CRYSTAL "GOLD" – Telegram
CRYSTAL "GOLD"
562 subscribers
1.53K photos
679 videos
16 files
479 links
Download Telegram
+ فکر میکنی دلاکروز چطوری بزرگترین موسیقی دان شد؟ با پنهان کردن استعدادش؟ نه اون رفت به بازارچه و با صدای بلند ساز زد پسر!
- اخه خانواده من وحشت میکنن
+ شعار دلاکروز چیه پسر؟
- لحظه ات رو دریاب...؟
- کوکو برای بار هزارم
🍓1
+ همه این تلاشها برای اینه که دوباره خانواده رو کنار هم جمع کنیم . عضوی از خانه بودن یعنی برای این خانواده اینجا باشی

- کوکو برای بار هزارم
🍓1
+ من سخت میگیرم چون دوستتون دارم

- کوکو برای بار هزارم
🍓1
+ بقیه دنیا شاید از قوانین پیروی میکنن اما من باید از قلبم پیروی کنم

- کوکو برای بار هزارم
🍓1
+ من باید به ارزوم ایمان میداشتم هیچکس قرار نبود اونو به من تقدیم کنه به خودم بستگی داشت که برای رسیدن به اون ارزو دستمو بلند کنم محکم بگیرمش و به تحقق برسونمش
- کوکو برای بار هزارم
🍓1
ستاره زمزمه کرد:
من هیچوقت هیچوقت هیچ تنفری نسبت بهت نداشتم
و هربار میگفتم کاش اگه تمومش کردم با احترام تمومش میکردم
🍓2
ادامه داد
هرچیم میشد نباید باهات اونطوری حرف میزدم
الان اگه برمیگشتم عقب میگفتم هیچ چیز ارزش بد کردن حال هیچکسو نداره
حتی اگه حسابمم نمیکردی تو زندگیت بازم ارزششو نداشت
و بابتش متاسفم
🍓2
+ چرا نمیتونید طرف من باشید؟ این کاریه که خانواده باید انجام بده! ازت حمایت کنه! اما تو هیچوقت اینکار رو نکردی...
- کوکو برای بار هزارم
🍓1
+ عاشقانه های تو از خود گذشتگی همراه داره معمولا
لاو لنگوئجت از خود گذشتگیه
خودتو از دست میدی برای فرد مقابل
تا عشقتو اثبات کنی
درحالیکه نیاز نیست از خودت بگذری برای کافی بودن
-my parallel
🍓2
🍓2
A night for myself with myself to enjoy
🍓1
🍓2
زیباترین شبت آکنده از شادی و آرامش باد، ای عزیزِ کلاه‌به‌سر.
امروز روز بزرگی برای تو بود؛ امیدوارم به تمامی از آن لذت برده باشی و با خنده و سرخوشی سپری کرده باشی. مدتی است برایت ننوشته بودم و اینک که قلم به دست گرفته‌ام، اندکی خرده‌نعنا بر انگشتانم نشسته و عطرش با پوستم درآمیخته؛ و اندیشه‌ی تو نیز پشت پلک‌هایم خانه دارد.

جانان، یادم هست که می‌گفتی اکنون که بزرگسال گشته‌ایم باید با تنهایی خویش خو بگیریم؛ می‌گفتی: «حالا که فرصت داری، بیا و با خودت دوستی کن.»
من امروز به همان توصیه عمل کردم و یک روز تمام را با دوستی که تو به من شناساندی ــ یعنی خویشتن خویش ــ گذراندم. برای آرامش خاطر، ساعتی در پی پاکیزگی و نظم برآمدم؛ همان‌گونه که در درون خودم نیز مشتاقم همه‌چیز مرتب و روشن باشد. و اکنون که پای بر پای انداخته و در گوشه‌ی صندلی فرو رفته‌ام، می‌توانم بگویم: عجب لذتی داشت!

انگار فراموش کرده بودم در این سالیان گذشته چه بسیار برای خوش بودن با خود کوشیده‌ام: این نورهای رنگارنگ، آن داستان‌های دلکش، آن فیلم‌های بی‌پایان، این نخ‌های کشیده، و آن ابزار و وسایلی که به یاری‌شان چیزی می‌آفرینم. امروز را با خلوت خود خوش و سرگرم گذراندم. اگر روزهای آینده نیز چنین دلنشین باشد، هرگاه مرا گم کردی، می‌توانی در لابه‌لای غبار کتابخانه بیابی‌ام، یا میان خرده‌های کلوچه‌ی کنار لپ‌تاپ، و یا بر سر قلم‌موی خشکیده از رنگ.

اما روزهای تو چگونه می‌گذرد، شیرین‌بیانِ من؟ از حال دلت برایم بگو. اگر می‌توانی عکس‌هایی بگیر و همراه نامه‌ات بفرست. کاغذ که در کار نیست، فاصله‌ی ما تنها چند واژه است. با من سخن بگو، ای دوست گران‌بها؛ گوش‌هایم آماده‌ی شنیدن‌اند و چشم‌هایم منتظر خواندن سطرهایی از تو.
- نامه هایی که نباید جواب داد
۱۴۰۴/۰۶/۱۷ کمی قبل از نیمه شب
🕊1
الماس کوچک؛ هیچ‌چیز توی این دنیا قشنگ‌تر از بودنت کنار من نیست
🍓3
+ پرل هیچکس
هیچکس نمیتونه خودتو ازت بگیره
یادته سر الفا چه حالی داشتی؟
من یادمه
ولی خودتو برگردوندی
اره از دست دادن معشوق حس مردن و زنده شدن داره
ولی قسم میخورم هیچکس نمیتونه خودتو ازت بگیره
تنها کسی که میتونه تورو از خودت بگیره تویی
- parallel
+ گاهی اوقات نخوندن یه کتاب باعث نمیشه چیزیو از دست بدی
تو نهایت خلاصه کتاب پشت جلد رو خوندی تا اینجا ای که با هم بودین
شاید کتاب جوری که میخواستی پیش نرفت
ولی پرل
خلاصه کتاب در اختیارت بوده و هست
تو با خوندن خلاصه کتاب عمده چیزی که تو کتاب اتفاق میوفته رو میتونی بگیری
و اگه رابطه جوریکه انتظار داشتی و میخواستی پیش نرفته
تو چیزیو از دست ندادی
- parallel
+ الماس کوچکت بعنوان یه انسان
خارج از هر چهارچوب دیگه ای
بنظر هنوزم برات احترام و جایگاهشو داره
گاهی اوقات همینم میتونه کافی باشه
- parallel
+ یکی مثل من
مثل تو
به دنیا اومدیم تا برای خودمون بدرخشیم
و برام جا افتاد که اشکالی نداره اگه اولویت ادما نباشی
اشکالی نداره اگه نباشن، نباشی
اشکالی نداره اگه برای خودت باشی
- parallel