دو کتاب برای شناخت چین
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ کسب شناخت درباره چین یکی از برنامههای مطالعاتی بود که در بخش سیاست خارجی بین سالهای 1392 تا 1396 که من در مرکز بررسیهای استراتژیک ریاست جمهوری مسئولیت داشتم، دنبال میشد.
✅ یکی از کارهایی که ذیل این برنامه مطالعاتی انجام میشد، جمعآوری، مطالعه و در مواردی ترجمه آثار مهم راهبردی درباره چین بود. ترجمه گزارشهای اندیشکدههای راهبردی مهم جهان درباره چین بخشی از این برنامه مطالعاتی بود.
✅ یکی از کارهایی که به تناسب علاقه شخصی انجام میدادم، مطالعه این آثار و خلاصه کردن راهبردیترین نکات آنها بود. گیرندگان ترجمه این متون اغلب فرصت خواندن متون چند ده صفحهای ندارند، لاجرم مطالب را در یکی دو صفحه خلاصه میکردم تا اگر علاقمند شدند به اصل متن هم مراجعه کنند. حاصل این کار البته دوران خوبی از مطالعه متون مربوط به چین بود.
✅ مرکز بررسیهای استراتژیک در هفته گذشته بخشی از آن متون ترجمهشده را در دو جلد منتشر کرده است. بحث برنامه همکاری با چین در هفتههای اخیر داغ شده است. مناسب دیدم این دو مجلد را معرفی کنم تا حداقل کارشناسان و مراکز مطالعات راهبردی کشور بتوانند از آنها استفاده کنند.
📚 جلد اول: استراتژیهای آینده چین
فصل یک. نیمه پر لیوان موازنه، اطمینانبخشی و اراده مجدد در رابطه استراتژیک ایالات متحده – چین
فصل دو. نفی پایان تاریخ: یک تلقی بدیل چینی از نظم بینالمللی؟
فصل سه. چین 2025: چشمانداز پژوهش و نوآوری
فصل چهار. چین در خاورمیانه: اژدهای محتاط
فصل پنج. روابط اقتصادی اتحادیه اروپا-چین تا سال 2025
فصل شش. صنایع کارخانهای چین در 2025
📚جلد دوم: چشمانداز اقتصادی کمربند جاده ابریشم
فصل اول. جاده ابریشم جدید: چین، ایالات متحده و آینده آسیای مرکزی
فصل دوم. چشمانداز و اقدامات مربوط به احداث کمربند اقتصادی جاده ابریشم
فصل سوم. کمربند اقتصادی جاده ابریشم با در نظر گرفتن دلالتهای امنیتی و جنبههای همکاری اروپا و چین
فصل چهارم. شناخت طرح کمربند و جاده چین
فصل پنجم. آیندههای چینی افق 2025
فصل ششم. واکنش اروپا به طرح یک کمربند یک جاده
✅ این دو کتاب در جمعاً 746 صفحه توسط مرکز بررسیهای استراتژیک منتشر شدهاند.
https://www.instagram.com/p/CC3u670pvgJ/?igshid=b8oftfjnecm
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ کسب شناخت درباره چین یکی از برنامههای مطالعاتی بود که در بخش سیاست خارجی بین سالهای 1392 تا 1396 که من در مرکز بررسیهای استراتژیک ریاست جمهوری مسئولیت داشتم، دنبال میشد.
✅ یکی از کارهایی که ذیل این برنامه مطالعاتی انجام میشد، جمعآوری، مطالعه و در مواردی ترجمه آثار مهم راهبردی درباره چین بود. ترجمه گزارشهای اندیشکدههای راهبردی مهم جهان درباره چین بخشی از این برنامه مطالعاتی بود.
✅ یکی از کارهایی که به تناسب علاقه شخصی انجام میدادم، مطالعه این آثار و خلاصه کردن راهبردیترین نکات آنها بود. گیرندگان ترجمه این متون اغلب فرصت خواندن متون چند ده صفحهای ندارند، لاجرم مطالب را در یکی دو صفحه خلاصه میکردم تا اگر علاقمند شدند به اصل متن هم مراجعه کنند. حاصل این کار البته دوران خوبی از مطالعه متون مربوط به چین بود.
✅ مرکز بررسیهای استراتژیک در هفته گذشته بخشی از آن متون ترجمهشده را در دو جلد منتشر کرده است. بحث برنامه همکاری با چین در هفتههای اخیر داغ شده است. مناسب دیدم این دو مجلد را معرفی کنم تا حداقل کارشناسان و مراکز مطالعات راهبردی کشور بتوانند از آنها استفاده کنند.
📚 جلد اول: استراتژیهای آینده چین
فصل یک. نیمه پر لیوان موازنه، اطمینانبخشی و اراده مجدد در رابطه استراتژیک ایالات متحده – چین
فصل دو. نفی پایان تاریخ: یک تلقی بدیل چینی از نظم بینالمللی؟
فصل سه. چین 2025: چشمانداز پژوهش و نوآوری
فصل چهار. چین در خاورمیانه: اژدهای محتاط
فصل پنج. روابط اقتصادی اتحادیه اروپا-چین تا سال 2025
فصل شش. صنایع کارخانهای چین در 2025
📚جلد دوم: چشمانداز اقتصادی کمربند جاده ابریشم
فصل اول. جاده ابریشم جدید: چین، ایالات متحده و آینده آسیای مرکزی
فصل دوم. چشمانداز و اقدامات مربوط به احداث کمربند اقتصادی جاده ابریشم
فصل سوم. کمربند اقتصادی جاده ابریشم با در نظر گرفتن دلالتهای امنیتی و جنبههای همکاری اروپا و چین
فصل چهارم. شناخت طرح کمربند و جاده چین
فصل پنجم. آیندههای چینی افق 2025
فصل ششم. واکنش اروپا به طرح یک کمربند یک جاده
✅ این دو کتاب در جمعاً 746 صفحه توسط مرکز بررسیهای استراتژیک منتشر شدهاند.
https://www.instagram.com/p/CC3u670pvgJ/?igshid=b8oftfjnecm
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
👍1
اگر یکی از این کارهایی که خدا میکنه ...
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ قدیمیهای روستا سادگی و بیپیرایگی خاصی داشتند که سبب میشد گاهی حرف و سخنشان عمق و زیبایی عجیبی داشته باشد. دیروز با خویشاوندی صحبت میکردم و به مناسبتی به یک داستان قدیمی از پیرمردی در روستای مصلحآباد (واقع در فراهان اراک) اشاره کرد. میگفت:
پنجاه شصت سال پیش درست در همین تیرماه که وقت خرمن کردن گندم بوده است، باران نابههنگام تابستانی شدیدی میبارد و حاصل زندگی مردم روی آب میافتد و به هدر میرود. پیرمردی از سر استیصال، وضعیت رنجآور از دست رفتن حاصل یک سال زحمت و حتماً بیم نقص معاش در یک سال آینده، میگوید: «اِگِه فقط یکّی از این کارایی که خدا بعضی وقتا میکنه، مُو بِکُنُم، مردم تو دِه رام نمیدن.»
✅ خدا که البته حکیم، قادر و عالم بر همه چیز است و پیرمرد از سر درماندگی چنین لب به شکایت گشوده بود و به کرامت حق نظر داشته؛ اما سخناش الهامبخش پرسشی سوزاننده است.
✅ من از دیروز فکر میکنم به اینکه اگر مردم عادی به اندازه عواقب خسارتبار فقط یکی از پندارها، گفتارها، کردارها و تصمیمهای برخی سیاستمداران و مقامات و مديران اجرایی در طول عمرشان به منافع جامعه ضربه زده بودند/بزنند، چه بلایی سرشان میآمد/میآید و به چه جرمی محاکمه میشدند/میشوند.
✅ این سؤال در نسبت مردم و همه سیاستمداران جهان صادق است و درست به همین دلیل، پاسخگویی البته چیز خوب و مهمی است؛ و فاصله قدرت چیز بدی است بدون پاسخگویی.
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ قدیمیهای روستا سادگی و بیپیرایگی خاصی داشتند که سبب میشد گاهی حرف و سخنشان عمق و زیبایی عجیبی داشته باشد. دیروز با خویشاوندی صحبت میکردم و به مناسبتی به یک داستان قدیمی از پیرمردی در روستای مصلحآباد (واقع در فراهان اراک) اشاره کرد. میگفت:
پنجاه شصت سال پیش درست در همین تیرماه که وقت خرمن کردن گندم بوده است، باران نابههنگام تابستانی شدیدی میبارد و حاصل زندگی مردم روی آب میافتد و به هدر میرود. پیرمردی از سر استیصال، وضعیت رنجآور از دست رفتن حاصل یک سال زحمت و حتماً بیم نقص معاش در یک سال آینده، میگوید: «اِگِه فقط یکّی از این کارایی که خدا بعضی وقتا میکنه، مُو بِکُنُم، مردم تو دِه رام نمیدن.»
✅ خدا که البته حکیم، قادر و عالم بر همه چیز است و پیرمرد از سر درماندگی چنین لب به شکایت گشوده بود و به کرامت حق نظر داشته؛ اما سخناش الهامبخش پرسشی سوزاننده است.
✅ من از دیروز فکر میکنم به اینکه اگر مردم عادی به اندازه عواقب خسارتبار فقط یکی از پندارها، گفتارها، کردارها و تصمیمهای برخی سیاستمداران و مقامات و مديران اجرایی در طول عمرشان به منافع جامعه ضربه زده بودند/بزنند، چه بلایی سرشان میآمد/میآید و به چه جرمی محاکمه میشدند/میشوند.
✅ این سؤال در نسبت مردم و همه سیاستمداران جهان صادق است و درست به همین دلیل، پاسخگویی البته چیز خوب و مهمی است؛ و فاصله قدرت چیز بدی است بدون پاسخگویی.
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
👍1
Forwarded from اتچ بات
امید بدون خوشبینی و زیستن در پیچیدگی
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ منتخب اول. «سلام آیندگان ایران زمین، شما که پنجاه سال بعد و بعدتر پا به این جهان پیچیده میگذارید. امیدوارم حال و روزتان خوب باشد. ما سخت نگران شما و آینده هستیم. همهی مردم از حال شما و آینده میپرسند و میخواهند بدانند آینده این جامعه خوب است یا بد؟ جامعه رو به ویرانی میرود یا آبادانی، پیشرفت میکند یا پسرفت، امیدی به آن هست یا نیست؟» (نامهای به نسل آینده، ص. 225)
✅ منتخب دوم. «مهمترین مشکل کشور ما این است که با وقوع هر حادثهای، انگار نخستین بار است این اتفاق برایمان افتاده است. نمیتوانیم حتی از تجربیات گذشته خود استفاده کنیم. یعنی به علت وجود فرهنگ شفاهی بین مردم و حتی مسئولان امر، تجربیات گذشته به صورت جامع مکتوب نشده است.» این جمله را یک عضو هیئت مدیره سازمان نظام مهندسی ساختمان چند روز بعد از زلزله بم گفته است.
✅ منتخب سوم. آرنولد ویلسون اولین مورخی بود که تاریخ زلزلهها در ایران را بررسی کرد. ویلسون مقالهاش را در سال 1930 چاپ کرد و فهرستی از زلزلهها که بین 1500 تا 1930 میلادی در ایران رخ داده بود تهیه کرد. زلزلههای 1800 تا 1908 میلادی هفتاد مورد و از 1908 تا 1930 نیز پنجاه زلزله (هر شش ماه یکی) ثبت شده است.
سه قطعه بالا را از کتاب «فرهنگ و فاجعه: جستارهایی انسانشناختی درباره مصیبتهای جمعی در ایران» نوشته نعمتاله فاضلی که انتشارات فرهامه در سال 1399 منتشر کرده است انتخاب کردهام. نویسنده به گفته خودش «مردمشناس و مردمنگار مردممدار» است. او به زبان مردم و برای آنکه مسائل روز و حتی پیچیده را به بخشی از آگاهی مردم تبدیل کند دست به قلم میبرد.
✅ چرا حوادث طبیعی نظیر زلزله برای مورخی انگلیسی جلب توجه کرده و نود سال پیش درباره آن تحقیق کرده و مقاله نوشته است؟ و چرا این وقایع هر بار در ایران خودمان رخ میدهند گویی اولین بار است و تجارب گویی ثبت نشده یا به کفایت ثبت نشدهاند و بهکار گرفته نمیشوند؟ سؤال مهم این است که چرا «تجارب حاصل از فجایع به بخشی از فرهنگ تبدیل نمیشوند؟» کتاب سعی میکند از این حد فراتر رفته و فجایع ناشی از حوادث طبیعی را به بخشی از فرهنگ تبدیل کند.
✅ کتاب به زبانی بسیار جذاب و ساده، فاجعهشناسی، نقش علوم اجتماعی و انسانی در فاجعهشناسی و ابعاد مختلف حوادث طبیعی نظیر سیل، زلزله و کرونا را بررسی کرده و تلاش میکند تجربه انسانی ایرانی از این حوادث را به بخشی از فرهنگ تبدیل کند. کتاب برای جامعه ایرانی که با تحلیل غیرفنی حوادثی نظیر زلزله، سیل و کرونا آشنا نیست و همواره آنها را پدیدههای طبیعی در حیطه علوم فنی، مهندسی و پزشکی دیده، جالب و نوآورانه است.
✅ بخش مربوط به کرونا موضوعی زنده و در چارچوب زندگی روزمره امروز ایرانیان را بررسی میکند. ابعاد مختلف این پدیده از ضربه فرهنگی کرونا تا نوروز، سیاست انتقادی سلامت، زندگی در قرنطینه، مسئولیتپذیری شهروندی و ... در رابطه با کرونا بررسی شدهاند. کتاب واقعاً به هدف نویسندهاش یعنی بردن این مباحث به دل گفتوگوی اجتماعی درباره آنها و تبدیل کردنشان به بخشی از آگاهی جامعه ایرانی پایبند است.
✅ نویسنده در آخرین بخش کتاب، رابطه علم، دانشگاه و ضرورت بازنگری در دانشگاه برای مواجهه با پاندمی کرونا را بررسی میکند. تغییر در آموزش عالی برای مواجه شدن با پدیدههای طبیعی و وضعیت ناشی از پاندمی پیام مهم این بخش است.
✅ یکی از جذابترین بخشهای کتاب برای بسیاری میتواند مقدمه نویسنده درباره خودش، هدفش و سیر رسیدن او به نقطهای باشد که اکنون در آن ایستاده است؛ اما برای من نامهای که نویسنده به نسل آینده ایرانیان نوشته جذابتر است: «نامهای به نسل آینده: امید بدون خوشبینی و زیستن در پیچیدگی».
✅ پیام کتاب هم میتواند همین باشد: اگر تلاش و با یکدیگر گفتوگو کنیم و همه حوادث طبیعی و غیرطبیعی را همچون تجربههایی عمیق به بخشی از فرهنگ مبدل سازیم، به تدریج ظرفیت زیستن با امید بدون خوشبینی و تاب آوردن در مقابل پیچیدگی جهان را کسب خواهیم کرد.
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ منتخب اول. «سلام آیندگان ایران زمین، شما که پنجاه سال بعد و بعدتر پا به این جهان پیچیده میگذارید. امیدوارم حال و روزتان خوب باشد. ما سخت نگران شما و آینده هستیم. همهی مردم از حال شما و آینده میپرسند و میخواهند بدانند آینده این جامعه خوب است یا بد؟ جامعه رو به ویرانی میرود یا آبادانی، پیشرفت میکند یا پسرفت، امیدی به آن هست یا نیست؟» (نامهای به نسل آینده، ص. 225)
✅ منتخب دوم. «مهمترین مشکل کشور ما این است که با وقوع هر حادثهای، انگار نخستین بار است این اتفاق برایمان افتاده است. نمیتوانیم حتی از تجربیات گذشته خود استفاده کنیم. یعنی به علت وجود فرهنگ شفاهی بین مردم و حتی مسئولان امر، تجربیات گذشته به صورت جامع مکتوب نشده است.» این جمله را یک عضو هیئت مدیره سازمان نظام مهندسی ساختمان چند روز بعد از زلزله بم گفته است.
✅ منتخب سوم. آرنولد ویلسون اولین مورخی بود که تاریخ زلزلهها در ایران را بررسی کرد. ویلسون مقالهاش را در سال 1930 چاپ کرد و فهرستی از زلزلهها که بین 1500 تا 1930 میلادی در ایران رخ داده بود تهیه کرد. زلزلههای 1800 تا 1908 میلادی هفتاد مورد و از 1908 تا 1930 نیز پنجاه زلزله (هر شش ماه یکی) ثبت شده است.
سه قطعه بالا را از کتاب «فرهنگ و فاجعه: جستارهایی انسانشناختی درباره مصیبتهای جمعی در ایران» نوشته نعمتاله فاضلی که انتشارات فرهامه در سال 1399 منتشر کرده است انتخاب کردهام. نویسنده به گفته خودش «مردمشناس و مردمنگار مردممدار» است. او به زبان مردم و برای آنکه مسائل روز و حتی پیچیده را به بخشی از آگاهی مردم تبدیل کند دست به قلم میبرد.
✅ چرا حوادث طبیعی نظیر زلزله برای مورخی انگلیسی جلب توجه کرده و نود سال پیش درباره آن تحقیق کرده و مقاله نوشته است؟ و چرا این وقایع هر بار در ایران خودمان رخ میدهند گویی اولین بار است و تجارب گویی ثبت نشده یا به کفایت ثبت نشدهاند و بهکار گرفته نمیشوند؟ سؤال مهم این است که چرا «تجارب حاصل از فجایع به بخشی از فرهنگ تبدیل نمیشوند؟» کتاب سعی میکند از این حد فراتر رفته و فجایع ناشی از حوادث طبیعی را به بخشی از فرهنگ تبدیل کند.
✅ کتاب به زبانی بسیار جذاب و ساده، فاجعهشناسی، نقش علوم اجتماعی و انسانی در فاجعهشناسی و ابعاد مختلف حوادث طبیعی نظیر سیل، زلزله و کرونا را بررسی کرده و تلاش میکند تجربه انسانی ایرانی از این حوادث را به بخشی از فرهنگ تبدیل کند. کتاب برای جامعه ایرانی که با تحلیل غیرفنی حوادثی نظیر زلزله، سیل و کرونا آشنا نیست و همواره آنها را پدیدههای طبیعی در حیطه علوم فنی، مهندسی و پزشکی دیده، جالب و نوآورانه است.
✅ بخش مربوط به کرونا موضوعی زنده و در چارچوب زندگی روزمره امروز ایرانیان را بررسی میکند. ابعاد مختلف این پدیده از ضربه فرهنگی کرونا تا نوروز، سیاست انتقادی سلامت، زندگی در قرنطینه، مسئولیتپذیری شهروندی و ... در رابطه با کرونا بررسی شدهاند. کتاب واقعاً به هدف نویسندهاش یعنی بردن این مباحث به دل گفتوگوی اجتماعی درباره آنها و تبدیل کردنشان به بخشی از آگاهی جامعه ایرانی پایبند است.
✅ نویسنده در آخرین بخش کتاب، رابطه علم، دانشگاه و ضرورت بازنگری در دانشگاه برای مواجهه با پاندمی کرونا را بررسی میکند. تغییر در آموزش عالی برای مواجه شدن با پدیدههای طبیعی و وضعیت ناشی از پاندمی پیام مهم این بخش است.
✅ یکی از جذابترین بخشهای کتاب برای بسیاری میتواند مقدمه نویسنده درباره خودش، هدفش و سیر رسیدن او به نقطهای باشد که اکنون در آن ایستاده است؛ اما برای من نامهای که نویسنده به نسل آینده ایرانیان نوشته جذابتر است: «نامهای به نسل آینده: امید بدون خوشبینی و زیستن در پیچیدگی».
✅ پیام کتاب هم میتواند همین باشد: اگر تلاش و با یکدیگر گفتوگو کنیم و همه حوادث طبیعی و غیرطبیعی را همچون تجربههایی عمیق به بخشی از فرهنگ مبدل سازیم، به تدریج ظرفیت زیستن با امید بدون خوشبینی و تاب آوردن در مقابل پیچیدگی جهان را کسب خواهیم کرد.
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
Telegram
attach 📎
👍2
Forwarded from اتچ بات
مجلسی مثل قیر شفاف!!
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ مجلس یا دولت هر وقت تصمیم میگیرند کالایی زیر قیمت بازار توزیع کنند (مثال ارز 4200 تومانی) یا از افراد و گروههای خاص به اسم تولید، سازندگی، حمایت از فقرا و مصرفکنندگان حمایت کنند، حواسم به توزیع رانتهای گُنده جلب میشود.
✅ عبارات مناسب برای توزیع رانت در این کشور، حمایت از تولید، کمک به فقرا، توسعه زیرساخت و عباراتی شبیه به اینهاست و اگر با کلمات انقلابی، ضدلیبرال و حمایت از داخل ترکیب شوند، معجونی میشوند حیرتانگیز.
✅ کلیات طرح دادن حواله قیر رایگان امروز در مجلس تصویب شد. هر تن قیر 4 تا 5 میلیون تومان قیمت دارد و ارزش این میزان قیر بین 8 تا 10 هزار میلیارد تومان معادل 400 تا 500 میلیون دلار 20 هزار تومانی است.
✅ مطلبی آماده میکردم درباره توزیع رانت ناشی از این اقدام مجلس انقلابی ضدفساد که فایل صوتی #پویا_ناظران درباره ابعاد مختلف این مصوبه مفسدهآمیز و توزیع رانت خالص انبوه، و ضرورت شفافیت را دیدم.
✅ این فایل صوتی کارم را راحت کرد. احتیاج به هیچ نوشتهای نیست، همه چیز را توضیح داده است. فساد نهفته در مصوبه مجلس با ژست ضدفساد، و ضرورت شفافیت. ده دقیقه فایل بیشتر نیست.
