دغدغه ایران – Telegram
دغدغه ایران
57.9K subscribers
1.12K photos
379 videos
143 files
2.33K links
این تنها رسانه ویژه انتشار نوشته‌های محمد فاضلی در تلگرام است. هیچ کانال دیگری برای نشر نوشته‌هایم ندارم.
Download Telegram
هر شب یک حق – شب ششم (4 دی 1395)
من تلاش می‌کنم هر شب درباره یکی از حقوق تصریح‌شده در منشور حقوق شهروندی بنویسم. نوشته‌ها و گفته‌های ما درباره حقوق شهروندی در عصری که همگان از طریق شبکه‌های اجتماعی می‌توانند وارد گفت‌وگوی فراگیر شوند، مؤثر خواهد بود. اگر مایل بودید، شما هم این نوشته‌ها را با دیگران به اشتراک بگذارید. (محمد فاضلی)

ماده 6- شهروندان حق دارند از محیط مساعد برای رشد فضایل اخلاقی و دینی و تعالی معنوی برخوردار شوند. دولت همه امکانات خود را برای تأمین شرایط لازم جهت بهره‌مندی از این حق به کار می‌گیرد و با مفاسد اخلاقی ازجمله دروغ، ریا، تملق، نابردباری، بی‌تفاوتی، تنفر، بی‌اعتمادی، افراط‌گری و نفاق در جامعه مبارزه می‌کند.
بحث
- بند 1 اصل سوم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران ایجاد محیط مساعد برای رشد فضائل اخلاقی بر اساس ایمان و تقوی و نفی کلیه مظاهر فساد و تباهی را تعهد دولت و حق مردم دانسته است، لیکن علی‌رغم این اصل، جامعه ایرانی در وضعیتی قرار گرفته که مردم بر این باورند که دروغ، ریا، تملق، بی‌تفاوتی و بی‌اعتمادی در آن رایج است.
- من حداقل از دو موضع می‌توانم درباره منشأ پیدایش این وضعیت بحث کنم. موضع نظری اول که برآمده از نظریه سرمایه اجتماعی روبرت پاتنام است، تأکید می‌کند که اعتماد و سرمایه اجتماعی (که بر همه فضائل اخلاقی دیگر مؤثر است) محصول توسعه جامعه مدنی و پیشرفت نهادهای داوطلبانه است. موضع نظری دوم که در نظریه «بو روثستاین» سوئدی ارائه شده معتقد است اعتماد و سرمایه اجتماعی محصول کارآمدی و بی‌طرفی دولت است.
- نظام سیاسی در ایران نه توانسته شرایط مناسبی برای توسعه جامعه مدنی فراهم کند، و نه قادر بوده کارآمد باشد و بی‌طرفانه با منافع شهروندان مواجه شود. نتیجه این‌که اعتماد و سرمایه اجتماعی دائم فرسایش یافته و سایر فضائل اخلاقی نظیر صداقت و مشارکت‌جویی اجتماعی نیز فرسایش یافته است.
- اخلاق در ایران زیر ضرب فشارهای ساختاری نیز بوده است. جمعیت فزاینده این کشور که ظرف چهار دهه گذشته دو برابر شده، و هم‌زمان ناکارآمدی اقتصادی، تنگناها و فقر اقتصادی به بار آورده و همین امر مردم را تحت فشار ساختاری برای اخلاق‌گریزی به منظور تأمین زندگی قرار داده است.
