دغدغه ایران – Telegram
دغدغه ایران
58.2K subscribers
1.12K photos
379 videos
143 files
2.33K links
این تنها رسانه ویژه انتشار نوشته‌های محمد فاضلی در تلگرام است. هیچ کانال دیگری برای نشر نوشته‌هایم ندارم.
Download Telegram
پادکست دغدغه ایران

https://castbox.fm/va/3687714
مهم‌ترین سند کشور

محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی

هیچ سندی، هیچ حرفی، هیچ شعاری، هیچ ژستی، هیچ عقیده‌ای، هیچ راستی، و هیچ دروغی، هیچ بیانیه‌ای، هیچ قانونی و هیچ ایدئولوژی نمی‌تواند بیش از بودجه یک کشور معرفی حکمرانی و توزیع قدرت و نفوذ در سیاست و اقتصاد باشد.

جوزف شومپیتر اقتصاددان گفته: بودجه استخوان‌بندی حاکمیت است، صرف‌نظر از هر گونه ایدئولوژی گمراه‌کننده.

و

ماکس وبر جامعه‌شناس نوشته: «... در جائیکه عقلانیت به حداکثر رسیده است، مبنای چنین عقلانیتی برای افراد یا گروه‌ها در چارچوب بودجه تجلی می‌یابد.»

پس بودجه‌ای که اکنون در حال بررسی و تصویب است، صرف‌نظر از هر شعار و ایدئولوژی، بیانگر ساختار واقعی قدرت و نفوذ است؛ و از طرفی حداکثر عقلانیت حکمرانی را نشان می‌دهد، حداکثر!

ریشه تورم، رکود، فقر، فساد، رانت، نابرابری، رشد، عقب‌ماندگی، شادی یا ناشادی ملی در همین بودجه است. شایسته است ملت بیشتر، بیشتر، بیشتر و عمیق‌تر درباره بودجه بداند؛ درباره تأثیراتش بداند؛ تا موقع تورم‌، رکود، فساد، تعمیق نابرابری، فقر و ناکارآمدی بیشتر در سال آینده، دنبال نخود سیاه ندود، و اگر این‌ها کمتر شد، علت‌اش را بداند.

لای خط به خط سند بودجه، هزاران واقعیت و داستان خفته است.

(اگر می‌پسندید به اشتراک بگذارید.)

@fazeli_mohammad
👍1
Audio
اپیزود سوم پادکست دغدغه ایران

عنوان اپیزود
دولت نفتی: دون کیشوت در لی‌لی‌پوت

قسمت اول از خلاصه کتاب «معمای فراوانی: دولت‌های نفتی و رونق‌های نفتی» نوشته تری لین کارل، نشر نی، سال 1388.

این اپیزود علت ناکامی دولت‌های نفتی کشورهای در حال توسعه در بهره‌گیری از درآمدهای نفت برای پیشبرد توسعه و حتی منجر شدن درآمدهای نفتی به فقر، بیکاری، تورم، رکود و بی‌ثباتی سیاسی بیشتر را بر اساس کتاب «معمای فراوانی: دولت‌های نفتی و رونق‌های نفتی» بررسی می‌کند.

شنیدن روی شنوتو

https://shenoto.com/channel/dirancast?lang=fa

شنیدن روی Google Podcasts

https://www.google.com/podcasts?feed=aHR0cHM6Ly9zaGVub3RvLmNvbS9mZWVkL2RpcmFuY2FzdA%3D%3D

شنیدن روی Castbox

https://castbox.fm/va/3687714

تهیه متن و گوینده: محمد فاضلی

موسیقی آغازین
قطعه «سلام» اثر استاد حسن کسایی، با تنظیم استاد حسین علیزاده

موسیقی‌های متن
قطعه «فتح بهشت»، آهنگساز: ونجلیس
قطعاتی از ساخته‌های میلاد درخشانی.

مصاحبه
دو قطعه از مصاحبه‌های محمدرضا شاه پهلوی

تاریخ انتشار
ششم بهمن هزار و سیصد و نود و نه
👍2
یک پیشنهاد برای شفافیت

محمد فاضلی - عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی

ظاهرا امروز یا این روزها جلسه‌ای برای بررسی وضعیت فضای مجازی برگزار می‌شود. عقل و درایت زیادی نمی‌خواهد که آدم بفهمد یک عده‌ای دنبال فیلتر کردن اینستاگرام و دولت هم دنبال حفظ همین آب باریکه پهنای باند موجود است.

هر دو گروه معتقدند خیر و صلاح کشور و مردم را می‌خواهند. گروه اول دنبال نجات خلایق از فساد و تباهی فضای مجازی هستند و گروه دوم هم معتقدند اقتصاد خانوارها، آرامش روانی و کسب‌وکار دیجیتال مهم است.

پیشنهاد این است که جلسه‌ای را که کلا برای خیرو صلاح مردم برگزار می‌شود به اندازه بازی یک بازی لیگ برتر یا لالیگا برایش اهمیت قائل شده، حالا نه در شبکه سه، ولی در شبکه چهار، پخش زنده کنید تا مردم با استدلال دو طرف آشنا شوند. نظرسنجی پیامکی هم بگذارند تا مردم به استدلال دو طرف رأی بدهند.

حق مردم است سطح دانش، استدلال، جهت‌گیری، رویکردشان به دنیای جدید، نظرشان نسبت به مردم و نوع نگاه خادمان خدوم خود را بدانند.

(اگر می‌پسندید به اشتراک بگذارید.)

@fazeli_mohammad
سیلی زدن یا زانو زدن

محمد فاضلی - عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی

سیلی نماینده مجلس بر صورت سرباز راهور و فیلم منتشرشده از آن، حاوی چند نکته جامعه‌شناختی البته بدیهی است که فقط به جهت آن‌که شاید گوشی را شنوا یا چشمی را بینا کند و هشداری باشد این‌جا می‌نویسم.

⭕️ یک. خطای مقامات سیاسی در هر کشوری ممکن است رخ دهد، اما وقتی خشم اجتماعی تولید می‌کند که دو چیز را همراه خود داشته باشد: اول، تکراری و رویه شدن از نظر ذهن مردم؛ و دوم، ناامیدی از رسیدگی و برخورد قانونی. مردم شاهد هر دو بوده‌اند.

⭕️ دو. خشم مردمی که در فیلم حضور دارند، به هنگام حرف زدن یا ابراز عصبانت و لگد زدن به ماشین نماینده خاطی، هشداردهنده است. این سطح از عصبانیت و خشونت در کلام و رفتار،‌نشانگر وضعیت عادی نیست.

⭕️ سه. مایکل فیشر مردم‌شناس آمریکایی که چند سالی در دهه پنجاه شمسی در ایران زیسته و کار پژوهشی کرده و چند کتاب مهم درباره ایران دارد، برای توصیف نظام اجتماعی ایران از مفهوم «پارادایم کربلا» استفاده می‌کند. ایران از نظر او جامعه‌ای است که مفهوم محوری در آن «عدالت» است و مردم جهان را به صحنه کربلا تبدیل می‌کنند که در یک سوی آن امام حسین (ع) و یاران، و در سوی دیگر یزیدیان را بر محور برداشت‌شان از عدالت، تصویر می‌کنند. این تصویرسازی درخصوص شاه و بعدها درخصوص صدام هم رخ داد (عبارت صدام یزید کافر را که یادتان هست.)