✅ مجلس قبل این مصوبه را از بودجه به دلایل متعدد از جمله فساد و نرسیدن به اهداف ذکرشده برای آن، حذف کرده بود. مجلس یازدهم با قید دو فوریت آنرا برگرداند. این شیوه مناسب مواجهه با مشکلات اقتصادی است!! با فوریت
#عمق_فساد
#حواله_قیر_رایگان
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ مجلس یا دولت هر وقت تصمیم میگیرند کالایی زیر قیمت بازار توزیع کنند (مثال ارز 4200 تومانی) یا از افراد و گروههای خاص به اسم تولید، سازندگی، حمایت از فقرا و مصرفکنندگان حمایت کنند، حواسم به توزیع رانتهای گُنده جلب میشود.
✅ عبارات مناسب برای توزیع رانت در این کشور، حمایت از تولید، کمک به فقرا، توسعه زیرساخت و عباراتی شبیه به اینهاست و اگر با کلمات انقلابی، ضدلیبرال و حمایت از داخل ترکیب شوند، معجونی میشوند حیرتانگیز.
✅ کلیات طرح دادن حواله قیر رایگان امروز در مجلس تصویب شد. هر تن قیر 4 تا 5 میلیون تومان قیمت دارد و ارزش این میزان قیر بین 8 تا 10 هزار میلیارد تومان معادل 400 تا 500 میلیون دلار 20 هزار تومانی است.
✅ مطلبی آماده میکردم درباره توزیع رانت ناشی از این اقدام مجلس انقلابی ضدفساد که فایل صوتی #پویا_ناظران درباره ابعاد مختلف این مصوبه مفسدهآمیز و توزیع رانت خالص انبوه، و ضرورت شفافیت را دیدم.
✅ این فایل صوتی کارم را راحت کرد. احتیاج به هیچ نوشتهای نیست، همه چیز را توضیح داده است. فساد نهفته در مصوبه مجلس با ژست ضدفساد، و ضرورت شفافیت. ده دقیقه فایل بیشتر نیست.
✅ مجلس قبل این مصوبه را از بودجه به دلایل متعدد از جمله فساد و نرسیدن به اهداف ذکرشده برای آن، حذف کرده بود. مجلس یازدهم با قید دو فوریت آنرا برگرداند. این شیوه مناسب مواجهه با مشکلات اقتصادی است!! با فوریت
#عمق_فساد
#حواله_قیر_رایگان
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
Telegram
attach 📎
👍1
غریبانههای #آخرین_پراید
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ آخرین پراید روز سییک تیر نودونه تولید شد. خودروها در ایران گویی وجه نمادین عجیبی دارند و فراتر از خودرو بودن، معانی و دلالتهای بسیار در خود پنهان میکنند.
✅ پرده اول. آخرین پیکان در بیستوپنج اردیبهشت هشتادوچهار با حضور اسحاق جهانگیری که آن موقع وزیر صنایع و معادن بود به موزه میپیوندد. او روی کاپوت آن پیکان نوشت: «پیکان ارابهای بود که صنعت خودرو بر دوش آن شکل گرفت و امروز میرود تا نظارهگر اعتلای این صنعت باشد.»
معصومه ابتکار هم که آن زمان رئیس سازمان حفاظت محیطزیست بود روی کاپوت مینویسد «توقف تولید پیکان نمادی از عصر نوین تحولات سبز در صنایع کشور و نشانهای از عزم ملی برای حفاظت از محیطزیست است.» (عکسها اینجا)
✅ پرده دوم. سیویک تیر نودونه، آخرین پراید از خط تولید خارج شده و از سرنوشت نامبرده اطلاعی در دست نیست. روی کاپوت آخرین پراید جز خداحافظی هیچ چیز نوشته نشد و ظاهراً هیچ مقامی در مراسم حضور نداشت و پراید غریبانه رفت.
✅ پیکان و پراید فقط خودرو نیستند بلکه جلوههایی از تاریخ سیاسی، اقتصادی و صنعتیشدن ایران در این دو مجسم میشود. خوب که به چشمان #آخرین_پراید بنگری درباره خیلی چیزها حرف میزند.
✅ چشمانش میگویند: پیکان که میرفت آقای صنایع و معادن امید داشت که در موزه بنشیند و نظارهگر اعتلای صنعت خودرو باشد. خانم محیطزیست هم عزم ملی برای حفظ محیطزیست را جستوجو میکرد. پژو 206 خودرویی کمفاصله با دنیا تولید میشد. مشارکت با خودروسازهای معتبری در دنیا در جریان و امید به بهتر شدن زنده بود.
✅ دوباره میگوید: کسی روی من جز خداحافظی چیزی ننوشت. گویی امیدی نیست من نظارهگر هیچ اعتلایی، عزمی برای بهتر شدن یا حفظ چیزی باشم؛ آره این جوری است؟ کسی جرأت ندارد چیزی بنویسد. آن نوشتههای قبلی به آرزو تبدیل شدند تا واقعیت؛ و حالا حال و حوصله آرزو کردن هم ندارید؟
✅ بیچاره بغض دارد و میگوید: آیا شما قرنی را که پیکان در میانهاش رسید، پس از شصت سال با خداحافظی من، جمعبندی میکنید؟ این دستآورد شما در نیم قرن صنعتیشدن است؟ شرم نمیکنید؟
✅ دوباره که به چشمان آخرین پراید خیره شوی، بغض در گلو میگوید: «موضوع اصلاً شخصی نیست، فرد خاصی مد نظرم نیست، حرفم ساختاری است. پیکان که میرفت همه این آدمها بودند. آقای جهانگیری و خانم ابتکار بودند، آمدند بدرقه پیکان، الان هم هستند. آنها که بدرقه پیکان نیامده بودند هم همه هستند. آنها که بعد از پیکان زمان محمود احمدینژاد آمدند هم هستند. گزارش تحقیق و تفحص مجلس دهم از خودروسازی را هم که دیدهای که چه افتضاحی است؟ آن ساختارها هم هستند. این وسط فقط من اضافیام؟ فقط من باید این طور غریبانه بروم؟ گیریم من رفتم، شما با مکررها، بدون هیچ ایده نویی، به جایی میرسید؟»
✅ سرت را پایین میاندازی و دوباره #آخرین_پراید بغضاش میترکد: «وقتی جهانگیری روی کاپوت پیکان مینوشت، سال اول سند چشمانداز ایران 1404 بود. یک ماشین چینی که سری میان سرها باشد تو خیابانهای شهر نبود؛ پنج سال دیگر میرسید به 1404، خیابانها را دیدهای؟ پر از ماشین چینی شده است. ای روزگار!!»
✅ بیچاره از دست خودش هم شاکی است،خودمونیتر هم شده و میگه: «بیستوشش سال پیش آمدم قاتق نونتون بشم، بلای جونتون شدم. شما هم درست سوار من نشدید اما منم کم از شما نکشتم و لت و پار نکردم. خدا از سر تقصیرات منم بگذره.»
✅ داشتم با عکس #آخرین_پراید خداحافظی میکردم که گفت: «از ما که گذشت، عمر ما را که هدر کردید، سورنتو و سراتو و اسپورتیج و اپتیما نشدیم، همون پرایدی که بودیم موندیم؛ اما شما ی فکری به حال خودتون کنید، این جوری به جایی نمیرسید؛ از ما کرهایها که یاد نگرفتید، از این چینیها یاد بگیرید، البته چینگیر نشید.»
✅ خداحافظی کردیم. بیچاره نمیدانست چقدر حق بزرگی بر گردن من دارد. کلی ایده بر محور پراید ساخته و پرداختهام. نمیدانست چقدر جایگاه مهمی در تاریخ، ذهن و ساختار معاصر ما دارد. حال و حوصله خواندن و گوش کردن نداشت، والا متن و صوتهای زیر را برایش میفرستادم تا در غربت خداحافظی، به اهمیت خودش پی ببرد.
افسانه پیل و پراید
پرایدی شدن و توسعه
فیل چگونه سوار پراید میشود؟
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ آخرین پراید روز سییک تیر نودونه تولید شد. خودروها در ایران گویی وجه نمادین عجیبی دارند و فراتر از خودرو بودن، معانی و دلالتهای بسیار در خود پنهان میکنند.
✅ پرده اول. آخرین پیکان در بیستوپنج اردیبهشت هشتادوچهار با حضور اسحاق جهانگیری که آن موقع وزیر صنایع و معادن بود به موزه میپیوندد. او روی کاپوت آن پیکان نوشت: «پیکان ارابهای بود که صنعت خودرو بر دوش آن شکل گرفت و امروز میرود تا نظارهگر اعتلای این صنعت باشد.»
معصومه ابتکار هم که آن زمان رئیس سازمان حفاظت محیطزیست بود روی کاپوت مینویسد «توقف تولید پیکان نمادی از عصر نوین تحولات سبز در صنایع کشور و نشانهای از عزم ملی برای حفاظت از محیطزیست است.» (عکسها اینجا)
✅ پرده دوم. سیویک تیر نودونه، آخرین پراید از خط تولید خارج شده و از سرنوشت نامبرده اطلاعی در دست نیست. روی کاپوت آخرین پراید جز خداحافظی هیچ چیز نوشته نشد و ظاهراً هیچ مقامی در مراسم حضور نداشت و پراید غریبانه رفت.
✅ پیکان و پراید فقط خودرو نیستند بلکه جلوههایی از تاریخ سیاسی، اقتصادی و صنعتیشدن ایران در این دو مجسم میشود. خوب که به چشمان #آخرین_پراید بنگری درباره خیلی چیزها حرف میزند.
✅ چشمانش میگویند: پیکان که میرفت آقای صنایع و معادن امید داشت که در موزه بنشیند و نظارهگر اعتلای صنعت خودرو باشد. خانم محیطزیست هم عزم ملی برای حفظ محیطزیست را جستوجو میکرد. پژو 206 خودرویی کمفاصله با دنیا تولید میشد. مشارکت با خودروسازهای معتبری در دنیا در جریان و امید به بهتر شدن زنده بود.
✅ دوباره میگوید: کسی روی من جز خداحافظی چیزی ننوشت. گویی امیدی نیست من نظارهگر هیچ اعتلایی، عزمی برای بهتر شدن یا حفظ چیزی باشم؛ آره این جوری است؟ کسی جرأت ندارد چیزی بنویسد. آن نوشتههای قبلی به آرزو تبدیل شدند تا واقعیت؛ و حالا حال و حوصله آرزو کردن هم ندارید؟
✅ بیچاره بغض دارد و میگوید: آیا شما قرنی را که پیکان در میانهاش رسید، پس از شصت سال با خداحافظی من، جمعبندی میکنید؟ این دستآورد شما در نیم قرن صنعتیشدن است؟ شرم نمیکنید؟
✅ دوباره که به چشمان آخرین پراید خیره شوی، بغض در گلو میگوید: «موضوع اصلاً شخصی نیست، فرد خاصی مد نظرم نیست، حرفم ساختاری است. پیکان که میرفت همه این آدمها بودند. آقای جهانگیری و خانم ابتکار بودند، آمدند بدرقه پیکان، الان هم هستند. آنها که بدرقه پیکان نیامده بودند هم همه هستند. آنها که بعد از پیکان زمان محمود احمدینژاد آمدند هم هستند. گزارش تحقیق و تفحص مجلس دهم از خودروسازی را هم که دیدهای که چه افتضاحی است؟ آن ساختارها هم هستند. این وسط فقط من اضافیام؟ فقط من باید این طور غریبانه بروم؟ گیریم من رفتم، شما با مکررها، بدون هیچ ایده نویی، به جایی میرسید؟»
✅ سرت را پایین میاندازی و دوباره #آخرین_پراید بغضاش میترکد: «وقتی جهانگیری روی کاپوت پیکان مینوشت، سال اول سند چشمانداز ایران 1404 بود. یک ماشین چینی که سری میان سرها باشد تو خیابانهای شهر نبود؛ پنج سال دیگر میرسید به 1404، خیابانها را دیدهای؟ پر از ماشین چینی شده است. ای روزگار!!»
✅ بیچاره از دست خودش هم شاکی است،خودمونیتر هم شده و میگه: «بیستوشش سال پیش آمدم قاتق نونتون بشم، بلای جونتون شدم. شما هم درست سوار من نشدید اما منم کم از شما نکشتم و لت و پار نکردم. خدا از سر تقصیرات منم بگذره.»
✅ داشتم با عکس #آخرین_پراید خداحافظی میکردم که گفت: «از ما که گذشت، عمر ما را که هدر کردید، سورنتو و سراتو و اسپورتیج و اپتیما نشدیم، همون پرایدی که بودیم موندیم؛ اما شما ی فکری به حال خودتون کنید، این جوری به جایی نمیرسید؛ از ما کرهایها که یاد نگرفتید، از این چینیها یاد بگیرید، البته چینگیر نشید.»
✅ خداحافظی کردیم. بیچاره نمیدانست چقدر حق بزرگی بر گردن من دارد. کلی ایده بر محور پراید ساخته و پرداختهام. نمیدانست چقدر جایگاه مهمی در تاریخ، ذهن و ساختار معاصر ما دارد. حال و حوصله خواندن و گوش کردن نداشت، والا متن و صوتهای زیر را برایش میفرستادم تا در غربت خداحافظی، به اهمیت خودش پی ببرد.
افسانه پیل و پراید
پرایدی شدن و توسعه
فیل چگونه سوار پراید میشود؟
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
Instagram
دغدغه ایران
. آخرین پیکان، آخرین پراید، آخرش چی؟! . آخرین روز تیرماه، آخرین تولد پراید هم بود. . مهم اما ساختار اقتصادی پراید ساز است. آخرین پیکان هم روزی مرخص شده بود. . جمله اسحاق جهانگیری روی آخرین پیکان را بخوانیم. . پیکان ارابه ای بود که صنعت خودرو بر دوش آن شکل…
نسل چ
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ دو سه سال است شاهد شکلگیری نسلی از جوانان دانشجو، هنرمند، نویسنده و روزنامهنگار هستم که من به آنها #نسل_چ میگویم، آدمهایی که «چرا و چگونه» برایشان اولویت است. من هنوز درباره آنها تحقیق نکردهام اما بهواسطه ارتباط با شماری از ایشان، مشخصات زیر را برای آنها قائلم.
✅ یک. «#نسل_چ» نسخهای از «اصلاحطلب، اصولگرا، دیگه تموم ماجرا» هستند. یعنی چه؟ یعنی دیگر اینکه کسی خودش را اصلاحطلب یا اصولگرا معرفی کند، شعارهای این دو گروه را سر بدهد و به شخصیتهای مهم این دو گروه ابراز ارادت کند، برایشان کفایت نمیکند. اینها از این حد خیلی فراتر رفتهاند و به مشخصاتی رسیدهاند که در ادامه مینویسم.
✅ دو. اینها اغلب دانشجویان رشتههای مختلف، دغدغهدار، دوستدار ایران و مواجهشده با برخی واقعیتهای مهم هستند که فهمیدهاند حکومتداری در کنار امر سیاسی، امری فنی، علمی، کارشناسی و مواجهه با واقعیت پیچیدهای است که با شعار تسلیم اراده کسی نمیشود.
✅ سه. اعضای نسل چرا و چگونه وقتی به شعارهایی نظیر «ایران برای همه ایرانیان» (شعاری مشهور در اردوی اصلاحطلبان) یا «کار جهادی- انقلابی» (شعاری مشهور در اردوین اصولگرایان) میرسند، میگویند «اینها که میگویی خوب، حالا چگونه عمل کنیم؟ یعنی چگونه میشود که ایران برای همه ایرانیان شود یا معنای عملیاتی کار جهادی-انقلابی چیست؟»
✅ چهار. این نسل محصول همین دانشگاهها هستند که با همه نقصانهایش، این گروه را با علم، دنیای کارشناسی، کشورهای دیگر و روشهای عقلانی آشنا کرده است. آنکه تندتر شعار میدهد – چه اصولگرا چه اصلاحطلب – برای اینها حجیت ندارد، اول میپرسند چرا این حرف را میزنی و بعد میگویند چگونه به آنچه میگویی برسیم؟
✅ پنج. این نسل خودآگاه و ناخودآگاه واقعیت سختی را که پیش رو دارد لمس کرده است. آنها در سنین ازدواج هستند اما نمیتوانند ازدواج کنند، دیدهاند که با این وضع اقتصاد و چشمانداز اقتصادی به حداقلهای زندگی هم نمیرسند و به یک معنا، دشواری و واقعیتهای تلخ زندگی که به مدد فضای مجازی در دسترس همه قرار گرفته، چشمشان را به سوی آینده گشوده است. اینها توخالی بودن بسیاری حرفها، وعدهها، آرمانها، آدمها، شعارها، ایدهها و ... از همه جناحها و اندیشهها را دیدهاند و قادرند علیه آنها استدلال کنند.
✅ شش. زیستن در محیط دانشگاه با همه تکثرها، ضرورت همزیستی مسالمتآمیز، مدارا و تساهل برای کنار هم نگه داشتن یک جامعه هشتاد میلیونی را به ایشان یاد داده است. آنها از همان سر کلاس لیسانس یاد میگیرند که چادری-مانتویی، ریشدار-بیریش، دختر-پسر، اصلاحطلب-اصولگرا و ... باید کنار هم زندگی کنند. سؤالشان این میشود که چرا بزرگترهای قوم قادر نیستند این تنوع را درک و تحمل کنند؟
✅ هفت. اینها خودشان دست به قلم شدهاند، پشت دوربین نشستهاند، کار پژوهشی میکنند و کارشان اسطورهشکنی است. جنسشان جوری است که مرید هیچ کس نمیشوند، زبانشان به نقد گویاست، اغلبشان یک زبان خارجی بلدند و ارتباطات گسترده با رفقای خارج رفتهشان هم دارند. دنبال ایدههای نو برای زیستن و زندگی هستند. مسئولیتی هم در قبال ایران احساس میکنند. بیتفاوت نیستند.
✅ هشت. زندگی برای اینها خودش اصالت دارد. دنیا هم اصالت دارد. اینها دیدهاند که تحقیر دنیا آخرش سر به بیکاری، فقر، آسیب اجتماعی و فروپاشی اخلاقی میزند. آنها دائم میپرسند «چرا وضع این گونه است؟» و «چگونه باید بهبود ایجاد کرد؟» آنها همه جا هستند، اندیشکده، دانشگاه، حوزه، سینما، موسیقی، کارآفرینی، تلگرام و ... ؛ و محصول انتقادی و کارشناسی و از جنس چرا و چگونه، مثل فیلم، گزارش، گزارش سیاستی، پادکست و ... درباره مسألههای واقعی از اقتصاد گرفته تا زباله، طلاق تا قیر رایگان، شفافیت آراء نمایندگان، طرحهای دولت و سیاست خارجی تولید میکنند.
✅ نه. #نسل_چ از «باید» بیزار است. اینها «باید بشود» #نسل_ب را ارزش نمینهد. آنها یک عمر شنیدهاند که قیمتها باید کنترل بشود، طلاق باید کم شود، جوانها باید دیندار باشند، اقتصاد باید پررونق بشود؛ و در مقابل همه اینها میپرسند چرا و چگونه این گونه بشود؟ چرا برای زیر سؤال بردن برخی بایدهاست، و چگونه برای یافتن راه تحقق بایدهایی که قبول دارند.
✅ صحنه اجتماعی ایران امروز پذیرای مواجهه #نسل_ب (آنها که فقط باید تعیین میکردند و میکنند) و #نسل_چ است، نسلی که از چرایی و چگونگی میپرسد و اسطوره به رسمیت نمیشناسد و از قالبهای تهی، هر چه باشد، فراتر میرود و ابزارهای پاسخگویی نیز دارد.
✅ آیا شما اعضای #نسل_چ را ملاقات کردهاید؟ آیا شما خودتان یکی از اعضای نسل_چ هستید؟
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ دو سه سال است شاهد شکلگیری نسلی از جوانان دانشجو، هنرمند، نویسنده و روزنامهنگار هستم که من به آنها #نسل_چ میگویم، آدمهایی که «چرا و چگونه» برایشان اولویت است. من هنوز درباره آنها تحقیق نکردهام اما بهواسطه ارتباط با شماری از ایشان، مشخصات زیر را برای آنها قائلم.
✅ یک. «#نسل_چ» نسخهای از «اصلاحطلب، اصولگرا، دیگه تموم ماجرا» هستند. یعنی چه؟ یعنی دیگر اینکه کسی خودش را اصلاحطلب یا اصولگرا معرفی کند، شعارهای این دو گروه را سر بدهد و به شخصیتهای مهم این دو گروه ابراز ارادت کند، برایشان کفایت نمیکند. اینها از این حد خیلی فراتر رفتهاند و به مشخصاتی رسیدهاند که در ادامه مینویسم.
✅ دو. اینها اغلب دانشجویان رشتههای مختلف، دغدغهدار، دوستدار ایران و مواجهشده با برخی واقعیتهای مهم هستند که فهمیدهاند حکومتداری در کنار امر سیاسی، امری فنی، علمی، کارشناسی و مواجهه با واقعیت پیچیدهای است که با شعار تسلیم اراده کسی نمیشود.
✅ سه. اعضای نسل چرا و چگونه وقتی به شعارهایی نظیر «ایران برای همه ایرانیان» (شعاری مشهور در اردوی اصلاحطلبان) یا «کار جهادی- انقلابی» (شعاری مشهور در اردوین اصولگرایان) میرسند، میگویند «اینها که میگویی خوب، حالا چگونه عمل کنیم؟ یعنی چگونه میشود که ایران برای همه ایرانیان شود یا معنای عملیاتی کار جهادی-انقلابی چیست؟»
✅ چهار. این نسل محصول همین دانشگاهها هستند که با همه نقصانهایش، این گروه را با علم، دنیای کارشناسی، کشورهای دیگر و روشهای عقلانی آشنا کرده است. آنکه تندتر شعار میدهد – چه اصولگرا چه اصلاحطلب – برای اینها حجیت ندارد، اول میپرسند چرا این حرف را میزنی و بعد میگویند چگونه به آنچه میگویی برسیم؟
✅ پنج. این نسل خودآگاه و ناخودآگاه واقعیت سختی را که پیش رو دارد لمس کرده است. آنها در سنین ازدواج هستند اما نمیتوانند ازدواج کنند، دیدهاند که با این وضع اقتصاد و چشمانداز اقتصادی به حداقلهای زندگی هم نمیرسند و به یک معنا، دشواری و واقعیتهای تلخ زندگی که به مدد فضای مجازی در دسترس همه قرار گرفته، چشمشان را به سوی آینده گشوده است. اینها توخالی بودن بسیاری حرفها، وعدهها، آرمانها، آدمها، شعارها، ایدهها و ... از همه جناحها و اندیشهها را دیدهاند و قادرند علیه آنها استدلال کنند.
