Farzad Adibi – Telegram
Farzad Adibi
457 subscribers
248 photos
22 videos
27 files
29 links
Download Telegram
https://telegram.me/faigd
این عکس امیرکبیر نیست.
Farzad Adibi
https://telegram.me/faigd این عکس امیرکبیر نیست.
به نقل از صفحه ی قیس بوک ام:

چندی است در شبکه های اجتماعی به نقل از برخی سایت ها تصویری از شخصی که ارنست هولتسر عکسبرداری کرده، را عکس امیرکبیر معرفی میکنند. لازم به یاد آوری است که تاکنون هیچ عکس واقعی از امیر کبیر یافت نشده و در زمان حیات امیرکبیر عکاسی به شیوه داگرئوتیپ و بر روی صفحات نقره ای بوده که اگر احتمالا عکسی هم بوده به دلیل شرایط ویژه و دشوار نگهداری تصاویر داگرئوتیپ، از بین رفته است. اما تصاویری که پس از قتل او نقاشی شده موجود است. ارنست هولتسر مهندس تلگراف آلمانی حدود 12 سال بعد از قتل امیر به ایران آمده و در سال 1862 با ماموریت کشیدن خط تلگراف به اصفهان رفت و نظر به علاقه شخصی به عکاسی، تصاویر زیادی و البته منحصر به فرد، از اصفهان و همچنین طهران تهیه کرد که سالها بعد از مرگش یافت شد. عکس دو نفره سمت چپ تصویری است که به اشتباه عکس امیرکبیر معرفی شده و دو تصویر نقاشی شده، نزدیکترین تصاویر از مرحوم امیرکبیر است که سالها پس از درگذشت وی بر اساس روایت شاهدان از جمله ناصرالدین شاه کشیده شده است.
سایت تصاویر و زندگینامه ارنست هولتسر http://www.ichodoc.ir/holtzer/gallery.htm همین مطلب در وبلاگ شخصی من: http://www.tahmasb.akkasee.com/21173
https://telegram.me/faigd
کاری از ۱۲ سال پیش و نوشته ای از سه سال پیش برای#روزجهانی ـ کودک از #فرزاد_ادیبی از صفحه‌ی فیس بوک‌ام
پیشکش به همه‌ی کودکانی که جنگ را نمی‌فهمند اما زندگی شان را می‌گیرد 👇
Farzad Adibi
https://telegram.me/faigd کاری از ۱۲ سال پیش و نوشته ای از سه سال پیش برای#روزجهانی ـ کودک از #فرزاد_ادیبی از صفحه‌ی فیس بوک‌ام پیشکش به همه‌ی کودکانی که جنگ را نمی‌فهمند اما زندگی شان را می‌گیرد 👇
کاری از ۱۲ سال پیش و نوشته ای از سه سال پیش برای#روزجهانی ـ کودک از #فرزاد_ادیبی از صفحه‌ی فیس بوک‌ام
پیشکش به همه‌ی کودکانی که جنگ را نمی‌فهمند اما زندگی شان را می‌گیرد:

رجب، طیب نیست
بشار، اسد نیست
اما زندگی زیباست
نخواب کودک کوبانی
امروز، روز جهانی توست...

