بار اول چنان گرم و دوستانه از طراحی جلد کتابش گفت که در یادم ریشه کرد و بار دیگر در کنگره ی شعرجوان دیدمش. چهارشنبه ی گذشته . احوالپرسی مختصری کردیم که به شتاب برسم به أخرین اجرای نمایش «یک دقیقه و سیزده ثانیه» . استاد فرازمند را این بار با موی سپید و بلندش دیدم و شعری که می گفت پدر بزرگ شده است . برایش نوشتم:
«نشد چهارشنبه بیشتر در خدمت باشیم...
معمولا طرح هایی را که کار می کنم پس از مدتی برام تکراری می شوند اما «برگ و باد» را که می بینم هنوز برام جذاب است و این نه به خاطر طراحی که به خاطر شعرهای شماست... »
خواهش کردم شعری بفرستد در کنار طرح جلد کتابش که حدود ۸ سال پیش کار کرده ام به شما تقدیم کنم٬ از او ممنونم .
زن
—------------------------------------------------------------------------------—
من زني را دوست دارم كه
روي برگ گونه هاي شامگاهش
شبنمي باشد ...كمي كك ،مك
با همين آرايش كوچك
گيسوانش راببافد
و بيندازد به روي شانه هاي صبح
سينه آرا قهوه اي« تي شرت » نرمي
دامن چين دار و گلبرگين او
در نسيمي از نجابت ،در تما شا غوطه ور
پس بريزد چاي را در استكان دوستت دارم ،كمر باريك تر
پس بجوشد عشق در او چون سماور
من زني را دوست دارم كه نمي دانم كجاست
كيست و از كي؟ ، كجا ؟
با من اين سان آشنا ست
وچرا درمن شبيه يك سئوال است و چراست ؟
۶\۶\۹۶ ورامین
—----------------------------------------------------------------------------------------------
«نشد چهارشنبه بیشتر در خدمت باشیم...
معمولا طرح هایی را که کار می کنم پس از مدتی برام تکراری می شوند اما «برگ و باد» را که می بینم هنوز برام جذاب است و این نه به خاطر طراحی که به خاطر شعرهای شماست... »
خواهش کردم شعری بفرستد در کنار طرح جلد کتابش که حدود ۸ سال پیش کار کرده ام به شما تقدیم کنم٬ از او ممنونم .
زن
—------------------------------------------------------------------------------—
من زني را دوست دارم كه
روي برگ گونه هاي شامگاهش
شبنمي باشد ...كمي كك ،مك
با همين آرايش كوچك
گيسوانش راببافد
و بيندازد به روي شانه هاي صبح
سينه آرا قهوه اي« تي شرت » نرمي
دامن چين دار و گلبرگين او
در نسيمي از نجابت ،در تما شا غوطه ور
پس بريزد چاي را در استكان دوستت دارم ،كمر باريك تر
پس بجوشد عشق در او چون سماور
من زني را دوست دارم كه نمي دانم كجاست
كيست و از كي؟ ، كجا ؟
با من اين سان آشنا ست
وچرا درمن شبيه يك سئوال است و چراست ؟
۶\۶\۹۶ ورامین
—----------------------------------------------------------------------------------------------