دغدغه ایران – Telegram
دغدغه ایران
57.9K subscribers
1.11K photos
379 videos
143 files
2.33K links
این تنها رسانه ویژه انتشار نوشته‌های محمد فاضلی در تلگرام است. هیچ کانال دیگری برای نشر نوشته‌هایم ندارم.
Download Telegram
منتقد باش اما مسئولیت‌پذیر

محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی

حکومت و دولت وظایف بسیاری - از فراهم کردن امکانات بهداشتی و درمانی تا تأمین مالی و سیاست‌گذاری اقتصادی درست برای افزایش تاب‌آوری مردم در برابر پی‌آمدهای اقتصادی کرونا - برای حفاظت شهروندان در برابر بیماری کرونا و مدیریت آن بر عهده دارند. دولت باید ارائه اطلاعات شفاف، اجماع‌سازی برای پیشبرد سیاست‌ها و وضع محدودیت‌های حساب‌شده را هم به درستی انجام دهد. این‌ها که درست انجام نشده باشند، اعتماد عمومی و همراهی مردم با حکومت و دولت برای تبعیت از محدودیت‌های وضع‌شده برای مدیریت بیماری کرونا کاهش می‌یابد.  

انکار نمی‌توان کرد که همه ملزوماتی که قدرت سیاسی باید فراهم می‌کرده تا اعتماد و همراهی مردم با محدودیت‌های وضع‌شده برای مدیریت شدت بیماری کرونا در سطح مطلوبی باشد، به درجاتی مهیا نشده یا ناقص انجام شده است. سؤال اما این است که آیا نقصان در عملکرد حکمرانان، بهانه مناسبی برای دست کشیدن از مسئولیت شهروندی است؟ آیا می‌توان به بهانه بقیه مشکلات و ایرادات بر سیاست و اقدامات دولت در زمینه مهار کرونا، دست از رعایت محدودیت‌های کرونا کشید و راهی سفر شد؟ آیا می‌توان با رعایت نکردن محدودیت‌ها جان دیگران، کادر درمان و کسانی را که به‌واسطه پی‌آمدهای اقتصادی کرونا به شدت تحت فشار معیشتی هستند، بیش از این به خطر انداخت؟

شهروند مسئول در ایران امروز لازم نیست خودش را گول بزند یا نقصان‌های کارکرد حکومت و دولت را نادیده بگیرد یا فکر کند با پذیرفتن مسئولیت شهروندی، به لاپوشانی آن نقصان‌ها کمک می‌کند. او می‌تواند به این بیندیشد که در بقیه عرصه‌های زندگی، در مواجهه با نقصان‌هایی که حکمرانی پدید آورده، دست از مسئولیت‌هایش نمی‌کشد. نقصان نظام آموزشی و ناکامی حکمرانان در زمینه‌سازی برای ایجاد اشتغال سبب نمی‌شود شهروند مسئول نسبت به سرنوشت فرزندانش بی‌توجه باشد. همراهی برای رعایت محدودیت‌ها و کمک به مدیریت شدت بیماری کرونا هم همین است.

ما هیچ مستمسک اخلاقی نداریم تا از تعهد انسانی برای انجام آن دسته کارهای بگریزیم که قادر به انجام‌شان هستیم. نقد بر عملکرد گذشته و امروز قدرت سیاسی، معیار اخلاقی و انسانی درستی برای به خطر انداختن جان خود و دیگران نیست. 

(اگر می‌پسندید به اشتراک بگذارید.)

@fazeli_mohammad
آقای رئیس‌جمهور بعدی – قسمت اول

محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی

هفت ماه دیگر انتخابات ریاست جمهوری است و افرادی خودشان را برای نامزدی در این انتخابات آماده کرده و به تدریج رونمایی می‌شوند. من هم هفت سال در ارتباط نزدیک با دولت تجربه دارم و بیش از یک دهه هم خواننده و پژوهشگر مطالعات دولت‌پژوهی بوده‌ام. انتقادم به دولت‌مردان ایرانی این بوده که اغلب تجربیات‌شان از سیاست‌ورزی و امور اجرایی-اداری را نمی‌نویسند و دوست ندارم این انتقاد متوجه خودم باشد. بنابراین، از امروز در سلسله یادداشت‌هایی، تجربیات و شناخت‌هایم را در قالب یادداشت و توصیه به رئیس‌جمهور بعدی – هر کسی که هست - می‌نویسم.

آن‌چه می‌نویسم، به نظرم درباره دردهای مزمنی هستند که اگر قرار است این کشور – تحت هر شرایطی – وضع بهتری پیدا کند، باید به آن‌ها توجه شود. سعی می‌کنم صریح بنویسم. اطمینان دارم بخشی از آن‌چه را می‌نویسم کسی تاکنون به این صراحت با نامزدهای ریاست جمهوری یا رؤسای جمهوری نگفته است. آن‌چه خواهم نوشت، درباره هیچ شخص خاص یا آدم مشخصی نیست، بلکه حاصل تحلیل ساختاری من از نظام اداری و سیاسی در ایران است که کم‌وبیش در همه دولت‌ها وجود داشته است.

من برای اولویت‌بندی آن‌چه می‌نویسم تلاش نمی‌کنم. برخی توصیه‌های ظاهراً ساده‌ای هستند و برخی پیچیده‌تر اما به نظرم همه مهم‌اند. امیدوارم هر کدام که رئیس‌جمهور شدید – اصولگرا یا اصلاح‌طلب، نظامی یا غیرنظامی، انقلابی یا کمتر انقلابی، تندرو یا میانه‌رو، لیبرال، سکولار، دیندار یا ... - از آ‌ن‌جا که اختیار سرنوشت هشتاد میلیون خلایق در دست‌تان قرار می‌گیرد، این توصیه‌ها و تحلیل‌ها کمک کند کشور را بهتر اداره کنید و ما مردمان ایران زندگی بهتری داشته باشیم. بدیهی است در قسمت‌های بعدی این مقدمه را تکرار نخواهم کرد.

☑️⭕️ قسمت اول. توهم توانایی ممنوع

🔹 یک. ابداً فکر نکن تو خیلی از رؤسای جمهور قبلی تواناتری و به تنهایی می‌توانی اشتباهات‌شان را تکرار نکنی. آن‌ها هم درخصوص نفر قبل از خودشان همین تصور را داشتند، اما ماشین دولت و ساختاری اداری-سیاسی، در نهایت همه آن‌هایی را که به توانایی خودشان خیلی اطمینان داشته باشند، زمین می‌زند.

🔹 دو. هیچ وقت کلمه‌ای درباره کاستی‌های دولت قبلی نگو مگر آن‌که برای هر جمله‌ای که می‌گویی اسناد و مدارک و گزارش پشتیبان داشته باشی؛ گزارش‌هایی که بتوانی آن‌ها را منتشر کنی.

🔹 سه. افراد زیادی هستند که شفاهی خیلی حرف‌ها درباره کاستی‌های موجود و ظرفیت کارهای آتی و قابلیت‌های حضرت شما بیان می‌کنند. فقط کسانی را جدی بگیر که آن‌چه را ادعا می‌کنند به صورتی بسیار فنی و دقیق مکتوب کرده‌اند و حاضرند در بین جمعی متخصص از آن دفاع کنند.

🔹 چهار. تو به عنوان رئیس‌جمهور باید برای مشکلات آنی و فوری برنامه داشته باشی، اما در انتخابات جوگیر نشو و هیچ قول کوتاه‌مدت و وعده ساماندهی سریع امور به مردم نده. رؤسای جمهور قبلی هم از این وعده‌ها داده‌اند و به جایی نرسیده‌اند. وقتی پشت میز بنشینی متوجه خواهی شد که با چه واقعیتی مواجه هستی. توقع بی‌خود درست نکن، تو واقعیت را نمی‌شناسی چون هنوز به اطلاعات کافی دسترسی نداری.

🔹 پنج. اگر خوش‌اقبال باشی و انتخابات پرشوری را تجربه کنی، اکثریت آن‌ها که در انتخابات برایت هورا کشیده‌اند، سه تا شش ماه بعد منتقد شوند. واقعیت مشکلات بر هیجان انتخاباتی‌شان غلبه می‌کند و از قهرمان رؤیای حل مسائل‌شان به یکی از مشکلات‌شان تبدیل می‌شوی. اگر قبلاً این مسأله را برای خودت حل نکرده باشی، دلسرد می‌شود و احساس می‌کنی قدرناشناس شده‌اند و چقدر عجول هستند؛ عصبانی می‌شود و انتخاب‌هایت بد خواهد شد.

🔹 شش. نظرسنجی‌های مؤسسات معتبر را با هر نتیجه‌ای بپذیر. آن‌ها راه خوبی برای شناخت افکار مردم درباره توست. هیچ مؤسسه نظرسنجی معتبری را بلاک نکن، و اعتبارش را چون از نتایجش خوشت نیامده، زیر سؤال نبر. روزی که نتایج نظرسنجی‌های معتبر را انکار کنی، یعنی داری ظرفیت برای مواجه شدن با مسأله و واقعیت را از دست می‌دهی. سعی کن مؤسسات نظرسنجی را با تدوین قانون نظرسنجی در ایران تقویت کنی، آن‌ها ابزارهای ضروری دنیای مدرن هستند.

🔹 هفت. یاد بگیر کم حرف بزنی، در مراسم‌های زیاد شرکت نکنی، و بدون استثنا در هر سخنرانی، از روی متن مکتوب سخن بگو. ابداً به حافظه، یادداشت محورهای مهم یا خلاصه مباحث قناعت نکن. هر کلمه از حرف رئیس‌جمهور مهم است و باید روی تک تک کلمات و جملات قبلاً کار شده باشد. تمرین کن و یاد بگیر که از دستگاه «تِلِه پِرامپتر» یا «اُتو کیو» - مثل خارجی‌ها - استفاده کنی و یک کلمه بیرون از متنی که قبلا با دستیارانت بر سر آن توافق کرده‌ای سخن نگو والا به درد سر می‌افتی.