«برای کودکان کوبانی
در روز جهانی کودک 8 اکتبر=16 مهر 93»
https://telegram.me/faigd
۹ اکتبر روز جهانی پُست را با کاری از ۶ سال پیش به پستچی ها تبریک می گم. آنها پاکت هایی را جابجا می کنند پُر از حرف/ حرفها گاه کوه اند و گاه اندوه/ آنها کوه را جابجا می کنند
https://telegram.me/faigd
امروز ۲۰ مهر ٬ روز حافظ است. یاد این بزرگمرد غزل ایران را با طرح جلدی که ۷ سال پیش برای یکی از نسخه های قدیمی او به سفارش «انشارات فرهنگستان هنر» کار کردم گرامی تر می داریم.
https://telegram.me/faigd
امروز ۱۴ اکتبر ٬ روز جهانی استاندارد را با پُستری از ۷ سال پیش برای نمایشگاهی به سفارش سازمان استاندارد با نگاهی طنزآمیز تبریک گفته. و آرزو می کنم به استانداردی معقول برسیم.
https://telegram.me/faigd
۱۶ اکتبر ٬ روز جهانی غذا و کاری از ۶ سال پیش. اگه کدخداهای این دهکده٬ عاقل بودن هم غذا داشتیم و هم... لازمه فکرها سیر باشن تا دلها و سینما می تونه فکرامونو سیر کنه 👇🏻
Farzad Adibi
https://telegram.me/faigd ۱۶ اکتبر ٬ روز جهانی غذا و کاری از ۶ سال پیش. اگه کدخداهای این دهکده٬ عاقل بودن هم غذا داشتیم و هم... لازمه فکرها سیر باشن تا دلها و سینما می تونه فکرامونو سیر کنه 👇🏻
امروز ۱۶ اکتبر ٬ روز جهانی غذا رو با جلد کتابی از ۶ سال پیش یادآوری می کنم. اگه اهالی و کدخداهای این دهکده ی جهانی ٬ اهل اندیشه و منطق بودن نه تنها غذا برای همه بود که رفاه و آزادی هم بود. پس لازمه فکرمون سیر باشه تا دلمون هم سیر بشه. شاید هم اول دل باید سیر باشه تا بتونیم فکر کنیم . قضیه فلسفی شد: همون داستان تخم مرغ و مرع همیشگی:) یکی از هنر-رسانه هایی که می تونه به ارتقا‌ٰء اندیشه و منطق کمک کنه سینماست...
این اثر برای طنزهای سینمایی طراحی شده و اسمش رو از دو مرغابی در مه گرفته.
برای طراحی این کار٬ سینی بزرگی لازم داشتم که به راحتی تخم مرغ ها را داخلش بشکنم. پس از جستجو های لازمه سینی خاک گرفته ی کثیفی رو تو انباری پیدا کردم و شستم که بوم شد و تخم مرغ هایی که اثر هنری بودنشون نیم ساعت بیشتر طول نکشید عکسشون ابدی شد روی این جلد کتاب و خودشون صبحونه ای خوشمزه:) .
https://telegram.me/faigd
سخنرانی فرزاد ادیبی
با عنوان: گرافیک در مطبوعات
شنبه٬ ۶ آبان ۱۳۹۶- ساعت ۱۶ تا ۱۷
مصلای تهران٬ نمایشگاه مطبوعات٬ تالار گفت و گوی شماره ی ۱

طراح پوستر:مقداد شیرعلی
https://telegram.me/faigd

برای آنان که در آبان با زلزله رفتند و ما هیچ.ما نگاه هم نه. ما هیچ، ما اشک...ما هیچ، ما دریغ...
Farzad Adibi
https://telegram.me/faigd برای آنان که در آبان با زلزله رفتند و ما هیچ.ما نگاه هم نه. ما هیچ، ما اشک...ما هیچ، ما دریغ...
هی رو، روله گیان
روله گیانکم...

تو زنگ می زنی اما حال خوشی ندارم که جواب بدهم
ببخش.
این ناله ی زنی که در گوشم و تا عمق جانم پیچیده و چنگ میزند به قلبم و روحم را می خراشد و اشکی که نمی گذارد صفحه را ببینم تا بنویسم و دردی که می پیچد از جان زمین تا روح مردمم و من و ما ؟...
ما هیچ. ما نگاه، هم حتی نه.
ما هیچ، ما اشک... ما هیچ، ما دریغ...
چه می توان کرد؟ چه می توان گفت؟ جان رفته ی کودک را چه کسی به کودک و کودک را به مادرش باز میتواند گرداند؟
از زمانی که خبر را شنیدم ، می دانستم این زمین آبستن حادثه می بلعد. بسیار بلعیده و حرص بلعیدن دارد بسیارتر. دست به قلم می برم برای کشیدن طرحی. شاید برای ادای دین و شاید به احترام رفتگان و شاید برای تسکین دل خودم دست به قلم می برم و اتود می کنم برای چشم های گریان. شانه های لرزان، برای دست های پینه بسته ای که آهن و آجر و خاک را چنگ می زنند و پس می زنند تا عزیز به خاک و خون غلتیده شان را باز یابند.
امروز کارهای زیادی باید انجام می دادم. همه را کنار می گذارم و می دانم قولی که داده ام میشکند، قولی برای تحویل جلد کتابی. بگذار بشکند مثل سقفی که بر سر آن کودک شکست و دل مادرش نیز...