جامعه‌ای با چنین قابلیتی، زیر فشار تحریم، تورم، رکود، بیکاری، کرونا، فشار برای تنگ کردن فرصت و مجال فضای مجازی، آلودگی هوا و چشم‌اندازی از بی‌آیندگی شغلی و ناامیدی جوانان، به سرعت مستعد تبدیل جهان تاریخی خود به دو قطب متضاد مندرج در پارادایم کربلاست. مقامات سیاسی با هر بار «انگشت کردن در چشم مردم» با کلام و رفتار، مفهوم‌سازی ذهنی و تاریخی کربلایی از صحنه اجتماعی را یک گام جلوتر می‌برند. هشدار باید داد که این مسیر زمینه‌ساز بروز خشونت متقابل است.

این تصویرسازی با تکیه بر شخصیت «سرباز» به عنوان «غریب»، «دور از خانواده»، «مظلوم» و ... تقویت می‌شود. این چندمین بار است که تیپ‌های شخصیتی حاشیه‌ای و کم‌صدای جامعه - نظیر پیرزنی که خانه‌اش در حاشیه بر سرش خراب شد، جوانی که از فقر دست به دزدی زد و همین طور الی آخر - که کاملاً مستعد عنوان «مظلوم» هستند و به‌واقع جامعه به دلایل مختلف بر آن‌ها ظلم می‌کند، هدف چنین رفتارهایی قرار می‌گیرند. حاکمان کشوری را که به‌واسطه مشکلات عدیده مردمانش، بنیان نارضایتی در آن نهادینه است، باید از هر تاختنی بر زخم‌های باز مردم بر حذر داشت.

⭕️ چهار. توئیت‌های نماینده خاطی پیش از دوران نمایندگی نشان می‌دهد که خود منتقد این گونه اعمال بوده است. این نشان دو چیز است: اول، صندلی قدرت چنان پشتوانه مستحکمی خلق می‌کند که هیچ بیمی از پاسخ‌گویی در ذهن مقامات نیست؛ و دوم، ریاکاری ابزار دست قدرت‌جویان شده و ساختار بهره بردن از این ابزار را کاملاً تسهیل کرده و روا می‌دارد.

⭕️ پنج. جورج هومنز و اصحاب نظریه مبادله در جامعه‌شناسی رفتارگرا نشان داده‌اند رفتارهایی که پاداش دریافت کنند، تکرار می‌شوند؛ به معنای دیگر، رفتاری که تکرار می‌شود، حتماً قبلاً پاداش دریافت کرده است. اگر اعمال خشونت فیزیکی توسط مقامات یا توسل به دروغ، تکذیب یا خود را به شخصیت‌های مورد احترام چسباندن برای توجیه خطاها زیاد دیده می‌شود - نظیر همین سیلی زدن - نشانه آن است که قبلاً این رفتارها جایزه گرفته‌اند.

⭕️ شش. راه‌حل مسائل کشور، بستن فضای مجازی برای کاستن از دیده شدن خطاهای سیاسیون و کاهش اثرگذاری مردم بر فضای عمومی نیست. پیامبر اسلام (ص) هم قید و بندها را از دست و پای آدمیان گشود و تمدن ساخت، قیدهایش را بر قدرت نهاد نه مردم؛ رهاوردش برای مردم عادی، آزادی بیشتر فکر و عمل، و برای بزرگان عرب، قیود بیشتر بر قدرت، ثروت، زبان و خشونت‌شان بود.

⭕️ هفت. راه حل مسائل این کشور سیلی زدن هیچ کسی به دیگران نیست. بخشی از راه حل مسائل این کشور را باید در کردار آن پلیس آمریکایی یافت که در اوج بحران ناشی از قتل جورج فلوید به دست پلیس آمریکا، در مقابل معترضان زانو زد. گاهی باید فقط زانو زد و صداها را شنید. خشونت، بازی دو سر باخت است.

(اگر می‌پسندید به اشتراک بگذارید.)

@fazeli_mohammad

پادکست دغدغه ایران
بوی مدفوع شیطان به مشام می‌رسد

محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی

خبرها، سخنان، بودجه‌ریزی، مصارف و منابع بودجه، خیز برای ریخت‌وپاش و هر چه در فضای حرف و سخن این روزها جریان دارد، حکایت از این می‌کند که «دوباره بوی پول نفت به مشام می‌رسد.»

تحریم باید رفع شود، ایرانیان باید در دنیایی آزاد و قادر به تصمیم‌گیری درباره منابع خود زندگی کنند، و باید با جهان تعامل داشت از جمله در فروش و استفاده از منابع حاصل از نفت و گاز؛ اما تاریخ نشان می‌دهد پول نفت توسعه نمی‌آورد اگر بسط «ظرفیت دولت و حکومت» برای استفاده درست از منابع پول نفت وجود نداشته باشد.

اثر پول نفت، مخدری است که چند صباحی سرخوشی می‌آورد. تحریم باید رفع شود، اما رفع تحریم را باید برای چیزهایی بسیار فراتر از دست‌یابی مجدد به پول نفت خواستار شد؛ والا تجربه تکراری و شکست‌خورده چند دهه گذشته را تکرار می‌کنیم.

اگر خواستید به این فایل صوتی گوش کنید (یا اینجا) تا ببینید چگونه منابع بادآورده طلا یا نفت، از اسپانیای قرن شانزدهم تا ایران و ونزوئلای قرن بیستم را به فساد و تباهی کشیده‌اند. این جمله بنیان‌گذار ونزوئلایی اوپک را به خاطر بسپارید که در اوج رونق نفتی گفته بود: «نفت مدفوع شیطان است، ما در مدفوع شیطان غرق خواهیم شد» و غرق شدند. خود دانید.

(اگر می‌پسندید به اشتراک بگذارید.)

@fazeli_mohammad
عظمت اعداد کوچک

محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی

اعداد، بالاخص اعداد مهم نظیر نرخ رشد اقتصادی، واقعیت واقعی خود را در طول زمان نشان می‌دهند. کوچک بودن این گونه اعداد بدون بُعد زمانی، اغلب باعث می‌شود عموم مردم درک دقیقی از واقعیت آن‌ها نداشته باشند. یک مثال این نکته را نشان می‌دهد.

یک. فرض کنید کشور دیگری هست که همین الان جمعیت و تولید ناخالص داخلی‌اش دقیقاً اندازه ایران است،‌یعنی هر دو کشور 80 میلیون نفر جمعیت و 400 میلیارد دلار تولید ناخالص داخلی دارند.

دو. فرض کنید که ایران با نرخ رشد سالیانه 1 درصد، و آن کشور دیگر با نرخ رشد سالیانه 2 درصد رشد اقتصادی داشته باشند.

سه. بیست سال بعد، تولید ناخالص داخلی آن کشور دیگر به 632 میلیارد دلار (یا سرانه 7900 دلار، با فرض ثابت ماندن جمعیت) می‌رسد.

چهار. بیست سال بعد، تولید ناخالص داخلی ایران که فقط رشد اقتصادی‌اش سالیانه یک درصد کمتر از آن کشور دیگر است، به 488 میلیارد دلار (یا سرانه 6100 دلار، با فرض ثابت ماندن جمعیت) می‌رسید.

پنج. ایران با حفظ همین نرخ رشد (که فقط یک درصد کمتر از آن کشور دیگر است)، برای رسیدن به تولید ناخالص داخلی 632 میلیارد دلار کشور دیگر، به 46 سال زمان نیاز دارد.

شش. یک درصد تفاوت در نرخ رشد اقتصادی سالیانه، بین دو کشوری که همه مشخصات‌ جمعیت و تولید ناخالص داخلی اولیه‌شان برابر است، بیست سال بعد به 1800 دلار تفاوت سرانه درآمد هر شهروند، و 25 سال عقب‌ماندگی یکی نسبت به دیگری منجر می‌شود.

