دغدغه ایران – Telegram
دغدغه ایران
58.1K subscribers
1.12K photos
379 videos
143 files
2.33K links
این تنها رسانه ویژه انتشار نوشته‌های محمد فاضلی در تلگرام است. هیچ کانال دیگری برای نشر نوشته‌هایم ندارم.
Download Telegram
جامعه را شقّه شقّه نکنید.

محمد فاضلی - عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی

من  با اینکه اسم خیابان‌ها را عوض کنند و به نام بزرگانی بگذارند از اساس مخالفم. خیابان زندگی عینی و ذهنی دارد، زندگی ذهنی خیابان در خاطره مردم است. مردم زیادی در تهران هنوز خیابان شهید مطهری را می‌گویند تخت طاووس، و خیابان شهید بهشتی را می‌گویند عباس‌آباد و این اصلا بی‌حرمتی به آن دو شخصیت نیست بلکه تداوم حیات ذهنی خیابان است.

تغییر نام خیابان به استاد محمدرضا شجریان یا محمد مصدق هم غلط است. خیابانی که پنجاه سال نامش چیز دیگری بوده، در ذهن مردم عوض نمی‌شود.

این تغییر نام خیابان‌ها هم فقط به درد این می‌خورد که کار نمادین به عنوان گزارش کار ارائه شده و بعد که با مخالفت روبه‌رو شد، بهانه برای انجام نشون کارهای دیگر فراهم شود: نمی‌گذارند کار کنیم.

مصدق خیابان نمی‌خواهد، شجریان خیابان لازم ندارد. آدمی که پنجاه سال پس از مرگش سالی چند کتاب درباره او چاپ می‌شود و آدمی که فرهنگ آوازی ایران با او قوت می‌گیرد، خیابان لازم ندارد.

⭕️ نامگذاری خیابان ابزاری فرهنگی برای تقویت انسجام اجتماعی و نه تشدید منازعه سیاسی در سطح اجتماعی است.

اگر نامگذاری خیابان ابزاری برای تقویت انسجام اجتماعی باشد، تغییر نام خیابان از استاد شجریان به شهید فخری‌زاده هم ضدانسجام و ابزار تفرقه‌افکنی و رویارویی اجتماعی است. چرا شهید و هنر، و شخصیت‌های مورد احترام اقشار اجتماعی مختلف را رو در روی هم قرار می‌دهید؟

سیاست فرهنگی و اجتماعی ایران امروز برخلاف کارکرد چنین سیاستی در حکومت‌های بالغ و توسعه‌یافته که به دنبال تقویت انسجام و کمرنگ کردن تضادهای اجتماعی است، فقط بر طبل منازعه می‌کوبد. جامعه را شقّه شقّه نکنید.

(اگر می‌پسندید به اشتراک بگذارید.)

@fazeli_mohammad
آقای رئیس‌جمهور بعدی – قسمت دهم

محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی

آقای رئیس‌جمهور بعدی امیدوارم آب در هاون نکوبیده باشم و پانزده نکته قبلی را خوانده باشی. نکته شانزدهم این است که:

☑️⭕️ شانزدهم: کشتی قراضه میان اقیانوس نشوی!!

من خیلی فکر کردم به این‌که نسبت شما با امور کشور چیست و فعلا هیچ تمثیلی بهتر از «یک کشتی قراضه میان اقیانوس» نیافتم. اندکی حوصله کنید، توضیح می‌دهم.

مسائل کشور – هر کشوری، ایران ما بیشتر – مثل اقیانوس است؛ تا چشم کار می‌کند مسأله هست، مثل آب اقیانوس؛ و مردمانی که مثل ماهی سال‌هاست لای این مشکلات زندگی می‌کنند. موجوداتی که در اقیانوس زندگی می‌کنند، کوچک و بزرگ دارند و برخی از شکار بقیه تغذیه می‌کنند. کوسه‌ها و نهنگ‌های قاتل بقیه را می‌خورند؛ ماهی‌ها هم برخی پلانکتون می‌خورند (معیشت حداقلی) و برخی دیگر پلانکتون‌خورها را می‌خورند.

شما چهار یا هشت سال سوار یک کشتی می‌شوی (ریاست جمهوری) که ظاهرش خیلی معظم و اسم و رسمش خوب است (عین کشتی‌های عظیم اقیانوس‌پیما)، اما یک لحظه از بالای کره زمین موقعیت بزرگ‌ترین اقیانوس‌پیمای جهان را نسبت به گستره اقیانوس نگاه کن، چه می‌بینی؟ ذره‌ای در مقابل بی‌کران. تو داخل همان ذره نشسته‌ای.

حالا موقعیت‌ات را عوض کن، به جای آن‌که از بالا نگاه کنی، برو زیر آب‌های اقیانوس و از آن زیر، از چشم ماهی‌ریزه‌ها، درشت‌ماهی‌ها، کوسه‌ها و آن نهنگی که پنجاه سال است آن زیر سلطنتی دارد و شکار می‌کند، به سطح آب و حرکت کشتی خودت روی آب اقیانوس نگاه کن. چه می‌بینی؟ یک خط سفید که حاصل رفتن کشتی تو از میان آب است و چند ثانیه بعد تلاطم آب، آن خط سفید را نابود می‌کند.

نهنگ‌های اقیانوس، عین غول‌های پنهان نظام اداری، عین رانت‌خوارهای بزرگ، عین پدرخوانده‌ها و ...، هزاران کشتی دیده‌اند که همین مسیر را آمده و رفته و آن‌ها زیر اقیانوس کارشان را کرده‌اند. کاپیتان کشتی‌ها توهم دارند که شق‌القمر می‌کنند و سینه آب را می‌شکافند و پیش می‌روند، اما از آن بالا یا از زیر آب، از زاویه چشم نهنگ‌ها، خراشی بر سطح آب می‌دهند و می‌گذرند و ماهی‌ریزه‌ها و درشت‌ها و کوسه‌ها و نهنگ‌ها دارند زندگی خودشان را ادامه می‌دهند و اصلاً کشتی برای‌شان مهم نیست، شما هم برای خیلی‌ها مهم نیستی.

اگر نمی‌خواهی از دوران ریاست جمهوری فقط لذت کشتی‌رانی، کاپیتانی یک توهم، یا صید چند ماهی و مروارید و در جیب نهاد برایت بماند؛ باید دریا را به تلاطم وادار کنی. سؤال بزرگ پیش روی تو این است که «من چگونه می‌توانم دریا را به تلاطم وادار کنم؟» و «من چگونه می‌توانم قواعد بازی اقیانوس را به هم بزنم؟»

دریا قواعد خودش را دارد که با قواعد کشتی اقیانوس‌پیما – هر قدر هم که بزرگ و قدرتمند باشد – خیلی فرق دارد. اقیانوس با جریان‌های آب سرد و گرم، با طوفان، با انرژی که از خورشید می‌گیرد، با جاذبه ماه متحول می‌شود. این‌ها نیروهایی بسیار بسیار عظیم‌تر و طبیعی‌تر از قدرت موتور یا هر وسیله دیگری در کشتی اقیانوس‌پیماست.

شما، رئیس‌جمهور بعدی، هر که هستی، عمامه‌دار یا بی‌عمامه، دانشگاهی یا نظامی، اصلاح‌طلب یا اصولگرا، انقلابی یا غیرانقلابی، غربگرا یا ضدغرب، جوان یا پیر، زن یا مرد، هر چه باشی، به این دو تمثیل فکر کن و به یک نکته خوب بیندیش: اقیانوس با عوامل طبیعی به تلاطم درمی‌آید نه نیروی کشتی اقیانوس‌پیمایی که در برابر عظمت اقیانوس، قراضه‌ای بیش نیست. آن نیروی طبیعی که جامعه را به حرکت درمی‌آورد چیست؟ تو آن بادی را پیدا کن که هم در بادبان کشتی قدرت تو بوزد و هم جامعه را به حرکت درآورد. درست عین کشتی‌های بادبانی قدیمی. یادت باشد آن باد، حتما شعار و توهم نیست.

اقتصاددانان، عالمان علوم سیاسی، جامعه‌شناسان، متخصصان ارتباطات سیاسی و عالمان سیاست‌گذاری عمومی چند قرن است درباره نیروهای طبیعی که اقیانوس جامعه را به حرکت درمی‌آورند، می‌پالایند و کشتی قدرت را به جایی می‌رسانند اندیشه کرده‌اند. اگر از این اندیشه‌ها غفلت کنی، کشتی قراضه‌ای خواهی بود در خاطره اقیانوس که نهنگ‌ها و کوسه‌ها به ریشش می‌خندند و ماهی‌ریزه‌ها ناسزایش می‌گویند. خود دانی!!

