اصل مقالات را هم می توانید از سایت شمس (شبکه مطالعات سیاست گذاری عمومی) دانلود کنید.👆👆👆👆
از استادان و پژوهشگران برای نوشتن مقالات علمی - پژوهشی در حوزه های سیاست گذاری عمومی و ارسال به «فصلنامه مطالعات راهبردی سیاست گذاری عمومی» دعوت می شود.
ترجمه کتاب «حکمرانی آب در مواجهه با تغییر جهانی: از درک تا تحول»
ترجمه کتاب «حکمرانی آب در مواجهه با تغییر جهانی: از درک تا تحول» نوشته خانم کلاودیا پال-وستل بالاخره با تلاش جمعی از همکاران (سجاد فتاحی، الهام یوسفینژاد، مهشید طالبی، سارا لطفی، مریم محمودی و عبدالحمید افسری) به پایان رسید. مدتی است روی بازنگری ترجمه، تطبیق با متن انگلیسی و ویرایش ترجمه کار میکنم و به زودی به ناشر تحویل داده خواهد شد. من از همه همکاران که کوشیدند کتاب به سرعت ترجمه شود تشکر میکنم و امیدوارم هر چه سریعتر نسخه نهایی در اختیار متخصصان قرار گیرد. کتابی ارزشمند، حاوی دیدگاههایی نوین برای حکمرانی آب، و البته دیدگاههای ناخوشایند بسیاری برای حکمرانان و متخصصان جریان غالب تکنوکراسی، هیدروکراسی و پولیتوکراسی ایران است (واژه پولیتوکراسی را صرفنظر از معنای متداول آن در مطالعات دموکراسی، به معنای ائتلاف سیاستمداران و بوروکراتها برای تصمیمگیری درباره توسعه تحت فشار سیاست بهکار میگیرم.) لازم است از جلال میرنظامی تشکر کنم که سال گذشته نسخهای از این کتاب را در اختیار ما گذاشت.
https://telegram.me/fazeli_mohammad
ترجمه کتاب «حکمرانی آب در مواجهه با تغییر جهانی: از درک تا تحول» نوشته خانم کلاودیا پال-وستل بالاخره با تلاش جمعی از همکاران (سجاد فتاحی، الهام یوسفینژاد، مهشید طالبی، سارا لطفی، مریم محمودی و عبدالحمید افسری) به پایان رسید. مدتی است روی بازنگری ترجمه، تطبیق با متن انگلیسی و ویرایش ترجمه کار میکنم و به زودی به ناشر تحویل داده خواهد شد. من از همه همکاران که کوشیدند کتاب به سرعت ترجمه شود تشکر میکنم و امیدوارم هر چه سریعتر نسخه نهایی در اختیار متخصصان قرار گیرد. کتابی ارزشمند، حاوی دیدگاههایی نوین برای حکمرانی آب، و البته دیدگاههای ناخوشایند بسیاری برای حکمرانان و متخصصان جریان غالب تکنوکراسی، هیدروکراسی و پولیتوکراسی ایران است (واژه پولیتوکراسی را صرفنظر از معنای متداول آن در مطالعات دموکراسی، به معنای ائتلاف سیاستمداران و بوروکراتها برای تصمیمگیری درباره توسعه تحت فشار سیاست بهکار میگیرم.) لازم است از جلال میرنظامی تشکر کنم که سال گذشته نسخهای از این کتاب را در اختیار ما گذاشت.
https://telegram.me/fazeli_mohammad
Telegram
دغدغه ایران
این تنها رسانه ویژه انتشار نوشتههای محمد فاضلی در تلگرام است. هیچ کانال دیگری برای نشر نوشتههایم ندارم.
دکتر جواد کاشی، مقاله ارزشمندی با عنوان «بازیابی خود از دست رفته ما» در وبلاگشان منتشر کرده اند. مقاله مفصلی است و خلاصه ای از آن تهیه کرده ام که در ادامه آورده ام. خلاصه مقاله را برای خود دکتر کاشی عزیز هم ارسال کرده و ایشان تأیید کرده اند که خلاصه خوبی است. مقاله هشداردهنده ای است.
بازیابی خود از دسترفته ما
مقالهای به قلم دکتر جواد کاشی، متفکر و متخصص علوم سیاسی شناختهشده با عنوان «بازیابی خود از دست رفته ما» در تاریخ 7 دیماه 1395 منتشر شده که تحلیلی از ویژگیهای اجتماعی خطیر جامعه ایران در شرایط حاضر ارائه کرده و راهکارهایی معرفی میکند که شایسته توجه بسیار است. خلاصهای از این مقاله در ادامه تشریح شده است.