✅ شش. زیستن در محیط دانشگاه با همه تکثرها، ضرورت همزیستی مسالمتآمیز، مدارا و تساهل برای کنار هم نگه داشتن یک جامعه هشتاد میلیونی را به ایشان یاد داده است. آنها از همان سر کلاس لیسانس یاد میگیرند که چادری-مانتویی، ریشدار-بیریش، دختر-پسر، اصلاحطلب-اصولگرا و ... باید کنار هم زندگی کنند. سؤالشان این میشود که چرا بزرگترهای قوم قادر نیستند این تنوع را درک و تحمل کنند؟
✅ هفت. اینها خودشان دست به قلم شدهاند، پشت دوربین نشستهاند، کار پژوهشی میکنند و کارشان اسطورهشکنی است. جنسشان جوری است که مرید هیچ کس نمیشوند، زبانشان به نقد گویاست، اغلبشان یک زبان خارجی بلدند و ارتباطات گسترده با رفقای خارج رفتهشان هم دارند. دنبال ایدههای نو برای زیستن و زندگی هستند. مسئولیتی هم در قبال ایران احساس میکنند. بیتفاوت نیستند.
✅ هشت. زندگی برای اینها خودش اصالت دارد. دنیا هم اصالت دارد. اینها دیدهاند که تحقیر دنیا آخرش سر به بیکاری، فقر، آسیب اجتماعی و فروپاشی اخلاقی میزند. آنها دائم میپرسند «چرا وضع این گونه است؟» و «چگونه باید بهبود ایجاد کرد؟» آنها همه جا هستند، اندیشکده، دانشگاه، حوزه، سینما، موسیقی، کارآفرینی، تلگرام و ... ؛ و محصول انتقادی و کارشناسی و از جنس چرا و چگونه، مثل فیلم، گزارش، گزارش سیاستی، پادکست و ... درباره مسألههای واقعی از اقتصاد گرفته تا زباله، طلاق تا قیر رایگان، شفافیت آراء نمایندگان، طرحهای دولت و سیاست خارجی تولید میکنند.
✅ نه. #نسل_چ از «باید» بیزار است. اینها «باید بشود» #نسل_ب را ارزش نمینهد. آنها یک عمر شنیدهاند که قیمتها باید کنترل بشود، طلاق باید کم شود، جوانها باید دیندار باشند، اقتصاد باید پررونق بشود؛ و در مقابل همه اینها میپرسند چرا و چگونه این گونه بشود؟ چرا برای زیر سؤال بردن برخی بایدهاست، و چگونه برای یافتن راه تحقق بایدهایی که قبول دارند.
✅ صحنه اجتماعی ایران امروز پذیرای مواجهه #نسل_ب (آنها که فقط باید تعیین میکردند و میکنند) و #نسل_چ است، نسلی که از چرایی و چگونگی میپرسد و اسطوره به رسمیت نمیشناسد و از قالبهای تهی، هر چه باشد، فراتر میرود و ابزارهای پاسخگویی نیز دارد.
✅ آیا شما اعضای #نسل_چ را ملاقات کردهاید؟ آیا شما خودتان یکی از اعضای نسل_چ هستید؟
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
Forwarded from اتچ بات
موفقیت کوچک: مطالعات اجتماعی طرحهای صنعت آب و برق
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✳️ یکونیم سال قبل، بعد از تأسیس #مرکز_امور_اجتماعی_منابع_آب_و_انرژی در وزارت نیرو طی نامهای از وزیر نیرو خواستیم انجام مطالعات اجتماعی برای دسته مشخصی از طرحهای صنعت آب و برق را الزامی کنند. کدام دسته؟
✳️ شورای عالی حفاظت محیطزیست در سال 1390 گرفتن مجوز محیطزیستی برای مجموعهای از طرحهای توسعهای در کشور را تصویب کرده است. استدلال ما این بود که اگر گرفتن مجوز محیطزیستی برای آن دسته از طرحها ضرورت دارد پس انجام مطالعه اجتماعی و سنجش و ارزیابی تأثیرات اجتماعی آنها هم ضروری است.
✳️ اکنون بعد از یکونیم سال، رایزنیهای متعدد و جلب مشارکت و همراهی بخشهای مختلف وزارت نیرو و شرکتهای مادرتخصصی، «فهرست خدمات مطالعات اجتماعی طرحها» که به تفکیک طرحهای صنعت آب و آبفا؛ و برق و انرژی تهیه شده، توسط رضا اردکانیان ابلاغ شده است.
✳️ یک موفقیت کوچک در مسیر عقلانیتر شدن توسعه است. توهم ندارم و اصلاً فکر نمیکنم از این به بعد همه این طرحها باکیفیت از نظر اجتماعی مطالعه میشوند. راهی طولانی برای تدوین شرح خدمات مطالعات اجتماعی در هر دو بخش آب و برق پیش رو داریم و پس از آن گنجاندن این نوع مطالعات در نظام فنی و اجرایی کشور، و تصویب در سازمان برنامه و بودجه که همگی دشوار و زمانبر است.
✳️ این ابلاغ وزیر نیرو در کنار آئیننامه مصوب دولت در زمینه تهیه پیوست اجتماعی برای سیاستها، برنامهها و اقدامات توسعهای که قبلاً (لینک زیر) دربارهاش نوشتهام، گامهای مثبتی برای توجه بیشتر به عقلانیت اجتماعی در مسیر توسعه است. باز هم تلاش خواهیم کرد.
https://news.1rj.ru/str/fazeli_mohammad/1969
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✳️ یکونیم سال قبل، بعد از تأسیس #مرکز_امور_اجتماعی_منابع_آب_و_انرژی در وزارت نیرو طی نامهای از وزیر نیرو خواستیم انجام مطالعات اجتماعی برای دسته مشخصی از طرحهای صنعت آب و برق را الزامی کنند. کدام دسته؟
✳️ شورای عالی حفاظت محیطزیست در سال 1390 گرفتن مجوز محیطزیستی برای مجموعهای از طرحهای توسعهای در کشور را تصویب کرده است. استدلال ما این بود که اگر گرفتن مجوز محیطزیستی برای آن دسته از طرحها ضرورت دارد پس انجام مطالعه اجتماعی و سنجش و ارزیابی تأثیرات اجتماعی آنها هم ضروری است.
✳️ اکنون بعد از یکونیم سال، رایزنیهای متعدد و جلب مشارکت و همراهی بخشهای مختلف وزارت نیرو و شرکتهای مادرتخصصی، «فهرست خدمات مطالعات اجتماعی طرحها» که به تفکیک طرحهای صنعت آب و آبفا؛ و برق و انرژی تهیه شده، توسط رضا اردکانیان ابلاغ شده است.
✳️ یک موفقیت کوچک در مسیر عقلانیتر شدن توسعه است. توهم ندارم و اصلاً فکر نمیکنم از این به بعد همه این طرحها باکیفیت از نظر اجتماعی مطالعه میشوند. راهی طولانی برای تدوین شرح خدمات مطالعات اجتماعی در هر دو بخش آب و برق پیش رو داریم و پس از آن گنجاندن این نوع مطالعات در نظام فنی و اجرایی کشور، و تصویب در سازمان برنامه و بودجه که همگی دشوار و زمانبر است.
✳️ این ابلاغ وزیر نیرو در کنار آئیننامه مصوب دولت در زمینه تهیه پیوست اجتماعی برای سیاستها، برنامهها و اقدامات توسعهای که قبلاً (لینک زیر) دربارهاش نوشتهام، گامهای مثبتی برای توجه بیشتر به عقلانیت اجتماعی در مسیر توسعه است. باز هم تلاش خواهیم کرد.
https://news.1rj.ru/str/fazeli_mohammad/1969
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
Telegram
attach 📎
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چرا در تلگرام و اینستاگرام می نویسیم؟
محمد فاضلی - عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ ویدئوی دو دقیقهای که میبینید به دقت نشان میدهد چرا وقت گرانبها را برای نوشتن در تلگرام و اینستاگرام صرف میکنم/میکنیم.
✅ ایدهها را به اشتراک میگذاریم تا دنیای بهتر، با مشارکت همه، حتی آنها که از من/ما متنفرند، آفریده شود.
این شعار مهمی است: #به_اشتراک_بگذار. تببین و توضیح معنا و عمق این شعار، کار مهمی است که هنوز به درستی انجام ندادهایم.
#دغدغه_ایران، #به_اشتراک_بگذار، #محمد_فاضلی
✅ به این عبارت فکر کنیم:
مهم نیست کسانی هستند که از شما خوششان نمیآید یا از شما متنفرند، مهم این است که برای داشتن دنیای بهتر به مشارکت، همراهی و نظر آنها نیازمندیم.
(اگر میپسندید به اشتراک بگذاريد.)
@fazeli_mohammad
محمد فاضلی - عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ ویدئوی دو دقیقهای که میبینید به دقت نشان میدهد چرا وقت گرانبها را برای نوشتن در تلگرام و اینستاگرام صرف میکنم/میکنیم.
✅ ایدهها را به اشتراک میگذاریم تا دنیای بهتر، با مشارکت همه، حتی آنها که از من/ما متنفرند، آفریده شود.
این شعار مهمی است: #به_اشتراک_بگذار. تببین و توضیح معنا و عمق این شعار، کار مهمی است که هنوز به درستی انجام ندادهایم.
#دغدغه_ایران، #به_اشتراک_بگذار، #محمد_فاضلی
✅ به این عبارت فکر کنیم:
مهم نیست کسانی هستند که از شما خوششان نمیآید یا از شما متنفرند، مهم این است که برای داشتن دنیای بهتر به مشارکت، همراهی و نظر آنها نیازمندیم.
(اگر میپسندید به اشتراک بگذاريد.)
@fazeli_mohammad
👍1
Forwarded from شبکه توسعه
🔳⭕️ گردش نخبگان و مینروبی تاریخ
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
⭕️ تجربه هر خریدار
مشتریان فروشگاهها هزاران بار خرید کالای باکیفیت از یک فروشگاه یا برخورد صحیح فروشنده آنرا به یاد نمیآورند ولی یک بار خرید کالای بیکیفیت یا برخورد بد فروشنده کافی است تا دهها مشتری دیگر را از خرید کردن از آن فروشگاه بازدارند و آنرا به یاد بسپرند. ما خاطرات بد از فروشندهها، مغازهها و شرکتها را برای همیشه به خاطر میسپریم.
این حکایت برای هر سیاستمدار و سیاستگذاری هم صادق است. مردم به حق، کار مؤثر، ایده درست، سلامت و اثربخشی سیاستمدار و سیاستگذار را وظیفه او میدانند و خطاهایش را هم – حتی اندک – بزرگ و گاه نابخشودنی تصویر میکنند، وای به حال خطایی که خودش هم بهواقع بزرگ باشد.
⭕️ سیاست و مینگذاری تاریخ
اوضاع جوری شده که هر اتفاق مثبتی که میافتد، هر ایده نو و خوبی که طرح میشود، هر کار جدیدی خوبی که شروع میکنی/میشود، از همان لحظه اول یک لکههایی بر دامن آن مینشانند، آیه یأس میخوانند و عباراتی شبیه به اینکه «این هم بازی و نمایش است» شروع میشود. یکی از آن عباراتی که در این گونه مواقع خیلی به چشم میآید این است: «فلانی که این کار را کرده کسی نیست که اون سال همان کار نادرست/بد را کرد؟» جواب که مثبت باشد، اعتماد به کل ایده و کار نو و درست از بین میرود.
هر سیاستگذار و سیاستمداری، ردیفی از سخنان و اقدامات دارد که گروههای مهمی از جامعه آنها را نادرست و نابخشودنی تلقی میکنند. این برای سیاستمداران و سیاستگذاران جهان در همه اعصار صادق است، استثنا هم ندارد. مردم همواره خطاها و کردارهای نادرست را به یاد میآورند و به ایده، حرف و کار درست جدیدی که خطاکاران پیشین شروع کنند اعتماد نمیکنند یا بهسختی اعتماد میکنند.
سخنان، تصمیمات و کارهای نادرست/بد سیاستمداران و سیاستگذاران مینهایی است که آنها در تاریخ زندگی خودشان و عرصه سیاست کار میگذارند. مسیر زندگی هر سیاستمدار و سیاستگذاری یک یا چند مین دارد که محصول پیچیدگیهای سیاست/سیاستگذاری، خطاهای شخصی ناخواسته، خطاهای سیستمی یا خطاهای عمدی و ناشی از فساد و منافع شخصی و گروهی است. سیاستمداران به این ترتیب تاریخ زندگی خود و دوران زمامداریشان را مینگذاری میکنند.
⭕️ اهمیت گردش نخبگان
مین خودبهخود منفجر نمیشود مگر اینکه کسی از روی آن عبور کند. اگر جریان سیاست دائم از مسیر زندگی سیاستمداران و سیاستگذاران تکراری بگذرد، عین گذر چندباره از مسیری است که آنها با سخنان و کردارهای سابق خود مینگذاری کردهاند. آنها حتی وقتی تصمیم بگیرند مسیر تازهای بروند، تصمیم جدیدی بگیرند و سخن نوینی بگویند، مردم همه آن خاطرات بد را به یاد میآورند. مردم به اجبار یا ناخودآگاه از مسیر مینگذاری شده زندگی همان نخبگان سیاسی عبور میکنند و خاطره اشتباهات مثل مین در ذهنشان منفجر میشود.
مردم در شرایط فقدان #گردش_نخبگان و بروز #رسوب_نخبگان، وقتی یکی از نخبگان رسوبکرده یا کسی که منتسب به آنهاست، حرف، ایده یا کردار جدیدی را پیش میکشد، مینهای گذشته در ذهنشان منفجر میشود. عدهای میروند فیلم و عکس مینها را پیدا کرده و منفجر میکنند و هر ایده جدید قربانی بیاعتمادی حاصل از انفجار مینهایی در گذشته میشود. #رسوب_نخبگان به این ترتیب، تاریخ سیاست/سیاستگذاری را به میدان مین تبدیل میکند و اصلیترین قربانی این مینها، اعتماد، همبستگی، انسجام و امید اجتماعی است.
گردش نخبگان سبب میشود هر آدمی با همه دستآوردها و البته مینهایی که در تاریخ زندگی خودش و سیاست کار گذاشته است، برود و به تاریخ بپیوندد. فرصت پیدا میشود تا آدمهای جدید بیایند و بدون خطر رفتن روی مینهای کار گذاشتهشده در تاریخ، حرف، ایده و کار جدید مطرح کنند و اعتماد زمینه شکلگیری پیدا کند.
#رسوب_نخبگان در راهروهای سیاست عمومی، عین رسوب چربی در رگهای بدن، باعث سفتی رگهای سیاست میشود و خونرسانی – خلق و جذب ایدههای جدید – را مختل میسازد؛ و جامعه عین بیماران قلبی-عروقی، تنگی نفس میگیرد، رنگش کبود میشود، از طراوت و تازگی میافتد، کار سنگین نمیکند و به روزمرگی و زوال میافتد.
☑️ تجویز راهبردی
#گردش_نخبگان واقعی، راهی به سوی دمیدن خون تازه، اعتمادسازی و ممانعت از قربانی شدن هر ایده نوینی است؛ نخبگانی تازه که در نظر اکثریت جامعه حامل اکسیژن، نه دیاکسید کربن، هستند. #گردش_نخبگان واقعی راه مؤثر مینروبی از تاریخ سیاست و سیاستگذاری، خلق، بسط و تعمیق امید اجتماعی است.
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
شبکه توسعه:
@I_D_Network
دغدغه ایران:
@fazeli_mohammad
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
⭕️ تجربه هر خریدار
مشتریان فروشگاهها هزاران بار خرید کالای باکیفیت از یک فروشگاه یا برخورد صحیح فروشنده آنرا به یاد نمیآورند ولی یک بار خرید کالای بیکیفیت یا برخورد بد فروشنده کافی است تا دهها مشتری دیگر را از خرید کردن از آن فروشگاه بازدارند و آنرا به یاد بسپرند. ما خاطرات بد از فروشندهها، مغازهها و شرکتها را برای همیشه به خاطر میسپریم.
این حکایت برای هر سیاستمدار و سیاستگذاری هم صادق است. مردم به حق، کار مؤثر، ایده درست، سلامت و اثربخشی سیاستمدار و سیاستگذار را وظیفه او میدانند و خطاهایش را هم – حتی اندک – بزرگ و گاه نابخشودنی تصویر میکنند، وای به حال خطایی که خودش هم بهواقع بزرگ باشد.
⭕️ سیاست و مینگذاری تاریخ
اوضاع جوری شده که هر اتفاق مثبتی که میافتد، هر ایده نو و خوبی که طرح میشود، هر کار جدیدی خوبی که شروع میکنی/میشود، از همان لحظه اول یک لکههایی بر دامن آن مینشانند، آیه یأس میخوانند و عباراتی شبیه به اینکه «این هم بازی و نمایش است» شروع میشود. یکی از آن عباراتی که در این گونه مواقع خیلی به چشم میآید این است: «فلانی که این کار را کرده کسی نیست که اون سال همان کار نادرست/بد را کرد؟» جواب که مثبت باشد، اعتماد به کل ایده و کار نو و درست از بین میرود.
هر سیاستگذار و سیاستمداری، ردیفی از سخنان و اقدامات دارد که گروههای مهمی از جامعه آنها را نادرست و نابخشودنی تلقی میکنند. این برای سیاستمداران و سیاستگذاران جهان در همه اعصار صادق است، استثنا هم ندارد. مردم همواره خطاها و کردارهای نادرست را به یاد میآورند و به ایده، حرف و کار درست جدیدی که خطاکاران پیشین شروع کنند اعتماد نمیکنند یا بهسختی اعتماد میکنند.
سخنان، تصمیمات و کارهای نادرست/بد سیاستمداران و سیاستگذاران مینهایی است که آنها در تاریخ زندگی خودشان و عرصه سیاست کار میگذارند. مسیر زندگی هر سیاستمدار و سیاستگذاری یک یا چند مین دارد که محصول پیچیدگیهای سیاست/سیاستگذاری، خطاهای شخصی ناخواسته، خطاهای سیستمی یا خطاهای عمدی و ناشی از فساد و منافع شخصی و گروهی است. سیاستمداران به این ترتیب تاریخ زندگی خود و دوران زمامداریشان را مینگذاری میکنند.
⭕️ اهمیت گردش نخبگان
مین خودبهخود منفجر نمیشود مگر اینکه کسی از روی آن عبور کند. اگر جریان سیاست دائم از مسیر زندگی سیاستمداران و سیاستگذاران تکراری بگذرد، عین گذر چندباره از مسیری است که آنها با سخنان و کردارهای سابق خود مینگذاری کردهاند. آنها حتی وقتی تصمیم بگیرند مسیر تازهای بروند، تصمیم جدیدی بگیرند و سخن نوینی بگویند، مردم همه آن خاطرات بد را به یاد میآورند. مردم به اجبار یا ناخودآگاه از مسیر مینگذاری شده زندگی همان نخبگان سیاسی عبور میکنند و خاطره اشتباهات مثل مین در ذهنشان منفجر میشود.
مردم در شرایط فقدان #گردش_نخبگان و بروز #رسوب_نخبگان، وقتی یکی از نخبگان رسوبکرده یا کسی که منتسب به آنهاست، حرف، ایده یا کردار جدیدی را پیش میکشد، مینهای گذشته در ذهنشان منفجر میشود. عدهای میروند فیلم و عکس مینها را پیدا کرده و منفجر میکنند و هر ایده جدید قربانی بیاعتمادی حاصل از انفجار مینهایی در گذشته میشود. #رسوب_نخبگان به این ترتیب، تاریخ سیاست/سیاستگذاری را به میدان مین تبدیل میکند و اصلیترین قربانی این مینها، اعتماد، همبستگی، انسجام و امید اجتماعی است.
گردش نخبگان سبب میشود هر آدمی با همه دستآوردها و البته مینهایی که در تاریخ زندگی خودش و سیاست کار گذاشته است، برود و به تاریخ بپیوندد. فرصت پیدا میشود تا آدمهای جدید بیایند و بدون خطر رفتن روی مینهای کار گذاشتهشده در تاریخ، حرف، ایده و کار جدید مطرح کنند و اعتماد زمینه شکلگیری پیدا کند.
#رسوب_نخبگان در راهروهای سیاست عمومی، عین رسوب چربی در رگهای بدن، باعث سفتی رگهای سیاست میشود و خونرسانی – خلق و جذب ایدههای جدید – را مختل میسازد؛ و جامعه عین بیماران قلبی-عروقی، تنگی نفس میگیرد، رنگش کبود میشود، از طراوت و تازگی میافتد، کار سنگین نمیکند و به روزمرگی و زوال میافتد.
☑️ تجویز راهبردی
#گردش_نخبگان واقعی، راهی به سوی دمیدن خون تازه، اعتمادسازی و ممانعت از قربانی شدن هر ایده نوینی است؛ نخبگانی تازه که در نظر اکثریت جامعه حامل اکسیژن، نه دیاکسید کربن، هستند. #گردش_نخبگان واقعی راه مؤثر مینروبی از تاریخ سیاست و سیاستگذاری، خلق، بسط و تعمیق امید اجتماعی است.
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
شبکه توسعه:
@I_D_Network
دغدغه ایران:
@fazeli_mohammad
ویرگول
گردش نخبگان و مینروبی تاریخ
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی تجربه هر خریدارمشتریان فروشگاهها هزاران بار خرید کالای باکیفیت از یک فروشگاه یا برخورد صح…
Forwarded from اتچ بات
برخی واقعیات اقتصاد ایران
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ مرکز پژوهشهای مجلس اندیشکده معتبری است. این مرکز در خرداد 1399 گزارشی از وضعیت اقتصاد کشور ارائه کرده که خلاصه دادههای آن به شرح زیر است.