(اگر می‌پسندید به اشتراک بگذارید.)

@fazeli_mohammad

دغدغه ایران
جامعه‌شناسی یک ترور

محمد فاضلی

کارشناسان نظامی – امنیتی در دو روز گذشته هشدار داده‌اند که ترور محسن فخری‌زاده نشان‌دهنده وجود خلل‌هایی در سیستم‌های امنیتی کشور است. این نوشته چند فرضیه درباره سازوکارهای اجتماعی و سیاسی منجر به بروز حفره‌هایی در نظام امنیتی طرح کرده و شرایط اجتماعی را نیز به ایده‌ها و اهداف طراحان ترور متصل می‌کند.

⭕️ یک. امنیت و نظام‌های امنیتی به شدت تحت تأثیر شرایط اجتماعی-سیاسی، بالاخص اعتماد، امید و حس میهن‌دوستی هستند. کارشناسان و افسران امنیتی به‌واقع مشاغلی خطرناک، پرمسئولیت و حساس دارند. آن‌ها هم‌چنین به اطلاعاتی درباره رخدادهای پنهان (و شاید کثیف) نظام‌های اقتصادی و سیاسی دسترسی دارند که برای مردم عادی پوشیده است. فسادها، ناکارآمدی‌ها و مسائلی که باعث دلسردی مردم عادی می‌شود، با شدت بیشتری بر آن‌ها اثر می‌کند. هر گونه افزایش فساد و ناکارآمدی، به مانند سازوکاری خودویرانگر، بیشتر باعث کم آوردن و بُریدن آدم‌های مسئول نظام‌های امنیتی می‌شود که خود باید ناظران و تقویت‌کنندگان سازوکارهای مقابله با فساد و ابعادی از ناکارآمدی باشند. این گونه آدم‌ها بیشتر در معرض عواقب رخنه کردن فساد در سیستم‌ها هستند و با سرعت بیشتری انگیزه، استواری و میهن‌دوستی لازم برای انجام شغل خطیرشان را از دست می‌دهند.

⭕️ دو. اگر مردم عادی فقط جلوه‌هایی آشکار از فسادهای منجر به بروز نابرابری‌های اقتصادی حیرت‌انگیز را می‌بینند و در ایمان و استواری‌شان برای مقاومت در برابر وسوسه‌های عمل غیرقانونی و فرصت‌طلبی حفره‌هایی پدید می‌آید، کارشناسان امنیتی عمق و لایه‌های گوناگون فساد منجر به بروز نابرابری‌ها، ثروت‌های افسانه‌ای و فقرهای استخوان‌سوز را می‌بینند و گاه خودشان مسئول بررسی چنین مسائلی هستند. یک فرضیه این است که آن‌ها بیشتر در معرض این وسوسه قرار گیرند: «حالا که همه در حال بخور بخور هستند، چرا من نه؟» چشم برزخی یک آدم امنیتی، عامل وسوسه هم هست.

⭕️ سه. مردم عادی برای پیروی کردن از وسوسه فساد و دست یافتن به مطلوب‌های اقتصادی، ابزاری ندارند؛ اما یک آدم امنیتی دارای دسترسی به اطلاعات حساس، متاع لازم برای فروش و دست یافتن به مطلوب‌های اقتصادی را داراست. اطلاعاتی که او در اختیار دارد می‌تواند با سرعت قابل توجهی به سرمایه اقتصادی تبدیل شود.

⭕️ چهار. یک کارشناس امنیتی نباید هیچ نقطه سیاهی در کارنامه و زندگی حرفه‌ای داشته باشد که بتوان از آن برای تحت فشار قرار دادن او برای مقاصد خاص استفاده کرد. مدیر یا کارشناس امنیتی که وارد فعالیت اقتصادی شده و به‌واسطه فعالیت در محیطی مملو از زد و بند و امکان فساد، اقداماتی انجام می‌دهد، به طعمه خوبی برای سایر سرویس‌های امنیتی بدل می‌شود. یک فرضیه این است که می‌توان او را برای افشا نکردن سایر نقاط سیاه زندگی‌اش تحت فشار قرار داد. این احتمالاً یکی از دلایلی است که از نظامیان و امنیتی‌ها انتظار می‌رود از ورود به هر فعالیت اقتصادی خودداری کنند و در عوض جامعه و حکومت نیز امکان زندگی مناسب را برای ایشان فراهم کند.

⭕️ پنج. بی‌طرفی فضیلت بزرگ هر حکومتی است. بو روثستاین، محقق سوئدی، در کتاب مهم «کیفیت حکومت» بی‌طرفی (Impartiality) را مهم‌ترین شاخص کیفیت حکومت می‌داند و آن‌را تشریح می‌کند. آغشته شدن نظام‌های امنیتی به ترجیحات سیاسی و نقض بی‌طرفی، نقطه آغاز وارد کردن معیارهایی به دور از شاخص‌های حرفه‌ای صیانت از امنیت در ارزیابی آدم‌ها، سیاست‌ها و اقدامات است. نقض بی‌طرفی به‌واسطه هر علاقه یا منفعتی غیر از حرفه صیانت از امنیت (خواه علقه‌های اقتصادی، سیاسی، ایدئولوژیک و ...) نظام جمع‌آوری داده، اولویت‌بندی، هدف‌گذاری و ارزیابی داده‌های امنیتی را مخدوش و در معرض خطا قرار می‌دهد.

⭕️ شش. طراح ترور غیر از ضربه زدن به ظرفیت علمی یا هسته‌ای، و حتی جدای از ضربه زدن به روندهای سیاست خارجی ایران، عمیقاً تقابل‌های حاد اجتماعی و سیاسی جامعه ایران امروز را در محاسبات خود وارد کرده است. طراح ترور می‌داند که پرونده هسته‌ای و سیاسی و جناحی شدن مقولات کلان امنیت ملی نظیر پرونده هسته‌ای، توان موشکی و نیروی نظامی؛ و مصادره شدن این مقولات توسط یک جریان سیاسی به عنوان ابزار مقابله با دیگران در عرصه سیاست داخلی، ترور هر فرد مرتبط با مقولات هسته‌ای و موشکی، ظرفیت انشقاق و منازعه در جامعه ایران و رو در رویی اجتماعی را افزایش می‌دهد.

من به استناد استدلال‌های فوق، ریشه‌یابی ظرفیت و حفره‌های امنیتی منجر به ترور محسن فخری‌زاده، مقوله‌ای بسیار فراتر از صرفاً مداقه در نظام امنیتی است. ریشه‌های اجتماعی پیدایش حفره‌ها و محاسبات طراحان ترور را باید لحاظ کرد.

(اگر می‌پسندید به اشتراک بگذارید.)

@fazeli_mohammad
آقای رئیس‌جمهور بعدی – قسمت دوم

محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی

آقای رئیس‌جمهور بعدی، من در قسمت اول این مجموعه که قرار است برخی تجربه‌ها را برایت بنویسم، هفت نکته را درباره کارت توضیح دادم، و حالا نکته هشتم:

☑️⭕️ هشت. گزارش صفر بده

شما از وقتی انتخابات را برنده می‌شوی تا روزی که در دوازده مرداد وارد دفتر رئیس‌جمهوری می‌شوی، حدود سه ماه فرصت داری تا گزارشی بدهی که نشان دهد چه چیزی را تحویل گرفته‌ای و وضعیت چگونه است. آدم‌های دقیق‌تر از روی همان گزارش می‌فهمند شما چه چیزهایی به نظرت شاخص‌های مهمی هستند و از ابتدا حواست به آن‌ها هست. اگر #گزارش_صفر ندهی بعداً همه از شما طلبکار می‌شوند که بله بهشت تحویلت دادیم و حالا داری جهنم تحویل می‌دهی.

«گزارش صفر» در هر عرصه‌ای نوعی بنیان و مقیاس همکاری با وزار و معاونان و منصوبان شما هم هست. شما به هر وزیری می‌گویید من شما را در حالی به این سمت گماشته‌ام که وضعیت این چنین است و از شما انتظار دارم کاری کنید که واقعاً – نه با شکنجه کردن داده‌ها و آمار – وضعیت را به سمت اهداف مشخص بهبود دهید. وقت مناسب برای دادن گزارش صفر، حداکثر هفته اول ریاست جمهوری شماست.

یک خوبی «گزارش صفر» این است که در همان سه ماه اول انتخاب شدن و پیش از ورود به اتاق رئیس‌جمهور، تمام توهمات و خیالات خوش و خوش‌خیالی‌های شما فرو می‌ریزد. آن موقع است که تازه می‌فهمی به دست آوردن داده مطمئن و معتبر تا چه اندازه دشوار است و قرار است بر کشوری رئیس باشی که نظام داده‌ها و اطلاعات آن چنان نقصان‌هایی دارد که کار را بر هر برنامه‌ریز دقیق و حساسی دشوار می‌کند. شما از همان زمان تدوین گزارش صفر یاد می‌گیری به چه داده‌هایی اعتماد کنی و کدام داده‌ها را با شک و تردید بنگری.

مقدار کار عظیمی که باید برای تدوین گزارش صفر انجام شود، کیفیت آدم‌هایی را که باید با آن‌ها کار کنی به تو نشان خواهد داد. آن موقع از مبارزات انتخاباتی که در آن‌ها رقبا به احتمال زیاد یک مشت اعداد بی در و پیکر تحویل همدیگر و مردم داده‌اند راحت شده‌ای و تازه با واقعیت اعداد و ارقام کشور آشنا می‌شوی و می‌فهمی برای اداره کشور به آدم‌هایی احتیاج داری خیلی متفاوت از آن‌ها که انتخابات را برایت هدایت کردند.