#آقای_رئیس_جمهور_بعدی

(اگر می‌پسندید به اشتراک بگذارید.)

@fazeli_mohammad
تزریق واکسن را شفاف کنید

محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی

یکی از مهم‌ترین آزمون‌هایی که پیش روی دولت و کل حکومت در حال حاضر وجود دارد، شفاف ساختن دسترسی به واکسن کروناست.

نوزده میلیون دُز واکسن خریداری شده است. مردم ایران حق دارند به دقت بدانند که واکسن به چه کسانی تزریق می‌شود، هر استان، شهرستان، مرکز درمانی و ... چند دُز واکسن دریافت کرده و واکسن به چه کسانی تزریق شده است.

راه انداختن سامانه‌ای که در آن بشود همه اطلاعات مربوط به واکسن کرونا را ارائه کرد و به مردم نشان داد که واکسن طبق پروتکل مشخص، بدون تبعیض و به شیوه‌ای تزریق می‌شود که اثربخش‌ترین روش برای مقابله با بیماری است، در دنیای ارتباطات و اینترنت فعلی، کار سختی نیست.

یک دُز واکسن هم نباید به بازار قاچاق راه پیدا کند؛ و هیچ راهی برای تقلب و مثلاً پر شدن مجدد پوکه‌های واکسن تزریق‌شده از مایع، فروش آن به اسم واکسن در بازار آزاد و به خطر انداختن جان مردم نباید وجود داشته باشد.

مدیریت این امر به نظام اطلاع‌رسانی بسیار اندیشیده‌شده نیازمند است که تردید ندارم پزشکان متخصص این کار نیستند و وظیفه‌ای فراتر از صرف پزشکی است. مراقبت نشود، تزریق واکسن هم به یک معما، بحران و عامل بی‌اعتمادی بیشتر تبدیل می‌شود. مسأله از جنس مدیریت اطلاعات، فناوری اطلاعات، اطلاع‌رسانی و البته با ماهیت پزشکی و امری میان‌رشته‌ای است.

مراقب باشید واکسن کرونا خودش به ویروسی علیه امنیت روانی، سرمایه اجتماعی و آرامش جامعه بدل نشود. تزریق واکسن به نمایش دیگری از تبعیض، ناهماهنگی و این قاعده که «برخی از برخی دیگر برابرترند» تبدیل نشود.

دغدغه ایران در اینستاگرام

(اگر می‌پسندید به اشتراک بگذارید.)

@fazeli_mohammad
آقای رئیس‌جمهور بعدی – قسمت یازدهم

محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی

آقای رئیس‌جمهور بعدی شانزده نکته برای شما نوشته‌ام، و این نکته هفدهم است:

☑️⭕️ شفافیت اطلاعات کالای عمومی است

ببخشید که مجبورم مفهوم «کالای عمومی» را توضیح بدهم. کالای عمومی که ادبیات گسترده‌ای در علم اقتصاد دارد، عمدتاً به معنای کالاهایی است که اگر فراهم شوند، نمی‌شود گروهی از مردم را از آن‌ها محروم کرد، حتی اگر در هزینه تأمین این کالا سهم نداشته باشند.

صلح یا امنیت کالای عمومی است، یعنی وقتی صلح یا امنیت برقرار باشد، همه از آن برخوردارند حتی اگر مالیات برای تأمین مالی ارتش یا نیروی پلیس نداده باشند. نمی‌توانید در یک کشور امن یا در حال صلح، برخی مردم را از این دو کالا محروم کنید. ماست اما کالای خصوصی است، هر کسی که پول ندهد می‌شود او را از ماست محروم کرد.

می‌خواهم به شما بگویم که شفافیت هم کالای عمومی است. درکش کمی سخت است، اما شما حتماً می‌توانی درک کنی که «شفافیت برای همه است یا برای هیچ کس نیست.» فکر نکن می‌شود اطلاعات را از مردم پنهان کرد اما برای صاحبان قدرت شفاف باشد. شفافیت عین امنیت، صلح و هوای پاک است. اگر هوا پاک، امنیت و صلح برقرار باشد، شما هم از این سه به اندازه مردم برخوردار می‌شوی. اگر هوا ناسالم باشد، شما هم هوای ناسالم تنفس خواهی کرد.

شفافیت اطلاعات عین هوا، امنیت و صلح است؛ برای همه یا برای هیچ کس. اطلاعات اقتصادی یا شفاف روی پایگاه‌های اینترنتی و گزارش‌های معتبر به صورت دوره‌ای در اختیار همه قرار می‌گیرد، یا منع، انحصار و سانسورهایی ایجاد می‌شود که این اطلاعات در اختیار مردم قرار نگیرد. اطلاعات وقتی در اختیار مردم قرار نمی‌گیرد، یعنی در اختیار آدم‌ها و گروه‌های خاصی است، حالا شما فرض کن همان بوروکرات‌هایی که این اطلاعات را کنترل می‌کنند.

اطلاعاتی که در اختیار این بوروکرات‌هاست، اولاً راستی‌آزمایی نمی‌شود. کسی نمی‌تواند آزمون کند که داده و اطلاعات این‌ها درست هست یا نیست. انتشار و اطلاع عمومی است که محک جدی آزمون اطلاعات است. ثانیاً، این صاحبان اطلاعات قادرند بنا به منافع خودشان، اطلاعات را دستکاری کنند و حتی به شما، شخص شخیص شما، اطلاعات دستکاری و شکنجه‌شده بدهند. ضمن این‌که شما هیچ مرجعی ندارید تا داده و اطلاعاتی را که آن‌ها می‌دهند بررسی و صحت‌سنجی کنید.

یادتان باشد که بوروکرات‌های صاحب اطلاعات جنس همان نهنگ‌هایی هستند که در مثال اقیانوس به شما یادآوری کردم. آن‌ها ده بیست سال است در نظام اداری هستند، قبل از شما بوده‌اند و بعد از شما هم خواهند بود. آن‌ها شبکه هستند و چون قرار است در نظام اداری زندگی کنند، برّه یکدیگر را به گرگ نمی‌سپارند، یعنی همدیگر را لو نمی‌دهند.

شما نمی‌توانید حرف‌های بوروکرات‌ها را با بقیه بوروکرات‌ها راستی‌آزمایی کنید، بالاخص این‌که اغلب‌شان «جلّاسان گردگویی» هستند که در یکی از یادداشت‌ها برای‌تان توضیح می‌دهم. شجاعت در میان آن‌ها اغلب عنصر کمیابی است، به اندازه کمیابی تربیوم، هولمیوم، دیسپرزیوم یا اربیوم در جدول تناوبی شیمی.

آقای رئیس‌جمهور بعدی خلاصه حرفم این است، شما باید نظام داده و آمار این کشور را جوری متحول کنید که غیر از اطلاعات سرّی نظامی و امنیتی، بقیه داده و اطلاعات مرتبط با حکمرانی در اختیار همه جامعه باشد و جامعه به نیابت از شما آن‌ها را راستی‌آزمایی کند، و به تدریج شفافیت برای جامعه و شما توأمان شکل بگیرد؛ یا در این توهم سیر می‌کنید که لازم نیست جامعه شفاف به همه داده و آمار دسترسی داشته باشد، خودمان بدانیم کافیست. این دومی یعنی دیگر قادر نخواهی بود به هیچ داده شفاف و درستی دست پیدا کنی و همواره در خوف و رجا باقی می‌مانی که به این داده اعتماد کنم یا نکنم؛ و جلّاسان گردگو به احتمال زیاد کلاه‌های گشادی بر سرت خواهند گذاشت.

این جمله را به عنوان یادگار با خود داشته باش: «یکی از بنیان‌های حکمرانی این است که حکمران بتواند به صحت و اعتبار داده‌هایی که مبنای تصمیم‌گیری است اعتماد کند.» بدون شفافیت برای همه، شما هم شفافیت و اعتماد نخواهی داشت.

#شفافیت_کالای_عمومی_است

#آقای_رئیس_جمهور_بعدی

(اگر می‌پسندید به اشتراک بگذارید.)