متوسط رشد اقتصادی در سالهای مختلف: 11.4 درصد (1341 تا 1356)، منفی 4.8 درصد (1357 تا 1367)، 5 درصد (1368 تا 1391) و 0.2 درصد (1392 تا 1398). رشد اقتصادی بین سالهای 1391 تا 1398 به شدت پرنوسان و بین منفی 8.3 تا 14 درصد با متوسط نزدیک به صفر بوده است.
نرخ تشکیل سرمایه ثابت از 1390 پیوسته نزولی بوده و از نظر ظرفیت رشد اقتصادی در سالهای آتی هشداردهنده است.
نرخ تورم بلندمدت اقتصاد ایران بهطور متوسط 20 درصد بوده در حالیکه متوسط نرخ تورم جهان در سال 2018 برابر 2.4 درصد بوده است.
تعداد شاغلین کشور از 1394 تا 1398 حدود 3 میلیون نفر افزوده شده اما این افراد عمدتاً در بخش غیرشرکتی متمرکز بر خدمات خردهفروشی، تعمیرات، حمل و نقل و واسطهگری اضافه شدهاند. حدود 2.5 میلیون نفر نیز در زمستان 1398 اشتغال ناقص (کمتر از 44 ساعت در هفته کار) داشتهاند.
نرخ بیکاری بین 7.2 در سمنان تا 18.7 درصد در کرمانشاه متغیر است؛ و بیکاری فارغالتحصیلان بین 11.2 درصد در سمنان تا 28.5 درصد در کرمانشاه متفاوت است.
درآمد سرانه کشور از 1390 تا 1398 کاهشی 34 درصد داشته است. قدرت خرید هر فرد ایرانی نسبت به سال 1390 حدود یکسوم کاهش یافته است.
اگر رشد 8 درصد سالیانه در اقتصاد ایران محقق شود 6 سال طول میکشد تا درآمد به سطح سرانه سال 1390 بازگردد.
حدود 60 درصد شاغلین کشور تحت پوشش بیمه نیستند. زنان 38.3 درصد شاغلین اشتغال رسمی (دارای بیمه) و 61.7 درصد شاغلین مشاغل غیررسمی (فاقد بیمه) را تشکیل میدهند.
15.4 میلیون نفر از شاغلین کشور در بنگاههای کوچک کار میکنند که با توجه به وابستگی به منابع داخلی برای تأمین سرمایه در معرض آسیبهای شدیدتر در کوتاهمدت قرار دارند.
شکاف نابرابری بر اثر رشد اقتصادی منفی و تورم بالا در حال تشدید شدن است.
فقر مطلق به معنای ناتوان در کسب حداقل استانداردهای زندگی و معیشت در حال افزایش است. نرخ فقر کشوری از 15.1 درصد در سال 1391 به 15.5 در سال 1392 و پس از آن تا پایان سال 1397 به 18.4 رسیده و در سالهای 1398 و 1399 با توجه به شرایط اقتصادی بیشتر شده است.
نرخ فقر بین 5 تا 32 درسد در استانهای مختلف متغیر است. استانهای نیمه شرقی کشور نرخ فقر بالاتری دارند.
رتبه محیط کسبوکار ایران 99 از 140 در جهان و 17 از 20 کشور منطقه است. کشورهای تاجیکستان، پاکستان و یمن رتبهای بدتر از ایران در منطقه دارند.
رتبه ایران در شاخص «انجام کسبوکار» 127 از 190 است و در منطقه کشورهای لبنان، عراق، افغانستان، سوریه و یمن وضعیتی بدتر از ایران دارند.
رتبه ایران در حقوق مالکیت 103 از 129 است و کشورهای لبنان، پاکستان و یمن وضعیتی بدتر از ایران دارند.
شکاف قابل توجهی بین هزینهها و درآمدهای دولت (کسری تراز عملیاتی) وجود دارد و این شکاف در حال افزایش است. تأمین منابع مالی از محلی غیر از درآمدهای پایدار در سالهای اخیر در حال افزایش بوده است.
نسبت مالیات به تولید ناخالص داخلی در بلندمدت تقریباً روند ثابتی داشته (نشاندهنده بهبود نیافتن وضعیت تحصیل مالیات) و از اهداف در نظر گرفته شده برای برنامه ششم فاصله دارد. عمدهترین بخش مالیات از مالیات بر «درآمد شرکتها» تأمین میشود و سهم «مالیات بر درآمد شخصی» در مقایسه با کشورهای پردرآمد کم است. ایران به نسبت هر سه دسته کشورهای دارای درآمد کم،متوسط و زیاد، سهم بسیار بیشتری مالیات از شرکتها میگیرد.
پایه پولی ظرف 8 سال (از 1390 تا آذر 1398) 4.1 برابر؛ و نقدینگی 6.4 برابر شده است. پایه پولی در آذر 1398 به 314.2 هزار میلیارد تومان (همت) و نقدینگی به 2262.3 همت رسیده است.
42 درصد واردات 1397-1390 از سه کشور چین، امارات و کره جنوبی؛ و 70 درصد واردات از 10 کشور انجام شده است.
تعداد کشورهایی که 80 درصد درآمد صادراتی ایران را تأمین میکردهاند از 23 کشور در سال 1380 به 9 کشور در سال 1397 کاهش یافته است.
ایران در سال 1397 به 147 کشور کالا صادر کرده که 54 درصد آن به امارات، چین و عراق بوده است.
محصولات معدنی، محصولات صنایع شیمیایی و گروه مواد پلاستیکی در سال 1397 تأمینکننده دوسوم درآمد ارزش کشور بودهاند.
ریشههای این وضعیت نيز در گزارش بررسی شده است.
✅ این گزارش نامناسب بودن وضع و بدتر از آن، روند قهقرایی را نشان میدهد؛ و سالهای دشوار پیش رو و ضرورت تصمیمهای سخت و سختکوشیها برای رسیدن به وضع بهتر را نشان میدهد.
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید)
@fazeli_mohammad
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ مرکز پژوهشهای مجلس اندیشکده معتبری است. این مرکز در خرداد 1399 گزارشی از وضعیت اقتصاد کشور ارائه کرده که خلاصه دادههای آن به شرح زیر است.
متوسط رشد اقتصادی در سالهای مختلف: 11.4 درصد (1341 تا 1356)، منفی 4.8 درصد (1357 تا 1367)، 5 درصد (1368 تا 1391) و 0.2 درصد (1392 تا 1398). رشد اقتصادی بین سالهای 1391 تا 1398 به شدت پرنوسان و بین منفی 8.3 تا 14 درصد با متوسط نزدیک به صفر بوده است.
نرخ تشکیل سرمایه ثابت از 1390 پیوسته نزولی بوده و از نظر ظرفیت رشد اقتصادی در سالهای آتی هشداردهنده است.
نرخ تورم بلندمدت اقتصاد ایران بهطور متوسط 20 درصد بوده در حالیکه متوسط نرخ تورم جهان در سال 2018 برابر 2.4 درصد بوده است.
تعداد شاغلین کشور از 1394 تا 1398 حدود 3 میلیون نفر افزوده شده اما این افراد عمدتاً در بخش غیرشرکتی متمرکز بر خدمات خردهفروشی، تعمیرات، حمل و نقل و واسطهگری اضافه شدهاند. حدود 2.5 میلیون نفر نیز در زمستان 1398 اشتغال ناقص (کمتر از 44 ساعت در هفته کار) داشتهاند.
نرخ بیکاری بین 7.2 در سمنان تا 18.7 درصد در کرمانشاه متغیر است؛ و بیکاری فارغالتحصیلان بین 11.2 درصد در سمنان تا 28.5 درصد در کرمانشاه متفاوت است.
درآمد سرانه کشور از 1390 تا 1398 کاهشی 34 درصد داشته است. قدرت خرید هر فرد ایرانی نسبت به سال 1390 حدود یکسوم کاهش یافته است.
اگر رشد 8 درصد سالیانه در اقتصاد ایران محقق شود 6 سال طول میکشد تا درآمد به سطح سرانه سال 1390 بازگردد.
حدود 60 درصد شاغلین کشور تحت پوشش بیمه نیستند. زنان 38.3 درصد شاغلین اشتغال رسمی (دارای بیمه) و 61.7 درصد شاغلین مشاغل غیررسمی (فاقد بیمه) را تشکیل میدهند.
15.4 میلیون نفر از شاغلین کشور در بنگاههای کوچک کار میکنند که با توجه به وابستگی به منابع داخلی برای تأمین سرمایه در معرض آسیبهای شدیدتر در کوتاهمدت قرار دارند.
شکاف نابرابری بر اثر رشد اقتصادی منفی و تورم بالا در حال تشدید شدن است.
فقر مطلق به معنای ناتوان در کسب حداقل استانداردهای زندگی و معیشت در حال افزایش است. نرخ فقر کشوری از 15.1 درصد در سال 1391 به 15.5 در سال 1392 و پس از آن تا پایان سال 1397 به 18.4 رسیده و در سالهای 1398 و 1399 با توجه به شرایط اقتصادی بیشتر شده است.
نرخ فقر بین 5 تا 32 درسد در استانهای مختلف متغیر است. استانهای نیمه شرقی کشور نرخ فقر بالاتری دارند.
رتبه محیط کسبوکار ایران 99 از 140 در جهان و 17 از 20 کشور منطقه است. کشورهای تاجیکستان، پاکستان و یمن رتبهای بدتر از ایران در منطقه دارند.
رتبه ایران در شاخص «انجام کسبوکار» 127 از 190 است و در منطقه کشورهای لبنان، عراق، افغانستان، سوریه و یمن وضعیتی بدتر از ایران دارند.
رتبه ایران در حقوق مالکیت 103 از 129 است و کشورهای لبنان، پاکستان و یمن وضعیتی بدتر از ایران دارند.
شکاف قابل توجهی بین هزینهها و درآمدهای دولت (کسری تراز عملیاتی) وجود دارد و این شکاف در حال افزایش است. تأمین منابع مالی از محلی غیر از درآمدهای پایدار در سالهای اخیر در حال افزایش بوده است.
نسبت مالیات به تولید ناخالص داخلی در بلندمدت تقریباً روند ثابتی داشته (نشاندهنده بهبود نیافتن وضعیت تحصیل مالیات) و از اهداف در نظر گرفته شده برای برنامه ششم فاصله دارد. عمدهترین بخش مالیات از مالیات بر «درآمد شرکتها» تأمین میشود و سهم «مالیات بر درآمد شخصی» در مقایسه با کشورهای پردرآمد کم است. ایران به نسبت هر سه دسته کشورهای دارای درآمد کم،متوسط و زیاد، سهم بسیار بیشتری مالیات از شرکتها میگیرد.
پایه پولی ظرف 8 سال (از 1390 تا آذر 1398) 4.1 برابر؛ و نقدینگی 6.4 برابر شده است. پایه پولی در آذر 1398 به 314.2 هزار میلیارد تومان (همت) و نقدینگی به 2262.3 همت رسیده است.
42 درصد واردات 1397-1390 از سه کشور چین، امارات و کره جنوبی؛ و 70 درصد واردات از 10 کشور انجام شده است.
تعداد کشورهایی که 80 درصد درآمد صادراتی ایران را تأمین میکردهاند از 23 کشور در سال 1380 به 9 کشور در سال 1397 کاهش یافته است.
ایران در سال 1397 به 147 کشور کالا صادر کرده که 54 درصد آن به امارات، چین و عراق بوده است.
محصولات معدنی، محصولات صنایع شیمیایی و گروه مواد پلاستیکی در سال 1397 تأمینکننده دوسوم درآمد ارزش کشور بودهاند.
ریشههای این وضعیت نيز در گزارش بررسی شده است.
✅ این گزارش نامناسب بودن وضع و بدتر از آن، روند قهقرایی را نشان میدهد؛ و سالهای دشوار پیش رو و ضرورت تصمیمهای سخت و سختکوشیها برای رسیدن به وضع بهتر را نشان میدهد.
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید)
@fazeli_mohammad
Telegram
attach 📎
👍1
اینجی کُلِّش واس ماس
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ #مهران_مدیری و نویسندگان آثارش شاید مهمترین خالقان آثار طنز تلویزیونی دو دهه اخیر ایران بودهاند. آنها در #شبهای_برره اقتصادی تکمحصولی (نخود)، اعتیاد به این اقتصاد (گَرد نخود)، توهم ناشی از آن (دیدن خُرزو خان)، منازعات بیحاصل و بیمبنای جناحهای سیاسی، افتتاح مضحک برخی طرحهای عمرانی، محوریت یافتن پول (عبارت پول وَدِه) ... و از همه بیشتر «تنهایی و در تبعید بودن عقل» (کیانوش استقرارزاده، روزنامهنگار تبعیدی) را به تصویر کشیدند. تولید و پخش اثر از مهر تا بهمن 1384 نیز تصادفی نبود.
✅ مدیری و نویسندگانش در «#مرد_هزار_چهره» و «#مرد_دو_هزار_چهره» نیز آدمی را به تصویر کشیدند که اشتباهی بود و نماد همه آدمهای اشتباهی است که اصلاً قرار نبوده یا نمیشده مهم باشند اما شدهاند. مدیری و نویسندگانش حتی نام فامیل قهرمان داستان - مسعود شصتچی - را هم دقیق و هدفمند انتخاب کرده بودند.
✅ مدیری و نویسندگانش در «قهوه تلخ» (پخش از 23 شهریور 1389) قجری شدن دولتداری و حکمرانی را به طنز درآوردند. «نیما زند کریمی» که به گمان من همان کیانوش استقرارزاده، «عقل تنها و در تبعید» شبهای برره است این بار با خوردن #قهوه_تلخ به پنج سال تاریخ گمشده ایران میرود. این پنج سال هیچ پنج سال مشخصی نیست و میتواند نماد هر لحظهای از تاریخ مملکت باشد.
✅ مدیری در قهوه تلخ هم نکات مهمی را به تصویر میکشد: رئیس نظمیهای که میتواند بدهد «پدر پدر پدر پدرسوخته» هر متهمی – از جمله عقل تنهای در تبعید، نیما زند کریمی - را بیدلیل درآورند، شیوه اداره خزانه، نظام اداری، فقدان #گردش_نخبگان و در عوض #رسوب_نخبگان و قجری شدن کامل نظام اداری و اداره – که مدیری در شبهای برره پیشبینی کرده بود - در آن پنج سال گمشده از تاریخ. بوروکراسی قجری در آنجا به اوج میرسد و به تصویر کشیدن یکباره درباریان در متروی تهران در دنیای معاصر، یکی از اوجهای طنزپردازی مهران مدیری و نویسندگان آثار اوست.
✅ من اما فکر میکنم مدیری مهمترین حرفش را در سریال «#در_حاشیه» زده است. هومن صحرایی، همان کیانوش استقرارزاده و نیما زند وکیلی شبهای برره و قهوه تلخ، متخصص در زمینه رشتهای خاص از علم پزشکی (نمادی از عقل و تخصص) است که اصلاً مشتری هم ندارد. او مأمور میشود تا یک مرکز درمانی را – که چند دهه متروک مانده - احیا و اداره کند و دوباره اطرافش را افرادی شبیه ساکنان برره یا درباریان قهوه تلخ میگیرند: یک جراح پلاستیک کلاهبردار، دارنده مدرکی تقلبی و بیارزش از جایی ناشناخته در فیلیپین و «کَنگَر زِهتاب» که خود را مالک مرکز درمانی میداند.
✅ پزشکان و وزارت بهداشت در زمان پخش سریال اصلیترین شاکیان و مدعیان پخش «در حاشیه» شدند اما به گمان من مدیری و نویسندگانش به فراتر از این مینگریستند. تصور میکنم مهمترین عبارتی را که در آن سریال بیان میشد و مرکزیترین مفهوم کار بود کَنگر زهتاب (با بازی جواد رضویان) صدها بار تکرار کرد: «#اینجی_کلش_واس_ماس».
✅ تصور میکنم مدیری و نویسندگانش – خودآگاه یا بهواسطه ادراکی که هنرمند ناشی از زیست اجتماعی و تخیل به آن دست مییابد – حضور، بروز و تقویت شدن قشر، دیدگاه، عاملان و کسانی را صورتبندی و به مخاطب ارائه میکردند که به پشتوانه قدرت و ناکارآمدی به «اینجی کُلِّش واس ماس» معتقدند و/یا عمل میکنند.
✅ «اینجی کُلِّش واس ماس» نقد رویکرد-کسانی است که به پشتوانه قدرت و/یا ناکارآمدی در حال فساد و چپاول منابع و منافع از طرق مختلف (#ارز_4200، #قیر_رایگان، #وقف_دماوند، واگذاری #جنگل_هیرکانی، #مجوز_واردات، #انحصار_رسانه و ...) است. خروجی این وضع هم از یک سو ثروتهای افسانهای #باستی_هیلز و در سوی دیگر #گورخوابی، #سقوط_ارزش_پول، توسعه فقر و #آسیب_اجتماعی است.
✅ «اینجی کُلِّش واس ماس» فقط نقد ناکارآمدی و غارت اقتصادی نیست بلکه نقدی سیاسی هم هست، نقد رویکرد-کسانی که اعتقاد دارند ما خودمان بهتر میدانیم چه چیز به صلاح است، خودمان تصمیم میگیریم، اداره میکنیم و تشخیص میدهیم چقدر خوب اداره کردهایم/میکنیم.
✅ «اینجی کُلِّش واس ماس» جمعبندی ایدههای مدیری در دو دهه گذشته است. این جمله همان قدر حاصل سیر آثار مدیری در دو دهه گذشته است که واقعیت متناظر با آن در دو دهه گذشته رشد کرده و بسط یافته است. دو دهه برای تحقق «اینجی کُلِّش واس ماس» در دنیای واقعی وقت و تلاش صرف شده است.
✅ وضع وقتی بهبود مییابد که «اینجی» (ایران) کُلِّش (سیاست، اقتصاد، جامعه، محیطزیست، تاریخ و فرهنگ) برای همه ایرانیان – به تفاوت هر رنگ و زبان – باشد و هیچ کس در عمل نگوید: شما نمیفهمید، «اینجی کُلِّش واس ماس».
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ #مهران_مدیری و نویسندگان آثارش شاید مهمترین خالقان آثار طنز تلویزیونی دو دهه اخیر ایران بودهاند. آنها در #شبهای_برره اقتصادی تکمحصولی (نخود)، اعتیاد به این اقتصاد (گَرد نخود)، توهم ناشی از آن (دیدن خُرزو خان)، منازعات بیحاصل و بیمبنای جناحهای سیاسی، افتتاح مضحک برخی طرحهای عمرانی، محوریت یافتن پول (عبارت پول وَدِه) ... و از همه بیشتر «تنهایی و در تبعید بودن عقل» (کیانوش استقرارزاده، روزنامهنگار تبعیدی) را به تصویر کشیدند. تولید و پخش اثر از مهر تا بهمن 1384 نیز تصادفی نبود.
✅ مدیری و نویسندگانش در «#مرد_هزار_چهره» و «#مرد_دو_هزار_چهره» نیز آدمی را به تصویر کشیدند که اشتباهی بود و نماد همه آدمهای اشتباهی است که اصلاً قرار نبوده یا نمیشده مهم باشند اما شدهاند. مدیری و نویسندگانش حتی نام فامیل قهرمان داستان - مسعود شصتچی - را هم دقیق و هدفمند انتخاب کرده بودند.
✅ مدیری و نویسندگانش در «قهوه تلخ» (پخش از 23 شهریور 1389) قجری شدن دولتداری و حکمرانی را به طنز درآوردند. «نیما زند کریمی» که به گمان من همان کیانوش استقرارزاده، «عقل تنها و در تبعید» شبهای برره است این بار با خوردن #قهوه_تلخ به پنج سال تاریخ گمشده ایران میرود. این پنج سال هیچ پنج سال مشخصی نیست و میتواند نماد هر لحظهای از تاریخ مملکت باشد.
✅ مدیری در قهوه تلخ هم نکات مهمی را به تصویر میکشد: رئیس نظمیهای که میتواند بدهد «پدر پدر پدر پدرسوخته» هر متهمی – از جمله عقل تنهای در تبعید، نیما زند کریمی - را بیدلیل درآورند، شیوه اداره خزانه، نظام اداری، فقدان #گردش_نخبگان و در عوض #رسوب_نخبگان و قجری شدن کامل نظام اداری و اداره – که مدیری در شبهای برره پیشبینی کرده بود - در آن پنج سال گمشده از تاریخ. بوروکراسی قجری در آنجا به اوج میرسد و به تصویر کشیدن یکباره درباریان در متروی تهران در دنیای معاصر، یکی از اوجهای طنزپردازی مهران مدیری و نویسندگان آثار اوست.
✅ من اما فکر میکنم مدیری مهمترین حرفش را در سریال «#در_حاشیه» زده است. هومن صحرایی، همان کیانوش استقرارزاده و نیما زند وکیلی شبهای برره و قهوه تلخ، متخصص در زمینه رشتهای خاص از علم پزشکی (نمادی از عقل و تخصص) است که اصلاً مشتری هم ندارد. او مأمور میشود تا یک مرکز درمانی را – که چند دهه متروک مانده - احیا و اداره کند و دوباره اطرافش را افرادی شبیه ساکنان برره یا درباریان قهوه تلخ میگیرند: یک جراح پلاستیک کلاهبردار، دارنده مدرکی تقلبی و بیارزش از جایی ناشناخته در فیلیپین و «کَنگَر زِهتاب» که خود را مالک مرکز درمانی میداند.
✅ پزشکان و وزارت بهداشت در زمان پخش سریال اصلیترین شاکیان و مدعیان پخش «در حاشیه» شدند اما به گمان من مدیری و نویسندگانش به فراتر از این مینگریستند. تصور میکنم مهمترین عبارتی را که در آن سریال بیان میشد و مرکزیترین مفهوم کار بود کَنگر زهتاب (با بازی جواد رضویان) صدها بار تکرار کرد: «#اینجی_کلش_واس_ماس».