☑️⭕️ نتیجه‌گیری

آن‌چه نوشتم درباره برخی اعداد دیگر نظیر یک درصد بیشتر و کمتر بودن تورم سالیانه، نرخ سرمایه‌گذاری و ... نیز صادق است.

یک. اعداد کوچک که به چشم نمی‌آیند،‌در طول زمان نتایج بسیار بزرگ متفاوتی ایجاد می‌کنند.

دو. بخش مهمی از دنیای سیاست‌گذاری، تلاش برای بهبودهای بسیار کوچک در اعداد کوچکی است که در طول زمان، اتفاقات بزرگی را در سرنوشت ملت‌ها رقم می‌زنند.

سه. کشور باید به گونه‌ای اداره شود که اهمیت داشتن این اعداد کوچک در طول زمان برای سرنوشت ده‌ها میلیون ایرانی در عمل قابل لمس باشد.

(اگر می‌پسندید به اشتراک بگذارید.)

@fazeli_mohammad

پادکست دغدغه ایران
راه فلاکت

محمد فاضلی - عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی

ونزوئلا که یک دفعه ونزوئلایی و مفلوک نشد. چند دهه طول کشید تا  «ونزوئلایی شدن» رخ بدهد.

راهی طولانی از افسانه الدورادو - شهری که سنگفرش خیابان‌هایش از طلا و نقره است - تا کاراکاس مفلوک طی شده است.

اپیزود چهارم  «پادکست دغدغه ایران» درباره فرایند ونزوئلایی شدن است. (انتشار: سیزده بهمن نود و نه)

#پادکست_دغدغه_ایران

#محمد_فاضلی

پادکست دغدغه ایران را می‌شود در اپلیکیشن‌های مختلف شنید:
.
Castbox: https://castbox.fm/va/3687714
.
Shenoto: https://shenoto.com/channel/dirancast
.
Google Podcasts: https://www.google.com/podcasts?feed=aHR0cHM6Ly9zaGVub3RvLmNvbS9mZWVkL2RpcmFuY2FzdA%3D%3D
.
این پادکست با شناسه dirancast در اپلیکیشن‌های پادگیر در دسترس است.
.
برای کسانی که از اپلیکیشن‌های پادکست استفاده نمی‌کنند، این پادکست در محیط تلگرام هم منتشر می‌شود:
.
@dirancast
هنوز حکمرانی مدرن نداریم

محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی

دوازدهم بهمن و آغاز چهل‌وسومین سال حکمرانی بنا شده بر اساس انقلاب ایران در سال 1357 است. من آشکارا و به صراحت معتقدم و استدلال کرده‌ام که بدون ساختن حکمرانی مدرن، با دو جین انقلاب یا چهار جین شعار دیگر، با هر گرایش و اندیشه‌ای، به جایی نمی‌رسیم؛ و البته به صراحت می‌گویم که هنوز حکمرانی مدرن نداریم.

حکمرانی ایران یک قرن بعد از انقلاب مشروطه، هنوز استخوان‌دار نیست، استخوان حکمرانی پوک است و در زمان پهلوی‌ها هم پوک بود؛ و در همه هشتاد نود سال گذشته، زرق و برق برآمده از ثروت نفت، جلوه‌ای ظاهری به آن بخشیده است. وزارتخانه، کارخانه، بزرگراه و ... بدون یک بوروکراسی عقلانی مدرن، حکمرانی پوک می‌سازد.

من ترجیح می‌دهم در چهل‌وسومین سالگرد انقلاب، فقط سهم خودم در هشدار دادن نسبت به تأخیر در دولت‌سازی مدرن و تعلل در ساخت بوروکراسی کارآمد به عنوان مغز عقلانیت و اداره کشور را یادآور شوم.

پوکی حکمرانی مدرن در ایران، وجوه مختلف دارد و فقط یکی از نشانه‌های آن فقدان یک نظام مالیاتی مدرن، عادلانه، منصفانه و ابزاری برای سیاست‌گذاری اقتصادی-اجتماعی مؤثر است.

مرحوم دکتر حسین عظیمی مقاله‌ای با عنوان «ظرفیت مالیاتی در بخش خدمات غیردولتی» در سال 1365 نوشته و با محاسبه بر اساس آمارهای رسمی نشان داده که حداقل ظرفیت مالیاتی در سال 1362 برابر 1379 و حداکثر 1732 میلیارد ریال بوده (بین 137 تا 173 میلیارد تومان) و در همان سال 178 میلیارد ریال یا (حدود 18 میلیارد تومان) مالیات گرفته شده است. (کتاب مدارهای توسعه‌نیافتگی در اقتصاد ایران، صص. 306-297)

مرحوم عظیمی در کتاب مدارهای توسعه‌نیافتگی در اقتصاد ایران، نقل قولی از کتاب تحریرالوسیله بنیان‌گذار جمهوری اسلامی ایران می‌آورد به این مضمون: «البته دولت برای جمع چنین مالیات عمومی ... باید سرشماری دقیق کند و جمیع شغل‌ها و درآمدها از روی کمال دقت بررسی و ثبت شود و کشور اسلامی از همه کشورها نیازمندتر به ثبت احوال و سرشماری است بلکه نیازمند به ثبت اموال از روی بررسی دقیق نیز هست (چنانکه) برای تعدیل مالیات غیرمستقیم.» (ص. 314)

خوب است این روزها که هر رسانه و منبری از سخن گفتن درباره انقلاب و امام پر می‌شود، این عبارت ایشان درخصوص ضرورت داشتن یک نظام مالیاتی درست مبتنی بر ابزار تشخیص درست ظرفیت مالیاتی در کشور اسلامی هم مد نظر قرار گیرد. این توصیه‌ای در راستای ساختن دولت مدرن است برای ما که به استناد سخن امام هم، هنوز حکمرانی مدرن ندارم. اگرچه علاقمندان به این بخش‌های سخت و طاقت‌فرسای توصیه‌ها زیاد نیستند، گویی آن‌چه تبدیل به شعار آسان نشود، طرفداری ندارد.

(اگر می‌پسندید به اشتراک بگذارید.)

@fazeli_mohammad
👍2
Audio
اپیزود چهارم پادکست دغدغه ایران

عنوان اپیزود

راه فلاکت: ونزوئلایی شدن و فروپاشی دموکراسی نفتی

قسمت دوم از خلاصه کتاب «معمای فراوانی: دولت‌های نفتی و رونق‌های نفتی» نوشته تری لین کارل، نشر نی، سال 1388.

این اپیزود، تبدیل شدن ونزوئلا به کشوری نفتی از اوایل قرن بیستم، پیدایش دموکراسی در این کشور و نهایتاً فروپاشی دموکراسی بر اثر تشدید بحران اقتصادی در این کشور پس از رونق نفتی دهه 1970 میلادی و تبدیل شدن به کشوری با فلاکت اقتصادی در دهه 1990 را بر اساس کتاب «معمای فراوانی: دولت‌های نفتی و رونق‌های نفتی» بررسی می‌کند.