@fazeli_mohammad
آقای رئیس‌جمهور بعدی – قسمت دوازدهم

محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی

هفده نکته قبلی شاید بدیهی اما عقلانی به نظر رسیده باشند، اما نکته هیجدهم، کمی غیرعادی و حتی غیرعقلانی جلوه می‌کند.

☑️⭕️ هیجدهم: علم علت توسعه نیست

من خودم دانشگاهی‌ هستم، شما هم حتماً هستی، و بسیار شنیده‌ایم که پیشرفت علمی جوامع باعث پیشرفت اقتصادی، رفاه، اقتدار و امنیت ملی می‌شود. قصد ندارم وارد جامعه‌شناسی تاریخی رشد و پیشرفت اقتصادی بشوم، اما با شواهد نشان می‌دهم که رشد و پیشرفت اقتصادی در گام اول، نتیجه توسعه علمی نیست.

ببین برادر من، برای بیان این نکته مهم، من آمار رشد اقتصادی کشورهای جهان از سال 2000 تا 2017 را میانگین گرفتم و آن‌ها را از بیشترین میانگین رشد اقتصادی تا کمترین مرتب کردم.

اسم بیست‌وهشت کشور اول این فهرست را برای شما می‌نویسم: گینه اکوتوریال (11.2)، میانمار (10.7)، آذربایجان (9.9)، قطر (9.92)، چین (9.9)، اتیوپی (9.8)، ماکائو (8.8)، ترکمنستان (8.7)، کامبوج (8.2)، تاجیکستان (8.19)، رواندا (8)، بوتان (8)، لائوس (7.6)، موزامبیک (7.3)، چاد (7.3)، مغولستان (7.3)، قزاقستان (7.1)، ازبکستان (7)، هندوستان (7)، ارمنستان (6.9)، ویتنام (6.7)، تانزانیا (6.7)، اوگاندا (6.6)، آنگولا (6.6)، زامبیا (6.5)، پاناما (6.5)، سیرالئون (6.4)، نیجریه (6.4). کشور ایران با میانگین رشد اقتصادی 3.8 درصد در هفده سال از 2000 تا 2017 در رتبه 120 قرار دارد.

آقای رئیس‌جمهور بعدی، حال به این دقت کن که از سال 2000 تا 2017 ما از رتبه 48 در تعداد مقالات علمی در جهان در رتبه‌بندی SciMago به رتبه 16 ارتقا پیدا کردیمو تعداد مقالات ایران در این رتبه‌بندی از 1871 به 56105 مقاله افزایش یافته است. می‌بینی برادر ما 32 رتبه در انتشار مقالات علمی بهتر شدیم و تعداد مقالات‌مان 29.9 برابر شده است، اما میانگین رشد اقتصادی ما در جهان در تبه 120 قرار گرفته است.

بگذار واقعیت تلخ‌تری را برای شما روشن کنم. میانگین رشد اقتصادی ما در سال‌های 1990 تا 1999 میلادی را 3.9 بوده و از نظر رتبه در جایگاه 75 جهان قرار داشتیم.

جالب نیست برای شما که وقتی هنوز رشد تعداد مقالات علمی ایران در دهه 1990 آغاز نشده بود، ما در رتبه 75 میانگین رشد اقتصادی جهان قرار داشتیم، اما در بیست سال بعدی که تعداد مقالات علمی‌مان 29.9 برابر شده، میانگین رشد اقتصادی‌مان به 3.8 کاهش یافته و هم رتبه میانگین رشد اقتصادی‌مان در جهان به 120 نزول کرده است؟

شما به عنوان رئیس‌جمهور بعدی، باید از خودت بپرسی پس این همه سرمایه‌گذاری روی علم و تولید مقالات و رفتن از رتبه 48 جهان به رتبه 16 در تولید مقالات چه تأثیری در قریب دو دهه روی بهبود رشد و رفاه اقتصادی ایران و ایرانیان داشته است؟ بدتر این‌که در سال 2017 هیچ کدام از آن 28 کشوری که میانگین رشد اقتصادی‌شان در سال‌های 2000 تا 2017 از ما خیلی بهتر بوده، به استثنای چین و هند، از نظر تولید مقالات علمی از ما بالاتر نبوده‌ و نزدیک‌ترین‌شان به ایران کشور نیجریه با رتبه 52 در تولید مقالات علمی با انتشار 7855 مقاله است.

☑️⭕️ نتیجه‌

امیدوارم هر چه زودتر نتایج تحلیل‌های خیلی بیشترم درباره رابطه علم و توسعه را در یک مقاله مفصل خدمت شما و مردم ایران ارائه کنم، اما اجمالاً عرض می‌کنم که:

توسعه علمی، علت رشد اقتصادی نمی‌شود، و بدون رشد اقتصادی، توسعه علمی هم دیر یا زود، افت می‌کند. توسعه دادن علم، کار پرخرجی است، و بدون رشد اقتصادی و بازار داشتن برای تبدیل علم به فناوری، کالا و فروش در بازار، تولید علم به کار بی‌حاصل و بی‌تقاضا تبدیل می‌شود.

برای کشورهای در حال توسعه، رشد اقتصادی موتور محرکه توسعه علمی است نه علم موتور محرکه توسعه اقتصادی. توسعه که اتفاق افتاد، داستان کمی فرق می‌کند. آن‌وقت علم و فناوری موتور محرکه نوآوری می‌شود.

برادر من، سامان دادن روابطی که باعث رشد اقتصادی شود،‌ بسیار مقدم بر توسعه علمی است.

بگذار ساده بگویم، علم مثل کتاب آشپزی است، هر قدر هم کتاب آشپزی دقیق باشد، تولید غذا و فروش آن در بازار، به ابزار، روابط، ارتباط، انگیزه برای پخت و پز، مواد اولیه، انرژی، آشپزهای ماهر، و خریداران علاقمند نیاز دارد. یادت باشد، بدون کتاب آشپزی ولی با دیگر ملزومات آشپزی می‌توان غذا پخت، اما بدون ابزار، مواد اولیه، آشپز، انگیزه و بازار فروش و ...، و فقط با داشتن یک جلد کتاب – حتی کتاب مستطاب آشپزی مرحوم نجف دریابندری – هیچ کاری نمی‌شود کرد.

⭕️ علم، کتاب آشپزی است؛ همین! گولت نزنند.

#آقای_رئیس_جمهور_بعدی

(اگر می‌پسندید به اشتراک بگذارید.)

@fazeli_mohammad
کتاب‌ خواندن پیشرفت اقتصادی نمی‌آورد

محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی

شما بسیار شنیده‌اید که ایرانیان کم کتاب می‌خوانند و تا وقتی جامعه با کتاب خواندن رشد فکری نکند، توسعه نمی‌یابد. صرف‌نظر از این‌که ما در مقایسه با بقیه مردم دنیا کم کتاب می‌خوانیم یا نمی‌خوانیم، کتاب خواندن درمان توسعه‌نیافتگی ما نیست. توضیح می‌دهم که کتاب را به دلیل دیگری باید خواند و بقیه جوامع هم با کتاب خواندن عموم مردم توسعه نیافته‌اند. بگذارید اول داستانی را خلاصه بگویم.

⭕️ «یو هوآ» نویسنده مشهور چینی (متولد 1960) در فصل دوم کتاب «چین در ده کلمه» می‌نویسد: «از آن‌جا که در زمانه و مکانی بزرگ شدم که کتاب وجود نداشت ... گاردهای سرخ بخش عمده‌ای از کتاب‌ها کتابخانه را در کتاب‌سوزان‌ها آتش زده بودند ... در خانه ما ده دوازده جلد کتاب پزشکی پدر و مادرم ... مجموعه چهارجلدی منتخب آثار مائو و کتاب سرخ کوچک بود که برگزیده گفته‌های مائو بود... تمام تلاشم برای یافتن کتاب بیرون از خانه بی‌نتیجه ماند... در سال 1977 دوران انقلاب فرهنگی گذشته بود ... به هر نفر تنها یک کوپن می‌دادند و با هر کوپن فقط می‌شد دو جلد کتاب خرید ... بعد از سی سال از چین بدون کتاب به چین امروز رسیده‌ایم که کتاب بیشتر از کتاب‌خوان متقاضی وجود دارد. ... در گذشته کتابی برای خرید نبود.» (صص. 70-49)

انقلاب چین سال 1949 به پیروزی رسید، از سال 1966 انقلاب فرهنگی چین آغاز شد که طی آن تا سال 1976 به مدت ده سال، بسیاری از منابع و آثار فرهنگ چین نابود شد، و به قول یو هوآ، عصری بود که کتاب وجود نداشت. چین از 1949 تا عصر اصلاحات به مدت سی سال، عصر بی‌کتاب را طی کرد. یک نسل فقط با چهار کتاب نوشته‌های مائو و کتاب سرخ کوچک (برگزیده نوشته‌های مائو) که کسی نمی‌خواند و فقط برای نمایش یا شعار سیاسی دادن بود، زندگی گذراند.