گزارش صفر باکیفیت، البته گستره عظیم کاری را که باید انجام دهی نشانت می‌دهد؛ نباید بترسی اما کمکت می‌کند بدون توهم وارد اتاق رئیس‌جمهور می‌شوی.

نوشتن گزارش صفر را بهتر است از همین الان شروع کنی، و در زمان سه ماهه انتقال قدرت، با دسترسی بهتری که به داده‌ها و امکان گفت‌وگو با هر یک از وزرا و مقامات پیدا می‌کنی، داده‌ها را تکمیل کنی.

اگر به هر دلیلی نتوانستی گزارش صفر را عمومی منتشر کنی، نقطه ضعفی در کارنامه شماست، کسی که نتواند گزارشی از آن‌چه تحویل می‌گیرد ارائه کند، گزارشش از آن‌چه انجام و تحویل می‌دهد هم پشمی به کلاه نخواهد داشت؛ اما حداقل نسخه‌هایی از آن‌را به جهت ثبت در تاریخ و روشن شدن وضعیتی که کار را تحویل گرفته‌ای برای همه افراد مهم (حدود دویست سیصد نفر) ارسال کن.

#آقای_رئیس_جمهور_بعدی

(اگر می‌پسندید به اشتراک بگذارید.)

@fazeli_mohammad

دغدغه ایران
👍1
خلاصه یک راه‌حل

محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی

امیر کرمانی و سیدمحمدرضا داود الحسینی دو اقتصاددان در یادداشت «از تهدید ارزی تا فرصت ارزی» راهکاری برای برخی مشکلات اقتصاد ایران در سال 1400 ارائه کرده‌اند. متن را خلاصه کرده‌ام تا شاید بهتر و بیشتر خوانده و دیده شود و در ایام تنظیم بودجه به کار بیاید.

یک. ارز چندنرخی و محدودیت برای صادرات و واردات کالا، دنبال کاستن از تأثیر کاهش درآمدهای نفتی بر تورم و زندگی مردم است.

دو. محدودیت صادرات و واردات کالا، دنبال کاهش خروج سرمایه، کاهش تقاضا برای ارز و کنترل قیمت ارز است.

سه. هر دو سیاست به اهداف نرسیده‌اند.

چهار. مشکلات سیاست ارز 4200 تومانی:

⭕️ فساد،

⭕️ آسیب زدن به زنجیره تولید و تعیین هزینه تولیدکننده با قیمت ارز بازار آزاد،

⭕️ اختصاص یارانه ارز به زنجیره توزیع نه مصرف‌کننده نهایی،

⭕️ افزایش مصرف ارزی کشور،

⭕️ محدود شدن تعداد تولیدکنندگان و واردکنندگان و کاهش تاب‌آوری کشور،

⭕️ وابسته شدن تأمین اساسی‌ترین نیازهای مردم به چند واردکننده و کانال‌های مالی محدود،

⭕️ مخرب‌ترین اثر ارز 4200: کاهش درآمدهای دولت، افزایش ناترازی و کسر بودجه، افزایش تورم و افزایش نرخ ارز.

محاسبه درآمد گمرکی بر اساس ارز 4200 تومانی؛ کاهش درآمد دولت از محل عوارض گمرکی از 70 به 10 هزار میلیارد تومان در سال 98؛ اجبار به استقراض  75 هزار میلیارد تومانی؛ بروز رشد 40 درصدی پایه پولی، رشد انتظارات تورمی و افزایش 100 درصدی نرخ ارز.

⭕️ بی‌اثر شدن سیاست واردات در برابر صادرات (برای کنترل خروج سرمایه و کاهش تقاضای ارز) با ارز 4200 تومانی؛ و امکان کم‌اظهاری ارزش صادرات و بیش‌اظهاری ارزش واردات.  

⭕️ کاهش انگیزه صادرکنندگان و اخلال در فرایند تولید؛ و بازنگشتن بخش زیادی از ارز صادراتی.

نویسندگان پیشنهاد می‌کنند:

یک. حذف ارز چندنرخی از بودجه سال 1400

دو. دادن ارز نیمایی به کلیه کالاهای اساسی

سه. محاسبه همه تعرفه‌های گمرکی بر اساس ارز نیمایی

چهار. حمایت از خانوارها صرفا به‌صورت پرداخت مستقیم به مصرف‌‌کننده نهایی

پنج. اجرای «طرح چتر حمایتی واحد» برای تامین حداقل معیشت آحاد جامعه بدون اتلاف منابع

شش. تمرکز سیاست تجاری بر افزایش تعرفه و جلوگیری از واردات کالاهای غیرضروری و لوکس

هفت. هدف‌گیری سیاست تجاری در صورت افزایش درآمدهای ارزی برای سرمایه‌گذاری در صنایع پیشرو و در حوزه صادرات غیر‌نفتی، به منظور جبران کاهش نرخ سرمایه‌گذاری در کشور در دهه گذشته

هشت. اجرای سیاست واردات در برابر صادرات از طریق نظام اعتبارسنجی صادرکنندگان

نه. افزایش هزینه بیش‌اظهاری ارزش واردات با اصلاح قیمت مبنای ارز برای محاسبه حقوق گمرکی

ده. افزایش بازگشت ارز به کشور با اعتبارسنجی صادرکنندگان از طریق تسهیل صادرات کسانی که قصد بازگرداندن ارز دارند.

یازده. دادن اجازه واردات با منشأ ارز خارجی،

دوازده. اجرای نظام اعتبارسنجی صادرکنندگان و پیمان‌سپاری؛ مجبور شدن به بازگرداندن ارز؛ و در نهایت وادار شدن به واگذاری ارزشان به سایر واردکنندگان.

سیزده. وضع تعرفه اضافی 5 درصدی بر واردات بدون منشأ ارز مشخص به منظور کاهش انگیزه کم‌اظهاری صادرات یا بیش‌اظهاری ارزش واردات

چهارده. عرضه قسمت‌های مختلف زنجیره تولید در بورس کالا و عدم‌مداخله قیمتی در فرآیند عرضه و تقاضا در بورس و واقعی‌ شدن قیمت نهاده‌های تولید در صنایع صادرات‌محور؛ در نتیجه افزایش نیاز به سرمایه‌ در گردش بنگاه‌ها؛ در نتیجه افزایش انگیزه برای فروش ارز حاصل از صادرات جهت تأمین سرمایه در گردش؛ در نتیجه تشویق صادرکنندگان به بازگرداندن ارز؛ در نتیجه افزایش درآمدهای دولت و نهایتاً کاهش کسری بودجه.

پانزده. با فرض واردات ۴۵ میلیارد دلاری در سال ۱۴۰۰ منابع حاصل از اصلاح تعرفه گمرکی حدود ۱۰۰ هزار میلیارد تومان می‌شود.

شانزده. با فرض اختصاص ۶ میلیارد دلار به کالاهای اساسی غیر‌پزشکی،‌ درآمد حاصل از اصلاح قیمت ارز در حدود ۱۰۰ هزار میلیارد تومان می‌شود.

هفده. در صورت استفاده نیمی از این منابع به‌منظور گسترش چتر حمایتی از خانوارها و استفاده نیمه دیگر منابع برای کاهش کسری بودجه دولت؛  هم می‌توان بخش اصلی افزایش هزینه‌های خانوار را کاهش داد، هم فشار بودجه بر بانک مرکزی و در نتیجه تورم را کاهش داد.

هیجده. تسهیل تجارت و حداقل شدن موانع صادرات و واردات کالاهای زنجیره تولید به‌واسطه این سیاست‌ها به تولید ملی کمک می‌کند.

(اگر می‌پسندید به اشتراک بگذارید.)

@fazeli_mohammad
آدم‌های عادی چگونه شرور می‌شوند؟

محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی

آدولف آیشمن یک آدم عادی است، اما شرور می‌شود. شرور در این حد که مسئول پشتیبانی و حمل و نقل میلیون‌ها یهودی به اردوگاه‌های مرگ آلمان نازی می‌شود، جایی که انسان‌ها را در اتاق‌های گاز، ماشین‌های سیار گاز و کوره‌های آدم‌سوزی، بی‌دلیل می‌کشتند.

چگونه آدمی که می‌گفت «همین امروز هم اگر یک زخم ناسور نشانم بدهند، اصلاً نمی‌توانم نگاهش کنم.» (صص. 126-125) چنان کشتار عظیمی را سازماندهی می‌کرد و حتی وقتی خودش از اردوگاه‌ها بازدید کرد.

آیشمن در جریان محاکمه گفت به چشم دیده است که: «یهودیان در یک اتاق بزرگ بودند؛ دستور آمد که لخت شوند؛ بعد یک کامیون رسید، مستقیم جلوی ورودی اتاق توقف کرد، و به یهودیان برهنه گفتند وارد اتاق شوند. درها بسته شد و کامیون را استارت زدند. ... صدای آن جیغ‌ها و ... بیش از حد ناراحت بودم. ... بعد پشت سر آن کامیون راه افتادم و وحشتناک‌ترین صحنه‌ای را دیدم که تا آن موقع در زندگی به چشمم خورده بود. کامیون داشت به سمت یک گودال روباز می‌رفت، درهایش باز شدند و جسدها را بیرون انداختند، انگار هنوز زنده بودند، ... پرتاب‌شان کردند داخل گودال و هنوز می‌توانم آن فرد غیرنظامی را ببینم که داشت دندان مرده‌ها را با انبر می‌کشید. و بعد زدم به چاک، پریدم توی ماشینم و دیگر دهانم را باز نکردم.» (ص. 126)

هانا آرنت فیلسوف آلمانی در کتاب «آیشمن در اورشلیم» (ترجمه زهرا شمس، انتشارات برج) توضیح می‌دهد که چگونه یک آدم عادی، که شرور یا بیمار نبود، به‌واسطه تبعیت از بوروکراسی، با جادوی زبان، با استفاده از واژه‌هایی که طراحی شده بودند تا کشتار را عادی‌سازی کنند و بر وجدان آدم‌های بوروکراسی فشار نیاورند، بزرگ‌ترین کشتار علیه مردمی را سازمان می‌داده است.