هی رو، روله گیان
روله گیانکم...
آن ها مشغول مردنشان بودند و من مشغول طراحی پُستری برای آنها... همیشه مرددم که چنین وقتی کارکردن خوبست یا کار نکردن؟
همیشه در چنین اتفاقاتی تردید دارم که کار من چه دردی از آن ها را دوا می کند؟ شاید درد خودم را تسکین می دهم! شاید با کارم بغضم را فرومی نشانم یا شهوت حضور هنرمندانه را؟!
نمی دانم...
در این کشاکش ذهنی ام که تو زنگ می زنی و از من می خواهی برای روزنامه ی «جامعه فردا» دلنوشته ای بنویسم و من که می دانم کلاس دارم و می دانم چند کار دیگر را که قول داده ام باید انجام دهم، می گویم: می نویسم. اما چه چیزی می توان برای رنج های مردمی نوشت که روحشان زخمیست؟


هی رو، روله گیان
روله گیانکم...
نمی توانم نشنوم.
این مویه روحم را مچاله می کند. این نوحه، این هوره از کجای تاریخ سرازیر می شود؟...
سربند خاک آلود مادر، زخم های روی گونه و پیشانی اش، بوسه های گرمش بر گونه های سرد کودکی که نیست اما هست، و چشم های آهوانه ای که مات و مبهوت است و آرزو می کند این ها همه خواب باشند ...
Farzad Adibi
https://telegram.me/faigd برای آنان که در آبان با زلزله رفتند و ما هیچ.ما نگاه هم نه. ما هیچ، ما اشک...ما هیچ، ما دریغ...
این کار را یکی از گروه های همشهری ام در اینستاگرام از سر لطف به اشتراک گذاشته بود اما بخشی از بالای پُستر حذف شده بود. ضمن سپاس از این گروه بی تکلف و عزیز ُ این متن رو براشون نوشتم:

سلام بر همشهريان عزيزم و ممنون از لطفى كه به بنده داريد راستش اين كار در اينجا كمى ناقص شده، احتمالا از کانال تلگرامم برداشته شده و هيچ اشكالى هم نداره چرا كه كانسپت كار همينه: اين كار هم مثل خانه هاى مردم استانم بگذار ناقص باشد.
همين اتفاق در مورد دندانه هاى شا و ستا هم افتاد و وقتى متوجه شدم، یاد شعری از قیصر افتادم با نام «شعری برای جنگ» که در بخشی ش می گه:
... دیدم که لفظ ناخوش موشک را
باید به کار برد
اما
موشک
زیبایی کلام مرا می کاست
گفتم که بیت ناقص شعرم
از خانه های شهر که بهتر نیست
بگذار شعر من هم
چون خانه های خاکی مردم
خرد و خراب باشد و خون آلود
...
روز دوشنبه ایده ی کار به ذهنم رسید و در حالیکه وقت هم نداشتم سعی کردم اجراش کنم. نیم ساعت بعد هم کلاس داشتم و در همین اثنا خبرنگار روزنامه ی «جامعه فردا» زنگ زد که یک دلنوشته بنویس برای روزنامه. گفتم نمی رسم و مشغول طراحی پُستری هستم برای این ضایعه، که پوستر را هم خواست . از ایشان اصرار و از من انکار که: نمی رسم. که دیدم باید برسم. مگر زلزله وقت داد به مردم؟ چرا باید وقت بگیرم؟! پذیرفتم نیم ساعته متن را بدهم و یک ساعته پُستر را. موقع ارسال پوستر متوجه جابجایی شا و ستا شدم اما کار را دیگر تصحیح نکردم و دیدم زلزله تا تهران و قلب من هم رسیده. بعدش دوستان خوشنویسی مثل استاد «مجتبی ملک‌زاده» این نکته را گوشزد کردند که به آنها گفتم ابتدا سهوا اتفاق افتاد و بعد عمدا اصلاحش نکردم و با خودم گفتم:

... بگذار کار من هم
چون خانه های خاکی مردم
خرد و خراب باشد و خون آلود
...
Farzad Adibi
Photo
https://news.1rj.ru/str/faigd
امشب اونيش برام متنى فرستاد كه در نمايشگاه "يك اثر يك چادر" شركت كرده و داستانش اينه كه تعدادى اثر هنرى روی دیوار نگارخانه "دنا "به نمایش در میاد و كسى كه يك چادر يا معادلش٤٥٠ هزارتومن يا بيشتر(همت عالى) بياره مى تونه يك اثر برداره...
چند روزه كه دلم آشوبه، مى خوام كمك كنم. بيشتر از كمك هاى معمول. چند بارى هم خواستم بزنم به جاده تا سرپل اما مى بينم كه اونجا واقعا كارى ازم ساخته نيست...
اين ايده ى نمايشگاه رو داشتم كه شروع كنم. از استادانم احصايى و نامى و آغداشلو و شيوا و ... كار بگيرم تا جوون تر هايى مثل برادران ضياالدينى و احمد خليلى فرد و رضا هدايت و...
كه احمد گفت يه گالرى اين كار رو كرده. خيالم راحت شد و حس كردم اين تكليف از گردنم برداشته شده... اما...
امشب براى اولين بار تو عمرم خواهش كردم من هم تو نمايشگاهى باشم.
به فرشيد زنگ زدم و گفتم منم كار مى دم. گفت خوبه باشى اما پُسترش چاپ شده و اسمت نيست تو پُستر. گفتم مهم نيست. كمتر به گروها مى رم و اين فراخوان رو نديدم. من مى خوام كار بدم تا قدمى براى هموطنام برداشته باشم. گفت: هنوز يه ديوار رو نچيديم ، بفرست.
دوتا كار تو خونه داشتم كه كوچك تر از بقيه بودن، بردم و تحويل دادم.
گفت در باره ى اين رويداد اطلاع رسانى كن. گفتم نمى خواد. احتمالا همه مى دونن. گفت مى خوايم بيشتر استقبال بشه.
منم اينجا مى نويسم كه واقعا كارهاى خوبى اونجاست كه خيلى بيشتر از يك چادر مى ارزن.
کاری که بردم 20 ساله تو منظر نگاهمه و حس خاصی برام داره. اما الان که رفت رو دیوار برای فروش دلم آرومتره كه از يك قاب دل كندم تا چادرى بر پا شه براى دل كودكى كه با نگرانى به آسمون ابری نگاه می کنه ...

همینجا اعلام می کنم که آماده ام کارهای دیگرم رو برای فروش و کمک نقدی به عزيزان زلزله زده ام در اختیار نمایشگاه هایی قرار بدم که با این هدف برگزار میشن.
نشانی نگارخانه دنا:
میدان فردوسی/خیابان سپهبد قرنی/بعد از چهارراه طالقانی/کوچه سوسن/پلاک4

۲۶، ۲۷ و ۲۸ آبان‌ماه
https://telegram.me/faigd
از کارهای اخیرم . طراحی جلد کتابی با عنوان «حریم» و موضوع گمگشتگی و دیدار از زلزله ی بم تا مشهد در حرم. پیشکش به دوستان.
https://telegram.me/faigd
پُستری از ۵ سال پیش برای ابراز همدردی با زلزلزله زدگان آذربایجان.
https://telegram.me/faigd

پُستری از ۵ سال پیش برای گرافیک کرمانشاه. باآرزوی خورشیدی تابان برای کرمانشاهان