روی شنوتو
https://shenoto.com/channel/dirancast?lang=fa

شنیدن روی Google Podcasts
https://www.google.com/podcasts?feed=aHR0cHM6Ly9zaGVub3RvLmNvbS9mZWVkL2RpcmFuY2FzdA%3D%3D

شنیدن روی Castbox
https://castbox.fm/va/3687714

تهیه متن و گوینده
محمد فاضلی

موسیقی آغازین
قطعه «سلام» اثر استاد حسن کسایی، با تنظیم استاد حسین علیزاده

موسیقی متن
میلاد درخشانی - قطعه حال هجران آلبوم نقطه پرگار

Forget the whale - leave the bottle

Marc Rizzo - Down side

Ennio Morricone and Nino Rota - The God Father
👍6👎1
آقای رئیس‌جمهور بعدی – قسمت پانزدهم

محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی

آقای رئیس‌جمهور بعدی، من بیست نکته درباره وظیفه ریاست جمهوری را تاکنون گفته‌ام و این یاداشتی درباره استانداران است.

☑️⭕️ نکته بیست‌ویکم: استانداران دولت یا استانداران وزیر کشور؟

شما حتماً می‌دانی که ایران کشور وسیعی است، سی‌ویک استان دارد و هر استانی دارای مختصات و ویژگی‌هایی است که حکمرانی کارآمد و مسأله‌حل‌کن بر این کشور را دشوار می‌سازد. استانداران در چنین کشوری نقش بسیار مهمی دارند. چند نکته مهم درباره استانداران هست که اگر آن‌ها را درمان نکنی، کشور و خودت را علّاف خواهی کرد.

یک. نمی‌دانم چه زمانی و چه کسانی مقرر کردند که استانداران با حکم وزیر کشور منصوب شوند، اما هر که کرده کار خوبی نکرده است. استاندار در استان، قدرت و نفوذش بیشتر از رئیس‌جمهور در کشور نباشد، کمتر نیست. شما رئیس کشوری و او رئیس استان؛ و همه وزرا و خود رئیس‌جمهور با او کار دارند.

استاندار در اصل نماینده رئیس‌جمهور و کل کابینه در استان است. خب، حالا آدمی که باید نماینده کابینه در استان باشد، حکمش را وزیر کشور صادر می‌کند. این وضعیت چند عاقبت ناخوشایند دارد.

⭕️ اول، استاندارها در عمل، رئیس‌شان را وزیر کشور می‌دانند نه رئیس‌جمهور؛ و خودشان را در مقابل وزیر کشور پاسخ‌گو حس می‌کنند، نه رئیس‌جمهور و کابینه.

⭕️ دوم، نمایندگان مجلس با تهدید به سؤال و استیضاح وزیر کشور، استاندار را تحت فشار می‌گذارند و اگر زیر بار نرود،‌بالاخره حربه استیضاح وزیر اغلب کار خودش را می‌تواند انجام دهد.

⭕️ سوم، مدیران و کارکنان وزارت کشور خودشان را در تعیین استانداران و همین‌طور تا بخشدار و دهیار، خیلی ذیحق‌تر از بقیه می‌دانند.

عاقبت همه این‌ها می‌شود وضعیتی که استانداران خودشان را استاندار وزارت کشوری می‌دانند نه استاندار به معنای نماینده رئیس‌جمهور، هیئت دولت یا نماینده ارائه قوه مجریه در استان؛ و نگاه‌شان هم بخشی می‌شود. استانداران طبق الزامات سازمان اداری که آن‌ها را ذیل وزارت کشور تعریف می‌کند، نگاه‌شان هم در درجه اول برآمده از نگاه بخشی وزارت کشوری است تا نگاه برآمده از ماهیت میان‌بخشی به کلیت حکمرانی از جانب هیئت دولت در استان (تذکر: اهمیت میان‌بخش را قبلاً برای شما توضیح داده‌ام.)

دو. استانداران که خود را ذیل وزارت کشور تعریف می‌کنند، و وزیر کشور – که فرق نمی‌کند چه کسی باشد – خود را رئیس‌ استانداران می‌داند، ساختاری را شکل می‌دهند که گزارش‌های استانداران عمدتاً به وزارت کشور ارسال می‌شود و ساختار گزارش‌ها مناسب مقتضیات وزارت کشور تنظیم می‌شوند. شما در اصل، یک فیلتر با ملاحظات بخشی و سازمانی بین خودتان و استان‌ها قرار داده‌اید که نامش ترکیب وزیر کشور و وزارت کشور است.

سه. اعضای کابینه را می‌توانید به دو آدم تقسیم کنید. وزرا و اعضای متولی بخش‌ها؛ و مقامات میان‌بخشی. میان‌بخشی‌ترین شخصیت‌های کابینه عبارتند از: رئیس‌جمهور، عمده معاونین رئیس‌جمهور (معاون اول، رئیس سازمان برنامه و بودجه، رئیس سازمان امور اداری و استخدامی، رئیس سازمان حفاظت محیط‌زیست، معاون حقوقی رئیس‌جمهور). استانداران عضو کابینه نیستند اما میان‌بخشی‌ترین مقامات میدانی حکمرانی هستند. شأن و جایگاه‌شان باید هم‌راستا با جایگاه میان‌بخشی‌شان تعریف شود.

مقامات میان‌بخشی ، متولی بخش خاصی – مثلا نفت یا کشاورزی – نیستند، بلکه باید اندیشه، رفتار و راهبرد میان‌بخشی داشته باشند. مقامات بخشی هم باید رویکرد میان‌بخشی داشته باشند، اما مقامات میان‌بخشی کار اصلی‌شان میان‌بخشی اندیشیدن و کار کردن است. استانداران به تبعیت جایگاه‌شان در این وظیفه میان‌بخشی، باید در حلقه مقامات میان‌بخشی، در ارتباط نزدیک به میان‌بخشی‌ترین مقامات کابینه (رئیس‌جمهور و معاون اول) تعریف شوند.

چهار. سپردن استانداران به وزارت کشور، در نهایت وظیفه اصلی واقعی و غالب وزارت کشور – یعنی وظایف سیاسی و امنیتی – را بر آن‌ها تحمیل و غالب می‌کند؛ اما استانداران فقط متولی سیاسی-امنیتی نیستند. آن‌ها نمایندگان رئیس‌جمهور در استان هستند و نه فقط به نام، بلکه به‌واقع باید هدایت و توسعه میان‌بخشی استان را به نمایندگی از رئیس‌جمهور و کابینه انجام دهند.

پنج. اگر آن‌چنان که نوشتم به جایگاه استانداران بنگری، آدم‌هایی را در قد و قواره کاری که شرح شد و با انتظاری متفاوت از امروز برای استانداری برمی‌گزینی؛ و نظام ارزیابی و ارزشیابی آن‌ها را نیز متفاوت از آن‌چه امروز هست سامان خواهی داد.

راستی، من مطلبی نوشته‌ام به نام «شرکت سهامی استانداران» که می‌توانی بخوانی و بیشتر به کُنه مسأله استانداران در ایران پی ببری.

#آقای_رئیس_جمهور_بعدی

(اگر می‌پسندید به اشتراک بگذارید.)
👍2
شفافیت برای همه است، از جمله مجلس

(محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی)

سازوکار سیاست باید به گونه‌ای باشد که سیاستمداران احساس کنند هر تصمیمی که می‌گیرند و هر کاری که انجام می‌دهند، بالاخره باید یک جایی، دیر یا زود، برای آن پاسخ‌گو باشند. هیلاری کلینتون زمانی که سناتور بود به جنگ با عراق توسط دولت بوش پسر رأی مثبت داد. آراء سناتورها در آمریکا ثبت می‌شود و معلوم است که هر سناتوری به هر مصوبه یا قانونی، چگونه رأی داده است.