هانا آرنت هم‌چنین نشان می‌دهد که چگونه این کشتار با همکاری خود سران یهودیان امکان‌پذیر شد؛ چگونه همه به این کشتار تن دادند الا مقامات سیاسی و مردم در دانمارک که موفق شدند جلوی جنایت علیه بشریت را بگیرند.

آرنت هم‌چنین می‌پرسد: آیا فلسطینیان باید تاوان جنایتی را بپردازند که علیه یهودیان شده است؟ پاسخ او منفی است.

کتاب شرح مفصلی بر محاکمه آدولف آیشمن، عضو حزب نازی و یکی از مسئولان کشتار یهودیان در جریان جنگ جهانی دوم است که در اوایل دهه 1960 از آرژانتین ربوده و در اسرائیل محاکمه شده است. نقدهای مفصل آرنت بر دادگاه، و بالاخص شیوه رسیدن او به مفهوم بسیار مهم «ابتذال شر» در این کتاب خواندنی است.

هر کسی که می‌خواهد ماهیت و فرایند شرور شدن آدم‌های عادی و حتی خوب را درک کند، ناگزیر از خواندن این کتاب است.

#دغدغه_ایران، #محمد_فاضلی، #هانا_آرنت، #آدولف_آیشمن، #هولوکاست

(اگر می‌پسندید به اشتراک بگذارید.)

@fazeli_mohammad
Forwarded from 🎗 Goldencells 🎗
#وضعیت_قرمز
برای بیماران پیوند سلول بنیادیِ نیازمند به پلاکت خون
فقط عزیزانِ #ساکن_تهران اقدام بفرمایید


🔴آیدی تلگرام جهت اقدام:

@rametemad61
@j_jamali

اینستاگرام انجمن:
https://www.instagram.com/goldencells

شرایط اهداء پلاکت:
https://news.1rj.ru/str/goldencells/3605
.
آقای رئیس‌جمهور بعدی – قسمت سوم

محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی

آقای رئیس‌جمهور بعدی، قسمت اول و قسمت دوم این نوشته، حاوی هشت نکته بود، اما نکته نهم:

نُه. شما با تحریم‌ها عددبازی نکن

یکی از آن کلاه‌هایی که ممکن است سرت برود این است که اعدادی را که برخی درباره اثر نسبی تحریم‌ها و سهم مدیریت داخلی در بروز مشکلات کشور از خودشان درمی‌آورند باور کنی و بعد خودت را با این‌ها گول بزنی. یکی می‌گوید سهم نسبی تحریم و سوءمدیریت بیست به هشتاد درصد است، آن یکی گونه دیگری خواب‌نما می‌شود و از سهم سی به هفتاد حرف می‌زند. این اعداد و ارقام پایه و اساس ندارد، توضیح می‌دهم.

اثر تحریم قابل میانگین‌گیری نیست و در هر عرصه‌ای متفاوت است. فرض کن بیماری خطرناکی هست که فقط با یک داروی تحت تحریم درمان می‌شود و بدون آن بیمار می‌میرد. آیا می‌شود سهم تحریم در مرگ این بیمار را با سهم تحریم در نبود ماده اولیه یک داروی دیگر، یا سهم تحریم در افزایش قیمت داروی عادی را با هم جمع زد و به یک عدد میانگین رسید؟ این‌ها قابل جمع زدن نیستند.

فرض کن ساخت یک پالایشگاه یک‌ونیم میلیارد دلار هزینه دارد و راه افتادن پالایشگاه نیازمند فقط سه میلیون دلار قطعاتی است که فناوری تولیدش داخلی نیست. اگر پالایشگاه بدون این سه میلیون دلار قطعات راه نیفتاد، می‌شود گفت سهم تحریم فقط دودهم درصد بوده است؟

شما به آن آدم‌هایی که از این اعداد تدارک می‌کنند بگو سهم تحریم در بروز فساد را چگونه ارزیابی می‌کنند. گفته بودم قبلاً که فقط حرف‌هایی را بپذیر که گوینده بتواند با متن مکتوب جلوی یک جمع متخصص از آن‌ها دفاع کند.

زنجیره‌های تولید و مسائل حکومت‌داری در جهان جدید چنان با عرصه بین‌المللی در هم پیچیده‌اند که گفتن این میانگین‌های بیست‌هشتاد یا سی‌هفتاد برای سرگرمی خوب است.

تعیین کردن سهم تحریم در هر مشکلی، خودش یک پروژه تحقیقاتی است که کالا به کالا، مشکل به مشکل فرق می‌کند. این اعداد برای مناقشه سیاسی خوب است، برای زدن توی سر حریف خوب است، اما همان اول به شما گفتم که زدن توی سر حریف که کار اصلی رئیس‌جمهور نیست. اگر گفته مرحوم دنگ شیائوپنگ بنیان‌گذار چین امروز را مبنا قرار دهیم، رئیس‌جمهور گربه‌ای است که باید موش بگیرد، سیاه و سفیدش فرق نمی‌کند. تو باید موش بگیری، یعنی مسأله حل کنی.

این اعداد سهم تحریم و سهم سوءمدیریت داخلی، برای فاطی تومبان نمی‌شود. شما جهت تدارک کردن تومبان برای فاطی، دو کار حتماً انجام بده:

⭕️ اول، هر جور هست به فکر رفع تحریم‌ها باش. تحریم اصلاً نعمت، رحمت، فرصت و شربت است را ول کن؛ تحریم برای هیچ ملتی جز نقمت و نکبت نیست. البته نظام تحریم‌ها پیچیده‌تر از آن است که در کوتاه‌مدت از دست‌شان خلاص شوی، پس،

⭕️ دوم، تا وقتی تحریم‌ها هست، هر مسأله متأثر از تحریم – از گرانی مرغ تا نبود دارو یا راه نیفتادن پالایشگاه و نیروگاه معطل قطعه – را موضوع یک مسأله سیاست‌پژوهی دقیق قرار بده و به کلیات ابوالبقاء که بوروکرات‌ها و سیاسیون به هم می‌بافند توجه نکن. سهم تحریم در کلیت مسائل کشور قابل میانگین‌گیری نیست، با این اعداد بازی نکن و نگذار بقیه تو را بازی بدهند.

#آقای_رئیس_جمهور_بعدی

(اگر می‌پسندید به اشتراک بگذارید.)

@fazeli_mohammad
آقای رئیس‌جمهور بعدی - قسمت چهارم

محمد فاضلی - عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی

آقای رئیس‌جمهور بعدی، در قسمت‌های قبلی نُه نکته را خدمت شما نوشتم. نکته دهم این است:

☑️⭕️ مرغ، مرغدار و سیاست مرغداری خیلی با هم فرق دارند

توضیح که بدهم متوجه می‌شود که داستان خیلی ساده و در عین حال پیچیده است. سادگی مسأله این است که «اگر کسی مرغ خوبی باشد، مرغدار خوبی نیست؛ و اگر کسی مرغدار خیلی خوبی باشد، الزاماً نمی‌تواند سیاست‌گذار مرغداری در کشور باشد.» پیچیدگی‌اش از آن‌جا ناشی می‌شود که شما و خیلی‌ آدم‌های دیگر، این‌را درخصوص نسبت مرغ، مرغدار و سیاست‌گذار مرغداری شاید راحت قبول کنند، اما کار به عرصه‌های دیگر که می‌رسد به راحتی نمی‌پذیرند.

فردی ممکن است پزشک یا جراح بسیار مبرّز و متبحری باشد، اما این بدان معنا نیست که او سیاست‌گذار خوبی هم برای بهداشت و درمان است. بهداشت و درمان، عرصه‌ای بسیار فراخ‌تر و عظیم‌تر از پزشکی است. اقتصاد بهداشت و درمان، بیمه‌ها، صنعت تجهیزات پزشکی، سیاست دارویی، سیاست علم و فناوری، ملاحظات اجتماعی و سیاسی پزشکی، عدالت در بهداشت و درمان، و ... هم جزئی از سیاست‌گذاری سلامت، بهداشت و درمان هستند.

کسی ممکن است مهندس بسیار خوب حوزه برق یا آب باشد، اما او الزاماً نمی‌تواند سیاست‌گذار خوب آب یا انرژی هم باشد. این مسأله را می‌توانی به حوزه حتی نظامی - امنیتی هم گسترش بدهی. یک ژنرال یا افسر خوب نظامی یا امنیتی، الزاماً سیاست‌گذار خوبی برای امور دفاعی یا امنیتی نیست.

مسأله از تمایز بین تخصص/متخصص بودن، و سیاست/سیاست‌گذار بودن برمی‌خیزد. تخصص می‌تواند تک‌رشته‌ای و متمرکز باشد، اما سیاست (Policy) و سیاست‌گذاری ذاتاً امری میان‌بخشی و میان‌رشته‌ای است. من در یکی از یادداشت‌های بعدی درباره میان‌بخش‌ها و امر میان‌بخشی خواهم نوشت، اما فعلاً به یاد داشته باش آن افرادی که دور خودت به اسم وزیر، معاون، رئیس سازمان الف و ب جمع می‌کنی، ممکن است در رشته خودشان متخصص باشند، اما هیچ چیز از سیاست‌گذاری، میان‌بخش، امور میان‌بخشی و منطق سیاست‌گذاری ندانند. آن‌ها ممکن است مرغ‌ها یا مرغدارهای خوبی باشند، اما به درد سیاست‌گذاری یا ارزیابی سیاست نمی‌خورند.