- معنای واقعی این‌که دولت همه امکانات خود را برای مبارزه با مفاسد اخلاقی و تأمین شرایط زیست اخلاقی به‌کار می‌گیرد این است که قدرت سیاسی کارآمد و بی‌طرف باشد، به سوی توسعه گام بردارد، حیات اخلاقی مردم را تحت فشار سیاسی قرار ندهد، و با به رسمیت شناختن آزادی و تحقق بخشیدن به شرایط زندگی عادلانه، مردم را از فشار برای متوسل شدن به ریا و دروغ رها سازد.
- توسعه همه‌جانبه است که شرایط زیست اخلاقی را فراهم می‌کند. ایرانی‌ها مردمانی ریاکار، دروغگو، بی‌تفاوت یا متملق نیستند، بلکه زیستن در شرایط نامناسب، ایشان را به چنین کارهایی وادار ساخته است.
سؤالی برای مباحثه
قدرت سیاسی و دولت برای تحقق ماده 6 منشور حقوق شهروندی که قانون اساسی نیز نسبت به آن تصریح دارد، چه کارهایی انجام ندهد؟
- ضروری است که قدرت سیاسی، منادیان اندیشه و اخلاق، و بالاخص مروجان اندیشه دینی را زیر سیطره قدرت خود قرار ندهد تا حریت اندیشه اخلاقی و دینی خدشه‌دار نشود.
- ضروری است که قدرت سیاسی و دولت، خود به نمادهای تضییع حقوق، فرصت‌طلبی، خلف وعده یا سوءکردار تبدیل نشوند تا الگوهایی برای بی‌اخلاقی شوند.
- ضروری است که هر گونه نادیده گرفتن حقوق مردم از میان برود تا نقض بی‌طرفی دولت و قدرت سیاسی صورت نگیرد. هر تضییع حقی به معنای طرفداری قدرت سیاسی از یک ذینفع است و در درازمدت مشروعیت دولت و روح اخلاقی جامعه را مخدوش می‌سازد.
قدرت سیاسی در ایران زمانی می‌تواند مدعی فراهم کردن زیست اخلاقی و ارتقای معنوی جامعه ایرانی شود که توسعه همه‌جانبه، بی‌طرفی قدرت سیاسی (اجرایی، قضایی و مقننه)، و ممانعت از تضییع حق را تحقق بخشد و بدین ترتیب فشار بر مردم برای کردار غیراخلاقی کاهش یابد، و قدرت سیاسی به عنوان الگوی نقض اخلاق در میان مردم شهره نگردد.
نظرتان درباره این متن را به @MohFazeli ارسال کنید.
https://telegram.me/fazeli_mohammad
Forwarded from Pedram
هر شب یک حق – شب هفتم (5 دی 1395)
من تلاش می‌کنم هر شب درباره یکی از حقوق تصریح‌شده در منشور حقوق شهروندی بنویسم. نوشته‌ها و گفته‌های ما درباره حقوق شهروندی در عصری که همگان از طریق شبکه‌های اجتماعی می‌توانند وارد گفت‌وگوی فراگیر شوند، مؤثر خواهد بود. اگر مایل بودید، شما هم این نوشته‌ها را با دیگران به اشتراک بگذارید. (محمد فاضلی)