چگونه چینی که کتاب نمی‌خواند، به یکباره از ابتدای دهه 1980، چهار سال بعد از مائو، در مسیر اصلاحات قرار گرفت؟ مردم به یکباره کتاب‌خوان شدند؟ نه، منطق بازی سیاست و اقتصاد تغییر کرد. مردم برای کار کردن در کارخانه‌ها، کارآفرینان برای تولید، و کشاورزان برای باانگیزه کار کردن به کتاب خواندن احتیاج نداشتند. روابط مردم با حکومت عوض شد.

عموم مردم انگلستان موقع انقلاب صنعتی هم کتاب نمی‌خواندند، مردم کره جنوبی اوایل دهه 1960 تا اواسط دهه 1980 – زمانی که کره ظرف بیست‌وپنج سال کشوری صنعتی شد – هم کتاب‌خوان نبودند. مردم ویتنام، اندونزی، بنگلادش و هندوستان هم که در بیست سال گذشته رشد اقتصادی زیادی داشته‌اند هم کتاب‌خوان‌های قهاری نبوده و نیستند.

کتاب خواندن عموم مردم، علت توسعه و رشد اقتصادی نبوده و نمی‌شود. عموم مردم کتاب را به دلایل دیگری می‌توانند بخوانند: برای سرگرمی، برای لذت خواندن، برای یاد گرفتن سلوک شخصی، برای غنی‌سازی تجربه انسانی، برای انسان‌تر شدن و کسب ظرفیت مشارکت در تجربه بشری، برای کسب تجربه معنوی، و به همین دلیل است که داستان و رمان در صدر خواندنی‌های مردم جهان است. داستان و رمان هم روی توسعه و رشد اقتصادی اثر ندارند.
من معتقدم وقتی مردم کشورها به رفاه و وضع اقتصادی بهتری برسند، بیشتر کتاب می‌خوانند؛ نه برعکس. کتاب‌ نخواندن عموم مردم را عامل توسعه‌نیافتگی معرفی کردن، آدرس غلط دادن است.

مردم هر قدر هم کتاب بخوانند، تا ماهیت روابط مردم و حاکمیت، قواعد حاکم بر اقتصاد و سیاست و جنس حکمرانی عوض نشود، توسعه رخ نمی‌دهد.

کتاب خواندن در درازمدت ممکن است مردمانی خلق کند که زندگی فرهنگی‌تر، انتخاب‌های بهتر یا مقاومت بیشتری در برابر حکمرانی نادرست داشته باشند، اما مسیر از کتاب خواندن به توسعه، نه مستقیم است نه حتی میان‌مدت.

آیا کتاب خواندن به کلی بی‌حاصل است؟ ابداً، کتاب خواندن برای بسط تخصص فردی – بالاخص برای انسان‌هایی که جنس کارشان علمی و تخصصی است – و برای عموم مردم در جهت داشتن تجربه انسانی و غنی، ضروری است. کتاب، در کنار سایر عوامل، از جمله جامعه‌ای با سطح مناسبی از رفاه و عدالت، به انسانی‌تر زیستن کمک می‌کند؛ ولی توسعه‌نیافتگی را نمی‌توان به عهده تقصیر مردم در کتاب نخواندن گذاشت، و از کتاب خواندن عموم مردم هم نمی‌توان انتظار توسعه‌یافتگی داشت.

توضیح:
یو هوآ. (1395) چین در 10 کلمه. ترجمه سعید مقدم. نشر مرکز. (کتاب خیلی خواندنی است.)

(اگر می‌پسندید به اشتراک بگذارید.)

@fazeli_mohammad
👎2👍1
حمله به واکسن ایرانی کرونا؟!!

محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی

این هم از مصائب این کشور است که هر موضوعی به سرفصلی برای مناقشه بدل می‌شود و گوشه‌ای از سرمایه اجتماعی و توان ملی را می‌فرساید، نمونه‌اش واکسن کرونای ایرانی.

چندین ویدئو برای مسخره کردن واکسن کرونای ایرانی ساخته شده و موضوع لطیفه‌ها هم شده است. این گونه شوخی‌ها چیز عجیبی نیست برای واکسن‌های خارجی هم ساخته شده است اما ما باید نسبت‌مان را با این واکسن هم‌چون نمونه‌ای از این گونه موضوعات مشخص کنیم.

نظر من این است برای اندیشه و قضاوت درباره واکسن ایرانی به مسائل زیر توجه داشته باشیم:

⭕️ یک. واکسن را سیاسیون ایران نمی‌سازند که مصاحبه می‌کنند و خبرش را می‌دهند. واکسن در آزمایشگاه‌ها و مراکز تحقیقاتی و کارخانجات دارویی توسط متخصصان علوم مرتبط ساخته می‌شود. آن‌ها انسان‌های متخصص ایران‌دوستی هستند که می‌خواهند برای بهبود وضع انسان، واکسن بسازند. حساب آن‌ها از سیاست جداست.

⭕️ دو. همه کشورها و شرکت‌های مهم داروسازی و ساخت واکسن، برای پیشبرد کارشان همکاری فناورانه (Technological collaboration) می‌کنند. ایرادی نیست که ایران هم با هر کشور دیگری، چین، کوبا، هند یا ... همکاری فناورانه داشته باشد. جهان امروز از اساس بر همکاری فناورانه در همه محصولات – از خودرو تا دارو تا تسلیحات – بنا شده است. همکاری با کشورهای دیگر نقطه قوت است.

⭕️ سه. مطالبه کردن شفافیت مقامات سیاسی در اطلاع‌رسانی درباره واکسن ایرانی، ضرورت طی شدن همه مراحل تخصصی و پروتکل‌های تأیید واکسن مطابق استانداردهای معتبر جهانی، دوری از سیاسی‌کاری، شو اجرا نکردن، صداقت داشتن، و هر آن‌چه حافظ امنیت انسانی و جان مردم باشد، با حمله کردن و مسخره کردن واکسن ایرانی خیلی فرق دارد.

⭕️ چهار. سرعت جهان در رسیدن به واکسن، قطعاً عوارضی برای درست طی شدن مراحل تحقیقات، طراحی، آزمایش، تأیید و تولید واکسن‌های کرونا داشته است. اعتماد جهانیان به واکسن‌های موجود به صورت حداکثری هم جذب نشده است. بسیاری از مردم کشورهای توسعه‌یافته هم تزریق واکسن را نپذیرفته و رسانه‌ها در صحنه‌سازی نبودن تزریق کرونا توسط مقامات سیاسی جهان هم تردید کرده‌اند. مسأله واکسن کرونا، جهانی است و به ایران اختصاص ندارد.

صادقانه پیشنهاد می‌کنم بین زحمات متخصصان ایرانی که برای تولید واکسن در شرایط سخت کشور، تحت تحریم، با کمبود منابع و ... تلاش کرده‌ و می‌کنند؛ و فرایند سیاسی مرتبط با واکسن تفاوت قائل شویم. زحمت متخصصان را پاس بداریم، و از سیاسیون درخواست کنیم شفاف باشند، هرگز واکسن را ابزار نمایش سیاسی نکنند، و سیاست را در این امر تخصصی دخالت ندهند. شفافیت داروی این درد است.

حمله به واکسن ایرانی و تمسخر آن، درمان نیست، بر دردها می‌افزاید. تحقیر خود درمان دردهای ما نیست.

پی‌نوشت: مسئولین محترم، دلیل تمسخر و حمله به واکسن ایرانی را در نوشته‌های مردم زیر این پست (اینجا) بخوانید.

(اگر می‌پسندید به اشتراک بگذارید.)