من بعداً بیشتر درباره جایگاه خود شما در نسبت بین تخصص، سیاست و سیاست‌گذار خواهم نوشت، اما فعلاً یادتان باشد که خود شما هم نباید به هیچ نوع تخصص‌ات در زمینه چیزی مباهات کنی. شأن شما، هماهنگ‌کننده سیاست‌گذاری است نه متخصص یک یا چند عرصه خاص. آدم‌هایی را که انتخاب می‌کنی نه بر اساس تخصص رشته‌ای‌شان، بلکه بر اساس فهم و مهارت‌شان در سیاست‌گذاری عمومی، ظرفیت هماهنگ‌سازی، قدرت رهبری کردن سیاست‌گذاری و اجرا، و بسیج نیروهای سازمانی و قابلیت فهمیدن و پیش بردن سیاست‌ها،‌ برنامه‌ها و کنش‌های میان‌رشته‌ای انتخاب و ارزیابی کنید.

اگر نتوانی متخصص‌ها را به خوبی در جای خودشان استفاده کنی و آن‌ها را در چرخه سیاست‌گذاری عمومی در همان جایی که باید باشند به‌کار بگیری، بیچاره خواهی شد. شما نباید سرنوشت مملکت و خودت را دست مرغ‌ها یا مرغدارها بسپاری، به سیاست‌گذار مرغداری نیاز داری، اما این به معنای بی‌نیاز بودن از مرغ‌ها و مرغدارها نیست. مرغی برای داشتن، و مرغداری برای نگه داشتن مرغ‌ها لازم است.

(اگر می‌پسندید به اشتراک بگذارید.)

@fazeli_mohammad
آقای رئیس‌جمهور بعدی - قسمت پنجم

محمد فاضلی - عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی

آقای رئیس‌جمهور بعدی، ده نکته را تا اینجا توضیح داده‌ام. نکته یازدهم این است که:

☑️⭕️ بساز و بفروش نشو

دولت‌ها در دو حوزه کار انجام می‌دهند: ساخت‌وساز و سازوکار. ساخت‌وساز مثل همین ساختن جاده، پل، بندر و همه چیزهایی که زیرساختی تلقی می‌شوند. دولت‌ها در ایران این کارها را خیلی دوست دارند چون دیده می‌شود، مراسم افتتاح و کف و سوت و هورا هم دارد.

حوزه دوم عرصه سازوکار است، یعنی عرصه نرم‌افزار، شیوه انجام کارها، قواعد نهادی و خلاصه از جنس قاعده گذاری، اصلاح قوانین و شیوه انجام امور است. شما در این عرصه با اموری نظیر اصلاح نظام مالیاتی، اصلاح نظام بانکی، قوانین مدیریت تعارض منافع، بهبود فضای کسب‌وکار، رعایت حقوق شهروندی، تسهیل جذب سرمایه خارجی، بهبود رویکرد به ایرانیان خارج از کشور، رعایت عدالت جنسیتی و البته اصلاح بسیاری امور در سیاست داخلی و خارجی و به گمانم در صدر همه  با دو عرصه سروکار داری: اصلاح نظام بودجه‌ریزی و توانمندسازی نظام اداری.

یکی از دلایل دوست داشتن ساخت‌وساز این است که دولت‌ها و بوروکراتها عمدتا حال و حوصله درگیر شدن در اصلاح سازوکارها را ندارند، کار سختی است. یادت باشد ما در چند دهه گذشته هر چه پول نفت داشته‌ایم به علاوه سایر منابع مردم و کشور را در شکم همین ساخت‌وسازها ریختیم. فوایدی داشته‌اند اما برای فاطیِ توسعه، تومبان نشده‌اند.

بگذار برایت مثالی تاریخی بگویم. چینی‌ها خیلی قبل از اروپایی‌ها باروت، قطب‌نما و دستگاه چاپ را اختراع کردند؛ اما عقب ماندند چون سازوکار توسعه خلاقیت، سرمایه‌داری به مثابه شیوه بسط و توسعه فناوری، و رویکرد مناسب به جهان نداشتند. شما هم می توانی مثل چینی‌های قدیم با سازوکارهای بیمار، منابع کشور را صرف ساختن طرحهای عمرانی کنی، ولی بدون سازوکارهای اصلاح شده، آش و کاسه همین گونه هم باقی نمی‌ماند، بدتر می‌شود.

سعی کن رئیس دولت پیمانکار، بساز و بفروش یا بنّایی نباشی؛ تلاش کن سازوکارهای معیوب را اصلاح کنی. اگر این جوری فکر کنی، تازه باید به فکر آدم و همکار متفاوت باشی، کسانی که سازوکارها را می‌فهمند نه اینکه فقط بساز و بفروشی بلدند.

اگر میخواهی رئیس‌جمهور خوبی باشی که در تاریخ از تو به نیکی یاد کنند، تلاش کن سازوکارها را اصلاح کنی، مردم و بخش خصوصی خودشان ساخت‌وساز بلدند؛ ساخت‌وسازهایت هم این گونه بهتر، باکیفیت تر، کم‌هزینه تر و کم فسادتر انجام خواهند شد.

مواظب باش پیمانکارها گولت نزنند. شهوت ساختن بزرگترین، مهمترین، طولانی‌ترین و خلاصه  «ترین»ها خیلی قوی است، حواست باشد.

(اگر می‌پسندید به اشتراک بگذارید.)

@fazeli_mohammad
کسی دنبال حل مسأله نیست

محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی

سیلاب‌های فروردین نودوهشت که چندین استان کشور را در بر گرفت، بزرگی پدیده به حدّی بود که «هیئت ویژه گزارش ملی سیلاب‌ها» با صدور حکم رئیس‌جمهور برای بیست نفر از اساتید دانشگاه‌های کشور به منظور بررسی همه‌جانبه پدیده سیلاب تشکیل شد.

هیئت ویژه گزارش ملی سیلاب‌ها گزارش خود را در اسفند 1398 در هفده جلد و 7600 صفحه به رئیس‌جمهور ارائه کرد. رئیس‌جمهور نیز چند ماه بعد طی احکامی برای 14 تن از وزرا، معاونین رئیس‌جمهور و رؤسای سازمان‌های دولتی، اقدامات اصلاحی برای بهبود مدیریت کشور در برابر سیلاب را ابلاغ کرد.

چند روز است که سیلاب چند استان و بالاخص شهرهایی در خوزستان را در بر گرفته است. من چند روز است انتظار می‌کشم تا ببینم آیا رسانه صدا و سیمای کشور یک برنامه تخصصی اجرا می‌کند که در آن بگویند بالاخره در این کشور که هفت هزار صفحه درباره سیلاب، توسط بیست نفر استاد دانشگاه و قریب 700 نفر همکارشان «گزارش ملی سیلاب‌ها» نوشته شده، مشکل کشور برای تاب‌آوری در برابر سیل چیست.

چند روز است منتظرم که نمایندگان شهرهای سیل‌زده در رسانه بگویند بالاخره 700 نفر متخصص و کارشناس که گزارش ملی سیلاب‌ها نوشتند، پیشنهادات‌شان چه بود که ما در مجلس دنبال کنیم و وضعیت تاب‌آوری در برابر سیلاب را افزایش دهیم.

چند روز است منتظرم که رسانه‌های مکتوب ما آیا سراغی از اعضای هیئت ویژه گزارش ملی سیلاب‌ها می‌گیرند و با چهار نفر از آن‌ها مصاحبه کنند تا برای مردم توضیح بدهند بالاخره در این کشور چه مشکلی هست که هر سال سیلاب کلی خسارت می‌زند.

کسی انگار دنبال حل مسأله نیست، همه متهم کردن، مقصر یافتن یا به قول دوستی، یافتن قاتل بروس لی را دوست دارند. وقتی می‌شود بر مصیبت مردم سیل‌زده گریه و مویه کرد، خود را طرفدار مردم جلوه داد، از خود رفع مسئولیت کرد و دیگران را مقصر جلوه داد، دنبال حل مسأله بودن چه معنایی دارد؟ چرا باید کسی به خودش زحمت بدهد و چند هزار یا چند صد صفحه بخواند تا بتواند علل ساختاری تاب‌آوری اندک در برابر سیلاب را بررسی کند.

⭕️ ادای دلسوز بودن را درآوردن فعلاً بیشتر خریدار دارد.

#گزارش_ملی_سیلاب_ها
#هیئت_ویژه_گزارش_ملی_سیلاب

(اگر می‌پسندید به اشتراک بگذارید.)

@fazeli_mohammad
سندروم زبان بی‌قرارِ طمعِ بی‌مهار

محمد فاضلی - عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی

چند سال پیش علاقه‌ام شده بود خواندن درباره چین و تحولات این کشور در چند دهه گذشته. یکی از نکاتی که برایم جالب بود، نوشته یک استراتژیست اروپایی بود. عبارت او این مضمون را داشت:

چینی‌ها دائم قدرتمند شدن خود را  #خیزش_آرام می‌خوانند و مشکل دیپلمات‌ها و بالاخص همسایگان چین در دیدارها و مراودات دیپلماتیک این است که بدانند معنای خیزش آرام کشوری که می‌خواهد بزرگترین قدرت اقتصادی دنیا شود و سرمایه‌گذاری روی ارتش و نفوذش در سراسر جهان را افزایش می‌دهد چیست.