این رأی مثبت سال 2002 درست چهارده سال بعد یقه خانم کلینتون را گرفت و مجبور شد در انتخابات ریاست جمهوری سال 2016 بگوید «حمایت از جنگ عراق بزرگ‌ترین اشتباه سیاسی من بود.» وی در کتابش می‌نویسد: «همه سناتورهایی که در آن جلسه سال 2002 حضور داشتند آرزو می کنند ای کاش به قطعنامه جنگ عراق رای مثبت نمی دادند؛ دوست دارم به همه مادران، فرزندان و زنانی که عزیزان خود را در این جنگ از دست دادند نامه بنویسم و بگویم اشتباه من و دیگران بسیار گران و دردناک تمام شد. ... اگر اطلاعات دقیق تر و بهتری داشتم می توانستم بهتر تصمیم بگیرم؛ با اینکه در این تصمیم بد تنها نبودم اما باید اعتراف کنم که من هم جزیی از این تصمیم مخرب و دردناک بودم.»

این اعتراف و پرداختن هزینه آن، نتیجه شفافیت در ثبت آرای نمایندگان مجلس آمریکاست. هیچ نماینده‌ای نمی‌تواند بعدها که نتایج منفی تصمیمات روشن شد، ژست اپوزیسیون بگیرد و بگوید «من می‌دونستم، من که بهتون گفته بودم این تصمیم بدی است، ما موفق نمی‌شیم.» آراء ثبت می‌شود و هر نماینده باید پاسخ‌گوی تصمیم خودش باشد.

این سازوکار شفاف در ایران تا حدودی در دولت وجود دارد. تصمیم‌ها و اقدامات توسط دولتی‌ها اتخاذ می‌شود و بالاخره حداقل مشخص است که کدام وزیر درخصوص احداث یک جاده، خرید هواپیما، صندوق‌های بازنشستگی، سیستم‌های آبیاری تحت فشار، انتقال آب، ساخت سد، مذاکرات برجام، طرح تحول سلامت و ... تصمیم گرفته است. همین شفافیت نسبی است که اجازه می‌دهد وزرا برای سؤال یا استیضاح به مجلس فراخوانده شوند و در افکار عمومی نیز از آن‌ها سؤال شود و هر شب چند مدیر دولتی میهمان تلویزیون باشند تا پاسخ دهند.

سازوکار آشکارسازی آراء اما در مجلس شورای اسلامی ما حاکم نیست. این بدان معناست که نماینده می‌تواند در ابهام کامل، به برخی مصوبات و قوانین رأی مثبت دهد، و یک ساعت بعد جلوی دوربین‌های خبرنگاران و برای کسب رضایت افکار عمومی و پایگاه رأی خود، ژست مخالف بگیرد و بقیه را متهم کند. نمایندگان می‌توانند بودجه‌ای ناقص، بدون منابع کافی، بدون ملاحظات توسعه پایدار را تصویب کنند، و به دلیل همین بودجه ناکارآمد، دولت و وزرا را مؤاخذه نمایند.

نمایندگان می‌توانند در امنیت کامل ناشی از پنهان بودن رأی‌گیری، هر قانون یا طرح ضدفساد را تصویب نکنند و به آن رأی منفی بدهند، و بعد یقه دولت را برای گسترش فساد بگیرند.

نمایندگان می‌توانند به بودجه تخصیص‌یافته به ساخت هر سد، انتقال آب، پتروشیمی، فولاد، توسعه کشاورزی و سایر اقدامات عمرانی نامناسب از نظر محیط‌زیستی در حوزه انتخابیه خود رأی مثبت بدهند، و بعد ژست توسعه پایدار بگیرند و دولت را به خاطر تخریب منابع محیط‌زیستی متهم کنند و وزرا را برای سؤال و استیضاح به پای میز مؤاخذه بکشند. نمی‌شود به هر طرح و پیشنهادی برای تأمین مالی نظام سلامت رأی مثبت داد و بعد از ایرادات طرح تحول سلامت انتقاد کرد.

اختیار رأی پنهان دادن و هم‌زمان اختیار داشتن برای مطالبه شفافیت از دولت، تناقض است. دولت باید شفاف و پاسخ‌گو باشد، اما این شفافیت به همان اندازه و شاید بیشتر برای مجلس نیز ضروری است. مجلس قانون‌گذار است و شفافیت در قانون‌گذاری که قاعده اداره جامعه را تعیین می‌کند، ضروری‌تر است.

اگر دنبال پاسخ‌گویی، شفافیت و اصلاحات هستیم، از اصلاح آئین‌نامه‌ و قواعد حاکم بر مجلس، و الزام به آشکار شدن رأی‌ نمایندگان در هر تصمیمی، آغاز کنیم. سعی کنیم به اندازه کنگره «بزرگ‌ترین دشمن، شیطان بزرگ» شفاف باشیم. مجلس، اصلاح کشور را از خودش شروع کند؛ فراکسیون امید، بیشتر.

#چالش_رأی_آشکار_نمایندگان_مجلس.

(اگر می‌پسندید، به اشتراک بگذارید.)

@fazeli_mohammad

پادکست دغدغه ایران

یک گفت‌وگو درباره شفافیت آرای نمایندگان

توضیح: این متن در سال نودوهفت خطاب به مجلس دهم منتشر شده بود و دوباره بازنشر می‌شود.
Forwarded from آینده مشترک
⭕️⬛️همه چیز از ما شروع نمی‌شود!

🖊امیر ناظمی

تصویر اول و دوم تصویر گزینش‌شده از وضعیت رانندگی در دو جامعه مختلف است؛ و پرسش‌های مختلفی  همیشه با مقایسه‌هایی اینچنین در ذهن ما شکل می‌گیرد؛ پرسش‌هایی مانند آن‌که «چرا این تفاوت وجود دارد؟» یا «آیا سایر ویژگی‌های آن دو جامعه هم همین اندازه متفاوتند؟» و ...

اما احتمالا کسانی دوست دارند تا به من و شما بگویند: «این تفاوت دو فرهنگ است؛ تفاوت شهروندان دو جامعه مختلف»! آن‌ها ادامه می‌دهند: «ما باید از خودمان شروع کنیم! این‌ها ربطی به دولت ندارد؛ این‌ها رفتار دو جامعه است»!

و من می‌خواهم بگویم این جمله‌ها نادرست هستند یا حداقل تمامی حقیقت نیستند!


⭕️تفاوت‌ها دو تصویر
اولین چیزی که در تصویر دوم به چشم ما می‌خورد، خطوط منظم و جهت‌دهنده روی جاده است؛ خطوطی در هم که آن را تبدیل به نقشه‌ایی پیچیده کرده است. در حقیقت در هر دو جامعه، در هر دو تصویر، جاده وجود دارد؛ خودرویی هم هست که حرکت می‌کند؛ یعنی شاید از لحاظ زیرساخت عمرانی تفاوت بزرگی نیست؛ حتی در هر دو از رنگ و خط هم استفاده شده است!

می‌دانیم در ایران قوانین رانندگی سال‌هاست وجود دارد؛ و نظام پاداش و تنبیهی که برای رانندگان وجود دارد؛ خیلی هم قابل چشم‌پوشی نیست؛ و از قرار هم ضمانت اجرایی سفت و سختی دارد. اما تفاوت یک تفاوت ریز است: آن خطوط روی جاده تصویر دوم در اولی نیست. یعنی حتی خط هم هست، خط‌های زرد مشبکی که بود و نبودش فرقی ندارد؛ راهنما نیست؛ جهت‌دهنده نیست.

 هر یک از این خطوط تصویر دوم، راهنمای تک تک راننده‌هایی است که تصمیم دارند در چهارراهی مسیر آینده خود را انتخاب کند. خطوطی که اغلب در جاده‌ها و خیابان‌های ایران یافت نمی‌شود.