ماده 7- شهروندان از کرامت انسانی و تمامی مزایا پیش‌بینی‌شده در قوانین و مقررات به نحو یکسان بهره‌مند هستند.
بحث
- بند 6 از اصل 2 قانون اساسی نیز نظام جمهوری اسلامی را نظامی بر پایه ایمان به «کرامت‏ و ارزش‏ والای‏ انسان‏ و آزادی‏ توام‏ با مسئولیت‏ او در برابر خدا» معرفی می‌کند. واژه بنیادین این بند و ماده 7 منشور، «کرامت انسانی» است. «کرامت انسانی چیست؟» کرامت انسانی حداقل در ابعاد زیر بروز می‌کند:
1. آزادی توأم با مسئولیت. (بعد سیاسی کرامت)
2. توان اقتصادی برای گذران آبرومندانه و توأم با حفظ شئونات افراد با توجه به جایگاه اجتماعی ایشان.
3. داشتن مناسبات و ارتباطات اجتماعی مبتنی بر احترام، اخلاق، و حفظ حقوق و آزادی‌های مدنی افراد.
4. داشتن امکان مشارکت در زندگی فرهنگی، کسب دانش، انباشتن و به اشتراک گذاشتن سرمایه فرهنگی.
- کرامت انسانی در جامعه‌ای توسعه‌یافته تحقق می‌یابد. جامعه‌ای که شهروندانش دارای فقر مادی باشند؛ امکانی برای توسعه ارتباطات اجتماعی خود نداشته باشند (نتوانند عضو گروه‌های اجتماعی داوطلبانه شوند، ازدواج کنند، و نتوانند وارد مناسبات تقویت‌کننده همبستگی اجتماعی شوند)؛ قدرت مشارکت در زندگی فرهنگی (حداقل در قالب تولید، توزیع و مصرف محصولات فرهنگی، ادبی، هنری، میراث فرهنگی و ...) نداشته باشند؛ و در برابر قدرت سیاسی مصونیت قانونی نداشته باشند و از دست‌اندازی قدرت سیاسی غیرپاسخ‌گو به آن‌ها ممانعت نشود، نمی‌تواند ضامن کرامت انسانی باشد.
- کرامت انسانی در جامعه‌ای دینی، مستلزم رعایت اصول و ملاحظات بیشتری نسبت به انسان است. تحقق کرامت انسانی در سطح جامعه دینی یا غیردینی، نیازمند کارآمدی دولت، محدود شدن قدرت سیاسی به قانون عادلانه و مشروع، ساخت نهادی مشوق حفاظت و صیانت از کرامت انسانی، و جامعه مدنی قدرتمندی است که می‌تواند عوامل دست‌اندازی به کرامت انسانی در بستر اقتصادی قدرتمند و توسعه‌یافته، مهار کند.
برای تحقق کرامت انسانی، انجام شماری از اقدامات ضروری است.
- تحقق کرامت انسانی نیازمند اقتصادی پویا، عاری از فساد، پای‌بند به اصول توسعه پایدار و حافظ محیط زیست، توأم با داشتن نظام بازتوزیعی کارآمد و عادلانه است.
- تحقق کرامت انسانی نیازمند نظام حمایت اجتماعی سطح‌بندی‌شده و هدفمند است که شرایط زیست انسانی عادلانه و آبرومند را برای افرادی که از حداقل‌های توان اقتصادی بهره‌مند نیستند فراهم کند.
- تأمین کرامت انسانی نیازمند «توانمندسازی شهروندان» از طریق سازوکارهای آموزش، مهارت‌آموزی، تمهید کردن برابری فرصت‌ها، و فراهم کردن زمینه‌های استفاده از استعدادهاست. تحقق این امور نیازمند نوآوری‌های اجتماعی در آموزش، تغییر قواعد نهادی، پویاسازی اقتصاد، و توجه به تأثیرات اجتماعی، فرهنگی و محیط‌زیستی هر نوع قاعده‌گذاری و شیوه‌های حکمرانی و تصمیم‌گیری است.
- تضمین کرامت انسانی مستلزم پیشبرد شیوه‌های دموکراتیک حکمرانی است. اگرچه حکمرانی دموکراتیک بیشتر ناظر بر وجه سیاسی است، اما دموکراتیک بودن الزاماً به معنای «گزینش بهترین سیاست‌ها یا خط‌مشی‌ها» نیست. تقویت دموکراسی و در عین حال ارتقای ظرفیت سیاست‌گذاری، اجرا و ارزیابی از ملزومات تحقق کرامت انسانی است؛ و این خود نیازمند توسعه دانش و بالا رفتن ظرفیت شناختی جامعه است.
- تحقق کرامت انسانی و بالاخص به یکسان بهره‌مند شدن همه شهروندان از مزایای مشخص‌شده در قانون، نیازمند سطح بالایی از مدارای فرهنگی، اجتماعی و سیاسی است. جامعه‌ای که ظرفیت مدارا نداشته باشد و بالقوه در خود توان فعال شدن شکاف‌های اجتماعی و فرهنگی را تقویت کرده باشد، در نهایت برابری در مزایا را به رسمیت نمی‌شناسد، و کرامت انسانی را نیز مشمول نابرابری می‌سازد.