✅ تصور میکنم مدیری و نویسندگانش – خودآگاه یا بهواسطه ادراکی که هنرمند ناشی از زیست اجتماعی و تخیل به آن دست مییابد – حضور، بروز و تقویت شدن قشر، دیدگاه، عاملان و کسانی را صورتبندی و به مخاطب ارائه میکردند که به پشتوانه قدرت و ناکارآمدی به «اینجی کُلِّش واس ماس» معتقدند و/یا عمل میکنند.
✅ «اینجی کُلِّش واس ماس» نقد رویکرد-کسانی است که به پشتوانه قدرت و/یا ناکارآمدی در حال فساد و چپاول منابع و منافع از طرق مختلف (#ارز_4200، #قیر_رایگان، #وقف_دماوند، واگذاری #جنگل_هیرکانی، #مجوز_واردات، #انحصار_رسانه و ...) است. خروجی این وضع هم از یک سو ثروتهای افسانهای #باستی_هیلز و در سوی دیگر #گورخوابی، #سقوط_ارزش_پول، توسعه فقر و #آسیب_اجتماعی است.
✅ «اینجی کُلِّش واس ماس» فقط نقد ناکارآمدی و غارت اقتصادی نیست بلکه نقدی سیاسی هم هست، نقد رویکرد-کسانی که اعتقاد دارند ما خودمان بهتر میدانیم چه چیز به صلاح است، خودمان تصمیم میگیریم، اداره میکنیم و تشخیص میدهیم چقدر خوب اداره کردهایم/میکنیم.
✅ «اینجی کُلِّش واس ماس» جمعبندی ایدههای مدیری در دو دهه گذشته است. این جمله همان قدر حاصل سیر آثار مدیری در دو دهه گذشته است که واقعیت متناظر با آن در دو دهه گذشته رشد کرده و بسط یافته است. دو دهه برای تحقق «اینجی کُلِّش واس ماس» در دنیای واقعی وقت و تلاش صرف شده است.
✅ وضع وقتی بهبود مییابد که «اینجی» (ایران) کُلِّش (سیاست، اقتصاد، جامعه، محیطزیست، تاریخ و فرهنگ) برای همه ایرانیان – به تفاوت هر رنگ و زبان – باشد و هیچ کس در عمل نگوید: شما نمیفهمید، «اینجی کُلِّش واس ماس».
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
👍4
کلمهها میجنگند
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ صدوچهارده سال پیش در چنین روزی متنی بر دیوار تاریخ ایران آویخته شد که در آن مظفرالدین شاه قاجار «بکف کفایت» خودش، «رعایای صدیق» خودش را بهواسطه «اراده همایون» و «نیات حسنه» خودش، مفتخر میکرد به داشتن «مجلس شورای ملی» که در آن «منتخبین شاهزادگان قاجاریه، علما، اعیان، اشراف، ملاکین، تجار و اصناف» گرد هم آیند تا «نگهبان عدل» باشد و اسباب «ترقی دولت و ملت» ایران را فراهم سازد و رعایا به این واسطه «مشغول دعاگویی دوام این دولت و این مجلس بیزوال باشند.»
✅ عبارات داخل گیومهها را از متن فرمان مشروطه انتخاب کردهام. هر ایرانی دغدغهمند شایسته است که سالی یک بار هم که شده فرمان مشروطه را مطالعه کند، فرمانی که سیزده مرداد 1285 به امضای مظفرالدین شاه رسید و چهارده مرداد سالروز مشروطه شد.
متن فرمان مشروطه
جناب اشرف صدراعظم -- از آن جا که حضرت باری تعالی جلشأنه سررشته ترقی و سعادت ممالک محروسه ایران را بکف کفایت ما سپرده و شخص همایون ما را حافظ حقوق قاطبه اهالی و رعایای صدیق خودمان قرار داده لهذا در این موقع که اراده همایون ما براین تعلق گرفت که برای رفاهیت و امنیت قاطبه اهالی ایران و تشیید مبانی دولت، اصلاحات مقننه به مرور در دوائر دولتی و مملکتی به موقع اجرا گذارده شود چنان مصمم شدیم که مجلس شورای ملی از منتخبین شاهزادگان قاجاریه، علماء، اعیان، اشراف، ملاکین و تجار و اصناف به انتخاب طبقات مرقومه در دارالخلافه تهران تشکیل و تنظیم شود که در مهام امور دولتی و مملکتی و مصالح عامه مشاوره و مداقه لازمه را به عمل آورده به هیئت وزرای دولت خواه ما در اصلاحاتی که برای سعادت و خوشبختی ایران خواهد شد اعانت و کمک لازم را بنماید و در کمال امنیت و اطمینان عقاید خود را در خیر دولت و ملت و مصالح عامه و احتیاجات قاطبه اهالی مملکت به توسط شخص اول دولت به عرض برساند که به صحه همایونی موشح و به موقع اجرا گذارده شود. بدیهی است که به موجب این دستخط مبارک نظامنامه و ترتیبات این مجلس و اسباب و لوازم تشکیل آن را موافق تصویب و امضای منتخبین از این تاریخ معین و مهیا خواهد نمود که به صحه ملوکانه رسیده و بعونالله تعالی مجلس شورای ملی مرقوم که نگهبان عدل است افتتاح و به اصلاحات لازمهٔ امور مملکت و اجراء قوانین شرع مقدس شروع نماید و نیز مقرر میداریم که سواد دستخط مبارک را اعلان و منتشر نمایند تا قاطبه اهالی از نیات حسنه ما که تماماً راجع به ترقی دولت و ملت ایران است کماینبغی مطلع و مرفهالحال مشغول دعاگوئی دوام این دولت و این مجلس بیزوال باشند -- در قصر صاحبقرانیه به تاریخ چهاردهم جمادیالثانیه ۱۳۲۴ هجری در سال یازدهم سلطنت ما.»
✅ شاهِ مظفر، پرنخوت و مغرور، قدرت خود را به اراده «حضرت باری تعالی» نسبت میدهد، خویش را صاحب «کفایت» میشمرد، ایرانیان را «رعایا» میخواند، اراده خود را «همایون» برشمرده و مطالبه ملت را به هیچ میگیرد، «شاهزادگان قاجاریه، علما، اعیان، اشراف، ملاکین، تجار و اصناف» را به مجلس راه میدهد و اکثریت ملت هیچ حساب میشوند، خویش را مبارک میداند، از «نیات حسنه» خود برای مردم میگوید، «ترقی دولت و ملت» را از فرمان خود میطلبد و خلقالله را «مشغول دعاگوئی دوام این دولت و این مجلس بیزوال» میپسندد.
✅ این شیوه نگریستن به ملت و حقوق ملت با معیارهای جهان امروز شرمآور است؛ اما مغزها اندیشیدهاند، قلمها نوشتهاند، مردمان رنجها بردهاند، خونها به پای این متن ریخته شده و مادر تاریخ درد فراوان کشیده است تا این کودک بزاید.
✅ فایده سالی یک بار خواندن این فرمان برای هر ایرانی که دغدغه ایران دارد آن است که اسباب سنجش میشود، سنجش اینکه بدانیم این صدوچهارده سال چقدر راه در تاریخ آمدهایم و چقدر راه مانده است که برویم.
✅ فایده این است که بدانیم «کلمات مهماند و کار میکنند.» همین متن سراسر از بالا به پایین پر از غرور و نخوت پادشاهی، دستآویز تاریخی و الهامبخش حرکت یکصدساله ملت ایران شده است. دستآویز اینکه هنوز آرمان مشروطه برای مشروط کردن قدرت سیاسی، برابری، عدالت، آزادی، رفاه و معیشت بهتر و پاسخگو ساختن قدرت سیاسی، زنده است و هر سال دوباره از یادآوری آن نیرو بگیریم.
✅ کلمات و متنها فقط بیحرکت به دیوار تاریخ آویخته نمیشوند، بلکه بر صحنه تاریخ راه میروند، میجنگند و نیرو میبخشند؛ فرمان میدهند، اثر میگذارند و از این منظر است که هر قدر متن تولید کنیم و بر در و دیوار تاریخ و اذهان آدمیان بیاویزیم، فقط حرف نزدهایم، بلکه کار کردهایم.
#فرمان_مشروطه
(اگر میپسندید، به اشتراک بگذارید).
کانال #موفقیتهای_کوچک_ایرانیان، رسانهای برای بهبود:
@IR_S_S
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ صدوچهارده سال پیش در چنین روزی متنی بر دیوار تاریخ ایران آویخته شد که در آن مظفرالدین شاه قاجار «بکف کفایت» خودش، «رعایای صدیق» خودش را بهواسطه «اراده همایون» و «نیات حسنه» خودش، مفتخر میکرد به داشتن «مجلس شورای ملی» که در آن «منتخبین شاهزادگان قاجاریه، علما، اعیان، اشراف، ملاکین، تجار و اصناف» گرد هم آیند تا «نگهبان عدل» باشد و اسباب «ترقی دولت و ملت» ایران را فراهم سازد و رعایا به این واسطه «مشغول دعاگویی دوام این دولت و این مجلس بیزوال باشند.»
✅ عبارات داخل گیومهها را از متن فرمان مشروطه انتخاب کردهام. هر ایرانی دغدغهمند شایسته است که سالی یک بار هم که شده فرمان مشروطه را مطالعه کند، فرمانی که سیزده مرداد 1285 به امضای مظفرالدین شاه رسید و چهارده مرداد سالروز مشروطه شد.
متن فرمان مشروطه
جناب اشرف صدراعظم -- از آن جا که حضرت باری تعالی جلشأنه سررشته ترقی و سعادت ممالک محروسه ایران را بکف کفایت ما سپرده و شخص همایون ما را حافظ حقوق قاطبه اهالی و رعایای صدیق خودمان قرار داده لهذا در این موقع که اراده همایون ما براین تعلق گرفت که برای رفاهیت و امنیت قاطبه اهالی ایران و تشیید مبانی دولت، اصلاحات مقننه به مرور در دوائر دولتی و مملکتی به موقع اجرا گذارده شود چنان مصمم شدیم که مجلس شورای ملی از منتخبین شاهزادگان قاجاریه، علماء، اعیان، اشراف، ملاکین و تجار و اصناف به انتخاب طبقات مرقومه در دارالخلافه تهران تشکیل و تنظیم شود که در مهام امور دولتی و مملکتی و مصالح عامه مشاوره و مداقه لازمه را به عمل آورده به هیئت وزرای دولت خواه ما در اصلاحاتی که برای سعادت و خوشبختی ایران خواهد شد اعانت و کمک لازم را بنماید و در کمال امنیت و اطمینان عقاید خود را در خیر دولت و ملت و مصالح عامه و احتیاجات قاطبه اهالی مملکت به توسط شخص اول دولت به عرض برساند که به صحه همایونی موشح و به موقع اجرا گذارده شود. بدیهی است که به موجب این دستخط مبارک نظامنامه و ترتیبات این مجلس و اسباب و لوازم تشکیل آن را موافق تصویب و امضای منتخبین از این تاریخ معین و مهیا خواهد نمود که به صحه ملوکانه رسیده و بعونالله تعالی مجلس شورای ملی مرقوم که نگهبان عدل است افتتاح و به اصلاحات لازمهٔ امور مملکت و اجراء قوانین شرع مقدس شروع نماید و نیز مقرر میداریم که سواد دستخط مبارک را اعلان و منتشر نمایند تا قاطبه اهالی از نیات حسنه ما که تماماً راجع به ترقی دولت و ملت ایران است کماینبغی مطلع و مرفهالحال مشغول دعاگوئی دوام این دولت و این مجلس بیزوال باشند -- در قصر صاحبقرانیه به تاریخ چهاردهم جمادیالثانیه ۱۳۲۴ هجری در سال یازدهم سلطنت ما.»
✅ شاهِ مظفر، پرنخوت و مغرور، قدرت خود را به اراده «حضرت باری تعالی» نسبت میدهد، خویش را صاحب «کفایت» میشمرد، ایرانیان را «رعایا» میخواند، اراده خود را «همایون» برشمرده و مطالبه ملت را به هیچ میگیرد، «شاهزادگان قاجاریه، علما، اعیان، اشراف، ملاکین، تجار و اصناف» را به مجلس راه میدهد و اکثریت ملت هیچ حساب میشوند، خویش را مبارک میداند، از «نیات حسنه» خود برای مردم میگوید، «ترقی دولت و ملت» را از فرمان خود میطلبد و خلقالله را «مشغول دعاگوئی دوام این دولت و این مجلس بیزوال» میپسندد.
✅ این شیوه نگریستن به ملت و حقوق ملت با معیارهای جهان امروز شرمآور است؛ اما مغزها اندیشیدهاند، قلمها نوشتهاند، مردمان رنجها بردهاند، خونها به پای این متن ریخته شده و مادر تاریخ درد فراوان کشیده است تا این کودک بزاید.
✅ فایده سالی یک بار خواندن این فرمان برای هر ایرانی که دغدغه ایران دارد آن است که اسباب سنجش میشود، سنجش اینکه بدانیم این صدوچهارده سال چقدر راه در تاریخ آمدهایم و چقدر راه مانده است که برویم.
✅ فایده این است که بدانیم «کلمات مهماند و کار میکنند.» همین متن سراسر از بالا به پایین پر از غرور و نخوت پادشاهی، دستآویز تاریخی و الهامبخش حرکت یکصدساله ملت ایران شده است. دستآویز اینکه هنوز آرمان مشروطه برای مشروط کردن قدرت سیاسی، برابری، عدالت، آزادی، رفاه و معیشت بهتر و پاسخگو ساختن قدرت سیاسی، زنده است و هر سال دوباره از یادآوری آن نیرو بگیریم.
✅ کلمات و متنها فقط بیحرکت به دیوار تاریخ آویخته نمیشوند، بلکه بر صحنه تاریخ راه میروند، میجنگند و نیرو میبخشند؛ فرمان میدهند، اثر میگذارند و از این منظر است که هر قدر متن تولید کنیم و بر در و دیوار تاریخ و اذهان آدمیان بیاویزیم، فقط حرف نزدهایم، بلکه کار کردهایم.
#فرمان_مشروطه
(اگر میپسندید، به اشتراک بگذارید).
کانال #موفقیتهای_کوچک_ایرانیان، رسانهای برای بهبود:
@IR_S_S
بارشها خوب، سدها پر، دیگه چی میگید صرفهجویی؟!
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
⏰ زمان خواندن: چهار دقیقه
✅ ایران سرزمین کمآبی است، از اول هم بوده و #سازگاری_با_کم_آبی ضرورت این کشور است. #توهم_پر_آبی هم از کمدانشی و اقتصاد سیاسی آب بوده و هست. سالهایی که بارش خوب نباشد و سدها پر نشوند، مطالبه صرفهجویی برای مردم معنا دارد، اما سؤال برخی این است که «حالا که بارشها خوب، سدها پر، دیگه این همه مطالبه صرفهجویی در مصرف آب با این اوضاع کرونایی به چه معناست؟»
✅ آره، بارشها در دو سال گذشته خوب بوده و سدها اغلب به اندازه کافی پر هستند اما مسأله این است که هیچ شهروندی «آب تصفیهنشده» یا «آب خام» مصرف نمیکند. #آب_خام باید از سدها و چاهها به مراکز تصفیه منتقل، در تصفیهخانهها تا رسیدن به سطح استانداردهایی تصفیه، و بعد از آن در لولههای آب شهری جاری شود.
✅ شما درست میگویید، وضعیت «آب خام» بهتر از سالهای کمبارش است؛ اما ظرفیت «تصفیه آب خام» محدود است.
✅ تصفیهخانهها بر اساس برآوردهای جمعیت شهرها و برخی متغیرهای دیگر ساخته میشوند. هزینه سرمایهگذاری بسیار سنگین چند هزار میلیارد تومانی نیز مانع آن است که تأسیسات رزرو خیلی گسترده ساخته شود و سالها بیکار بمانند و فرسوده شوند و سرمایه هدر برود تا مثلاً در یک سال بهکار بیایند، پس مصرف آب را باید حتی در سالهای پربارش نیز درست انجام داد.
✅ همه شهرها و روستاهای کشور با محدودیت ظرفیت تصفیه آب مواجه هستند. پربارش بودن سال و پر بودن سدها، دلیلی برای کمتوجهی به مدیریت مصرف نیست، بالاخص در سالی که کرونا بین ده تا بیستوپنج درصد بر مصرف آب در شهرها و روستاها افزوده است.
💦آب را در سال کرونایی دریابیم.💦
⭕️☑️ پینوشت
⭕️ فرض کنید یک نانوایی میتواند روزانه با دو شیفت کاری ده گونی آرد را به نان تبدیل کند و اگر یک شیفت کاری دیگر هم اضافه کرده و کل روز کار کند این مقدار به چهارده گونی افزایش مییابد. اگر جمعیت محله این نانوایی به یکباره دو برابر شود، حتی به شرط تأمین روزی صد گونی آرد هم نمیتواند نان مورد نیاز محله را فراهم کند. این عین داستان فراوانی نسبی آب خام نسبت به سالهای کمآبی و وضعیت امسال است.
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
⏰ زمان خواندن: چهار دقیقه
✅ ایران سرزمین کمآبی است، از اول هم بوده و #سازگاری_با_کم_آبی ضرورت این کشور است. #توهم_پر_آبی هم از کمدانشی و اقتصاد سیاسی آب بوده و هست. سالهایی که بارش خوب نباشد و سدها پر نشوند، مطالبه صرفهجویی برای مردم معنا دارد، اما سؤال برخی این است که «حالا که بارشها خوب، سدها پر، دیگه این همه مطالبه صرفهجویی در مصرف آب با این اوضاع کرونایی به چه معناست؟»
✅ آره، بارشها در دو سال گذشته خوب بوده و سدها اغلب به اندازه کافی پر هستند اما مسأله این است که هیچ شهروندی «آب تصفیهنشده» یا «آب خام» مصرف نمیکند. #آب_خام باید از سدها و چاهها به مراکز تصفیه منتقل، در تصفیهخانهها تا رسیدن به سطح استانداردهایی تصفیه، و بعد از آن در لولههای آب شهری جاری شود.
✅ شما درست میگویید، وضعیت «آب خام» بهتر از سالهای کمبارش است؛ اما ظرفیت «تصفیه آب خام» محدود است.
✅ تصفیهخانهها بر اساس برآوردهای جمعیت شهرها و برخی متغیرهای دیگر ساخته میشوند. هزینه سرمایهگذاری بسیار سنگین چند هزار میلیارد تومانی نیز مانع آن است که تأسیسات رزرو خیلی گسترده ساخته شود و سالها بیکار بمانند و فرسوده شوند و سرمایه هدر برود تا مثلاً در یک سال بهکار بیایند، پس مصرف آب را باید حتی در سالهای پربارش نیز درست انجام داد.
✅ همه شهرها و روستاهای کشور با محدودیت ظرفیت تصفیه آب مواجه هستند. پربارش بودن سال و پر بودن سدها، دلیلی برای کمتوجهی به مدیریت مصرف نیست، بالاخص در سالی که کرونا بین ده تا بیستوپنج درصد بر مصرف آب در شهرها و روستاها افزوده است.
💦آب را در سال کرونایی دریابیم.💦
⭕️☑️ پینوشت
⭕️ فرض کنید یک نانوایی میتواند روزانه با دو شیفت کاری ده گونی آرد را به نان تبدیل کند و اگر یک شیفت کاری دیگر هم اضافه کرده و کل روز کار کند این مقدار به چهارده گونی افزایش مییابد. اگر جمعیت محله این نانوایی به یکباره دو برابر شود، حتی به شرط تأمین روزی صد گونی آرد هم نمیتواند نان مورد نیاز محله را فراهم کند. این عین داستان فراوانی نسبی آب خام نسبت به سالهای کمآبی و وضعیت امسال است.
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
«پنجرههای شکسته» سیاست و حکمرانی
محمد فاضلی - عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ نظریه پنجرههای شکسته در جامعهشناسی خیلی خلاصه میگوید در جایی، محله یا منطقهای که شلختگی فضا، شکستگی در و پنجرهها، کثیف و نامنظم بودن ساختمانها و تار عنکبوت بستن دیوارها مشاهده شود، جرائم و آسیبهای اجتماعی محیط مساعدتر دارند؛ فضاهایی که فیلمهای پلیسی و تبهکاری هم در آنجا فیلمبرداری میشوند.
✅ آدمیان وارد مکان و منطقهای شوند که مثل کارخانهها و ساختمانهای قدیمی متروک باشد، تصور میکنند اینجا که نظمی برقرار نیست، امنیت و ثباتی نیست و خلاصه خود را برای بدترین رخدادها و کارها آماده میکنند. کسی در این مکانها دنبال تولید، سازندگی، عشق و آینده نمیگردد.
✅ گاه که نکات مثبتی درباره حکمرانی و سیاست در ایران میگویم یا امیدوارانه به دیدن نقاط قوت و تلاش برای ساختن، یا حتی به عمل ساده صرفهجویی در مصرف آب و انرژی دعوت میکنم، پاسخ مخاطب، بیش از هر چیز نظریه پنجرههای شکسته را به یاد میآورد.
✅ دست روی هر چیز که بگذاری و بخواهی یک نکته مثبت را یادآوری یا به برداشتن گامی کوتاه دعوت کنی، تاریخ سیاست، سیاستگذاری و حکمرانی انباشته از چنان ناکارآمدی، تصمیمهای غلط و اجراهای ضعیف است که به سرعت با پاسخی از این جنس مواجه میشوم: «گیریم که راست میگی، ولی اون کاراشون رو چی میگی؟!! اون فساد، اون گند که زدند، اونجا را که خراب کردند؟ اون را که... ؟!!»