چینی‌ها با همه دست‌آوردهای چهل سال گذشته خود از  «خیزش آرام» سخن می‌گویند تا بقیه را نترسانند. برخی در ایران به حساب کدام  دست‌آورد خیزش گونه، از کلمات و عباراتی استفاده می‌کنند که جز ترساندن همسایگان، سوءاستفاده قدرت‌های بزرگ و اخلال در منافع ملی ایران و زندگی به سختی افتاده ایرانیان حاصلی ندارد؟

برخی «سندروم زبان بی‌قرار» دارند که در راستای «طمع بی‌مهار» ایشان است. این «زبان بی‌قرارِ طمعِ بی‌مهار» برای ایران و ایرانیان گران تمام شده و می‌شود.

کاش به جای کوپن معیشت، به مسئولان و غیرمسئولان سخنگو، کوپن سخن گفتن می‌دادند تا بیشتر از کوپن خود حرف نزنند. اثرش روی بهبود معیشت ایرانیان بیشتر است.

#دغدغه_ایران، #محمد_فاضلی، #سخن_مسئولانه، #کوپن_حرف_زدن

⭕️ از چینی‌ها واقع‌بینی، تواضع استراتژیک، حرف زدن به‌جا، حفظ منافع ملی و دوری از توهم را بیاموزیم.

⭕️ از چینی‌ها نه، از علی (ع) بیاموزیم که فرمود:اذا تم العقل نقص الکلام. نهج البلاغه، حکمت ۳۴۹؛ هنگامی که عقل انسان کامل شد، سخنش کم می شود.

دغدغه ایران

(اگر می‌پسندید به اشتراک بگذارید.)

@fazeli_mohammad
آقای رئیس‌جمهور بعدی – قسمت ششم

محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی

آقای رئیس‌جمهور بعدی، در قسمت‌های قبل یازده نکته را برای شما نوشته‌ام، اما نکته دوازدهم:

☑️⭕️ دوازدهم: شمردن، شمردن، شمردن

یکی از آن بدبختی‌هایی که گریبانت را می‌گیرد، ظرفیت شمردن است. فرض کن شب عید سال نودوهشت است، کرونا از راه رسیده و دستفروش‌ها بیکار شده‌اند. شما که خیلی آدم مردم‌داری هستی می‌خواهی دولت برای اقشار آسیب‌پذیر حمایت اجتماعی فراهم کند و دستفروش‌ها – که برخی از آن‌ها کل سال به امید شب عید هستند – باید کمک شوند.

شما به وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی می‌گویی «ما باید برای دستفروش‌هایی که شب عید کسب‌وکارشان بر اثر کرونا از دست رفته، کاری کنیم.» او ممکن است هر چیزی بگوید، اما خودش هم می‌داند که هیچ بانک اطلاعات دقیقی از دستفروش‌ها در دست نیست. راستش را بخواهی بانک اطلاعات خیلی چیزها نیست.

این مملکتی که شما قرار است اداره کنی، آمار خیلی چیزها را ندارد. ما در این مملکت بر سر آمار مقدار آبی که هر سال خدا در اختیارمان قرار می‌دهد، مقدار مصرف آب کشاورزی، مقدار قاچاق، جمعیت زیر خط فقر، مقدار فرار مالیاتی، اصلاً تعداد جمعیتی که باید مالیات بدهند، و درباره هر آمار دیگری که برای برنامه‌ریزی احتیاج داریم، هزار و یک مشکل داریم.

ما کشوری هستیم که حکومت مدرن ندارد، یعنی حکومتی نداریم که می‌تواند دقیق بشمرد، همه کمیت‌های ضروری برای حکمرانی را بشمرد؛ هر آماری دستت دادند، دقیق شو، بپرس این‌را از کجا آورده‌اید، مبنای محاسبه‌اش چیست، چه سازوکاری برای تأیید اعتبارش وجود دارد، چه کسانی از آن دفاع می‌کنند و منتقدان درباره آن چه می‌گویند؟ به محض این‌که چنین کاری کنی، خیلی‌ها آمارشان را پس می‌گیرند.

بدبختی بزرگ شما و کشور این است که آمارها را به اشتراک هم نمی‌گذارند. هر کسی برای خودش آماری دارد که حاضر نیست در معرض دید و نظارت عمومی قرار دهد. گاه حتی مبنا و تعریف آمارشان را هم مشخص نمی‌کنند. عذاب بزرگ برای دستگاه‌ها این است که داده‌های‌شان را با هم به اشتراک بگذارند و مثلاً اطلاعات حساب‌های بانکی، کدهای اقتصادی، واردات و صادرات، و حساب‌های مالیاتی را با هم ترکیب کنند و دست به تحلیل آن‌ها بزنند.

هر دستگاهی برای خودش آماری دارد و بقیه را هم قبول ندارد. آن آمار برایش قدرت می‌آورد. هر بار دستی به سر و رویش می‌کشد یک چیزی تحویل می‌دهد، گاهی هم آن آمار را آن‌قدر شکنجه می‌کنند تا به هر چه دوست دارند اعتراف کند. اگر بفهمند که آمار شکنجه‌شده دوست داری، هر نتیجه‌ای از آن آمار برایت استخراج می‌کنند؛ آن‌چه سلطان پسندد را برایت نمایش می‌دهند.

اگر می‌خواهی رئیس‌جمهور خوبی باشی و واقعاً برای این کشور کار کنی، از همین الان فکر برنامه‌ای برای سامان دادن به نظام داده، آمار و شمردن باش. یادت باشد، این کشور فقط می‌تواند با داشتن دولت مدرن، کشوری شود که از این مصائب فعلی بیرون بیاید و دولت مدرن شدن با شمردن آغاز می‌شود. دولت‌های مدرن برای همین از سرشماری کردن و گرفتن آمار نفوس و تولید و ... شروع کردند.

شما از همین الان به مشاورانت بگو «کشور در کدام عرصه‌ها با مشکل عدم دقت داده‌ها و آمار مواجه است؟ و کدام داده‌ها را اگر به اشتراک بگذاریم حکمرانی بهتری ایجاد می‌شود؟ و چگونه می‌توان سازوکارهایی برای افزایش تدریجی دقت داده‌ها ایجاد کرد؟»

دولت باید یاد بگیرد دقیق بشمرد، و بتواند از شمردن‌هایش دفاع کند و درستی آن‌ها را نشان دهد. بدون چنین قابلیتی، همه سرت کلاه می‌گذارند و تو به نمایندگی از همه آن‌ها سر مردم کلاه می‌گذاری، حتی وقتی دوست نداری چنین کاری کنی، راستش چاره‌ای نداری!!

سازوکارهای شمردن را اصلاح کن. این یک تخصص است.

#آقای_رئیس_جمهور_بعدی

(اگر می‌پسندید به اشتراک بگذارید.)

@fazeli_mohammad
«بانی» بهتر از «داری» نیست؟

محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی

بخش زیادی از بدبختی‌های مملکت زیر سر فعل «داشتن» است. داشتن معانی مختلف دارد: دارا بودن و نگاهبانی کردن دو معنای مهم داشتن است. پسوند «داری» با معنای نگاهبانی و حفاظت کردم به شمار زیادی از کلمات فارسی اضافه می‌شود. برخی از این کلمات عبارتند از: شهرداری، جنگل‌داری، بچه‌داری، بیمارداری، مزرعه‌داری، دام‌داری، بانک‌داری، صندوق‌داری، آبخوان‌داری، مملکت‌داری و همین‌طور الی آخر.

پسوند «داری» در همه این کلمات به معنای عمل نگاهبانی، حفاظت، صیانت و مراقبت کردن است. صندوق‌دار، مالک و دارنده صندوق نیست، بلکه برای نگاهبانی و صیانت از صندوق بر آن گمارده می‌شود. شهردار، بچه‌دار، جنگل‌دار، بانک‌دار و در صدر همه آن‌ها مملکت‌دار، برای نگاهبانی و صیانت از آن‌چه «می‌دارد» گمارده می‌شود.

پسوند «داری» اما در این کشور گویی معنای مالک شدن و مال خود کردن یافته است. انگار بانک‌دار، بانک را صیانت و حفاظت نمی‌کند، بلکه مال خود می‌کند؛ جنگل‌داری برای صیانت و حفاظت نیست، برای مال خود کردن جنگل و منافع آن است؛ صندوق‌دار هم گویی اندوخته صندوق را به دارایی خود می‌افزاید؛ شهرداری چیزی از جنس افزودن شهر به دارایی خودی است؛ و مملکت‌داری در صدر همه آن‌ها، دارای مملکت شدن و افزودن بر دارایی است.

ساختار قوانین و رویه‌ها، و نوع نظام حکمرانی به گونه‌ای است که برای آدم‌ها اشتباه گرفتن «داری» به‌مثابه داشتن و مالک شدن با «داری» به‌مثابه حفاظت و نگاهبانی، ممکن می‌شود. آیا نمی‌شود تا اطلاع ثانوی که اصلاحاتی در قوانین و شیوه حکمرانی صورت گیرد، از پسوند «بانی» استفاده کنیم تا شاید این اشتباه رخ ندهد؟ شاید شهربانی، جنگل‌بانی، صندوق‌بانی، بانک‌بانی و مملکت‌بانی بیشتر ضرورت حفاظت، مراقبت کردن و صیانت کردن را به ذهن متبادر کنند.

(اگر می‌پسندید به اشتراک بگذارید.)

@fazeli_mohammad
آقای رئیس‌جمهور بعدی – قسمت هفتم

محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی

آقای رئیس‌جمهور بعدی، دوازده نکته تا حالا نوشته‌ام و حالا نکته سیزدهم، که اگر توجه نکنی، نحسی آن حتماً حساب تو و مردم را می‌رسد.

☑️⭕️ سیزدهم: اَلبانک، ما اَلبانک، و ما اَدراکَ ما اَلبانک

آقای رئیس‌جمهور بعدی، هیچ کسی هنوز واقعیت مسأله بانک‌ها در ایران را برای مردم توضیح نداده است. مردم عمق مسأله بانک‌ها و تأثیرشان بر زندگی و برخی بدبختی‌های خود را نمی‌دانند.