- تعمیق مدارا و شیوه‌های دموکراتیک حکمرانی، مستلزم آن است که رضایت مردم به بنیادین‌ترین شکل مبنای اعمال اقتدار سیاسی قرار گیرد.
تحقق کرامت انسانی، متضمن پیچیدگی‌های بسیار است و جامعه و نظام سیاسی در ایران هنوز راه نرفته بسیاری پیش رو دارند. گفتن این حق، تأکید بر بهره‌مندی همگان از آن، و متعهد شدن دولت به این امر را باید نکته مثبتی دانست، درباره آن بسیار گفت‌وگو کرد، و همه زوایای جامعه را به قصد آشکار ساختن سازوکارهایی که کرامت انسانی را نقض می‌کنند یا مانع از تحقق شرایط رعایت کرامت انسانی می‌شوند کاوش کرد.
نظرتان درباره این متن را به @MohFazeli ارسال کنید.
https://telegram.me/fazeli_mohammad
هر کس عشق وطن ندارد وارد نشود
سی نفر نامه‌ای به دونالد ترامپ نوشته‌اند و از او خواسته‌اند تا تحریم‌های بیشتری بر ایران تحمیل کند، و در نقد توافق هسته‌ای با ترامپ هم‌کلام شده‌اند. کل ماجرا بسیار تلخ است و اندیشیدن به لحظه‌ای از تاریخ یک کشور که در آن سی نفر از دونالد ترامپ بخواهند که با کشورشان سختگیرانه رفتار کند، تراژدی تاریخ این کشور است. درست در لحظاتی که بسیاری نگران روزهای سخت کشورشان هستند و بیم آن دارند که خصومت و ماجراجویی ترامپ، ایران را قربانی کند و تا مرز درگیری نظامی به این آب و خاک صدمه بزند، این دعوت به تحمیل تحریم‌ها، خیانتی نابخشودنی است. ما همه با هم باید فریاد بزنیم:
- تحریم همان جنگ است، و خشونتی است که به تدریج یک کشور را به نابودی می‌کشاند. تحریم چیزی از جنس تروریسم است ولی صدای انفجار ندارد. تحریم همان بیوترور است. بیمارانی که از نبود دارو جان باختند، شهروندانی که به دلیل تحریم بنزین گازهای آلوده ناشی از بنزین‌های غیراستاندارد را تنفس کردند و اکنون بیمارند، بیکارانی که بر اثر شرایط تحریم شغل خود را از دست دادند، و میلیون‌های قربانی تحریم‌ها، به درجاتی ترور شده‌اند. مشارکت در تحریم، مشارکت در ترور تدریجی است.
- هیچ تحریم هدفمندی وجود ندارد. تحریم هدفمندی که خسارت آن بر مردم وارد نشود و فقط دولت‌ و نظام سیاسی یا نظامیان را هدف بگیرد، وجود خارجی ندارد و دروغی بیش نیست. تحریم نه نعمت است، نه کاغذپاره، نه هدفمند و نه نویدبخش آزادی و دموکراسی. تحریم فقط فرسایش مردم و یک تمدن است.
می‌گویند افلاطون بر سر در آکادمی خود نوشته بود «هر کس هندسه نمی‌داند وارد نشود.» برخی از این سی نفر، سابقه فعالیت سیاسی و زندان را نیز دارند؛ و حتماً خود را فعال و مبارز سیاسی می‌دانند، اما باید بر سر در آکادمی سیاست‌ورزی و بالاخص مبارزه سیاسی نیز بنویسند «هر کس عشق وطن ندارد، وارد نشود.» اگر فعالیت و مبارزه‌ای هست، برای سربلندی و شادکامی هم‌وطنان و عزت وطن است؛ و اگر اصلاً سیاست فضیلتی داشته باشد، فضیلت فراهم کردن شرایط زندگی اخلاقی، با کرامت، و بدون خشونت برای انسان است؛ و دعوت به تحریم نقض همه این‌هاست. هر کس عشق وطن ندارد، و ظرفیت ندارد به خاطر وطن خشم خود را فروبنشاند و گاه استخوان در گلو سکوت کند، یا برای مصلحتی بالاتر، تن به سختی دهد، وارد نشود.
این گروه البته آبروی خویش را برده‌اند چرا که دولت ترامپ اگر آن‌چنان که از حرف‌های ترامپ و انتخاب‌های او برمی‌آید، راه تشدید خصومت در پیش بگیرد، از سر گوش دادن به حرف‌های این سی نفر نیست و همان کاری را کرده است که از ماهیت چنین دولتی برمی‌آید؛ و اگر هم به هر علت، سبب‌ساز رابطه‌ای بهتر میان ایران و آمریکا شود یا با اهداف کلی و منافع ملی ایران هم‌نوایی بیشتری کند، باز هم این جماعت جد و جهد بیهوده کرده‌اند. آن‌چه کرده‌اند بر اعتبارشان نزد مخالفان بین‌المللی ایران نیز نمی‌افزاید. آن کس که به مردم میهن خویش رحم نکند و مصالح سرزمین خویش نشناسد، نه چندان قابل اعتماد است که دشمن نیز بدان اعتماد کند.