✅ ذهن شهروندان به هزار دلیل - از جمله واقعیت ناکارآمدی و زندگی دشوار چند ده میلیون نفر و نمودهای آشکار تبعیض، بیعدالتی و نقض حقوق اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی شهروندان - انباشته از تاریخ تلخ تصمیمهای غلط، وعدههای محقق نشده، سیاستهای موهومی، شعارهای غیرواقعی و... است و همه عین ساختمانهای متروک، دیوارهای نیمه ریخته، خیابانهای پر از چاله و پنجرههای شکسته ذهن مردم را انباشته کردهاند. سخن گفتن از هر نکته مثبت و امیدوارکنندهای یا دعوت به هر گامی رو به جلو، عین آویختن یک نقاشی هر قدر زیبا به دیوار همان ساختمان و خانههای متروک و تار عنکبوت گرفته است.
✅ بدبختی فقط «پنجرههای شکسته» سیاست و حکمرانی نیست - که همه حکمرانان کم و بیش دارند - بلکه نپذیرفتن اشتباهات، اصرار بر تکرار همان اشتباهات توسط نخبگان رسوب کرده، نشان ندادن هیچ علامتی دال بر عزم بر بازگرداندن آب رفته به جوی و اصرار بر خوب بودن همه گذشته، حال و آینده؛ شهروند را خشمگین میکند و ذهن او را حتی از دیدن همان یک نقاشی آویخته به دیوار بازمیدارد.
✅ آن کسی که جرأت کند در چنین فضایی از امید، تلاش، موفقیت کوچک و... بگوید، به سرعت انگ ریاکاری، دروغگویی، کاسبکاری و... میخورد و دیر یا زود، از پا میافتد و میشود کسی که در انبار کاه پی سوزن میگردد، با انبوه نگاه خلایق که عاقل اندر سفیه در او، دلسوزانه یا از سر نفرت، مینگرند.
✅ «پنجرههای شکسته» سیاست را حکمرانان باید به رسمیت بشناسند، تعمیر کنند و واقعیت و نمای دیگری از سیاست و حکمرانی ارائه دهند. گوش و چشم ذهن شهروندان اگر تاکنون برای شنیدن و دیدن باز مانده باشد، به سرعت رو به بسته شدن میرود.
#پنجره_شکسته_سیاست
#رسوب_نخبگان
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
محمد فاضلی - عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ نظریه پنجرههای شکسته در جامعهشناسی خیلی خلاصه میگوید در جایی، محله یا منطقهای که شلختگی فضا، شکستگی در و پنجرهها، کثیف و نامنظم بودن ساختمانها و تار عنکبوت بستن دیوارها مشاهده شود، جرائم و آسیبهای اجتماعی محیط مساعدتر دارند؛ فضاهایی که فیلمهای پلیسی و تبهکاری هم در آنجا فیلمبرداری میشوند.
✅ آدمیان وارد مکان و منطقهای شوند که مثل کارخانهها و ساختمانهای قدیمی متروک باشد، تصور میکنند اینجا که نظمی برقرار نیست، امنیت و ثباتی نیست و خلاصه خود را برای بدترین رخدادها و کارها آماده میکنند. کسی در این مکانها دنبال تولید، سازندگی، عشق و آینده نمیگردد.
✅ گاه که نکات مثبتی درباره حکمرانی و سیاست در ایران میگویم یا امیدوارانه به دیدن نقاط قوت و تلاش برای ساختن، یا حتی به عمل ساده صرفهجویی در مصرف آب و انرژی دعوت میکنم، پاسخ مخاطب، بیش از هر چیز نظریه پنجرههای شکسته را به یاد میآورد.
✅ دست روی هر چیز که بگذاری و بخواهی یک نکته مثبت را یادآوری یا به برداشتن گامی کوتاه دعوت کنی، تاریخ سیاست، سیاستگذاری و حکمرانی انباشته از چنان ناکارآمدی، تصمیمهای غلط و اجراهای ضعیف است که به سرعت با پاسخی از این جنس مواجه میشوم: «گیریم که راست میگی، ولی اون کاراشون رو چی میگی؟!! اون فساد، اون گند که زدند، اونجا را که خراب کردند؟ اون را که... ؟!!»
✅ ذهن شهروندان به هزار دلیل - از جمله واقعیت ناکارآمدی و زندگی دشوار چند ده میلیون نفر و نمودهای آشکار تبعیض، بیعدالتی و نقض حقوق اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی شهروندان - انباشته از تاریخ تلخ تصمیمهای غلط، وعدههای محقق نشده، سیاستهای موهومی، شعارهای غیرواقعی و... است و همه عین ساختمانهای متروک، دیوارهای نیمه ریخته، خیابانهای پر از چاله و پنجرههای شکسته ذهن مردم را انباشته کردهاند. سخن گفتن از هر نکته مثبت و امیدوارکنندهای یا دعوت به هر گامی رو به جلو، عین آویختن یک نقاشی هر قدر زیبا به دیوار همان ساختمان و خانههای متروک و تار عنکبوت گرفته است.
✅ بدبختی فقط «پنجرههای شکسته» سیاست و حکمرانی نیست - که همه حکمرانان کم و بیش دارند - بلکه نپذیرفتن اشتباهات، اصرار بر تکرار همان اشتباهات توسط نخبگان رسوب کرده، نشان ندادن هیچ علامتی دال بر عزم بر بازگرداندن آب رفته به جوی و اصرار بر خوب بودن همه گذشته، حال و آینده؛ شهروند را خشمگین میکند و ذهن او را حتی از دیدن همان یک نقاشی آویخته به دیوار بازمیدارد.
✅ آن کسی که جرأت کند در چنین فضایی از امید، تلاش، موفقیت کوچک و... بگوید، به سرعت انگ ریاکاری، دروغگویی، کاسبکاری و... میخورد و دیر یا زود، از پا میافتد و میشود کسی که در انبار کاه پی سوزن میگردد، با انبوه نگاه خلایق که عاقل اندر سفیه در او، دلسوزانه یا از سر نفرت، مینگرند.
✅ «پنجرههای شکسته» سیاست را حکمرانان باید به رسمیت بشناسند، تعمیر کنند و واقعیت و نمای دیگری از سیاست و حکمرانی ارائه دهند. گوش و چشم ذهن شهروندان اگر تاکنون برای شنیدن و دیدن باز مانده باشد، به سرعت رو به بسته شدن میرود.
#پنجره_شکسته_سیاست
#رسوب_نخبگان
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
👍2
Forwarded from كيمياى توسعه
چالش مشروعیت کارکردی دولتها
🖌عیسی منصوری
✅در نظامهای سیاسیِ مبتنی بر دموکراسی انتخاباتی، دولتها تا وقتی میتوانند قدرت را در اختیار داشته باشند که از رأی کافی در انتخابات برخوردار شوند. اما منابع مادیِ قدرتِ این دولتها از انباشت سرمایه به دست میآید و نه از آرای برآمده از انتخابات. سازوکارهای انباشت سرمایه نیز لزوماً در تناظر با خواستههای انتخابکنندگان نیست و بسا که در مقابل آن نیز باشد. فرایند انباشت سرمایه، بهرغم مزیتهای آن، میتواند منجر به نابرابری طبقاتی شود که واکنش انتخابکنندگان را به دنبال خواهدداشت. بنابراین، یکی از هنرهای دولتها آن است که این دوگانه یا عدمقطعیت را به طور متعادل مدیریت کنند.
✅ اگر مشروعیت حکومتها را به «مشروعیت قانونی» و «مشروعیت کارکردی» تقسیم کنیم، مدیریت تعادل دوگانه فوق میتواند منجر به مشروعیت کارکردی شود. تولید ثروت، افزایش رفاه، ایجاد اشتغال و کاهش فقر به صورت همزمان، مصادیقی از دستاوردهای این مدیریت هستند.
✅در دوره قبل از شیوع کرونا، دولت ترامپ از مشروعیت کارکردی مناسبی برخوردار شد که حاصل عملکرد کمسابقهاش در ایجاد اشتغال و رشد اقتصادی بود. اینک اما رشد اقتصادی در سه ماه دوم سال میلادی ۲۰۲۰ منفی ۴۰درصد شده است و حداقل۳۰ میلیون نفر بیکار شدهاند. نتیجه آنکه براساس نظرسنجیها، میزان محبوبیت ترامپ کاهش یافته و اقبال به رقیب انتخاباتی بیشتر شدهاست.
❇️ در ایران موضوع به قراری دیگر است؛ وجود درآمد سهلالوصول نفت و فقدان تئوری در حوزه اقتصاد و سرمایه، سبب بلاتکلیف ماندن امر انباشت سرمایه شده است. افراد درگیر در انباشت ثروت در بخش خصوصی یا با تلاطم مداوم بازار مواجه میشوند و یا با انتخاب مسیرهای نفتزده و رانتی در تله شکست و قانون گرفتار میشوند. در درازمدت، دولتها به دلیل نبود جریان انباشت سرمایه و سرمایهگذاری بخش خصوصی، قادر به ایجاد شغل پایدار نیستند و آرای خود را نیز از دست میدهند.
❇️سرمایهگذاریها در دهههای گذشته نیز اغلب برروی صنایع سرمایهبر و نه کاربر انجام شده است. یعنی حتی در سرمایهگذاریهای گذشته نیز دولتها عملا نتوانستهاند به تمایلات رأیدهندگان خود توجه کنند، بلکه گاهاً نسبت به آن بیاعتنایی مفرط هم داشتهاند؛ در دوره جاری که مردم دچار بحران بیکاری و فقر ناشی از تحریم و کرونا هستند، رییس یک سازمان سیاستگذار ملی رأساً مشغول اِخبار و افتتاح طرحها و سرمایهگذاریهای بزرگ است و به ارقام بزرگ سرمایهگذاری زیر یا روبنایی آن افتخار میکند. بدیهی است که اینها رأی نمیشوند!. دولتها با رأی مردم بالا میآیند، اما قادر به مدیریت مشروعیت کارکردی خود نیستند.
✳️ایجاد مشروعیت کارکردی سه پیشنیاز دارد؛ نخست، «داشتن تئوری» در حوزه سرمایه است. به نظر میرسد از ابتدای پس از انقلاب، این موضوع سهل و ممتنع انگاشته و بلاتکلیف گذارده شده است. بخش عمده بحرانهای اقتصادی و سیاسی کشور برآمده از بیموضع بودن تئوریک در قبال اقتصاد و تکنولوژی است. دوم، «نظام حکمرانی اقتصادی» است که در ایران از دههها پیش، هیچ تحول بنیادی متناسب با شرایط کشور و جهان در آن اتفاق نیفتاده است. بنابراین در مقابل مؤلفههای جدیدی مانند حوزه IT منفعل است؛ تجربه کرونا میزان اشراف دولت بر اپراتورهای حوزه تلکام کشور را به حد اعلایی عیان کرد؛ ناتوان از امر ساده اما نظاممندی مانند ارسال پیامک به گروههای هدف آسیبدیده از کرونا.
✳️سوم، نظام «بوروکراسی توانمند» است. نظام بوروکراسیِ شدیداً متمرکز فعلی آن را منفعل، کند و بی اثر کرده است. قابل انتظار است که سیاستگزار ملی فکر کند که با تصویب یک قانون یا مقرره، مشکلی را حل میکند. اما واقعیت آن است که نبض این بورورکراسی متمرکز، با پوستاندازیهای تدریجی، اینک در دست کارگزاران رده آخر است و انگیزه های اقتصادی و اجتماعی آنهاست که تعیین کننده کارآمدی و اثربخشی قوانین و مقررات است. بازیگر اصلی در پرداخت وام ازدواج و یا وام به بنگاههای متأثر از کرونا، نه تصویب کننده ملی بلکه کارمند باجه نظام بانکی است که نقطه اتصال با متقاضی است.
🔰خوب است بازیگران صحنه سیاستگذاری و سیاستورزی مشخص کنند به کدامیک از مؤلفههای کارآمدی توجه داشته و یا خواهند داشت. اما آیا اصلاح نقایصی از این دست لزوماً فقط از طریق طراحی بنیادی و پیادهسازی قواعد جدید امکانپذیر است؟ یکی از راههای تجربه شده در موارد مشابه، داشتن رویکرد کلی برای رفع نقصهای بنیادی و همزمان، اقدام با تمرکز بر کانونهای کارآمدی(Pockets of Efficiency) است. بنابه تجربه کشورها، تداوم و تعمیق نقصان در مشروعیت کارکردی دولتها، سنگینی بار را به بال مشروعیت قانونی حکومت منتقل میکند.
۱۶مرداد۱۳۹۹
@DevKimia
https://news.1rj.ru/str/DevKimia
🖌عیسی منصوری
✅در نظامهای سیاسیِ مبتنی بر دموکراسی انتخاباتی، دولتها تا وقتی میتوانند قدرت را در اختیار داشته باشند که از رأی کافی در انتخابات برخوردار شوند. اما منابع مادیِ قدرتِ این دولتها از انباشت سرمایه به دست میآید و نه از آرای برآمده از انتخابات. سازوکارهای انباشت سرمایه نیز لزوماً در تناظر با خواستههای انتخابکنندگان نیست و بسا که در مقابل آن نیز باشد. فرایند انباشت سرمایه، بهرغم مزیتهای آن، میتواند منجر به نابرابری طبقاتی شود که واکنش انتخابکنندگان را به دنبال خواهدداشت. بنابراین، یکی از هنرهای دولتها آن است که این دوگانه یا عدمقطعیت را به طور متعادل مدیریت کنند.
✅ اگر مشروعیت حکومتها را به «مشروعیت قانونی» و «مشروعیت کارکردی» تقسیم کنیم، مدیریت تعادل دوگانه فوق میتواند منجر به مشروعیت کارکردی شود. تولید ثروت، افزایش رفاه، ایجاد اشتغال و کاهش فقر به صورت همزمان، مصادیقی از دستاوردهای این مدیریت هستند.
✅در دوره قبل از شیوع کرونا، دولت ترامپ از مشروعیت کارکردی مناسبی برخوردار شد که حاصل عملکرد کمسابقهاش در ایجاد اشتغال و رشد اقتصادی بود. اینک اما رشد اقتصادی در سه ماه دوم سال میلادی ۲۰۲۰ منفی ۴۰درصد شده است و حداقل۳۰ میلیون نفر بیکار شدهاند. نتیجه آنکه براساس نظرسنجیها، میزان محبوبیت ترامپ کاهش یافته و اقبال به رقیب انتخاباتی بیشتر شدهاست.
❇️ در ایران موضوع به قراری دیگر است؛ وجود درآمد سهلالوصول نفت و فقدان تئوری در حوزه اقتصاد و سرمایه، سبب بلاتکلیف ماندن امر انباشت سرمایه شده است. افراد درگیر در انباشت ثروت در بخش خصوصی یا با تلاطم مداوم بازار مواجه میشوند و یا با انتخاب مسیرهای نفتزده و رانتی در تله شکست و قانون گرفتار میشوند. در درازمدت، دولتها به دلیل نبود جریان انباشت سرمایه و سرمایهگذاری بخش خصوصی، قادر به ایجاد شغل پایدار نیستند و آرای خود را نیز از دست میدهند.
❇️سرمایهگذاریها در دهههای گذشته نیز اغلب برروی صنایع سرمایهبر و نه کاربر انجام شده است. یعنی حتی در سرمایهگذاریهای گذشته نیز دولتها عملا نتوانستهاند به تمایلات رأیدهندگان خود توجه کنند، بلکه گاهاً نسبت به آن بیاعتنایی مفرط هم داشتهاند؛ در دوره جاری که مردم دچار بحران بیکاری و فقر ناشی از تحریم و کرونا هستند، رییس یک سازمان سیاستگذار ملی رأساً مشغول اِخبار و افتتاح طرحها و سرمایهگذاریهای بزرگ است و به ارقام بزرگ سرمایهگذاری زیر یا روبنایی آن افتخار میکند. بدیهی است که اینها رأی نمیشوند!. دولتها با رأی مردم بالا میآیند، اما قادر به مدیریت مشروعیت کارکردی خود نیستند.
✳️ایجاد مشروعیت کارکردی سه پیشنیاز دارد؛ نخست، «داشتن تئوری» در حوزه سرمایه است. به نظر میرسد از ابتدای پس از انقلاب، این موضوع سهل و ممتنع انگاشته و بلاتکلیف گذارده شده است. بخش عمده بحرانهای اقتصادی و سیاسی کشور برآمده از بیموضع بودن تئوریک در قبال اقتصاد و تکنولوژی است. دوم، «نظام حکمرانی اقتصادی» است که در ایران از دههها پیش، هیچ تحول بنیادی متناسب با شرایط کشور و جهان در آن اتفاق نیفتاده است. بنابراین در مقابل مؤلفههای جدیدی مانند حوزه IT منفعل است؛ تجربه کرونا میزان اشراف دولت بر اپراتورهای حوزه تلکام کشور را به حد اعلایی عیان کرد؛ ناتوان از امر ساده اما نظاممندی مانند ارسال پیامک به گروههای هدف آسیبدیده از کرونا.
✳️سوم، نظام «بوروکراسی توانمند» است. نظام بوروکراسیِ شدیداً متمرکز فعلی آن را منفعل، کند و بی اثر کرده است. قابل انتظار است که سیاستگزار ملی فکر کند که با تصویب یک قانون یا مقرره، مشکلی را حل میکند. اما واقعیت آن است که نبض این بورورکراسی متمرکز، با پوستاندازیهای تدریجی، اینک در دست کارگزاران رده آخر است و انگیزه های اقتصادی و اجتماعی آنهاست که تعیین کننده کارآمدی و اثربخشی قوانین و مقررات است. بازیگر اصلی در پرداخت وام ازدواج و یا وام به بنگاههای متأثر از کرونا، نه تصویب کننده ملی بلکه کارمند باجه نظام بانکی است که نقطه اتصال با متقاضی است.
🔰خوب است بازیگران صحنه سیاستگذاری و سیاستورزی مشخص کنند به کدامیک از مؤلفههای کارآمدی توجه داشته و یا خواهند داشت. اما آیا اصلاح نقایصی از این دست لزوماً فقط از طریق طراحی بنیادی و پیادهسازی قواعد جدید امکانپذیر است؟ یکی از راههای تجربه شده در موارد مشابه، داشتن رویکرد کلی برای رفع نقصهای بنیادی و همزمان، اقدام با تمرکز بر کانونهای کارآمدی(Pockets of Efficiency) است. بنابه تجربه کشورها، تداوم و تعمیق نقصان در مشروعیت کارکردی دولتها، سنگینی بار را به بال مشروعیت قانونی حکومت منتقل میکند.
۱۶مرداد۱۳۹۹
@DevKimia
https://news.1rj.ru/str/DevKimia
عید غدیر: «روز تحلیل حکمرانی»
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ اگرچه به اسم دین برخی چنان کردهاند که سخن گفتن از دین، دینداری و یک حکمران دیندار به نام علیابن ابیطالب دشوار شده است و گوینده پیشاپیش باید انگ ریاکاری و شَرَنگ تندزبانیهای انبوهی از مخاطبان را به جان بخرد و سخن بگوید، اما بد نیست بگویم کاش روز عید غدیر در تقویم «روز تحلیل حکمرانی» نام گیرد تا شاید فرصتی باشد برای سخن گفتن و تحلیل کردن حکمرانی و سنجیدن نسبت آن با میراثی که به نام امام علی (ع) از اصول و سنن حکمرانی باقی مانده است.
✅ علیالحساب این مواجهه امام علی (ع) با قاضی گماشته خود را بنگریم. (نهجالبلاغه، ترجمه محمد دشتی، انتشارات پیام عدالت، صص. 365-364)
⭕️ «به امام (ع) خبر دادند که شریح بن حارث، قاضی امام، خانهای به 80 دینار خرید، او را احضار کرد، فرمود:
به من خبر دادند که خانهای به هشتاد دینار خریدهای، و سندی برای آن نوشتهای، و گواهانی آنرا امضا کردهاند. شریح گفت: آری امیر مؤمنان! امام (ع) نگاه خشمآلودی به او کرد، فرمود: ای شریح! به زودی کسی به سراغت میآید که به نوشتهات نگاه نمیکند، و از گواهانت نمیپرسد، تا تو را از آن خانه بیرون کرده و تنها به قبر بسپارد. ای شریح! اندیشه کن که آن خانه را با مال دیگران یا با پول حرام نخریده باشی، که آنگاه خانه دنیا و آخرت را از دست دادهای. اما اگر هنگام خرید خانه، نزد من آمده بودی، برای تو سندی مینوشتم که دیگر برای خرید آن به درهمی یا بیشتر، رغبت نمیکردی. آن سند چنین مینوشتم:
این خانهای است که بندهای خوار آنرا از مردهای آماده کوچ خریده، خانهای از سرای غرور، که در محله نابودشوندگان، و کوچه هلاکشدگان قرار دارد. این خانه به چهار جهت منتهی میگردد: یک سوی آن به آفتها و بلاها، سوی دوم آن به مصیبتها، و سوی سوم به هوا و هوسهای سستکننده، و سوی چهارم آن به شیطان گمراهکننده ختم میشود، و در خانه به روی شیطان گشوده است. این خانه را فریبخورده آزمند، از کسی که خود به زودی از جهان رخت برمیبندد، به مبلغی که او را از عزت و قناعت خارج و به خواری و دنیاپرستی کشانده، خریداری کرده است. هر گونه نقصی در این معامله باشد، بر عهده پروردگاری است که اجساد پادشاهان را پوسانده، و جان جباران را گرفته، و سلطنت فرعونها چون کسری و قیصر و تُبَّع و حمیر را نابوده کرده است.»
✅ «روز تحلیل حکمرانی» در تقویم به این کار میآید که کردار حکمرانان با این گفتار علی ابن ابیطالب (ع) مقایسه و سنجش شود. نهجالبلاغه علی (ع) البته انباشته از این گونه معیارها و سنجههای البته مهجور و متروکمانده است. علی کارگزارانش را چنین هشدار میداد و به رعایت حال مردمان فرامیخواند.
عید غدیر مبارک
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ اگرچه به اسم دین برخی چنان کردهاند که سخن گفتن از دین، دینداری و یک حکمران دیندار به نام علیابن ابیطالب دشوار شده است و گوینده پیشاپیش باید انگ ریاکاری و شَرَنگ تندزبانیهای انبوهی از مخاطبان را به جان بخرد و سخن بگوید، اما بد نیست بگویم کاش روز عید غدیر در تقویم «روز تحلیل حکمرانی» نام گیرد تا شاید فرصتی باشد برای سخن گفتن و تحلیل کردن حکمرانی و سنجیدن نسبت آن با میراثی که به نام امام علی (ع) از اصول و سنن حکمرانی باقی مانده است.