در حقیقت تفاوت دو تصویر همان چیزی است که در علوم اقتصادی و اجتماعی آن را نهاد می‌نامند. نهاد در نگاه عمومی و در زبان مردم کوچه و خیابان، مساوی با سازمان اداری دانسته می‌شود؛ اما در زبان علم، نهاد شامل قوانین یا حتی رویه‌ها و رفتارهای عمومی نیز هست.

مفهوم نهاد یکی از مفاهیم خیلی پیچیده است؛ و نهادسازی قاعدتا از آن پیچیده‌تر. نهادسازی ساختن یک دستگاه اداری جدید؛ و متورم کردن دولت نیست! نهادسازی ایجاد همین نظم و ترتیبی است که در تصویر دوم می‌بینید آن هم گاهی تنها با «خطوط راهنما».


⭕️همیشه نمی‌توان از خودمان شروع کنیم!
اما پرسش کلیدی اینجاست: برای تبدیل جامعه‌ای از وضعیت اول به دوم، می‌توان از خود شروع کرد؟

اگر در جامعه اول شما به فرض بخواهید مانند کسی که در جامعه دوم است، رفتار کنید؛ احتمالا چند ساعتی پشت ترافیک ماشین‌ها می‌مانید؛ شاید چندین ناسزا می‌شنوید و نهایتا شاید به دلیل اختلال در ترافیک توسط چند نفر هم تهدید شوید.

درحقیقت گذار از جامعه اول به دوم بدون حضور دولت (در معنای کلان‌اش) امکان‌ناپذیر است. هر توصیه‌ای که بخواهد شهروند را مخاطب قرار دهد؛ توصیه‌ای ریاکارانه است. این گذار تنها در سایه وجود دولت توسعه‌خواه امکان‌پذیر است؛ و بدون آن نیز امکان‌ناپذیر. دولتی که از همان کم‌هزینه‌ترین بخش توسعه آغاز می‌کند: خطوط راهنما!

نهادها هستند که فراتر از قوانین و مقررات و فراتر از زیرساخت‌هایی مانند چراغ راهنما می‌توانند به حرکت ما جهت دهند. می‌توانند کمک کنند تا جامعه نخست به جامعه دوم تبدیل شود؛ بدون نیاز به تنبیه‌های بیشتر و بدون نیاز به هزینه‌هایی برای زیرساخت.

در حقیقت نه شهروندان جامعه نخست شرورتر یا بی‌فرهنگ‌تر هستند و نه شهروندان جامعه دوم الزاما قانون‌دان‌تر؛ تفاوت در چیزی است که وجود ندارد؛ همان چیزهای ساده‌ای که شاید هزینه‌اش هنگفت هم نباشد؛ تفاوت در فقدان یا وجود دولت توسعه‌خواه است.

حالا باز هم تلاش کنید تا از خودتان شروع کنید؛ اما باور کنید خیلی چیزها از شما شروع نمی‌شود!

به‌اشتراک بگذارید تا آفریده شود
@ShareNovate
Forwarded from شبکه توسعه
🔲⭕️ امیرعباس هویدای درونت را فراموش کن!!

محمد فاضلی - عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی

امیرعباس هویدا اعدام شد، اما هنوز میراث او بر ذهن سیاستگذار ایرانی سنگینی می‌کند: تثبیت نرخ ارز همان گونه که هویدا انجام داد و گویا مدعی شد من قیمت ارز را هفت تومان ثابت نگه داشتم. انقلاب شد اما هویدا به شکل تناقض آمیزی دوست‌داشتنی و تنفرآمیز باقی مانده است. یعنی چه؟

من از آن دسته هستم که بارها در نقد ارز 4200 تومانی تند و تیز نوشته‌ام، ارزی که به اسم اسحاق جهانگیری مشهور شد و اقتصاددانان استدلال می‌کنند که با آن چند صد هزار میلیارد تومان رانت توزیع و فساد تولید شده است.

واقعیت اما این است که در پنج دهه گذشته همیشه ارز به همین شیوه توزیع شده، اما فقط در دو مقطع اسم مشخص داشته است: ارز هفت تومانی هویدا و ارز 4200 تومانی جهانگیری. عجیب اینکه اولی را شاهکار و دومی را افتضاح اقتصادی تلقی می‌کنند، در حالی که ماهیت هر دو یکی است: توزیع ارز دولتی پایین‌تر از قیمت بازار، سرکوب قیمت ارز و توزیع رانت.

دولت‌ها مگر در چهل سال فاصله بین ارز هویدا تا ارز جهانگیری کاری غیر از سرکوب قیمت واقعی ارز به پشتوانه پول نفت انجام داده‌اند؟ کارخانه‌ها، خودروها، موبایل من و شما، لپتاپ و همه وسائل خانگی خارجی خانه ما مردم، و مواد اولیه عمده محصولات کارخانجات داخلی مگر با غیر از ارزی که قیمتش به پشتوانه رانت نفت سرکوب شده به دست آمده است؟

کاری که به اسم ارز جهانگیری در دو سال و نیم گذشته انجام شده، سنت پنجاه ساله دولت‌هاست. البته، به علت تورم پایین دهه 1340 و 1350 در مقایسه با امروز، میزان توزیع رانت ارز هویدا خیلی کمتر از ارز جهانگیری بوده است.

ارز جهانگیری اسم و رسم مشخص پیدا کرد، فاصله قیمتش تا بازار آزاد زیاد شد و خروج ترامپ از برجام آثارش را تشدید کرد؛ رقیب سیاسی هم بر طبل فسادستیزی کوبید و تشت رسوایی از بام افتاد؛ والا دولت‌ها پنجاه سال است همین کار را می‌کنند.

برخورد با رانتخواران ضروری است اما سنتی که با اسامی مردم‌پسند مثل تثبیت قیمت ارز، معیشت مردم، کمک به تولید و... از جیب ملت و تمدن ایرانی و به کام گروه‌های خاص دنبال شده است را باید اصلاح کرد.

بدبختی وقتی بالای سر مردم و اقتصاد مثل اسب مست شیهه می‌کشد که در سایه پول نفت که به مشام می‌رسد، و در آغوش رانت‌های توزیع شده در دو سال و نیم گذشته؛ دوباره بهانه معیشت مردم عاملی برای اصرار بر حفظ سرکوب نرخ ارز شده است.

اگر با سرکوب نرخ ارز معیشت مردم رونق می‌گرفت، الان باید بعد از پنج دهه اعمال این سیاست، سوئیس را پشت سر گذاشته بودیم. لازم است در سالگرد انقلاب، میراث سیاستی امیرعباس به تاریخ سپرده شود، فراموشش کنیم.

(اگر می‌پسندید به اشتراک بگذارید.)

@I_D_Network

@fazeli_mohammad
Audio
اپیزود پنجم پادکست دغدغه ایران

☑️⭕️ عنوان اپیزود
نروژ و اندونزی: بدون نفرین نفت

قسمت سوم از خلاصه کتاب «معمای فراوانی: دولت‌های نفتی و رونق‌های نفتی» نوشته تری لین کارل، نشر نی، سال 1388.

این اپیزود، مواجهه دو کشور نروژ و اندونزی با درآمدهای سرشار نفت در دهه 1970 میلادی را بر اساس کتاب «معمای فراوانی: دولت‌های نفتی و رونق‌های نفتی» بررسی می‌کند. این بررسی سرنوشت متفاوت نروژ و اندونزی با کشورهای نفتی دیگر و منجر نشدن درآمد نفتی به فلاکت اقتصادی را توضیح می‌دهد.