نظر خود درباره این متن را به @MohFazeli ارسال کنید.
https://telegram.me/fazeli_mohammad
روزنامه ایران از فردا سه شنبه 7 دی ماه 1395، هر روز نوشته هایی را که درباره منشور حقوق شهروندی تحت عنوان «هر شب یک حق» می نوشتم منتشر می کند. هفت شب نوشته بودم و هفت روز طول می کشد تا نوشته های پیشین را منتشر کنند. هفت شب متنی را در کانال نخواهم نوشت، و از روز هشتم، آنچه را که در روزنامه منتشر می شود در کانال هم منتشر خواهم کرد. امیدوارم موفق شوم نوشته هایم را تا آخرین بند منشور ادامه دهم.
اولین مورد از انتشار مطالب درباره حقوق شهروندی در روزنامه ایران. http://www.iran-newspaper.com/newspaper/page/6392/24/164199/0
Forwarded from مستند مادرکشی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پخش و تحلیل مستند "مادرکشی" از شبکه مستند سیما
سه شنبه ۱۴ دی ماه ۱۳۹۵
ساعت ۲۰.۳۰
@madarkoshi
دومین یادداشت درباره حقوق شهروندی در روزنامه ایران. http://www.iran-newspaper.com/newspaper/page/6393/24/164358/0
اصل مقالات را هم می توانید از سایت شمس (شبکه مطالعات سیاست گذاری عمومی) دانلود کنید.👆👆👆👆
از استادان و پژوهشگران برای نوشتن مقالات علمی - پژوهشی در حوزه های سیاست گذاری عمومی و ارسال به «فصلنامه مطالعات راهبردی سیاست گذاری عمومی» دعوت می شود.
ترجمه کتاب «حکمرانی آب در مواجهه با تغییر جهانی: از درک تا تحول»
ترجمه کتاب «حکمرانی آب در مواجهه با تغییر جهانی: از درک تا تحول» نوشته خانم کلاودیا پال-وستل بالاخره با تلاش جمعی از همکاران (سجاد فتاحی، الهام یوسفی‌نژاد، مهشید طالبی، سارا لطفی، مریم محمودی و عبدالحمید افسری) به پایان رسید. مدتی است روی بازنگری ترجمه، تطبیق با متن انگلیسی و ویرایش ترجمه کار می‌کنم و به زودی به ناشر تحویل داده خواهد شد. من از همه همکاران که کوشیدند کتاب به سرعت ترجمه شود تشکر می‌کنم و امیدوارم هر چه سریع‌تر نسخه نهایی در اختیار متخصصان قرار گیرد. کتابی ارزشمند، حاوی دیدگاه‌هایی نوین برای حکمرانی آب، و البته دیدگاه‌های ناخوشایند بسیاری برای حکمرانان و متخصصان جریان غالب تکنوکراسی، هیدروکراسی و پولیتوکراسی ایران است (واژه پولیتوکراسی را صرف‌نظر از معنای متداول آن در مطالعات دموکراسی، به معنای ائتلاف سیاستمداران و بوروکرات‌ها برای تصمیم‌گیری درباره توسعه تحت فشار سیاست به‌کار می‌گیرم.) لازم است از جلال میرنظامی تشکر کنم که سال گذشته نسخه‌ای از این کتاب را در اختیار ما گذاشت.
https://telegram.me/fazeli_mohammad
دکتر جواد کاشی، مقاله ارزشمندی با عنوان «بازیابی خود از دست رفته ما» در وبلاگشان منتشر کرده اند. مقاله مفصلی است و خلاصه ای از آن تهیه کرده ام که در ادامه آورده ام. خلاصه مقاله را برای خود دکتر کاشی عزیز هم ارسال کرده و ایشان تأیید کرده اند که خلاصه خوبی است. مقاله هشداردهنده ای است.
بازیابی خود از دست‌رفته ما
مقاله‌ای به قلم دکتر جواد کاشی، متفکر و متخصص علوم سیاسی شناخته‌شده با عنوان «بازیابی خود از دست رفته ما» در تاریخ 7 دی‌ماه 1395 منتشر شده که تحلیلی از ویژگی‌های اجتماعی خطیر جامعه ایران در شرایط حاضر ارائه کرده و راهکارهایی معرفی می‌کند که شایسته توجه بسیار است. خلاصه‌ای از این مقاله در ادامه تشریح شده است.