مسأله بانک از آن قبیل مسائلی است که اگر با مردم طرح مسأله نکنی، اصلاً نمی‌توانی نزدیکش شوی. گردن‌کلفت‌هایی پشت آن با منافع کلان خوابیده‌اند. بدون جلب همراهی مردم، هیچ کار مهمی در زمینه امور بانک‌ها نمی‌توانی انجام دهی.

شما حتماً می‌دانی بانک‌ها تقریباً چگونه کار می‌کنند. آن‌ها سپرده‌های خُرد مردم را می‌گیرند و به افراد خاصی در رقم‌های بالا وام می‌دهند. خودت فکر کنم یک نفر سال نودوشش مثلاً ده میلیارد وام گرفته و با آن سکه، طلا یا سهام بورس خریده باشد. رقم دارایی‌اش در این اقتصاد تورمی الان باید حداقل به نزدیک پنجاه تا صد میلیارد تومان رسیده باشد.

او اقساط را پرداخت نکرده اما ملکی را وثیقه بانک گذاشته است. بانک چهار سال است درگیر توقیف ملک، فروش آن و بازگرداندن دارایی خودش است (اگر وام‌گیرنده با برخی مدیران بانک شریک نباشد و واقعاً دنبال بازگرداندن اموال بانک باشند).

طبق برخی مقررات، بعد از چند سال رفت و برگشت، بازگشت اصل و سود پول را قسط‌بندی می‌کنند. فرض کن اصل و سود پول می‌شود سی میلیارد تومان و در اقساط پنج ساله می‌پردازد (اگر بپردازد) و ملک وثیقه را هم پس می‌گیرد که حالا قیمت‌اش چند برابر شده است.

دقت می‌کنی؟ وام‌گیرنده در یک اقتصاد تورمی با آن ده میلیارد وام حالا صاحب چند ده میلیارد دارایی طلا، سکه یا سهام است؛ وام را در چند سال قسطی برمی‌گرداند؛ ملک وثیقه را هم که قیمت‌اش چند برابر شده پس می‌گیرد. کجای دنیا می‌شود این گونه دارایی جمع کرد؟ شما خودت حتما می‌دانی وقتی پای چنین معامله‌ای در میان باشد – یعنی چند ده میلیارد تومان تولید ثروت در یک اقتصاد تورمی - می‌شود برخی مدیران و کارشناسان بانک را هم همراه کرد.

بانک‌ها به این ترتیب منابع را از دست طبقات پایین و متوسط خارج کرده و در ترکیب با تورم، نابرابری گسترده‌ای را بر جامعه تحمیل می‌کنند. این نابرابری فقرآفرین (ناشی از تورم)، موجب نارضایتی گسترده و ناامنی می‌شود که خودش ضدتولید است. این رویه، هم‌چنین به شکلی پنهان و نامحسوس مشوق تداوم سیاست‌های تورمی هم هست. وام گرفتن، ندادن اقساط و معوقه شدن تسهیلات، در اقتصادی با نرخ تورم بالا، ثروت‌آفرین برای وام‌گیرنده است. بانک‌ها به این ترتیب، ذینفعان و طرفداران تورم را در اقتصاد سیاسی ایران گسترش می‌دهند.

آمار درصدی از جمعیت ایران که هرگز وامی از بانک‌ها دریافت نکرده‌اند موجود است؛ و همین‌طور درصدی از جمعیت که بیشترین وام‌ها و تسهیلات را دریافت کرده‌اند. نگاهی به آن‌ها بینداز، بخشی از منطق نابودی تولید ملی، انباشت ثروت‌های افسانه‌ای، فساد در ساختار اداری، اقتصاد سیاسی خلق پول و رشد نقدینگی، تشدید نابرابری و کاهش ارزش پول ملی را درخواهی یافت.

آقای رئیس‌جمهور بعدی، آن‌‌چه نوشتم فقط یک پرده از بانک است؛ و شما اگر نظریه، فهم و درک صحیحی از بانک و کارکرد آن در اقتصاد نداشته باشی، و نفهمی که نهاد و سازمان بانکی چگونه یک کشور را در مسیر رشد یا بدبختی و فلاکت و فقر و نابرابری قرار می‌دهد، خودت و ما را بدبخت خواهی کرد.

اگر واقعاً می‌خواهی رئیس‌جمهور خوبی باشی، و اگر خودت بخشی از ذینغعان نامشروع و صاحبان ثروت‌های بادآورده از مسیر نظام بانکی ناسالم نیستی، از همین الان برای فهم سازوکار عمل بانک‌ها و تأثیرشان بر اقتصاد بخوان، مشورت بگیر و طرح آماده کن.

نقطه شروع می‌تواند خواندن تاریخ شکل‌گیری بانک در ایران، حداقل از دوران بانک شاهنشاهی و بانک استقراضی در دوران قاجاریه باشد. ایده‌های بسیاری برای درک ماهیت عمل بانک‌ها و تأثیرشان بر اقتصاد در همین تاریخ نهفته است.

#آقای_رئیس_جمهور_بعدی

(اگر می‌پسندید به اشتراک بگذارید.)

@fazeli_mohammad
چه می‌کنه این عادل فردوسی‌پور!!

محمد فاضلی - عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی

گزارش بازی

📡 حالا صد هزار، دویست هزار، سیصد هزار! نَه!!!!! تماشاگران عزیز، یِ میلیون نفر رو عادل به صفحه اِی اِف سی فارسی اضافه کرده!! چه می‌کنه این عادل فردوسی‌پور!!!

📡 تماشاگران عزیز، عادل دو دهه تو لیگ داخلی بازی می‌کرد و میشد حدس زد حالا که لژیونر شده چه نمایشی رو کنار زمین ازش شاهد باشیم، و می‌بینید که چه می‌کنه این عادل!!

تفسیر بازی توسط کارشناس

⭕️ شما ببینید، اینکه عادل میرهُ ی همچین نمایشی میده، حاصل کار تیمیه. یِ تیمی دو دهه زحمت کشیدن تا این جوون خودی نشون بده، سرمایه بشه. البته خودش استعداد داشت، خاک زمین خورد. بعد ی تیمی شبانه‌روز کار کردن تا این سرمایه بسوزه و این جوون لژیونر بشه و برا اِی اِف سی فارسی، ی تیم خارجی، بازی کنه.

⭕️ اگه امروز عادل میتونه ظرف دو روز ی میلیون نفر رو از مدار داخل خارج کنه و به مدار خارج داخل کنه، به صفحه اِی اِف سی فارسی بفرسته، یعنی هر دو تیم کارشون رو خوب انجام دادن. اینا اتفاقی به دس نمیاد. زحمت داره، برنامه‌ریزی میخواد.

نتیجه سیاستی: رسانه‌بانی بهتر از رسانه‌داری

یادداشت  «بانی» بهتر از  «داری» است را که یادتان هست؟ نوشتم، پسوند «داری» در کلمات شهرداری، جنگل‌داری، بچه‌داری، بیمارداری، مزرعه‌داری، دام‌داری، بانک‌داری، صندوق‌داری، به معنای عمل نگاهبانی، حفاظت، صیانت و مراقبت کردن است.

پسوند «داری» اما در این کشور معنای مالک شدن و مال خود کردن یافته است. گویی بانک‌دار، بانک را صیانت و حفاظت نمی‌کند، بلکه مال خود می‌کند؛ جنگل‌داری برای صیانت و حفاظت نیست، برای مال خود کردن جنگل و منافع آن است.

پیشنهاد کردم به جای «داری» از «بانی» استفاده کنیم مثل شهربانی، جنگل‌بانی، صندوق‌بانی، بانک‌بانی؛ عین مرزبانی که کارش حفاظت و نه مال خود کردن مرز است.

برخی هم رسانه‌داری می‌کنند نه رسانه‌بانی، حافظ و نگاهبان رسانه عمومی نیستند، مالک آن شده‌اند. این کار را در دنیایی انجام می‌دهند که مدیر یک کانال تبلیغاتی با صد هزار فالوئر و بدون چند هزار میلیارد بودجه از بیت‌المال، بیشتر به حفظ مخاطبانش حساس است و بیشتر رسانه‌بانی می‌کند تا رسانه‌داری.

نتیجه اخلاقی

مدیران رسانه را برای صیانت از رسانه، حفظ مخاطب و جلب اعتماد عمومی می‌گمارند نه برای مال خود کردن و سوق دادن چند میلیون شهروند به داخل مدار خارج.

(اگر می‌پسندید به اشتراک بگذارید.)

@fazeli_mohammad
Forwarded from شبکه توسعه
تحلیل_آینده_پنج_ساله_ایران_ویرایش_دوم.pdf
2.4 MB
🔳⭕️گزارش تحلیلی از پنج سال آینده کشور
✍️نوشته دکتر مجتبی لشکربلوکی
▫️ویرایش زمستان ۹۹ منتشر شد.

این گزارش به این سوالات پاسخ می دهد:
▫️چرا باید در مورد آینده کشور نگران باشیم؟
▫️نقاط امیدوار کننده آینده ایران چیست؟
▫️اقتصاد و اجتماع ایران شاهد چه مسائلی خواهدبود؟
▫️با توجه به آینده کشور؛ در کدام حوزه سرمایه گذاری کنیم؟ کدام حوزه ها رونق خواهند گرفت؟
▫️ریشه بدن فروشی، حجیم خوری، پشت بام خوابی، رواج فروشگاه های قیمت محور، ازدواج سپید، وداع با برندها، درود به های‌کپی و ... چیست؟
کانال دکتر لشکربلوکی
@Dr_Lashkarbolouki


☑️⭕️شبکه توسعه
@I_D_Network
آقای رئیس‌جمهور بعدی – قسمت هشتم

محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی

آقای رئیس‌جمهور بعدی، نکته چهاردهم این است: هر که باشی «تو خیلی کم می‌دانی اما قدرت‌ات زیاد است» و اگر مواظب نباشی، همین کار دستت می‌دهد.