@fazeli_mohammad
بی‌اعتمادی مردم به قلم خودشان

محمد فاضلی - عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی

مسئولین محترم، در هر جایگاه و رده و سازمانی، می‌خواهید از عمق بی‌اعتمادی مردم و دلیل آن مطلع شوید. شماری از مردم خودشان دلایل را در ارتباط با واکسن کرونا، در یادداشت‌های پاسخ به نوشته من درباره واکسن کرونای ایرانی (اینجا) نوشته‌اند. خواندن آن بیشتر از ده دقیقه وقت شما را نمی‌گیرد. همه دلایل محصول عمل شماست.

این مختصرترین نوشته کانال دغدغه ایران تا امروز است، شاید از آن جهت که شماری از مردم خودشان نویسنده محتوای این نوشتار هستند.

(اگر می‌پسندید به اشتراک بگذارید)

@fazeli_mohammad
درس حیاتی جامعه‌شناسی

محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی

اگر بخواهم یک درس از جامعه‌شناسی را برای عموم مردم بنویسم، درباره «ضرورت استقلال نسبی چهار عرصه زندگی اجتماعی» خواهم نوشت. ضرورت استقلال نسبی به چه معناست؟ این برای ایران ما حیاتی است.

زندگی در جامعه را خیلی ساده می‌توان به چهار عرصه تقسیم کرد: اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی. منطق این عرصه‌ها با هم متفاوت است. بگذارید خیلی مختصر و ساده مرور کنیم.

⭕️ اقتصاد: عرصه مقولاتی نظیر کالا، خدمات، پول و نیروی کار است. تولید، توزیع و مصرف نفع مادی بنیان اقتصاد است. کارآمدی معیار مهم این عرصه و سرعت تغییرات در آن زیاد است. کالاها و خدمات به سرعت متحول می‌شوند و تغییر می‌کنند. کارخانه، مزرعه و بنگاه همین کارها را انجام می‌دهند.

⭕️ سیاست: عرصه قدرت و تصمیم است. تولید، توزیع و کاربست قدرت برای تصمیم‌گیری در آن رواج دارد. هدف در این عرصه حل مسأله، رفع مناقشه، کاهش خشونت، تصمیم‌گیری درباره تولید،‌ توزیع و مصرف منابع و منافع، و جلوگیری از بروز خشونت است. دولت، مجلس، نیروی نظامی و مراکز تصمیم‌گیری سیاسی همین کارها را باید انجام دهند. منطق این عرصه، کارآمدی در حل مسأله، کاهش خشونت و جلوگیری از بروز مناقشه است.

⭕️ اجتماع: عرصه روابط عاطفی و احساسی است. جایی است که در آن آدمیان رابطه برقرار می‌کنند به خاطر خود رابطه، برای مبادله عواطف و چیزی فراتر از آن‌را در حالت مطلوب مد نظر ندارند. خانواده، دوستی، خویشاوندی و ... مثال‌های برتر این عرصه‌اند. مبادله عواطف در خانواده هدف است، و منطق این عرصه، مدیریت عاطفه و احساس است.

⭕️ فرهنگ: حوزه تولید، توزیع و مصرف نمادهاست. نمادها بنیان سازنده زبان، علم، هنر و شناخت هستند. منطق این عرصه، اقناع و ارائه شناخت معتبر (برای مثال در علم) و زیبایی (در هنر) است.

این عرصه‌ها با هم ارتباط متقابل دارند. کالای اقتصادی را زیبا می‌سازند تا فروش برود؛ و محصولات فرهنگی از علم گرفته تا هنر را در بازارهای اقتصادی می‌فروشند. تولید اقتصادی متکی به جمعیت و تولید مثل برای داشتن نیروی کار برآمده از عرصه اجتماعی است، و اجتماع به‌واسطه مصرف محصولات اقتصاد پایدار می‌ماند. سیاست متکی به تولید اقتصادی برای تأمین هزینه تولید قدرت است، و اقتصاد، جامعه و فرهنگ با تصمیم‌گیری، حل مناقشه و کنترل خشونت که محصولات سیاست هستند، عمل می‌کنند. ارتباط این چهار عرصه عیان است.

⭕️ نکته اول: این عرصه‌ها باید مستقل از هم باشند. مثال ساده: دو ضرب در دو می‌شود چهار و اگر قدرت با زور بخواهد که پنج بشود، استقلال فرهنگ مخدوش و گزاره بی‌اعتبار می‌شود. کارخانه به مدیرعامل، هیئت مدیره و نیروی کار شایسته نیاز دارد و اگر دوستی خانوادگی و قدرت سیاسی با منطق عاطفی و زور نیروی انسانی به شرکت‌ها نیرو تحمیل کنند، کارآمدی نابود می‌شود. سیاست عرصه تصمیم برای خیر جمعی است، اگر پول از عرصه اقتصاد بر سیاست سایه بیندازد، و نفع شخصی که بنیان کار اقتصادی است عامل چیره بر سیاست شود، خیر جمعی نابود خواهد شد. «استقلال نسبی چهار عرصه بنیادی زندگی اجتماعی» و منطق متمایز این چهار عرصه نباید مخدوش شوند.

⭕️ نکته دوم: رقابت در هر چهار عرصه ضروری است. شرکت‌ها و کالاها (برای جلب مشتری بیشتر)؛ احزاب و گروه‌های سیاسی (برای جلب حمایت طرفداران بیشتر)؛ انسان‌ها برای جلب عواطف و احساسات دیگران (مثلاً یافتن شریک زندگی و دوست بهتر)؛ و علوم و هنرها (برای قانع‌کننده‌تر، صحیح‌تر و زیباتر بودن) رقابت می‌کنند. مخدوش شدن اصل رقابت مطابق منطق هر عرصه، و رقابت در هر عرصه را تحت سیطره منطق عرصه دیگر قرار دادن، منجر به فروپاشی اجتماعی می‌شود.

کالاها و خدمات را نمی‌شود و نباید با منطق زور به مشتری فروخت؛ کسی را نباید به دوست داشتن دیگری مجبور کرد؛ دیگران را نباید با فشار و زور برای حمایت سیاسی مجبور کرد؛ و درستی یک گزاره علمی، فلسفی یا دینی، یا زیبایی یک اثر هنری را نباید با زور به دیگران تحمیل کرد. فروش کالا، جذب دوست، جلب حمایت سیاسی و درستی و زیبایی علم و هنر باید در رقابت مطابق منطق هر عرصه صورت گیرد. این به معنی استقلال نسبی است.

تاریخ و جامعه‌شناسی حاوی یک درس مهم است: جوامعی راه پیشرفت و بهروزی می‌پیمایند که تا اندازه زیادی موفق به حفظ استقلال نسبی عرصه‌های زندگی اجتماعی از یکدیگر شوند و نگذارند منطق یک عرصه بر عرصه‌های دیگر غلبه کند. هر عرصه زندگی اجتماعی باید با منطق خاص خودش اداره و ارزیابی شود. مداخله منطق عرصه‌ها در یکدیگر، بنیان زوال است.

(اگر می‌پسندید به اشتراک بگذارید.)

@fazeli_mohammad
خیلی روشن درباره گاز، برق، مازوت

محمد فاضلی - عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی

مساله گاز و برق و مازوت خیلی ساده است، چرا بدون پیچ و صریح گفته نمی‌شود که:

⭕️ یک. مصرف گاز کشور در مقایسه با جهان، خیلی بالاست، حدود 620 میلیون مترمکعب در روز (کل اروپا با 450 میلیون جمعیت کمی بیش از دو برابر ایران است).

⭕️ دو. بالا رفتن مصرف گاز به دلیل سرما باعث می‌شود مقدار گاز تحویلی به نیروگاه‌های تولید برق کاهش یابد.

⭕️ سه. نیروگاه‌ها، در شرایط محدودیت دسترسی به گازوئیل، برای تولید برق باید سوخت جایگزین استفاده کنند. سوخت جایگزین هم مازوت است.

☑️⭕️ نتیجه

معجزه‌ای در کار نیست. آلودگی هوا در کشور هست، مازوت هم که بسوزد بیشتر می‌شود. خب، در این وضعیت سه حالت بیشتر ندارد:

⭕️ یک. مصرف گاز پایین نمی‌آید، گاز به نیروگاه‌ها نمی‌رسد، و نیروگاه‌ها برای خاموش نشدن مازوت می‌سوزانند. (مصرف برق و گاز سر جاش، مازوت و آلودگیش روش)

⭕️ دو. مصرف گاز پایین نمی‌آید، مازوت هم مصرف نمی‌شود و نیروگاه‌ها خاموش می‌شوند، آلودگی مازوت هم به آلودگی موجود اضافه نمی‌شود. (گاز، بدون برق کافی و همراه خاموشی، بدون آلودگی بیشتر ناشی از مازوت و با همان مقدار آلودگی قبلی)

⭕️ سه. مصرف گاز پایین آورده می‌شود، گاز کافی به نیروگاه‌ها می‌رسد، بدون خاموشی و آلودگی اضافی ناشی از مازوت، برق تولید می‌شود. (این سناریوی برتر است.)