تحلیل شرایط ایران
1. نیروهای سیاسی اصلاح‌طلب و اصول‌گرا خسته‌اند و افق روشنی پیش روی خود نمی‌بینند، و هر دو به عوض برنامه‌ریزی و تدوین استراتژی کلان، به دنبال بسیج کوتاه‌مدت مردم هستند تا انتخابات پشت سر گذاشته شود.
2. مردم شور و شوق مشارکت ندارند و در یکی دو روز آخر انتخابات بر مبنای این‌که چه کسی مخاطرات کمتری ایجاد می‌کند، انتخاب می‌کنند.
3. افق‌های امیدبخش در فضای سیاسی افول کرده و مؤثرترین پیامی که در دستگاه‌های تبلیغات رسمی به مردم فروخته می‌شود، جلوگیری از رویدادهای خونین منطقه در ایران است. آن‌ها دیگر مورد سؤال نیستند که عدالت، پاکدستی، فضای سالم برای مشارکت، نظارت عادلانه و آزادی در فضای عمومی کجاست؟
4. وجود احساس جمعی ناامیدی، تخریب کننده سرمایه‌های فردی و جمعی ماست. طعم زندگی را تلخ. و عمق و کیفیت زندگی را زائل می‌کند و البته هر روز بیشتر سرنوشت جمعی ما را مخاطره‌آمیزتر می‌سازد.
5. این‌که چه درکی از کلیت خود داریم، اجتماع خود را تا چه حد قابل احترام می‌پنداریم، خود جمعی‌مان را چقدر دوست داریم، تا چه اندازه فکر می‌کنیم جمعیت ما جمعیت مبارک و میمونی است، آیا یک نقطه عزیمت داریم؟ قرار است یک هدف و مسیر را با هم طی کنیم؟ ... صورت‌های کلی آگاهی جامعه و سرمایه‌های مهم مردم هستند.
6. این صورت‌های کلی آگاهی هستند که به نیروهایی در عرصه سیاسی قوت می‌دهد یا حذف می‌کند. بازیگران در نسبت با این صورت‌های آگاهی وجاهت پیدا می‌کنند. ... هیچ نیروی سیاسی نمی‌تواند فارغ از این‌ها زیست کند.
7. اساسی‌ترین آگاهی جمعی و عام که به سادگی تحول نمی‌پذیرد، باور یا عدم باور به خود جمعی محترم و عادلانه است. آیا ما و حیات جمعی ما، یک کل قابل احترام، قابل اعتماد و بالنسبه عادلانه هست یا نه.
8. جامعه امروز ایران، شاید برای نخستین بار در دوران مدرن، در سطح باورهای عام و اولیه خود دستخوش بحران و گسیختگی شده است. ما این باور را از دست داده‌ایم که یک کل و جمعیت قابل احترام هستیم، یا دست کم در این زمینه‌ها دستخوش تردید شده‌ایم.
9. از دست رفتن به قابل احترام، قابل اعتماد و عادلانه بودن، همه باورهای دیگر ما را تحت تاثیر قرار داده است. ما دیگر معلوم نیست خود را از یک خاستگاه و نقطه عزیمت به شمار آوریم. اصولاً خاستگاه‌ها و نقطه عزیمت‌های تاریخی رنگ می‌بازند. تاریخ اساساً نقش هویت‌ساز خود را از دست می‌‌دهد.
10. زوال اعتقاد ما به خود جمعی به منزله یک کل قابل اعتماد، حیات روزمره و فردی ما را دستخوش بحران کرده است. ما درسطح بین‌فردی نیز احساس اعتماد به دیگری و صمیمیت با دیگران را از دست داده‌ایم.
11. ما مثل کسانی شده‌ایم که یکبار – در جریان انقلاب سال 57 - یکدیگر را برادر و خواهر خواندیم و در حد یک خانواده گرم به هم اعتماد کردیم، حال احساس می‌کنیم آنقدرها هم قابل اعتماد نبودیم. آن‌‌ها که به نظر می‌رسید عهد راستینی با مردم و ارزش‌های اخلاقی بسته‌اند، چهره عوض کردند. ... فضای انقلابی، ما را بیش از حد معمول به هم نزدیک کرد، اما خشک شدن دریاها اعتماد، ما را دست به گریبان یک بی‌اعتمادی بنیادی کرده است. ... در تجربه‌های سیاسی گوناگون آزمون کردیم و دیدیم، گوشت یکدیگر را می‌خوریم، استخوان‌های هم را می‌شکنیم و کمترین رحمی در موقع لزوم نمی‌کنیم.
12. توان دین برای بازتولید احساس جمعی خوب و قابل اتکا و اعتماد زائل شده است. دین در خدمت خواص است و هر روز بیش از پیش، نقش عام خود را از دست می‌دهد. بخشی از زائل شدن احساس ما از این که در یک جمع قابل احترام زیست می‌کنیم ناشی از کاسته شدن نقش دین در حیات جمعی ماست.
13. آنچه پس از انقلاب روی داد، خیلی بیشتر از یک نابرابری طبیعی به نظر رسید. کسانی به دلیل بهره‌مندی از موقعیت‌های سیاسی، برای هرگونه عدول از قانون مصونیت داشتند، کسانی به دلیل فقدان مصونیت، به دلیل کوچک‌ترین خطاها، بیشترین مجازات‌ها را تحمل کردند، شبکه توزیع رانتی پهن شد و کسانی به طور سیستماتیک از نشستن بر سر سفره رانت‌ محروم ماندند و همه عمر خود را صرف معاش اندک خود کردند و البته از عهده بر نیامدند و کسانی بارها بستند و بهره‌ها بردند. حد فسادهای اقتصادی به جایی رسیده است که حقیقتاً باید ثبت تاریخی شوند.