☑️⭕️ چهاردهم: شما کم‌دان پرقدرت هستی

آقای رئیس‌جمهور بعدی، هر قدر هم که عالِم، کتاب‌خوان، باتجربه، با سابقه وزارت و مدیریت ارشد، و اصلاً نخبه یا استاد دانشگاه غیرقلّابی باشی، امور مملکت متنوع‌تر، پیچیده‌تر و عظیم‌تر از آن است که شما از همه یا حتی بخش کوچکی از آن‌ها سر در بیاوری. شما قدرت داری و در رأس کابینه، چندین شورای عالی و مجامع مهم تصمیم‌گیری، می‌توانی بر تصمیمات تأثیر بگذاری، اما این مشکل کم‌دانی را حل نمی‌کند.

نظام اداری درست برخلاف بدن انسان است. هر قدر به سمت بالای بدن حرکت کنید، از نیرو و قدرت کم شده و بر میزان اطلاعات و دانایی افزوده می‌شود. پاها و دست‌ها خیلی زور دارند، اما اطلاعات‌شان کم است، اما در سر، مغز جایگاه دریافت، انباشت و پردازش اطلاعات؛ گوش‌ها گیرنده اطلاعات شنوایی؛ چشم‌ها محل اطلاعات بینایی و زبان و بینی محل دریافت و پردازش اطلاعات چشایی و بویایی هستند. مغز، زبان، چشم، گوش و بینی اما زورشان کم است؛ فقط اطلاعات را دریافت و مغز آن‌ها را پردازش می‌کند و دستور می‌دهد.

نظام اداری تقریباً برعکس است. بر خلاف مدیرانی که تصور می‌کنند خیلی می‌دانند، اتفاقاً اطلاعات در مراتب پایین نظام اداری است. اطلاعات مزارع، میزان کشت‌ها و آب مصرفی در مزارع پیش همان کارمندان و کارشناسانی است که در شهرستان‌ها با کشاورزان ارتباط دارند، وزیر چیز زیادی در این باره نمی‌داند. وزیر نفت، راه و شهرسازی، نیرو و کشور هم یک چیزهایی درباره مسأله‌ها در محل وقوع‌شان می‌دانند، اما اطلاعات دقیق‌تر در مراتب پایین اداری و نزد اصحاب مسأله است.

آن کارمندان که داده‌ها را دارند، واقعیت را می‌دانند و گزارش‌هایی را که به دست وزیر و شما می‌رسد تهیه کرده‌اند، مخفی کردن اطلاعات مهم، شکنجه کردن داده و اطلاعات و اعتراف‌گیری از آن‌ها، و انواع فنون بازی با آمار را هم بلدند. این بازی سلسله‌مراتبی است. کارشناس بیشتر از مدیر کل، او بیشتر از معاون، معاون بیشتر از وزیر، و وزیر بیشتر از شما می‌داند. شما کم‌دان‌ترین آدم این سلسله‌مراتب هستی.

شما چون اطلاعات دستگاه‌های مختلف را دریافت می‌کنی، مزیت‌ات این است که اگر آدم قابلی باشی و مشاوران خوبی داشته باشی، بتوانی اطلاعات را کنار هم بگذاری و به تصویری کلی از وضعیت دست یابی؛ و البته می‌توانی به توهم دانایی هم مبتلا شوی.

شما چون خیلی قدرت داری، کاملاً محتمل است که زیردستان از جمله وزرا، معاونین و ... یاد بگیرند از ترس به گونه‌ای حرف بزنند که شما می‌پسندی. آن‌ها آدم‌های بدی نیستند، اما رفتار شما تعیین می‌کند که در برخورد با شما چگونه رفتار کنند. آن‌ها در ضمن، منطق رفتار شما را به زیردستان خودشان هم منتقل می‌کنند.

نکته مهم را هنوز نگفته‌ام. نظام اداری مایل است تصمیم نگیرد و همه چیز را به مراتب بالاتر ارجاع دهد. آن‌ها که می‌دانند (مراتب پایین اداری)، قدرت و اختیار ندارند؛ و شما که قدرت و اختیار داری، به اندازه کافی نمی‌دانی و نمی‌توانی بدانی. نتیجه این می‌شود که بی‌قدرتان بی‌اختیار نظام اداری، که البته دوست دارند مسئولیت تصمیم‌گیری را هم نپذیرند، کارها را همین‌طور پله پله به بالا ارجاع می‌دهند.

شما یکباره مواجه می‌شوید با انبوه مسأله‌ها و پرونده‌هایی که باید درباره‌شان تصمیم بگیری؛ و انبوهی از مسائل هم به شما نمی‌رسند و معطل می‌مانند. این در حالی است که درباره هیچ‌کدام از آن‌ها به اندازه کافی نمی‌دانی. شما فقط قدرت داری، بدون آن‌که به اندازه کافی بدانی.

گیج و منگ میان انبوهی از مسأله‌ها می‌مانید، و کارها به تدریج قفل می‌شود. شما به دلیل نداشتن اطلاعات کافی قادر به تصمیم‌گیری نیستید، و کارکنان نظام اداری هم یاد گرفته‌اند اطلاعات تصمیم را در اختیار شما قرار ندهند. شما هم اختیار و اقتدار تصمیم‌گیری به آن‌ها نداده‌اید.

شما به محض پا گذاشتن به اتاق رئیس‌جمهور می‌فهمی رئیس کلی شوراهای عالی هستی که اکثرشان تقریباً به هیچ دردی نمی‌خورند. آن‌ها کانون‌های قدرت هستند، اما اطلاعات تصمیم‌گیری در آن‌ها نیست. این همان معنای «کم‌دان پرقدرت» است. یک کار مهم شما، یافتن راهی برای مختار، مقتدر و مسئولیت‌پذیر کردن همه سلسله‌مراتب نظام اداری است. سعی می‌کنم موضوع را در نکات بعدی بیشتر توضیح بدهم.

#آقای_رئیس_جمهور_بعدی

قسمت‌های قبلی

(اگر می‌پسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
پنج سالگی دغدغه ایران

محمد فاضلی - عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی

سیزده آذر هزار و سیصد و نود و چهار، نوشتن در کانال «دغدغه ایران» را شروع کردم. صدها متن، سخنرانی و ویدئو در این پنج سال در این کانال منتشر شده است.

اعضا و مخاطبان کانال در این پنج سال انگیزه‌ای بزرگ برای نوشتن فراهم کردند. می‌خواهم با این نوشتار از ایشان، موافقان، منتقدان و مخالفان، تشکر کنم. من به امید ایرانی بهتر و مردمانی عزتمندتر نوشتم، و شما هم با همین امید خواندید، تشویق، نقد یا مخالفت کردید. سپاسگزارم.

انگیزه حاصل از ارتباط با مخاطبان سبب شد دغدغه ایران را در اینستاگرام هم دنبال کنم و امکان ارتباط تصویری و ویدئویی با مخاطبان هم فراهم شود.

🖋 قصد دارم در پنج سالگی کانال دغدغه ایران، ده نقد سلبی و ایجابی مخاطبان و اعضای کانال را هم منتشر کنم. اگر نقدی بر چند سال فعالیت کانال دغدغه ایران یا پیشنهادی برای بهبود محتوای کانال دارید برای من ارسال کنید. تلاش می‌کنم بی‌طرفانه نقد و پیشنهادها را منتشر کنم.

🎥 نقدهایی که در قالب ویدئوهای کمتر از یک دقیقه ارسال شوند در اینستاگرام دغدغه ایران منتشر خواهند شد.

سپاسگزار می‌شوم اگر نقدها از پانصد کلمه بیشتر نباشد، ملاحظات فضای اجتماعی و سیاسی را لحاظ کنند، و به گونه‌ای نوشته شوند که قابل انتشار باشند.

نوشتارها را می‌توانید به آدرس زیر ارسال کنید:
@Ad_Di_IRSS

پیشاپیش از همه نویسندگان نقدها و پیشنهادات سپاسگزارم.

(اگر می‌پسندید به اشتراک بگذارید.)

@fazeli_mohammad
این مستند دیدنی است.👇👇👇
پس از سه سال، سرانجام تصمیم گرفتم فیلم مستند جدول 17 را که ارشاد مجوز پخش آن را صادر نکرد در یوتیوب و آپارات منتشر کنم.
مستند جدول 17فیلمی درباره موسسات غیردولتی است که از بودجه عمومی کشور استفاده می کنند.

در مستند جدول 17 به سراغ برخی از این موسسات وابسته به برخی سیاستمداران مشهور رفته ایم و از آنها پرسیده ایم این بودجه را چگونه گرفته و صرف چه کاری می کنند.
بنیاد حکمت صدرا به ریاست حجت السلام والمسلمین سیدمحمد خامنه ای، موسسه پرتوی ثقلین به ریاست آیت الله محمدرضا مدرسی عضو فقهای شورای نگهبان، دانشگاه عدالت وابسته به آیت الله هاشمی شاهرودی و... از جمله این مراکر فرهنگی هستند که مسئولان آنها حاضر به مصاحبه با ما شدند. بسیاری دیگر از این موسسات بعضا شخصی و خصوصی که از دولت بودجه می گیرند حاضر به گفتگو نشدند.
شگفت آنکه در مسیر تحقیقات به برخی از موسساتی که در قانون بودجه ردیف خاصی برای آنها تعیین شده برخوردیم که اساسا وجود خارجی ندارند!

نسخه کامل:
https://youtu.be/cbHeeO2HDqI