چرا باید مساله به این سادگی را پیچاند و به زبان آدمیزاد نگفت؟

(اگر می‌پسندید به اشتراک بگذارید.)

⭕️ برای آمار مصرف گاز نگاه کنید به: اینجا

@fazeli_mohammad
بی‌ناموسی ممنوع

محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی

این که می‌نویسم، از آن‌هاست که فُحش‌خور ملسی دارد، اما باید نوشت.

☑️⭕️ واقعه تاریخی

امین‌الدوله در سال 1896 شرکت قندسازی بلژیکی را به ایران آورد تا در اراضی‌اش چغندر قند بکارد و کارخانه قند راه بیندازد. بهای قند این کارخانه ارزان‌تر از قند وارداتی روسیه بود. احمد اشرف در کتاب «موانع تاریخی رشد سرمایه‌داری در ایران» از قول مهدیقلی هدایت می‌نویسد «روس‌ها که صادرکننده عمده قند به ایالات شمالی ایران بودند موقتاً بهای قند را ارزان کردند تا آن‌که کارخانه قند را به زانو درآوردند.» (صص. 63-62)

☑️⭕️ نتیجه اول

روس‌ها برای حفظ بازار ایران قندشان را ارزان‌تر دادند تا کارخانه رقیب در ایران پیدا نکنند. بازار ناموس اقتصاد است، نه آسان به دست می‌آید، نباید به بادش داد، و چون به باد دادی دیگر سخت به دست می‌آید.

☑️⭕️ واقعیت امروز

⭕️ یک. ما بازارهایی برای صادرات محصولات‌ خود به کشورهای همسایه داریم: صادرات گاز به عراق، ترکیه و نمی‌دانم چه کشورهای دیگری؛ و صادرات برق به عراق، افغانستان، پاکستان و کشورهای دیگری.

⭕️ دو. الان تحریم هستیم و همین بازارهای صادراتی محل کسب درآمد ارزی و رفع نیازهاست؛ اما تحریم هم که نباشیم – مثل روسیه یا قطر – ما به صادرات نیازمندیم. اقتصادهای بزرگ جهان صادرات‌محور هستند، خواه کالای خام (مثل عربستان) خواه کالای ساخته‌شده (مثل چین، ژاپن، آلمان، کره جنوبی و این روزها اندونزی و بنگلادش)

⭕️ سه. بازار ناموس اقتصاد است و نباید آن‌را به باد داد. ما باید بازار گاز و برق عراق، افعانستان، پاکستان و هر کشور دیگری را حفظ کنیم؛ با تحریم یا بی‌تحریم؛ با رابطه با آمریکا یا بدون رابطه با آمریکا؛ این بازارها برای کسب درآمد، ایجاد اشتغال، تضمین امنیت و روابط متقابل مسالمت‌آمیز، داشتن پشتیبانی این کشورها در مجامع بین‌المللی، و برای ارائه تصویری خوب از ایران به منظور فروش کالاهای بیشتر، برای گرفتن پروژه‌های ساخت‌وساز توسط شرکت‌های ایرانی در این کشورها، و برای توسعه درازمدت ایران ضروری است.

⭕️ چهار. برای حفظ بازار گاز و برق عراق و سایر کشورها، باید مدیریت مصرف کرد؛ شروع از مشترکین بزرگ مصرف‌کننده گاز و برق در بخش دولتی، از شرکت‌های صنعتی انرژی‌بر، از خاموش کردن گاز و برق ادارات دولتی، از تبلیغات گسترده برای کاهش مصرف برق و گاز در همه بخش‌ها، و حتی پرداخت خسارت به مشترکین خصوصی و خانگی بابت کاستن از مصرف داخلی، ، و همین‌طور الی آخر.

بقیه کشورها برای حفظ بازارهای‌شان – ناموس اقتصاد – دامپینگ می‌کنند، جنس‌شان را زیر قیمت تولید در کشور خارجی می‌فروشند، برای حفظ بازار روی بقیه اسلحه می‌کشند، چرا نباید به حفظ بازارهای خود حساس باشیم؟

⭕️ پنج. خجالت نباید کشید از گفتن این‌که برای حفظ بازار خارجی انرژی، در داخل به ترتیب از پرمصرف‌ترین مشترکین، دولتی‌ها، حکومتی‌ها و تا دیگران، آخر همه مردم، مدیریت مصرف می‌کنیم.

☑️⭕️ چرا گفته نمی‌شود؟

اما چرا گفته نمی‌شود؟ ساده است: سرشکستگی و خجالت به علاوه عدم شفافیت. خب وقتی دله دزدی، دزدی گرگی، فساد، ناکارآمدی و عدم شفافیت هست، کسی جرأت نمی‌کند بگوید ما برای حفظ بازارهای صادراتی، در داخل مدیریت مصرف می‌کنیم. مردم می‌گویند تو اول فساد و ناکارآمدی و عدم شفافیت خودت را درمان کن تا معلوم شود پول صادرات در کجا خرج می‌شود. اغلب خوانندگان این پست هم همین را خواهند گفت و برای همین فحش‌خور ملسی دارد.

☑️⭕️ نتیجه دوم

⭕️ یک. شترسواری دولّا دولّا نمی‌شود. بازار صادرات را حفظ کردن بدون مدیریت مصرف و اصلاحات در ساختار مصرف انرژی کشور نمی‌شود، و مدیریت مصرف هم بدون شفافیت با مردم و اصلاحات برای پایان دادن به ناکارآمدی، دله دزدی و دزدی گرگی ممکن نیست. نمی‌شود خزانه‌داری قاجاری داشت و بازارداری قرن بیست‌ویکم.

⭕️ دو. بازار خارجی را باید با شفافیت و اصلاح حکمرانی در داخل، با خلق سرمایه اجتماعی و سخن صریح گفتن با مردم حفظ کرد. هیچ آدم عاقل محترمی در حفظ ناموس، کوتاه نمی‌آید، ناموس اقتصاد را هم نباید با پنهان‌کاری و من بمیرم و تو بمیری، به باد داد.

⭕️ سه. هر بخش از بازارهای خود در جهان را که از دست داده‌ایم، خواه بازار فرش، زعفران، نفت، گاز، محصولات فلزی یا هر کالای دیگری، بی‌ناموسی در اقتصاد کرده‌ایم. فقر، بیکاری، عقب‌ماندگی و ... هم عاقبت همین بی‌ناموسی‌های اقتصادی است که البته ریشه‌های عمیق دارد.

(اگر می‌پسندید به اشتراک بگذارید.)

@fazeli_mohammad
👍2
آقای رئیس‌جمهور بعدی – قسمت سیزدهم

محمد فاضلی - عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی

هیجده نکته را قبلا نوشته‌ام و نوزدهمی درباره مفهوم ساده‌ای است که حکمرانی ما به فراموشی سپرده است: مرز.

☑️⭕️ نکته نوزدهم: مرزبانی کن

شما برای آن‌که رئیس‌جمهور کارآمدی باشی که خلق خدا بعد از پایان ریاست جمهوری دعای خیر برایت داشته باشند، باید نظام ذهنی و مفاهیمی را که با آن‌ها کار می‌کنی نسبت به آن‌چه در سیاست ایران رایج است زیاد تغییر بدهی. یکی از آن مفاهیم که باید در نظر درک جدیدی از آن داشته باشی و در عمل مطابق آن درک جدید عمل کنی، مرز است.

جهان ما «جهانی شدن» را تجربه کرده است و یکی از پی‌آمدهای این وضعیت، تغییر معنا و واقعیت مرز است. مرکز دیگر فقط یک خط فرضی یا توافق‌شده میان ما و همسایگان‌مان نیست که ایران را روی نقشه مشخص می‌کند و شما وظیفه داشته باشید با سیاست‌ها و اقدامات خود از محدوده سرزمینی که این مرز مشخص می‌کند، صیانت کنید.