14. همه حفره‌ها و کاستی‌های عینی را با زبان و تبلیغات و وانمایی‌های تبلیغاتی التیام بخشیدیم. صبح و شام دستگاه‌های تبلیغاتی نظام سیاسی از حق و حقیقت و خدا و ارزش‌های دینی می‌گویند.
برای برون‌رفت از این وضعیت چه کنیم؟
15. سنت اعتراف: همه باید بیایند، و سهم خود را در بروز فاجعه بیان کنند. همه باید بگویند چه سهمی در زائل کردن اعتماد بنیادین داشته‌اند و بابت سهم خود از مردم و خدا حلالیت طلب کنند. همه ما به اعتبار شخصیت حقیقی و شخصیت حقوقی‌مان.
16. اهتمام ذهنی و عینی به واقعی‌ترین رنج‌های مردم: در فضایی که مفاهیم کلان و کلی بی اعتبار شده‌اند، باید مفاهیم را دوباره با عطف به رنج‌‌های واقعی مردم نیرومند کرد. فقر، بی‌کاری، تحقیر، بی‌عدالتی و تبعیض، و نادیده گرفته‌ شدگی در زمره رنج‌های واقعی و روزمره مردم‌اند. باید به آن‌ها اندیشید، آن‌ها را برجسته کرد، باید به طور عملی درگیر کاستن از بار این رنج‌ها شد. ... حتی کاستن یک ذره رنج در عرصه عمومی، یک بغل آورده در عرصه جمعی خواهد داشت. کلمه‌های از دست رفته جان می‌گیرند و مولد احساس جامعه‌ای توام با اعتماد و احترام در دراز مدت خواهند بود.
17. باید در باره نحوه با هم زندگی کردن سخن بگوییم و تصمیمات تازه بگیریم. در فضای فقدان اعتماد و احترام، فوراً دو امر به منزله جانشینان طبیعی قد علم می‌کنند: یکی قانون است و دیگری تمهیدات امنیتی. البته این‌ها لازم‌اند اما بازیابی خود، نیازمند تمهیداتی است که به تدریج اعتماد از دست رفته را اعاده کند و در دراز مدت احساس یک خود جمعی قابل احترام به وجود آورد.
18. ما نیازمند بازتعریف جایگاه اجتماعی و سیاسی دین هستیم. اما با ملاحظات سیاسی، ... فهمی از دین که مولد کینه و بی‌اعتمادی میان ماست، قطع نظر اینکه چقدر با نصوص اولیه سازگار هست یا نیست، موجب اختلال در حیات سیاسی ماست. ... این سخن درباره مواریث ایرانی، و مواریث مدرن ما نیز صادق است.
19. تلاش برای تقویت حسن نیت، احترام متقابل، خیرخواهی و دلسوزی نسبت به سرنوشت دیگران، تلاش برای تأمین فضای گرم و قابل اعتماد، پاسداشت حریم‌ حیات جمعی، یا به باور سنتی خودمان حرمت نان و نمک را رعایت کردن، امکان‌هایی است که تجربه زیسته و روزمره خودمان را از آسیب بی‌اعتمادی و آتش فضاهای کلان صیانت می‌کند و به سرچشمه‌های ظهور احترام و بازیابی خود جمعی تبدیل می‌شود.
20. دستور کار فوری ما بازیابی جمعی ماست. ما خود را از دست داده‌ایم و تنها به شرط بازیابی خود، همه سرمایه‌های از دست رفته بازخواهند گشت.
https://telegram.me/fazeli_mohammad
حمیدرضا عریضی عضو هیئت علمی دانشگاه اصفهان بالاخره نقدهایش بر حرف های من در نقد آموزش عالی را در سه قسمت در فرهنگ امروز منتشر کرده است. لینک های زیر مربوط به این سه نقد است. متنی را در پاسخ به انتقادات ایشان در حال تهیه هستم. خوشحال می شوم نظر دوستان را درباره نوشته ایشان بدانم.
http://farhangemrooz.com/news/47561/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D9%81%D8%A7%D8%B6%D9%84%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D8%B9%D8%A8%DB%80-%D9%BE%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%88%D8%B1%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%D9%85%DB%8C-%DA%AF%D8%B4%D8%A7%DB%8C%D8%AF
http://farhangemrooz.com/news/47573/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D8%AA%D8%AC%D9%88%DB%8C%D8%B2%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D9%81%D8%A7%D8%B6%D9%84%DB%8C-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%DA%AF%D8%B4%D8%A7-%D8%A7%D8%B3%D8%AA
http://farhangemrooz.com/news/47574/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D9%86%D8%B8%D8%B1-%D9%81%D8%A7%D8%B6%D9%84%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D9%81%D8%B3%D8%A7%D8%AF-%D8%B9%D9%84%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%D8%B3%D8%AA
دیشب در تالار گفت و گوی غدیر (تالار تلگرامی) به برخی سؤالات پاسخ دادم. آقای محمد جواد روح لطف داشته اند و گزیده گفت و گو را به انتخاب خودشان، تدوین کرده اند.
Forwarded from راهبرد
🔅 گفته های راهبردی: "جامعه ای در حال فرسایش"