✅ علیالحساب این مواجهه امام علی (ع) با قاضی گماشته خود را بنگریم. (نهجالبلاغه، ترجمه محمد دشتی، انتشارات پیام عدالت، صص. 365-364)
⭕️ «به امام (ع) خبر دادند که شریح بن حارث، قاضی امام، خانهای به 80 دینار خرید، او را احضار کرد، فرمود:
به من خبر دادند که خانهای به هشتاد دینار خریدهای، و سندی برای آن نوشتهای، و گواهانی آنرا امضا کردهاند. شریح گفت: آری امیر مؤمنان! امام (ع) نگاه خشمآلودی به او کرد، فرمود: ای شریح! به زودی کسی به سراغت میآید که به نوشتهات نگاه نمیکند، و از گواهانت نمیپرسد، تا تو را از آن خانه بیرون کرده و تنها به قبر بسپارد. ای شریح! اندیشه کن که آن خانه را با مال دیگران یا با پول حرام نخریده باشی، که آنگاه خانه دنیا و آخرت را از دست دادهای. اما اگر هنگام خرید خانه، نزد من آمده بودی، برای تو سندی مینوشتم که دیگر برای خرید آن به درهمی یا بیشتر، رغبت نمیکردی. آن سند چنین مینوشتم:
این خانهای است که بندهای خوار آنرا از مردهای آماده کوچ خریده، خانهای از سرای غرور، که در محله نابودشوندگان، و کوچه هلاکشدگان قرار دارد. این خانه به چهار جهت منتهی میگردد: یک سوی آن به آفتها و بلاها، سوی دوم آن به مصیبتها، و سوی سوم به هوا و هوسهای سستکننده، و سوی چهارم آن به شیطان گمراهکننده ختم میشود، و در خانه به روی شیطان گشوده است. این خانه را فریبخورده آزمند، از کسی که خود به زودی از جهان رخت برمیبندد، به مبلغی که او را از عزت و قناعت خارج و به خواری و دنیاپرستی کشانده، خریداری کرده است. هر گونه نقصی در این معامله باشد، بر عهده پروردگاری است که اجساد پادشاهان را پوسانده، و جان جباران را گرفته، و سلطنت فرعونها چون کسری و قیصر و تُبَّع و حمیر را نابوده کرده است.»
✅ «روز تحلیل حکمرانی» در تقویم به این کار میآید که کردار حکمرانان با این گفتار علی ابن ابیطالب (ع) مقایسه و سنجش شود. نهجالبلاغه علی (ع) البته انباشته از این گونه معیارها و سنجههای البته مهجور و متروکمانده است. علی کارگزارانش را چنین هشدار میداد و به رعایت حال مردمان فرامیخواند.
عید غدیر مبارک
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
👍1
علی دنیا را آباد میخواست
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ علی (ع) پس از بازگشت از جنگ صفین به تاریخ 20 جمادیالاول سال 37 هجری در وصیتنامهای اقتصادی به فرزندش حسن بن علی مینویسد:
«این دستوری است که بنده خدا علی بن ابیطالب، امیر مؤمنان، نسبت به اموال شخصی خود، برای خشنودی خدا، داده است، تا خداوند با آن به بهشتش در آورد و آسودهاش گرداند. ... همانا سرپرستی این اموال بر عهده فرزندم حسن بن علی است، ... و با کسی که این اموال در دست اوست شرط میکنم که اصل مال را حفظ کرده تنها از میوه و درآمدش بخورند و انفاق کنند، و هرگز نهالهای درخت خرما را نفروشند، تا همه این سرزمین یکپارچه زیر درختان خرمان قرار گیرد که راه یافتن در آن دشوار باشد.»
✅ «حَتی تُشکِلَ اَرضُها غِراساً» به این معنی است: «زمین پر درخت شود که چیزی جز درختان به چشم نیاید.» (نهجالبلاغه، ترجمه محمد دشتی، انتشارات پیام عدالت، صص. 382-381)
✅ علی (ع) در عین زهد و دل نبستن به دنیا، زمین را برای مردمان آباد و پایدار میخواست که معاششان به دست آید (نیاز دنیوی) و از آن انفاق کنند(کرامت اخلاقی)؛ نه زمینی سوخته و ناپایدار که ظرفیتهای خلق ثروتاش – چون نهال نخلهای به فروش رفته - تباه شود.
#عید_غدیر_مبارک
عید غدیر «روز بررسی حکمرانی»
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ علی (ع) پس از بازگشت از جنگ صفین به تاریخ 20 جمادیالاول سال 37 هجری در وصیتنامهای اقتصادی به فرزندش حسن بن علی مینویسد:
«این دستوری است که بنده خدا علی بن ابیطالب، امیر مؤمنان، نسبت به اموال شخصی خود، برای خشنودی خدا، داده است، تا خداوند با آن به بهشتش در آورد و آسودهاش گرداند. ... همانا سرپرستی این اموال بر عهده فرزندم حسن بن علی است، ... و با کسی که این اموال در دست اوست شرط میکنم که اصل مال را حفظ کرده تنها از میوه و درآمدش بخورند و انفاق کنند، و هرگز نهالهای درخت خرما را نفروشند، تا همه این سرزمین یکپارچه زیر درختان خرمان قرار گیرد که راه یافتن در آن دشوار باشد.»
✅ «حَتی تُشکِلَ اَرضُها غِراساً» به این معنی است: «زمین پر درخت شود که چیزی جز درختان به چشم نیاید.» (نهجالبلاغه، ترجمه محمد دشتی، انتشارات پیام عدالت، صص. 382-381)
✅ علی (ع) در عین زهد و دل نبستن به دنیا، زمین را برای مردمان آباد و پایدار میخواست که معاششان به دست آید (نیاز دنیوی) و از آن انفاق کنند(کرامت اخلاقی)؛ نه زمینی سوخته و ناپایدار که ظرفیتهای خلق ثروتاش – چون نهال نخلهای به فروش رفته - تباه شود.
#عید_غدیر_مبارک
عید غدیر «روز بررسی حکمرانی»
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
Telegram
دغدغه ایران
عید غدیر: «روز تحلیل حکمرانی»
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ اگرچه به اسم دین برخی چنان کردهاند که سخن گفتن از دین، دینداری و یک حکمران دیندار به نام علیابن ابیطالب دشوار شده است و گوینده پیشاپیش باید انگ ریاکاری و شَرَنگ تندزبانیهای…
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ اگرچه به اسم دین برخی چنان کردهاند که سخن گفتن از دین، دینداری و یک حکمران دیندار به نام علیابن ابیطالب دشوار شده است و گوینده پیشاپیش باید انگ ریاکاری و شَرَنگ تندزبانیهای…
Z0000131.MP3
21.8 MB
کنکور: برگزار بشود یا نشود؟
محمد فاضلی - عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ من در این فایل صوتی راهکاری برای کنکور امسال ارائه میدهم. امیدوارم به گفتوگوی اجتماعی درباره مسأله، یافتن راهکار رضایتبخش و ضامن منافع مشروع همه طرفهای درگیر کمک کند.
⭕️ این یادداشت در روزنامه ایران یکشنبه نوزده مرداد منتشر شده است.
#کنکور_99
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
محمد فاضلی - عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ من در این فایل صوتی راهکاری برای کنکور امسال ارائه میدهم. امیدوارم به گفتوگوی اجتماعی درباره مسأله، یافتن راهکار رضایتبخش و ضامن منافع مشروع همه طرفهای درگیر کمک کند.
⭕️ این یادداشت در روزنامه ایران یکشنبه نوزده مرداد منتشر شده است.
#کنکور_99
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
برگزار کردن/نکردن کنکور؟؟
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
خلاصه یادداشت منتشرشده در روزنامه ايران یکشنبه نوزده مرداد؛ و فايل صوتي يادداشت با توضيحات بيشتر.
🔹 یک. طرفهای بسیاری در کنکور دخیل هستند (دانشآموزان، والدین، دولت، مجلس، نظام بهداشت و درمان، دانشگاهها، مراکز آموزشی کنکور، نظام سربازی و ... کل جامعه) و علائق، منافع و عقاید متعارضی دارند.
🔹 دو. پشت هر دو گزینه برگزار کردن یا نکردن، مجموعهای از پیآمدهای قابل پیشبینی و غیرقابل پیشبینی خوابیده است. سیاستگذار هر کدام را که انتخاب کند با نقد و نارضایتی گروهی از مردم و نخبگان مواجه میشود.
🔹 سه. مسأله «درستی یا نادرستی» برگزار کردن یا نکردن کنکور نیست، بلکه «خوب یا بد بودن» هر دو گزینه برای هر یک از طرفهای درگیر مطرح است. مسأله این است که هر کدام، برگزار کردن/نکردن کنکور را به چه جهتی و در چه افق زمانی برای خود خوب یا بد ارزیابی میکنند. مسأله وزن دادن به پیآمدهای متفاوت برای طرفهای متفاوت هم هست.
🔹 چهار. مسأله کنکور امسال از جنس حقوق شهروندی و اخلاق هم هست. آیا «حکمران حق دارد و اخلاقی است که شهروند را به انجام کاری (شرکت در کنکور) وادار کند که بر اثر آن جانش در خطر بیفتد؟» و آیا «حکمران حق دارد شهروند را از کاری باز دارد (ممانعت از شرکت در کنکور) که ممکن است به از دست رفتن فرصتی در زندگی، یک سال تأخیر در ورود به دانشگاه و اساساً تغییر احتمالی مسیر زندگی منجر شود؟» مسأله وقتی پیچیدهتر میشود که در نظر بگیریم شاید کرونا سال دیگر یا سالهای دیگر هم باشد و همین سؤالات در سالهای دیگر هم مطرح میشوند.
🔹 پنج. راهحل قطعاً درست یا نادرستی برای مسأله برگزار کردن/نکردن کنکور وجود ندارد. مسأله این است که «آیا همه طرفهای درگیر در مسأله میتوانند از مسیر گفتوگو بر اساس داده و شواهد معتبر، به راهکاری رضایتبخش/اطمینانبخش (نه درست/متقن) دست یابند؟» آیا حکمرانان (در این مورد با محوریت وزارت آموزش، پرورش و وزارت علوم و وزارت بهداشت) قادرند گفتوگویی اجتماعی برای رسیدن به راهکاری رضایتبخش و متقاعدکننده را پیش بگیرند؟
🔹 شش. حکمران میتواند شهروندان را برای مشارکت کردن یا نکردن در کنکور مخیّر کند و به آنها که به دلیل بیم جان از شرکت در کنکور خودداری میکنند و از این بابت ممکن است فرصت شرکت در کنکور سال آینده را از دست بدهند (نظیر کسانی که سرباز میشوند)، یک سال دیگر فرصت شرکت کردن بدهد. این یعنی گزینه شرکت کردن یا نکردن را به انتخاب شهروند وابسته سازد و خود را از دوراهی اخلاقی-حقوقی تحمیل گزینهای بر شهروند برهاند. این بدان معناست که شهروند برای حفظ جانش از یک سال عمرش مایه میگذارد و حکمران هزینه انتخاب شهروند را میپذیرد اما هزینه نقصان در مشروعیت و اتهام بیتدبیری را از خود دور میکند.
🔹 هفت. حکمران در گام دوم میتواند بر سر شرایط برگزاری کنکور با کسانی که انتخابشان مشارکت در کنکور است گفتوگو کرده و فرایند اطمینانبخشی درخصوص رعایت حداکثری ملزومات بهداشتی برگزاری کنکور را طی کند.
🔹 هشت. ورود به مسأله از منظر راهکار درست یا نادرست؛ پیچیدگی، اجتماعی و گفتوگویی بودن مسأله را نادیده گرفته و در عمل جامعه را دوقطبی (مخالفان و موافقان) کرده و در نهایت اعتبار حکمران را مخدوش میسازد.
🔹 نه. حکمران باید بداند که در چنین مسائلی، گزینه درست وجود ندارد بلکه باید به راهکار رضایتبخشی برسد که تعداد هر چه بیشتری از جامعه آنرا خوب تلقی کنند و کلیت جامعه برای رعایت ملزومات تعدیل مسأله در سطحی رضایتبخش و مواجهه با پیآمدهای آن آماده شود.
🔹 ده. حکمران گویی فقط دوگانه برگزار کردن یا نکردن کنکور را در اختیار دارد و قادر نیست به راهبردی نظیر «ساختن راهکاری بینابینی مبتنی بر علائق، انتخابها و شرایط متفاوت کنشگران درگیر در مسأله» بیندیشد. مسأله حکمران به عوض «ساختن راهکار بینابینی رضایتبخش» به «انتخاب کردن یکی از دو گزینه» و متقاعد کردن یا واداشتن طرفهای درگیر به پذیرش درستی انتخاب خود و تحمیل پیآمدهای آن تقلیل یافته است.
🔹 یازده. حکمرانی نمیتواند شواهد درباره مسأله را سازماندهی و تحلیل کند، با ذینفعان و طرفهای درگیر در مسأله به اشتراک بگذارد، پذیرای روایتهای ایشان از مسأله بشود، همه روایتها را در معرض قضاوت عمومی قرار دهد و بپذیرد که بر سر «ساختن راهکار رضایتبخش و متقاعدکننده» و نه «واداشتن همه طرفها به پذیرش انتخاب حکمران» تعامل و گفتوگو کند؛ و به عوض همه اینها دست به دامان عباراتی نظیر «مافیای کنکور» برای فرار از کاستی خود میشود.
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
خلاصه یادداشت منتشرشده در روزنامه ايران یکشنبه نوزده مرداد؛ و فايل صوتي يادداشت با توضيحات بيشتر.
🔹 یک. طرفهای بسیاری در کنکور دخیل هستند (دانشآموزان، والدین، دولت، مجلس، نظام بهداشت و درمان، دانشگاهها، مراکز آموزشی کنکور، نظام سربازی و ... کل جامعه) و علائق، منافع و عقاید متعارضی دارند.
🔹 دو. پشت هر دو گزینه برگزار کردن یا نکردن، مجموعهای از پیآمدهای قابل پیشبینی و غیرقابل پیشبینی خوابیده است. سیاستگذار هر کدام را که انتخاب کند با نقد و نارضایتی گروهی از مردم و نخبگان مواجه میشود.
🔹 سه. مسأله «درستی یا نادرستی» برگزار کردن یا نکردن کنکور نیست، بلکه «خوب یا بد بودن» هر دو گزینه برای هر یک از طرفهای درگیر مطرح است. مسأله این است که هر کدام، برگزار کردن/نکردن کنکور را به چه جهتی و در چه افق زمانی برای خود خوب یا بد ارزیابی میکنند. مسأله وزن دادن به پیآمدهای متفاوت برای طرفهای متفاوت هم هست.
🔹 چهار. مسأله کنکور امسال از جنس حقوق شهروندی و اخلاق هم هست. آیا «حکمران حق دارد و اخلاقی است که شهروند را به انجام کاری (شرکت در کنکور) وادار کند که بر اثر آن جانش در خطر بیفتد؟» و آیا «حکمران حق دارد شهروند را از کاری باز دارد (ممانعت از شرکت در کنکور) که ممکن است به از دست رفتن فرصتی در زندگی، یک سال تأخیر در ورود به دانشگاه و اساساً تغییر احتمالی مسیر زندگی منجر شود؟» مسأله وقتی پیچیدهتر میشود که در نظر بگیریم شاید کرونا سال دیگر یا سالهای دیگر هم باشد و همین سؤالات در سالهای دیگر هم مطرح میشوند.
🔹 پنج. راهحل قطعاً درست یا نادرستی برای مسأله برگزار کردن/نکردن کنکور وجود ندارد. مسأله این است که «آیا همه طرفهای درگیر در مسأله میتوانند از مسیر گفتوگو بر اساس داده و شواهد معتبر، به راهکاری رضایتبخش/اطمینانبخش (نه درست/متقن) دست یابند؟» آیا حکمرانان (در این مورد با محوریت وزارت آموزش، پرورش و وزارت علوم و وزارت بهداشت) قادرند گفتوگویی اجتماعی برای رسیدن به راهکاری رضایتبخش و متقاعدکننده را پیش بگیرند؟
🔹 شش. حکمران میتواند شهروندان را برای مشارکت کردن یا نکردن در کنکور مخیّر کند و به آنها که به دلیل بیم جان از شرکت در کنکور خودداری میکنند و از این بابت ممکن است فرصت شرکت در کنکور سال آینده را از دست بدهند (نظیر کسانی که سرباز میشوند)، یک سال دیگر فرصت شرکت کردن بدهد. این یعنی گزینه شرکت کردن یا نکردن را به انتخاب شهروند وابسته سازد و خود را از دوراهی اخلاقی-حقوقی تحمیل گزینهای بر شهروند برهاند. این بدان معناست که شهروند برای حفظ جانش از یک سال عمرش مایه میگذارد و حکمران هزینه انتخاب شهروند را میپذیرد اما هزینه نقصان در مشروعیت و اتهام بیتدبیری را از خود دور میکند.
🔹 هفت. حکمران در گام دوم میتواند بر سر شرایط برگزاری کنکور با کسانی که انتخابشان مشارکت در کنکور است گفتوگو کرده و فرایند اطمینانبخشی درخصوص رعایت حداکثری ملزومات بهداشتی برگزاری کنکور را طی کند.
🔹 هشت. ورود به مسأله از منظر راهکار درست یا نادرست؛ پیچیدگی، اجتماعی و گفتوگویی بودن مسأله را نادیده گرفته و در عمل جامعه را دوقطبی (مخالفان و موافقان) کرده و در نهایت اعتبار حکمران را مخدوش میسازد.
🔹 نه. حکمران باید بداند که در چنین مسائلی، گزینه درست وجود ندارد بلکه باید به راهکار رضایتبخشی برسد که تعداد هر چه بیشتری از جامعه آنرا خوب تلقی کنند و کلیت جامعه برای رعایت ملزومات تعدیل مسأله در سطحی رضایتبخش و مواجهه با پیآمدهای آن آماده شود.
🔹 ده. حکمران گویی فقط دوگانه برگزار کردن یا نکردن کنکور را در اختیار دارد و قادر نیست به راهبردی نظیر «ساختن راهکاری بینابینی مبتنی بر علائق، انتخابها و شرایط متفاوت کنشگران درگیر در مسأله» بیندیشد. مسأله حکمران به عوض «ساختن راهکار بینابینی رضایتبخش» به «انتخاب کردن یکی از دو گزینه» و متقاعد کردن یا واداشتن طرفهای درگیر به پذیرش درستی انتخاب خود و تحمیل پیآمدهای آن تقلیل یافته است.
🔹 یازده. حکمرانی نمیتواند شواهد درباره مسأله را سازماندهی و تحلیل کند، با ذینفعان و طرفهای درگیر در مسأله به اشتراک بگذارد، پذیرای روایتهای ایشان از مسأله بشود، همه روایتها را در معرض قضاوت عمومی قرار دهد و بپذیرد که بر سر «ساختن راهکار رضایتبخش و متقاعدکننده» و نه «واداشتن همه طرفها به پذیرش انتخاب حکمران» تعامل و گفتوگو کند؛ و به عوض همه اینها دست به دامان عباراتی نظیر «مافیای کنکور» برای فرار از کاستی خود میشود.
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
Telegram
دغدغه ایران
کنکور: برگزار بشود یا نشود؟
محمد فاضلی - عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ من در این فایل صوتی راهکاری برای کنکور امسال ارائه میدهم. امیدوارم به گفتوگوی اجتماعی درباره مسأله، یافتن راهکار رضایتبخش و ضامن منافع مشروع همه طرفهای درگیر کمک کند.
⭕️ این یادداشت…
محمد فاضلی - عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ من در این فایل صوتی راهکاری برای کنکور امسال ارائه میدهم. امیدوارم به گفتوگوی اجتماعی درباره مسأله، یافتن راهکار رضایتبخش و ضامن منافع مشروع همه طرفهای درگیر کمک کند.
⭕️ این یادداشت…
فتوحات فتّاح
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ تصور میکنم سخنان پرویز فتاح – رئیس بنیاد مستضعفان – درباره اموال این بنیاد مهمترین خبر این هفته باشد. این سخنان را نمیتوان در یک یادداشت تحلیل کرد و اگر خدا توفیق دهد در دو سه قسمت به آن میپردازم. تحلیل را باید با معرفی مختصر بنیاد مستضعفان و گفتارهای جنجالی او آغاز کرد.
توضیح: فتح، عمدتاً به معنای پیروزی به کار میرود اما به معنای گشودن و گشایش هم هست. من «فتوحات فتاح» را به همین معنا بهکار گرفتهام. سخنان پرویز فتاح در به سوی سؤالات بسیاری میگشاید.
☑️⭕️ بنیاد مستضعفان اجمالاً چیست؟
✅ این بنیاد در 9 اسفند 1357 با فرمان امام خمینی با اموال مصادرهشده خانواده شاه، وابستگان حکومت پهلوی و برخی صاحبان کارخانجات و تجار شکل گرفت و هدف آن کمک به مستضعفان بوده است. گفته شده بنیاد در سال 1368 صاحب 800 شرکت و بنگاه اقتصادی بوده و در طی سالها تغییراتی در این تعداد ایجاد شده است. سایت بنیاد نشان میدهد که در زمینههای زیر فعالیت میکند:
🔹 حملونقل و خدمات (بانک سینا، هلدینگ مالی و سرمایهگذاری سینا، هلدینگ سیاحتی، مراکز تفریحی و حمل و نقل پارسیان، گروه گسترش ارتباطات و فناوری اطلاعات سینا)
🔹 ساختمان و انرژی (هلدینگ عمران و مسکن ایران، هلدینگ پایا سامان پارس، هلدینگ انرژیگستر سینا، گروه برق و انرژی صبا، شرکت آزادراه تهران شمال)
🔹 صنایع و معادن (هلدینگ گسترش پایا صنعت سینا، هلدینگ صنایع معدنی کاوه پارس، شرکت نفت بهران)
🔹 صنایع غذایی (هلدینگ کشاورزی و دامپروری فردوس پارس، هلدینگ صنایع غذایی سینا، هلدینگ زمزم ایران، شرکت کشت و صنعت شهید مطهری)
✅ پرویز فتاح فروش املاک و کالای بنیاد را در سال 1398 معادل 36 هزار میلیارد تومان و سود ناخالص قبل از کسر مالیات را 7 هزار میلیارد تومان اعلام کرده که از عملکرد 169 شرکت ثبتشده حاصل شده است.