مرز محدوده‌ای است که در آن ارزش یا منفعتی نهفته است. مرز درست به همین دلیل فقط مفهومی جغرافیایی نیست، بلکه زمان‌مند و تاریخی هم هست. مرز برای چیزی در آینده هم معنا دارد. بگذار ساده بگویم: مرز هر کشوری در دنیای جهانی‌شده تا آن جایی است که منافع دارد.

اگر ما صد هزار دلار فرش یا زعفران به کشوری دوردست می‌فروشیم، آن‌جا هم مرز ماست؛ و اگر چند شهروند ایرانی در نقطه‌ای از جهان زندگی می‌کنند، یا یک شرکت ایرانی در آن نقطه هر چند دورافتاده از جهان کسب‌وکاری دارد، آن‌جا مرز ماست؛ و اگر شاعری ایرانی نظیر مولانا در کشوری از جهان طرفدار دارد و نمادی از قدرت نرم ماست، آن‌جا مرز ماست؛ و اگر ایرانیان زیادی در جای جای جهان علم، ثروت یا اعتباری آموخته‌اند که می‌توانند به ایران کمک کنند، همه این جای جای جهان مرز ماست.

آقای رئیس‌جمهور بعدی، هر جا یک دلار درآمد، یک درصد سهم بازار کالا یا شرکت‌های ایرانی، یک نفر ایرانی، نامی از یک سرمایه فرهنگی ایرانی، یک ذره اعتبار نام فرهنگ و تاریخ ایران و ... هر نفعی از ایران هست، آن‌جا مرز ماست.
پیش خودت گفتی این بابا هم بدیهیات می‌گوید؟ اما بدیهیات نیست، الزامات این نوع فکر کردن به مرز خیلی زیاد است، اندازه کتاب می‌شود، اما چند مورد را برایت می‌گویم:

⭕️ یک. باید برداشتی متکثر و پیچیده از منفعت داشته باشی، قدرت سخت و نرم را در تعریف نفع ملی در هم ترکیب کنی، و آن‌را در چارچوب زمان و آینده ببینی؛ کار ساده‌ای نیست.

⭕️ دو. دستور بده یک نقشه یا چند نقشه روی دیوار اتاقت نصب کنند. روی یکی منافع فرهنگی، دیگری منافع علمی، سومی منافع اقتصادی، چهارمی منافع امنیتی، پنجمی منافع محیط‌زیستی، ششمی منافع فناورانه و هفتمی منافع اجتماعی ایران در نقاط مختلف جهان را مشخص کنند. حالا فکر کن نقشه‌هایی داری که تحول منافع ایران در همه این ابعاد در طول زمان و در گذشته و آینده را نشان دهند، ابزار جالبی برای فکر کردن و سیاست‌گذاری می‌شود.

⭕️ سه. مرز، مرزبان لازم دارد. فرض کن با همین تعریف مرز، مرزهایی اقتصادی، علمی، فرهنگی، سیاسی، امنیتی یا فناورانه در اطریش، استرالیا، نیجر، کاستاریکا، شیلی و اندونزی داریم. چگونه از این مرزها صیانت و پاسبانی می‌کنی؟ آیا قدرت نظامی کافیست؟ داشتن سفارتخانه کفایت می‌کند؟ دولت به تنهایی می‌تواند؟

⭕️ چهار. ابزار هر نوع مرزیابی فرق می‌کند. ابزار مرزبانی فرهنگی-علمی و قدرت نرم با ابزار مرزبانی اقتصادی یا نظامی-امنیتی فرق دارد. دچار کج‌فهمی نمی‌شود و هر وقت پای منافع و امنیت و مرز به میان می‌آید، فقط یاد تفنگ نمی‌افتی.

⭕️ پنج. مرزبان‌ها هم باید توانایی‌های متفاوتی داشته باشند. مرزبان نظامی –امنیتی یک جور آموزش می‌خواهد و حتماً باید تحت کنترل قدرت حکومت باشد؛ اما مرزبان اقتصادی، علمی یا رسانه‌ای بهتر است دولتی نباشد. فکر نکن فهم این‌ها ساده یا اجرای آن‌ها راحت است. ما در عصر بی‌توجهی به همه این‌ها به سر می‌بریم.

خب، بیش از این توضیح لازم نیست، اگر منافع ملی و حکمرانی خوب اصلاً برایت اولویت و اهمیت داشته باشد، و از حداقل هوش لازم برای ریاست جمهوری برخوردار باشی، همین میزان کافی است، باید موضوع را گرفته باشی؛ و اگر گرفته باشی، حتماً به الزامات حکمرانی با این نوع نگاه به مرز و مرزبانی فکر خواهی کرد. دیپلماسی، سیاست خارجی و جهانی شدن برایت معنای دیگری خواهد یافت.

#آقای_رئیس_جمهور_بعدی

(اگر می‌پسندید به اشتراک بگذارید.)

@fazeli_mohammad
.
رعایت می کنیم.
.
این پیامک را امروز دریافت کردم. همسرم هم دریافت کرد.
.
من صدها بار در نقد ناکارآمدی نوشته‌ام و به همه ناکارآمدی و فساد و... معترضم؛ اما رعایت می کنیم، رنج هم وطن من از کمبود گاز و برق، با منتقد و بی‌اعتمادی من در این لحظه جبران نمی‌شود.
.
(اگر می‌پسندید به اشتراک بگذارید.)
.
#رعایت_کنیم
دیپلماسی همایون

محمد فاضلی - عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی

«سووشون» قطعه‌ای از موسیقی است که از دیشب جان و دل میلیونها انسان را برده است. ترکیب هنرنمایی پوریا سوری شاعر؛ آهنگسازی طهمورس پورناظری؛ و صدای همایون شجریان که گویی غصه هجران پدر در صدایش موج می‌زند.

«سووشون» به قول امیر ناظمی دیگر فقط نام رمانی به قلم سیمین دانشور نیست.

اما من از میان همه زیبایی این قطعه به نقش آن در پیوند عاطفی دو ملت ایران و افغانستان می‌نگرم. من به اهمیت حفظ پیوندهای عاطفی به واسطه زبان فارسی و اشتراکات فرهنگی فکر می‌کنم.

من به این فکر می‌کنم که «سووشون» چه دیپلماسی مبارک و همایونی شده و می‌شود برای نفی تروریسم، و چه بیانیه‌ای است از ژرفای هنر علیه بنیادگرایی دینی، برای درنوردیدن مرزهای میان آدمیان برای اتحاد علیه خشک مغزی و خشونت مقدس؛ برای پیوند دو ملت بر محور نفی خشونت.

«سووشون» درست «زیبای به‌هنگام»ی است که در زمان و مکان درست خلق شده است تا همزمان آشکار و با ایهام فریاد بکشد «جان پدر کجاستی؟» و روح زیبای شعر و موسیقی که در تاریخ خاص خودش، به‌هنگام پا به جهان گذاشته است.

قطعه سووشون

(اگر می‌پسندید به اشتراک بگذارید.)

@fazeli_mohammad
Forwarded from کانال اختصاصی رضا نصری (Reza Nasri)
ترجمه رشته توئیت:

اختیار رئيس‌جمهور آمریکا در استفاده از سلاح هسته‌ای یک تهدید بین‌المللی است که در قانون آمریکا اصلاح شود:

رضا نصری

۱) دنیا نگران «دموکراسی» آمریکا نیست. نگران این حقیقت خطرناک است که در آمریکا یک فرد افسارگسیخته و نامعقول می‌تواند رئيس‌جمهور شود، سپس از یک اختیار تام و انحصاری در استفاده از سلاح هسته‌ای برخوردار شود. اگر تا کنون این نقص قانونی در نظام آمریکا موجب نگرانی نبوده، بعد از «تجربه ترامپ» نگاه‌ها باید عوض شود.

۲) این خلاء قانونی یک موضوع سیاست داخلی آمریکا نیست. یک تهدید بین‌المللی است که منافع امنیتی همه کشورهای جهان را درگیر می‌کند. از این رو، لازم است جامعهٔ جهانی در چارچوب سازوکارهای چندجانبه به آن بپردازد. لازم است آمریکا قانون خود را در این رابطه اصلاح کند.

۳) در داخل آمریکا نیز ضروری است جامعهٔ مدنی به تلاش‌های عقیم مانده در کنگره برای تحدید اختیار فعلی رئیس‌جمهور در استفاده از سلاح هسته‌ای حمایت کند (به طرح قانون سناتور مارکی و تد لیو توجه شود).