👈 🔅 گفته های راهبردی: "دولت در ایران کم ظرفیت است؛ انتظار حل مشکلات با هیچ بسته سیاستی را نداشته باشیم".

👈 محمد فاضلی، عضو هیات علمی دانشگاه شهید بهشتی، امشب به پرسش های یکی از گروه های تلگرامی پاسخ گفت که چکیده مهمترين مطالب آن، بدین شرح است:

جامعه ای داریم که در آن دولت ناکارآمد است. ناکارآمدی یا کم ظرفیتی دولت را به چند چیز تعبیر می کنم: دولتی که نمی تواند خوب برنامه ریزی کند، خوب منابع از جامعه کسب کند، خوب منابع را تخصیص دهد و خوب جریان کارها را کنترل کند. بنابراین، با دولتی کم ظرفیت مواجه هستیم.

این دولت کم ظرفیت که طبیعی است نمی تواند اعتماد تولید کند، در مقابل جامعه ای قرار گرفته که به واسطه ابزارهای جدید، نارضایتی های جدید، و قرار گرفتن در شرایط جدید جهانی، هر روز اعتمادش را به دولت از دست می دهد. نوعی فرسایش جامعه در حال رخ دادن است.

این جامعه همچنین دچار فرسایش تمدنی هم هست. بدان معنا که بحران محیط زیست کشور و مردم را دائما فرسوده می کند و هنوز هیچ نیروی مهمی در برابر این وضعیت فرسایش شکل نگرفته است. ضعف قدرت اقتصادی کشور نیز به نوعی عدم توازن استراتژیک در مقابل رقبای منطقه ای می انجامد.

دکتر جواد کاشی برآیند همه این ها را در مقاله ای که دو سه روز پیش در وبلاگ "زاویه دید" منتشر کردند؛ تشریح کرده است: رسیدن به جامعه ای که قادر نیست مشکلاتش را حل کند و در نهایت فاقد استراتژی کلان است و به احساس اینکه یک جامعه منسجم و محترم است نمی رسد. عکس این حالت برایش بروز می کند. جامعه ای که بنیان اعتماد و سرمایه اجتماعی لازم برای پیشرفت را از خود سلب شده می بیند.

این چنین جامعه ای مستعد شکاف های اجتماعی بسیار و از جمله شکاف های قومی و مذهبی است، و اتمیزه شدن هم رخ می دهد. یعنی هرکس به فکر نجات خود است و به دیگران نمی اندیشد.

زوال اخلاق در این جامعه طبیعی است. جامعه ای که افرادش خود را محترم و منسجم ندانند، ظرفیت هر ناشایستی را در خود می پروراند.

قبلا گفته ام که برجام مدلی از حل مسائل بدخیم است. هیچ کس نمی دانست راهکار مسأله هسته ای چیست. کسی نمی دانست توافق نهایی 5 یا 10 یا 159 صفحه است. همه جزئیات در جریان مذاکرات ساخته و توافق شدند.

حل مسأله بدخیم از پذیرش مسأله، شناسایی ذینفعان، و عمل مشارکتی همه طرف ها برای شناسایی علل و برساختن راه حل امکان پذیر می شود.

سیاستگذاری مبتنی بر راه حل های از قبل صورت بندی شده در چنین مسائلی شکست خورده است. آسیب های اجتماعی هم از همین جنس هستند. به شدت محلی هم هستند. یعنی مسأله خودکشی در تهران با ایلام فرق دارد.

مسائلی نظیر اعتیاد هم در قشرهای مختلف و در شهرهای گوناگون علل و پی آمدهای متفاوت دارند. بنابراین، باید رویکرد محلی نسبت به آنها داشت.

ریشه کنی مسائل هم ناممکن است. باید آنها را مدیریت کرد و گاه فقط باید رنج و مصائب آسیب دیدگان را مدیریت کرد. برای مثال، طلاق از بین رفتنی نیست؛ بلکه باید آن را به صورت واقعیت پذیرفت و مشکلات بعد از طلاق را کاهش داد.

ورود به گفت و گوی اجتماعی فراگیر و واقع گرایانه، و بحث درباره علل و پی آمدها - خیلی شفاف و دقیق - نقطه آغاز است. راه حل ها در خلال چنین گفت و گویی ساخته می شوند. ضمن این که به دانش عمیق درباره آسیب ها هم نیاز است.

بزرگترین خطا آن است که تصور شود بسته سیاستی دقیقی وجود دارد که به صورت تعمیم گرایانه می تواند در استان ها و شهرستان های مختلف اجرا شود. یا متغیری جادویی نظیر فقر وجود دارد که می شود با بهبود آن، وضعیت آسیب های اجتماعی را بهبود داد.

@javadrooh
سالروز درگذشت محمدعلی اینانلو و بررسی کنشگری محیط‌زیستی
دوازده دی‌ماه سالروز درگذشت «محمدعلی اینانلو» است. وی سال‌ها به عنوان گزارشگر والیبال، طبیعت‌گرد، مجری تلویزیون، و فعال محیط‌زیستی فعالیت کرد و مردم ایران خاطرات بسیاری از طبیعت‌گردی وی به یاد دارند.
برنامه چرخ از شبکه چهار سیما، فردا به مناسبت سالروز درگذشت محمدعلی اینانلو به موضوع «کنشگری محیط‌زیستی» می‌پردازد و من میهمان این برنامه خواهم بود تا درباره کنشگری محیط‌زیستی، نگاه علوم اجتماعی به کنگشری محیط‌زیستی، کنشگران محیط زیستی و تغییر اجتماعی سخن بگویم.
این قسمت از برنامه چرخ از ساعت 19 یکشنبه 12 دی‌ماه 1395 به صورت زنده پخش خواهد شد.
https://telegram.me/fazeli_mohammad
پنجمین نوشته درباره حقوق شهروندی در روزنامه ایران منتشر شد. http://www.iran-newspaper.com/newspaper/page/6395/24/164705/0