شنیدن روی شنوتو

https://shenoto.com/channel/dirancast?lang=fa

شنیدن روی Google Podcasts

https://www.google.com/podcasts?feed=aHR0cHM6Ly9zaGVub3RvLmNvbS9mZWVkL2RpcmFuY2FzdA%3D%3D

شنیدن روی Castbox

https://castbox.fm/va/3687714

تهیه متن و گوینده: محمد فاضلی

موسیقی آغازین
قطعه «سلام» اثر استاد حسن کسایی، با تنظیم استاد حسین علیزاده

موسیقی متن
رقص نروژی – ساخته ادوارد گرایگ
Norwegian Dances, Op.35 (Grieg, Edvard)

ساز سنتی اندونزی
نوازنده: ذکریا انداونگ
Zakarias Ndaong

فردین کریم خاوری- آلبوم آواز خاک

تاریخ انتشار
بهمن هزار و سیصد و نود و نه
👍1
پادکست سکه چهل قسمتی شد

محمد فاضلی - عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی

پادکست اقتصادی سکه که به همت دکتر مهدی ناجی و همکارانش در دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران تولید می‌شود چهل قسمتی شد.

سکه پادکستی است که در هر قسمت آن مهدی ناجی با یک متخصص عمدتا اقتصاد یا سایر علوم اجتماعی، درباره مسائل اقتصادی گفت‌وگو می‌کند.

تبریک به مهدی ناجی عزیز که می‌دانم این کار سخت را تا چهل قسمت پیش برده است. حالش خوش، پادکست اش پررونق.

@Sekke_Podcast

پادکست سکه روی Castbox

https://castbox.fm/va/2394025

(اگر می‌پسندید به اشتراک بگذارید.)

@fazeli_mohammad
موفقیت کوچک بهزاد

محمد فاضلی - عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی

✳️ بهزاد برای شروع کارگاه ساعت 8:36 دقیقه را تعیین کرده بود. پرسیدم: چرا این ساعت؟ گفت برای اینکه معلوم شود وقت یک دقیقه‌اش هم مهم است.

✳️ بهزاد یک زنگ هم با خودش به کارگاه آورده بود. رئیس جلسه داشت حرف می‌زد، باورش نمی‌شد که بهزاد دقیق سر ساعت 8:36 زنگ را زد و حرفش را قطع کرد و کارگاه را شروع کرد.

✳️ بهزاد ابتدای کارگاه خیلی دقیق و دوستانه پروتکل ایمنی در برابر زلزله و آتش را توضیح داد که اگر زلزله آمد یا آتش‌سوزی شد، چگونه ما چهارده نفر رفتار کنیم.

✳️ بهزاد همچنین گفت رئیس جلسه شش بار در معرفی من گفت: دکتر...؛ اما من دکتر نیستم!!

✳️ بهزاد اصلا گوش نداد به اینکه در این مملکت زمان، ایمنی زلزله و آتش مهم نیست. بهزاد کار خودش را انجام داد. کارش را هم حرفه‌ای بلد بود. آخر کارگاه همه حس خوبی داشتند. من به اجبار وسط کارگاه آنرا ترک کردم، ولی بقیه حاضر شده بودند پول بدهند تا کارگاه تکرار شود.

✳️ بهزاد در چهارده نفر حس خوبی آفریده بود، آموزش داده بود و خاطره خوبی به جا گذاشت. موفقیت کوچک آفرید.

(اگر می‌پسندید به اشتراک بگذارید.)

@IR_S_S
روایت صوتی ژانر خلقیات ایرانیان

محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی

مجموعه کتاب‌هایی هستند که «خُلقیات ایرانیان» را عامل توسعه‌نیافتگی جامعه ایران معرفی می‌کنند. نویسندگان این کتاب‌ها به خلقیات‌نویسان مشهور شده‌اند و کتاب‌های پرفروشی هم نوشته‌اند.

برخی کوشیده‌اند شکل‌گیری «خلقیات ایرانیان» را توضیح بدهند. این دسته کتاب‌ها هم طرفداران زیادی داشته‌اند.

⭕️ قسمت‌ اول «پادکست دغدغه ایران» ادعاها و محتوای مجموعه «خلقیات ایرانیان» را بر اساس کتاب‌های #محمدعلی_جمالزاده، #علی_رضاقلی، #محمود_سریع_القلم، #حسن_نراقی و ... بررسی می‌کند.

⭕️ قسمت دوم «پادکست دغدغه ایران» کتاب «ما ایرانیان» نوشته مقصود فراستخواه درباره چگونگی شکل‌گیری خلقیات ایرانیان را بررسی می‌کند.

پادکست دغدغه ایران را می‌توانید روی اپلیکیشن‌های زیر بشنوید:

🔹 کست‌باکس (Castbox)
https://castbox.fm/va/3687714

🔹 شنوتو
https://shenoto.com/channel/dirancast?lang=fa

🔹 گوگل پادکست
https://www.google.com/podcasts?feed=aHR0cHM6Ly9zaGVub3RvLmNvbS9mZWVkL2RpcmFuY2FzdA%3D%3D

پادکست دغدغه ایران روی تلگرام هم منتشر می‌شود:
@dirancast

(اگر می‌پسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
نفت و توسعه: نفرین یا نعمت؟

محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی

نفت چگونه بر توسعه کشورها تأثیر می‌گذارد؟ آیا نفرین نفت وجود دارد؟ آیا نفت باعث تضعیف اقتصاد کشورها یا بی‌ثباتی سیاسی می‌شود؟

#پادکست_دغدغه_ایران در سه قسمت بر اساس روایت کتاب «معمای فراوانی: دولت‌های نفتی و رونق‌های نفتی» و به این سؤالات می‌پردازد.

⭕️ قسمت اول، درباره ماهیت دولتی نفتی

⭕️ قسمت دوم، فلاکت ناشی از نفت در ونزوئلا

⭕️ قسمت سوم، نروژ و اندونزی بدون نفرین نفت

پادکست دغدغه ایران را می‌توانید روی اپلیکیشن‌های زیر بشنوید:

🔹کست‌باکس (Castbox)
https://castbox.fm/va/3687714

🔹شنوتو
https://shenoto.com/channel/dirancast?lang=fa

🔹گوگل پادکست
https://www.google.com/podcasts?feed=aHR0cHM6Ly9zaGVub3RvLmNvbS9mZWVkL2RpcmFuY2FzdA%3D%3D

پادکست دغدغه ایران روی تلگرام هم منتشر می‌شود:
@dirancast
خلق‌الله که جای خود دارند

محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی

دیروز در مراسم روز بیست‌ودوم بهمن، عده‌ای شعار مرگ علیه رئیس‌جمهور سر داده‌اند. حسن روحانی در مقام رئیس‌جمهور آردش را بیخته و الکش را آویخته یا حداکثر شش ماه دیگر می‌آویزد. این کشور اما هشتاد میلیون نُفوس دارد که اکثریت‌شان همین حالا هم از بی‌اعتمادی و نارضایتی در رنج‌اند. خلق‌الله از این ناسزاگویی به رئیس‌جمهوری با بیست‌وچهار میلیون رأی چه نتیجه‌ای می‌گیرند؟

کثیری از این مردم پیش خودشان می‌گویند:

- رئیس‌جمهور مملکت دستش به جایی بند نیست و روز روشن ناسزایش می‌گویند، خلق‌الله که جای خود دارند.

- به آدمی که چهل سال خودی این نظام بوده رحم نمی‌کنند، خلق‌الله که جای خود دارند.