۴) بعد از چهار سال تحمیل ترامپ به جهان، این حداقل کاری است که مردم آمریکا می‌توانند برای بشر انجام دهند!

https://twitter.com/RezaNasri1/status/1346977154534354946
انتشار پادکست دغدغه ایران

محمد فاضلی

پادکست دغدغه ایران از روز شنبه بیست دی هزار و سیصد و نود و نه منتشر می‌شود.

مدت‌ها بود به این فکر می‌کردم که معرفی کتاب‌ها، روایتی صوتی از محتوای کانال دغدغه ایران در تلگرام و برخی مطالب دیگری را که در فضای مجازی منتشر می‌کنم در قالب صوتی و پادکست به مخاطب ارائه دهم. پیشنهاد برخی مخاطبان کانال هم بود.

«پادکست دغدغه ایران» در پلتفرم شنوتو (Shenoto) منتشر می‌شود و به تدریج در دیگر اپلیکیش‌های پادگیر هم در دسترس خواهد بود.

کانال «پادکست دغدغه ایران» در تلگرام: @dirancast

صفحه اینستاگرام «پادکست دغدغه ایران»

https://www.instagram.com/p/CJv5iEBJMCh/?igshid=nutqbxguumu4
پادکست دغدغه ایران روی کَست باکس (Castbox)

محمد فاضلی

پادکست دغدغه ایران که از روز شنبه بیست دی هزار و سیصد و نود و نه منتشر می‌شود، علاوه بر ارائه روی پلتفرم شنوتو، روی کَست باکس هم با نشانی dirancast در دسترس است.

من باید صمیمانه از همه خوانندگان مطالب کانال دغدغه ایران و همین صفحه در اینستاگرام که مشوقان اصلی پیدایش این پادکست هستند تشکر کنم.

⭕️ پادکست «دغدغه ایران» در پلتفرم شنوتو:
dirancast

⭕️ پادکست «دغدغه ایران» در پلتفرم کَست باکس:
dirancast

⭕️ کانال «پادکست دغدغه ایران» در تلگرام: @dirancast

⭕️ صفحه اینستاگرام «پادکست دغدغه ایران»

https://www.instagram.com/p/CJxsyQYJ0zl/?igshid=1tdx3om8fn40g

(اگر می‌پسندید به اشتراک بگذارید.)

@fazeli_mohammad
هشداردهنده در جا می‌زنیم

محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی

☑️⭕️ برگی از تاریخ

مرحوم دکتر حسین عظیمی در کتاب «مدارهای توسعه‌نیافتگی در اقتصاد ایران» در مقاله «مسائل اساسی در بازسازی و توسعه اقتصادی ایران» که سال 1368 در سمینار بازسازی اقتصادی جمهوری اسلامی ایران (19 تا 21 مهرماه 1368، دانشگاه تربیت مدرس) ارائه شده، آمارهای زیادی با استناد به اسناد و مطالعات سازمان برنامه و بودجه وقت ارائه می‌کند. برخی از این آمارها این‌هاست:

🔹 «تولید ناخالص داخلی کشور به قیمت ثابت در سال 1367 در حدود 2961 میلیارد ریال برآورد شده که تقریباً معادل مقدار همین متغیر در سال 1352 است.» (ص. 88)

🔹 «تولید ناخالص داخلی سرانه در سال 1367 در حدود 55.5 هزار ریال تخمین زده شده که حدوداً معادل مقدار همین متغیر در سال 1346 است.» (صص. 89-88)

🔹 «کاردهی سرانه شاغلین نیز در سال 1367 به حدود 258 هزار ریال کاهش یافته که حدوداً معادل مقدار همین متغیر در سال 1348 است. در عین حال در همین دوران درآمد ارزی ایران از محل صادرات نفت حدود 240 تا 250 میلیارد دلار بوده است.» (ص. 89)

🔹 «سهم تشکیل سرمایه از تولید ناخالص داخلی کشور در سال 1367 حدود 15 درصد تخمین زده شده است. این رقم کمترین میزان نسبی تشکیل سرمایه در جامعه ایران طی سی سال اخیر به شمار می‌رود.» (ص. 90)

☑️⭕️ سی و دو سال بعد

مرکز پژوهش‌های مجلس در بهار 1399 گزارشی درباره «تصویری از وضعیت اقتصادی کشور» (در قالب اسلاید) ارائه کرده که برخی آمارهای آن به شرح زیر است:

🔹 «متوسط نرخ رشد اقتصادی کشور بین سال‌های 1391 تا 1398 نزدیک به صفر بوده است.» (اسلاید 5)

🔹 «انباشت سرمایه در بخش نفت و گاز، صنعت، معدن، ساختمان و ارتباطات از سال 1391 به بعد منفی شده است.» (اسلاید 6)

🔹 «متوسط نرخ تورم بلندمدت اقتصاد ایران نزدیک به 20 درصد بوده است در حالی که تقریباً همه کشورهای دنیا توانسته‌اند معضل تورم را حل کرده و متوسط نرخ تورم در سال 2018 در دنیا 2.4 درصد بوده است.» (اسلاید 7)

🔹 «درآمد سرانه کشور از سال 1390 تا 1398 کاهشی 34 درصدی داشته است. ... قدرت خرید هر فرد ایرانی نسبت به سال 1390 حدود یک‌سوم کاهش یافته است.» (اسلاید 14)

🔹 «در صورت تحقق رشد اقتصادی 8 درصدی از سال 1399 به بعد، حداقل 6 سال زمان نیاز خواهد بود تا به سطح درآمد سرانه سال 1390 بازگردیم.» (اسلاید 14)

☑️⭕️ یک نتیجه ساده

یک. سال 1367 تولید ناخالص داخلی به اندازه سال 1352 (پانزده سال قبل) و تولید ناخالص داخلی سرانه به اندازه سال 1346 (بیست‌ویک سال قبل) بود.

دو. سی و دو سال از سال 1367 گذشته و گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس تصریح می‌کند اگر با نرخ 8 درصد رشد اقتصادی داشته باشیم، در سال 1406 به درآمد سرانه سال 1390 (شانزده سال قبل) برمی‌گردیم.

عقب‌ماندگی سال 1367 اقتصاد ایران بعد از بیست‌ودو سال نه فقط جبران نشده، بلکه در سال 1406 تازه اگر از امسال سالی 8 درصد رشد اقتصادی داشته باشیم، برمی‌گردیم در جالی که شانزده سال پیش از آن قرار داشته‌ایم. تداوم این وضعیت در جا زدن به مدت چند دهه، هشداردهنده نیست؟

(اگر می‌پسندید به اشتراک بگذارید.)

@fazeli_mohammad
👍3
اپیزود یک «پادکست دغدغه ایران»

محمد فاضلی

توسعه ایران به چه موانعی روبه‌روست؟

آیا خلقیات ایرانیان مانعی پیش روی توسعه است؟ خلقیات ایرانیان چیست؟ خلقیات‌نویس‌های ایرانی و خارجی درباره ما ایرانیان چه گفته‌اند؟

اپیزود یک «پادکست دغدغه ایران» که بر روی پلتفرم‌های شنوتو و کَست‌باکس منتشر می‌شود (به نشان dirancast) به این سؤالات می‌پردازد.
اپیزود یک، ساعت 24 امشب (یکشنبه 21 دی‌ماه 1399) منتشر می‌شود.

⭕️ کانال تلگرام پادکست دغدغه ایران: @dirancast

⭕️ صفحه اینستاگرام پادکست دغدغه ایران

(اگر می‌پسندید به اشتراک بگذارید.)

@fazeli_mohammad
👍3
Audio
خُلقیات ایرانیان

محمد فاضلی

آیا ما ایرانیان خلقیات ویژه‌ای داریم که سبب توسعه‌نیافتگی ماست؟

این سؤال را در اپیزود یک پادکست دغدغه ایران از نگاه کتاب‌های مختلف ژانر خلقیات ایرانیان بررسی کرده‌ایم.

پادکست دغدغه ایران در اپلیکیشن‌های شنوتو، کست باکس و آی تیونز در دسترس است و به زودی در بقیه اپلیکیشن‌های پادگیر نیز ارائه می‌شود.

راه ارتباط و اعلام نظر درباره پادکست دغدغه ایران ایمیل به نشانی زیر است:
dirancast@gmail.com

کانال تلگرام پادکست دغدغه ایران
@dirancast

(اگر می‌پسندید به اشتراک بگذارید.)
👍12