بنیاد به گفته فتاح:
🔹 موظف است تمام سود خود را صرف محرومیتزدایی در کشور کند،
🔹 32 شرکت مجموعه بنیاد در بورس حضور دارند و تا پایان سال به 50 شرکت میرسد.
🔹 مالیات میپردازد و مالیات پرداختشده سال گذشته آن 670 میلیارد تومان بوده است.
🔹 سال گذشته 500 تا 600 میلیون دلار در زمینه فولاد، سیمان، برق و نهادههای کشاورزی صادرات داشته است.
🔹 کمکهای بلاعوض و قرضالحسنه به ارزش 1800 میلیارد تومان به صوت نقد و وام بعد از بحران کرونا در اختیار مددجویان کمیته امداد و بهزیستی قرار گرفته داده است.
🔹 املاک غصبشده توسط رضاشاه – تا به امروز 92 هزار سند – به مالکان اصلی بازگردانده است.
☑️⭕️ سخنان جنجالی فتاح
🔹 یک. غلامعلی حداد عادل ملکی به ارزش 200 میلیارد تومان را برای مدرسه فرهنگ – در منطقه الهیه و خیابان فرشته - با اجارهای که «بهروز نبود و باملاحظه بود» در اختیار دارد و هنوز هم پس نداده است.
🔹 دو. ملکی به مساحت 1800 متر مربع در منطقه ولنجک در اختیار محمود احمدینژاد قرار گرفته است که البته حاضرند تحویل دهند و به ملکی در مرکز یا پایین شهر منتقل شوند.
🔹 سه. ملکی در اختیار سیدمحمد خاتمی به عنوان مؤسسه باران بوده که قبل از ریاست پرویز فتاح تخلیه شده است.
🔹 چهار. املاکی در اختیار مرکز تحقیقات استراتژیک و مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی است.
🔹 پنج. املاکی در اختیار نظامیان اعم از ارتش و سپاه است که به بنیاد پس نمیدهند.
🔹 شش. ساختمانی را در منطقه نیاوران در نُه طبقه در املاک بنیاد ساختهاند که کاربری آن معلوم نیست ولی استخر بزرگی هم برای آن ساخته شده است.
🔹 هفت. ساختمان کاخ مرمر – دارای ارزش میراث فرهنگی – با دستکاری در ساختمان و ایجاد آسانسور و ... تخریب شده است.
☑️⭕️ یک نکته قابل توجه
✅ پرویز فتاح گفت رؤسای جمهور در ایران بعد از تمام شدن دورهشان جایی برای استقرار ندارند. این سخناش درست و قابل اعتناست. رؤسای جمهور – برای مثال در آمریکا – بعد از پایان کار، از حق داشتن دفتر با هزینه دولت، حقوق، محافظ و برخی مزایای دیگر برخوردارند. رئیسجمهور هر کسی که باشد، خوشمان بیاید یا نیاید، منتخب مردم بوده و داشتن چنین امکاناتی نه اشرافیگری است و نه خارج از عرف جهان؛ بهتر است قانونی وجود داشته باشد که امکانات در اختیار آنها بعد از دوران خدمت را روشن کند.
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ تصور میکنم سخنان پرویز فتاح – رئیس بنیاد مستضعفان – درباره اموال این بنیاد مهمترین خبر این هفته باشد. این سخنان را نمیتوان در یک یادداشت تحلیل کرد و اگر خدا توفیق دهد در دو سه قسمت به آن میپردازم. تحلیل را باید با معرفی مختصر بنیاد مستضعفان و گفتارهای جنجالی او آغاز کرد.
توضیح: فتح، عمدتاً به معنای پیروزی به کار میرود اما به معنای گشودن و گشایش هم هست. من «فتوحات فتاح» را به همین معنا بهکار گرفتهام. سخنان پرویز فتاح در به سوی سؤالات بسیاری میگشاید.
☑️⭕️ بنیاد مستضعفان اجمالاً چیست؟
✅ این بنیاد در 9 اسفند 1357 با فرمان امام خمینی با اموال مصادرهشده خانواده شاه، وابستگان حکومت پهلوی و برخی صاحبان کارخانجات و تجار شکل گرفت و هدف آن کمک به مستضعفان بوده است. گفته شده بنیاد در سال 1368 صاحب 800 شرکت و بنگاه اقتصادی بوده و در طی سالها تغییراتی در این تعداد ایجاد شده است. سایت بنیاد نشان میدهد که در زمینههای زیر فعالیت میکند:
🔹 حملونقل و خدمات (بانک سینا، هلدینگ مالی و سرمایهگذاری سینا، هلدینگ سیاحتی، مراکز تفریحی و حمل و نقل پارسیان، گروه گسترش ارتباطات و فناوری اطلاعات سینا)
🔹 ساختمان و انرژی (هلدینگ عمران و مسکن ایران، هلدینگ پایا سامان پارس، هلدینگ انرژیگستر سینا، گروه برق و انرژی صبا، شرکت آزادراه تهران شمال)
🔹 صنایع و معادن (هلدینگ گسترش پایا صنعت سینا، هلدینگ صنایع معدنی کاوه پارس، شرکت نفت بهران)
🔹 صنایع غذایی (هلدینگ کشاورزی و دامپروری فردوس پارس، هلدینگ صنایع غذایی سینا، هلدینگ زمزم ایران، شرکت کشت و صنعت شهید مطهری)
✅ پرویز فتاح فروش املاک و کالای بنیاد را در سال 1398 معادل 36 هزار میلیارد تومان و سود ناخالص قبل از کسر مالیات را 7 هزار میلیارد تومان اعلام کرده که از عملکرد 169 شرکت ثبتشده حاصل شده است.
بنیاد به گفته فتاح:
🔹 موظف است تمام سود خود را صرف محرومیتزدایی در کشور کند،
🔹 32 شرکت مجموعه بنیاد در بورس حضور دارند و تا پایان سال به 50 شرکت میرسد.
🔹 مالیات میپردازد و مالیات پرداختشده سال گذشته آن 670 میلیارد تومان بوده است.
🔹 سال گذشته 500 تا 600 میلیون دلار در زمینه فولاد، سیمان، برق و نهادههای کشاورزی صادرات داشته است.
🔹 کمکهای بلاعوض و قرضالحسنه به ارزش 1800 میلیارد تومان به صوت نقد و وام بعد از بحران کرونا در اختیار مددجویان کمیته امداد و بهزیستی قرار گرفته داده است.
🔹 املاک غصبشده توسط رضاشاه – تا به امروز 92 هزار سند – به مالکان اصلی بازگردانده است.
☑️⭕️ سخنان جنجالی فتاح
🔹 یک. غلامعلی حداد عادل ملکی به ارزش 200 میلیارد تومان را برای مدرسه فرهنگ – در منطقه الهیه و خیابان فرشته - با اجارهای که «بهروز نبود و باملاحظه بود» در اختیار دارد و هنوز هم پس نداده است.
🔹 دو. ملکی به مساحت 1800 متر مربع در منطقه ولنجک در اختیار محمود احمدینژاد قرار گرفته است که البته حاضرند تحویل دهند و به ملکی در مرکز یا پایین شهر منتقل شوند.
🔹 سه. ملکی در اختیار سیدمحمد خاتمی به عنوان مؤسسه باران بوده که قبل از ریاست پرویز فتاح تخلیه شده است.
🔹 چهار. املاکی در اختیار مرکز تحقیقات استراتژیک و مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی است.
🔹 پنج. املاکی در اختیار نظامیان اعم از ارتش و سپاه است که به بنیاد پس نمیدهند.
🔹 شش. ساختمانی را در منطقه نیاوران در نُه طبقه در املاک بنیاد ساختهاند که کاربری آن معلوم نیست ولی استخر بزرگی هم برای آن ساخته شده است.
🔹 هفت. ساختمان کاخ مرمر – دارای ارزش میراث فرهنگی – با دستکاری در ساختمان و ایجاد آسانسور و ... تخریب شده است.
☑️⭕️ یک نکته قابل توجه
✅ پرویز فتاح گفت رؤسای جمهور در ایران بعد از تمام شدن دورهشان جایی برای استقرار ندارند. این سخناش درست و قابل اعتناست. رؤسای جمهور – برای مثال در آمریکا – بعد از پایان کار، از حق داشتن دفتر با هزینه دولت، حقوق، محافظ و برخی مزایای دیگر برخوردارند. رئیسجمهور هر کسی که باشد، خوشمان بیاید یا نیاید، منتخب مردم بوده و داشتن چنین امکاناتی نه اشرافیگری است و نه خارج از عرف جهان؛ بهتر است قانونی وجود داشته باشد که امکانات در اختیار آنها بعد از دوران خدمت را روشن کند.
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
👍1
ده سؤال بنیادین از «بنیاد»
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ من در متن «فتوحات فتّاح» مختصری درباره «بنیاد مستضعفان چیست؟» و «گفتههای جنجالی» پرویز فتاح رئیس بنیاد نوشتم. فتوحات را به معنای گشودن بهکار بردم و اکنون قصد دارم سؤالاتی بپرسم که سخنان رئیس بنیاد درهایی به سوی آنها میگشاید.
✅ توضیح: رؤسای بنیاد در گذشته عبارت بودهاند از: علینقی خاموشی، محمدعلی رجایی، میرحسین موسوی، محسن رفیقدوست، محمد فروزنده و محمد سعیدیکیا؛ و از چپ تا راست بر آن ریاست کردهاند. سؤالات من ناظر بر کلیت بنیاد است و صرفاً به دوران پرویز فتاح بازنمیگردند.
☑️⭕️ سؤالات از بنیاد
✅ طبق اساسنامه بنیاد «به منظور تمرکز اموال خاندان پهلوی و همه کسانی که با وابستگی به این خاندان ثروتهای نامشروع به دست آوردهاند و دادگاه انقلاب حکم استرداد اموال مزبور را صادر کرده و میکند و تملک آنها از طرف مستضعفان و به مصرف رساندن همه درآمدهای آن اموال در راه بهبود وضع زندگی و بهخصوص مسکن آنان ...» تشکیل شد.
⭕️ یک. بنیاد برای اولین بار در سال 1396 صورتهای مالی سال 1395 را ارائه کرد (معادل 28 هزار و 360 میلیارد تومان درآمد عملیاتی، 6هزار و 230 میلیارد تومان سود ناخالص، 3 هزار و 313 میلیارد تومان سود عملیاتی و 2 هزار و 692 میلیارد تومان سود خالص) اما چرا بنیاد هیچگاه گزارشی از کلیه اموال، ارزش داراییها، درآمدها در سالهای قبل از 1395، نوع واگذاریها و شیوه هزینهکرد درآمدها برای «مستضعفان» برای عموم منتشر نکرده است.
⭕️ دو. چرا بنیاد هیچگاه گزارشی درباره مقدار اموال مصادرهشده، دلایل مصادره و اثبات کسب نامشروع آنها منتشر نکرده است؟ چه تعداد از مالکان داراییهای مصادرهشده در سالیان بعد با شکایت به دادگاهها اموال مشروع خود را بازگرداندند یا هرگز به اموال خود دست نیافتند؟
⭕️ سه. اگر ملکی به ارزش 200 میلیارد تومان سالها در اختیار برای مدرسه با اجاره غیرواقعی در اختیار فردی بوده است، چه تضمینی هست که بقیه املاک و اموال (که فقط درخصوص بخشی از آنها بیش از یازده هزار پرونده در محاکم قضایی در حال پیگیری است) به همین شیوه در اختیار تعداد بسیار زیاد دیگری نباشد؟
⭕️ چهار. چرا گزارش شفافی درباره شیوه هزینهکرد درآمدهای بنیاد برای مستضعفان، در اختیار عموم نیست؟ مردم به عنوان صاحبان این اموال چگونه میتوانند از بهکارگماری مدیران مناسب در بنیاد برای این اموال مطمئن شوند؟
⭕️ پنج. تعداد کارکنان بنیاد مستضعفان در ویکیپدیا 210 هزار نفر ذکر شده است (به شرط صحت، در نبود آمار رسمی). تعداد کل کارکنان دولت 2 میلیون و 379 هزار و 151 نفر است. کارکنان بنیاد به اندازه 10 درصد کل کارکنان دولت (منهای نیروهای مسلح) در ایران است. حجم داراییهای بنیاد و عملیات آن چقدر است که به اندازه 10 درصد دولت نیروی انسانی دارد؟
⭕️ شش. درآمد بنیاد در سال 1398 معادل 36 هزار میلیارد تومان، سود ناخالص 7 هزار میلیارد تومان از عملکرد 169 شرکت ثبتشده، و مالیات پرداختشده سال گذشته آن 670 میلیارد تومان بوده است. آیا این عملکرد اقتصادی، برای مثال فقط در مقایسه با شرکت مس سرچشمه با درآمد 22700 میلیارد تومان در سال 98، عملکرد خوبی است؟
⭕️ هفت. عبارت «بهخصوص مسکن آنها» در اساسنامه بنیاد، ضرورت تمرکز بنیاد بر امور مسکن اقشار آسیبپذیر را نشان میدهد. آیا بنیاد تاکنون گزارش روشنی برای عموم – نه سازمانهای بازرسی یا ... – درخصوص عملکرد در زمینه فراهم کردن مسکن این اقشار منتشر کرده است؟ آیا بنیاد در شرایط بحرانی امروز مسکن مستضفعان مسئولیتی دارد؟
⭕️ هشت. اموال مصادرهشده – به شرط درستی مصادره – متعلق به همه ملت ایران بوده و هست. مردم ایران چه نظارت مشخصی با حصول نتایج شفاف و معطوف به بهبود، بر شیوه استفاده از اموال در اختیار بنیاد دارند؟ سازوکار نظارت بر مبارزه با فساد در بنیاد چیست؟
⭕️ نُه. کشور دارای چندین سازمان حمایت از فقراست: وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، سازمان بهزیستی، کمیته امداد امام، بنیاد مستضعفان و ...؛ و میلیونها فقیر نیز در کشور هستند که حمایت اجتماعی از آن ناچیز است؛ به برخی نیز رسیدگی نمیشود. آیا زمان یکپارچهسازی نظام حمایت اجتماعی و شفاف کردن منابع عظیم درآمد و هزینه این سازمانها و سهمشان در رفع فقر فرانرسیده است؟
⭕️ ده. کارآیی و اثربخشی شیوه اداره بنیاد و تأثیر آن بر کاهش فقر، و بالاخص توانمندسازی فقرا، و جایگاه آن در نظام کلی حمایت اجتماعی از فقرا، بر اساس چه شاخصهایی، در کدام دستگاه نظری و با چه میزانی از اطمینان و اعتبار سنجیده میشود؟
✅ مدیرانی قبلی رفتهاند، اما #پرویز_فتاح میتواند به این سؤالات پاسخ دهد.
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ من در متن «فتوحات فتّاح» مختصری درباره «بنیاد مستضعفان چیست؟» و «گفتههای جنجالی» پرویز فتاح رئیس بنیاد نوشتم. فتوحات را به معنای گشودن بهکار بردم و اکنون قصد دارم سؤالاتی بپرسم که سخنان رئیس بنیاد درهایی به سوی آنها میگشاید.
✅ توضیح: رؤسای بنیاد در گذشته عبارت بودهاند از: علینقی خاموشی، محمدعلی رجایی، میرحسین موسوی، محسن رفیقدوست، محمد فروزنده و محمد سعیدیکیا؛ و از چپ تا راست بر آن ریاست کردهاند. سؤالات من ناظر بر کلیت بنیاد است و صرفاً به دوران پرویز فتاح بازنمیگردند.
☑️⭕️ سؤالات از بنیاد
✅ طبق اساسنامه بنیاد «به منظور تمرکز اموال خاندان پهلوی و همه کسانی که با وابستگی به این خاندان ثروتهای نامشروع به دست آوردهاند و دادگاه انقلاب حکم استرداد اموال مزبور را صادر کرده و میکند و تملک آنها از طرف مستضعفان و به مصرف رساندن همه درآمدهای آن اموال در راه بهبود وضع زندگی و بهخصوص مسکن آنان ...» تشکیل شد.
⭕️ یک. بنیاد برای اولین بار در سال 1396 صورتهای مالی سال 1395 را ارائه کرد (معادل 28 هزار و 360 میلیارد تومان درآمد عملیاتی، 6هزار و 230 میلیارد تومان سود ناخالص، 3 هزار و 313 میلیارد تومان سود عملیاتی و 2 هزار و 692 میلیارد تومان سود خالص) اما چرا بنیاد هیچگاه گزارشی از کلیه اموال، ارزش داراییها، درآمدها در سالهای قبل از 1395، نوع واگذاریها و شیوه هزینهکرد درآمدها برای «مستضعفان» برای عموم منتشر نکرده است.
⭕️ دو. چرا بنیاد هیچگاه گزارشی درباره مقدار اموال مصادرهشده، دلایل مصادره و اثبات کسب نامشروع آنها منتشر نکرده است؟ چه تعداد از مالکان داراییهای مصادرهشده در سالیان بعد با شکایت به دادگاهها اموال مشروع خود را بازگرداندند یا هرگز به اموال خود دست نیافتند؟
⭕️ سه. اگر ملکی به ارزش 200 میلیارد تومان سالها در اختیار برای مدرسه با اجاره غیرواقعی در اختیار فردی بوده است، چه تضمینی هست که بقیه املاک و اموال (که فقط درخصوص بخشی از آنها بیش از یازده هزار پرونده در محاکم قضایی در حال پیگیری است) به همین شیوه در اختیار تعداد بسیار زیاد دیگری نباشد؟
⭕️ چهار. چرا گزارش شفافی درباره شیوه هزینهکرد درآمدهای بنیاد برای مستضعفان، در اختیار عموم نیست؟ مردم به عنوان صاحبان این اموال چگونه میتوانند از بهکارگماری مدیران مناسب در بنیاد برای این اموال مطمئن شوند؟
⭕️ پنج. تعداد کارکنان بنیاد مستضعفان در ویکیپدیا 210 هزار نفر ذکر شده است (به شرط صحت، در نبود آمار رسمی). تعداد کل کارکنان دولت 2 میلیون و 379 هزار و 151 نفر است. کارکنان بنیاد به اندازه 10 درصد کل کارکنان دولت (منهای نیروهای مسلح) در ایران است. حجم داراییهای بنیاد و عملیات آن چقدر است که به اندازه 10 درصد دولت نیروی انسانی دارد؟
⭕️ شش. درآمد بنیاد در سال 1398 معادل 36 هزار میلیارد تومان، سود ناخالص 7 هزار میلیارد تومان از عملکرد 169 شرکت ثبتشده، و مالیات پرداختشده سال گذشته آن 670 میلیارد تومان بوده است. آیا این عملکرد اقتصادی، برای مثال فقط در مقایسه با شرکت مس سرچشمه با درآمد 22700 میلیارد تومان در سال 98، عملکرد خوبی است؟
⭕️ هفت. عبارت «بهخصوص مسکن آنها» در اساسنامه بنیاد، ضرورت تمرکز بنیاد بر امور مسکن اقشار آسیبپذیر را نشان میدهد. آیا بنیاد تاکنون گزارش روشنی برای عموم – نه سازمانهای بازرسی یا ... – درخصوص عملکرد در زمینه فراهم کردن مسکن این اقشار منتشر کرده است؟ آیا بنیاد در شرایط بحرانی امروز مسکن مستضفعان مسئولیتی دارد؟
⭕️ هشت. اموال مصادرهشده – به شرط درستی مصادره – متعلق به همه ملت ایران بوده و هست. مردم ایران چه نظارت مشخصی با حصول نتایج شفاف و معطوف به بهبود، بر شیوه استفاده از اموال در اختیار بنیاد دارند؟ سازوکار نظارت بر مبارزه با فساد در بنیاد چیست؟
⭕️ نُه. کشور دارای چندین سازمان حمایت از فقراست: وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، سازمان بهزیستی، کمیته امداد امام، بنیاد مستضعفان و ...؛ و میلیونها فقیر نیز در کشور هستند که حمایت اجتماعی از آن ناچیز است؛ به برخی نیز رسیدگی نمیشود. آیا زمان یکپارچهسازی نظام حمایت اجتماعی و شفاف کردن منابع عظیم درآمد و هزینه این سازمانها و سهمشان در رفع فقر فرانرسیده است؟
⭕️ ده. کارآیی و اثربخشی شیوه اداره بنیاد و تأثیر آن بر کاهش فقر، و بالاخص توانمندسازی فقرا، و جایگاه آن در نظام کلی حمایت اجتماعی از فقرا، بر اساس چه شاخصهایی، در کدام دستگاه نظری و با چه میزانی از اطمینان و اعتبار سنجیده میشود؟
✅ مدیرانی قبلی رفتهاند، اما #پرویز_فتاح میتواند به این سؤالات پاسخ دهد.
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
Telegram
دغدغه ایران
فتوحات فتّاح
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ تصور میکنم سخنان پرویز فتاح – رئیس بنیاد مستضعفان – درباره اموال این بنیاد مهمترین خبر این هفته باشد. این سخنان را نمیتوان در یک یادداشت تحلیل کرد و اگر خدا توفیق دهد در دو سه قسمت به آن میپردازم.…
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ تصور میکنم سخنان پرویز فتاح – رئیس بنیاد مستضعفان – درباره اموال این بنیاد مهمترین خبر این هفته باشد. این سخنان را نمیتوان در یک یادداشت تحلیل کرد و اگر خدا توفیق دهد در دو سه قسمت به آن میپردازم.…
👍3