- روز جشن انقلاب این گونه در پوستین منتخب اراده جمعی خلق‌الله می‌افتند، پوستین تک تک خلق‌الله که جای خود دارد.

خلق‌الله از خودشان نمی‌پُرسند این‌ها چه کسانی هستند که درست یک هفته بعد از فرمان صریح رهبر کشور مبنی بر این‌که «بدگویی و بدزبانی در جامعه باید جمع شود و ادب اسلامی گسترش یابد» چنین نافرمانی می‌کنند؟

آیا می‌شود با «خلق‌الله»ی که این گونه فکر کنند، کشتی کرونازده اقتصاد، سیاست و جامعه را به پیش بُرد؟ جامعه منسجم، اخلاقی، باانگیزه، پرنشاط، استوار و باکیفیت این گونه ساخته می‌شود؟ امنیت روانی باقی می‌ماند؟ چشم‌انداز روشن و امید پیدا می‌شود؟

عالمان درمانده شده‌اند، خلق‌الله که جای خود دارند.

(اگر می‌پسندید به اشتراک بگذارید.)

@fazeli_mohammad
روایت تلخ بازار سهام در یک سالی که گذشت!

شاخص بازار سهام تهران یک سال پیش حدود ۵۰۰کا بود، ظرف شش ماه، چهار برابر شد و به ۲۰۰۰کا رسید و الان حدود ۱۲۰۰کا است. یک سال گذشته را مروری کنیم: در این مدت گفتیم: ۱) سرمایه‌گذاری مستقیم در بازار سهام برای عموم شهروندان عاقلانه نیست. ۲) بازار سهام منطقا نمی‌تواند همه جامعه را پول‌دار کند. ۳) ریسک‌های بازار سهام را نباید از سرمایه‌گذار پنهان کرد. ۴) دولت نمی‌تواند و نباید راجع به قیمت‌های آینده بازار سهام حرف بزند و به مردم اطمینان بدهد. ۵) دولت نباید ذینفع بازار سرمایه بشود و در قیمت‌ها دخالت کند. ۶) مجموع «سودهای مازاد» بازار ثانویه نهایتا جمع صفر است. ۷) بین رشد اسمی و حقیقی باید فرق گذاشت و دقت کرد (برای نمونه‌هایی از این هشدارها مثلا این‌جا و این‌جا و تحلیل‌های علمی بازار این‌جا و این‌جا را ببینید.)

روی طرح بحث «جمع صفر در بازار ثانویه» هم تمرکز کردیم و فکر کنم تا حدی هم موفق شدیم این موضوع را در فضای عمومی جا بیندازیم که جمع سود و زیان‌های «معاملات بازار ثانویه» نهایتا صفر (پس از کسر کارمزد، حتی منفی) است و نمی‌تواند همه را خیلی پول‌دار کند چون جمع کلش نهایتا در حد بازده واقعی بازار است. مصداقش را هم در همین افت و خیز شاخص و توزیع سود و زیان افراد مختلف در این یک سال می‌بینیم. طبعا طرح این موضوع که بازار مالی به خودی خود و مستقل از بخش حقیقی اقتصاد ظرفیت محدودی برای ایجاد رفاه دارد، به کام کسانی که از داغ بودن این بازار سود می‌بردند و مدعی «سودهای نجومی برای همه» بودند نبود.

متاسفانه تا وقتی اول مهمانی بود و همه سرخوش یک رشد موقت بودند، کم‌تر دقت می‌شد که قیمت دارایی‌ها در طول زمان نهایتا از یک منطق اقتصادی پیروی می‌کند و دل‌بخواهی و نامحدود نیست. از دولتی تا صندوق‌گردان و به اصطلاح فعال بازار سرمایه و کنتراتچی روابط‌عمومی و نوسان‌گیر و کانال‌های زرد و سیگنال‌فروش و ... به این حرف‌ها تاختند و مدعی شدند که: «شما تجربه ندارید! همه می‌توانند در بازار سهام پول‌دار شوند! ما به شما نشان می‌دهیم!»

فضا چنان بود که حتی برخی هم‌کاران اقتصاددان هم در آن زمان همراه جریان شدند و مشغول معرفی به اصطلاح سهام ارزنده و توصیه این‌که چه بخریم و چه نخریم و چه طور پول‌دار شویم شدند. همان موقع به ایشان انتقاد کردم و عرض کردم شان و موقعیت اقتصاددانی که باید مراقب منافع کل آحاد جامعه و نگران رشد و بهره‌وری اقتصاد و توزیع درآمد و فقر و ... باشد، باید یک درجه بالاتر از این باشد که خود را ذینفع مستقیم توصیه‌های خرید و فروش فملی و بملی کند وگرنه توانایی خود برای ارائه تحلیل بی‌طرفانه و انتقادی را نقض می‌کند. تصور می‌کنم به کام برخی دوستان گرامی خوش نیامد.

خلاصه این‌که، نتیجه آن حرف‌ها و ادعاهای بدون مبنا، آن درک نادرست و ناقص از رفتار بازار دارایی، و آن فضای هیجانی این شد که بخشی از مردم عزیز به امید گشایشی در این شرایط رکود تورمی اقتصاد، اندک سرمایه‌شان را بیاورند در بازار سهام و به اصطلاح به «آخر مهمانی» برسند و در «اوج» بخرند که نهایتا پول‌شان به جیب «زرنگ‌های بازار» و «دولت» و «رانت‌داران و متصلان» و «کارگزاری‌ها و صندوق‌گردان‌ها» و «سیگنال‌فروش‌ها» و ... برود. پدیده تلخی که اگر توصیه‌ها و تحلیل‌ها شنیده می‌شد شاید زودتر قابل پیش‌گیری بود.

تجربه پارسال یک نکته را هم نشان داد و آن این‌‌که «چارچوب نظری و علمی درست که به موضوع از سطحی بالاتر و مجردتر نگاه می‌کند» باطل‌سحر خیلی تبلیغات و ادعاهای بی‌مبنا و تجربه‌های انفرادی و موضعی است و توخالی بودن خیلی از ادعاها را نشان می‌دهد. عجیب هم نیست که افراد و جریاناتی که حتی در فهم برخی از ساده‌ترین و مقدماتی‌ترین مفاهیم و استدلال‌‌های اقتصاد مالی مشکل دارند ولی در این بلبشو اسم خود را «کارشناس بازار سرمایه!» گذاشته‌اند، از این دست تحلیل‌ها ناراحت باشند و حتی نتوانند عصبانیت خود را از توجه مخاطبان آگاه به مباحث علمی پنهان کنند. متاسفانه وقتی با روشن و شفاف‌تر شدن منطق بازار، منافع خود را در خطر می‌ببینند برای حفظ آن دست به بی‌اخلاقی و داستان‌سرایی هم می‌زنند. ولی خب در جواب‌شان فقط باید آن شعر قدیمی اکتفا کرد که «... نه جولانگه تو است // عرض خود می‌بری و زحمت ما می‌داری». همان طور که چند ماه قبل هم در تلاش مشابهی رسوایی خنده‌داری به بار آوردند و برای چند هفته مضحکه خاص و عام شدند :))

تجربه تلخ یک سال قبل بازار سهام در ایران را باید مفصل و دقیق و انتقادی بررسی کرد تا از آن درس بگیریم و شاید تکرار نکنیم. این کف‌ها و هیجانات می‌گذرد و ما می‌مانیم و بخش حقیقی و واقعی اقتصاد که باید رشد کند و از این وضعیت بیرون بیاید تا معاش و رفاه مردم عزیز ما به مسیر درستش برگردد.

تماس با نویسنده @hamed_ghoddusi
@hamedghoddusi
👍2