تحلیل شرایط ایران
1. نیروهای سیاسی اصلاحطلب و اصولگرا خستهاند و افق روشنی پیش روی خود نمیبینند، و هر دو به عوض برنامهریزی و تدوین استراتژی کلان، به دنبال بسیج کوتاهمدت مردم هستند تا انتخابات پشت سر گذاشته شود.
2. مردم شور و شوق مشارکت ندارند و در یکی دو روز آخر انتخابات بر مبنای اینکه چه کسی مخاطرات کمتری ایجاد میکند، انتخاب میکنند.
3. افقهای امیدبخش در فضای سیاسی افول کرده و مؤثرترین پیامی که در دستگاههای تبلیغات رسمی به مردم فروخته میشود، جلوگیری از رویدادهای خونین منطقه در ایران است. آنها دیگر مورد سؤال نیستند که عدالت، پاکدستی، فضای سالم برای مشارکت، نظارت عادلانه و آزادی در فضای عمومی کجاست؟
4. وجود احساس جمعی ناامیدی، تخریب کننده سرمایههای فردی و جمعی ماست. طعم زندگی را تلخ. و عمق و کیفیت زندگی را زائل میکند و البته هر روز بیشتر سرنوشت جمعی ما را مخاطرهآمیزتر میسازد.
5. اینکه چه درکی از کلیت خود داریم، اجتماع خود را تا چه حد قابل احترام میپنداریم، خود جمعیمان را چقدر دوست داریم، تا چه اندازه فکر میکنیم جمعیت ما جمعیت مبارک و میمونی است، آیا یک نقطه عزیمت داریم؟ قرار است یک هدف و مسیر را با هم طی کنیم؟ ... صورتهای کلی آگاهی جامعه و سرمایههای مهم مردم هستند.
6. این صورتهای کلی آگاهی هستند که به نیروهایی در عرصه سیاسی قوت میدهد یا حذف میکند. بازیگران در نسبت با این صورتهای آگاهی وجاهت پیدا میکنند. ... هیچ نیروی سیاسی نمیتواند فارغ از اینها زیست کند.
7. اساسیترین آگاهی جمعی و عام که به سادگی تحول نمیپذیرد، باور یا عدم باور به خود جمعی محترم و عادلانه است. آیا ما و حیات جمعی ما، یک کل قابل احترام، قابل اعتماد و بالنسبه عادلانه هست یا نه.
8. جامعه امروز ایران، شاید برای نخستین بار در دوران مدرن، در سطح باورهای عام و اولیه خود دستخوش بحران و گسیختگی شده است. ما این باور را از دست دادهایم که یک کل و جمعیت قابل احترام هستیم، یا دست کم در این زمینهها دستخوش تردید شدهایم.
9. از دست رفتن به قابل احترام، قابل اعتماد و عادلانه بودن، همه باورهای دیگر ما را تحت تاثیر قرار داده است. ما دیگر معلوم نیست خود را از یک خاستگاه و نقطه عزیمت به شمار آوریم. اصولاً خاستگاهها و نقطه عزیمتهای تاریخی رنگ میبازند. تاریخ اساساً نقش هویتساز خود را از دست میدهد.
10. زوال اعتقاد ما به خود جمعی به منزله یک کل قابل اعتماد، حیات روزمره و فردی ما را دستخوش بحران کرده است. ما درسطح بینفردی نیز احساس اعتماد به دیگری و صمیمیت با دیگران را از دست دادهایم.
11. ما مثل کسانی شدهایم که یکبار – در جریان انقلاب سال 57 - یکدیگر را برادر و خواهر خواندیم و در حد یک خانواده گرم به هم اعتماد کردیم، حال احساس میکنیم آنقدرها هم قابل اعتماد نبودیم. آنها که به نظر میرسید عهد راستینی با مردم و ارزشهای اخلاقی بستهاند، چهره عوض کردند. ... فضای انقلابی، ما را بیش از حد معمول به هم نزدیک کرد، اما خشک شدن دریاها اعتماد، ما را دست به گریبان یک بیاعتمادی بنیادی کرده است. ... در تجربههای سیاسی گوناگون آزمون کردیم و دیدیم، گوشت یکدیگر را میخوریم، استخوانهای هم را میشکنیم و کمترین رحمی در موقع لزوم نمیکنیم.
12. توان دین برای بازتولید احساس جمعی خوب و قابل اتکا و اعتماد زائل شده است. دین در خدمت خواص است و هر روز بیش از پیش، نقش عام خود را از دست میدهد. بخشی از زائل شدن احساس ما از این که در یک جمع قابل احترام زیست میکنیم ناشی از کاسته شدن نقش دین در حیات جمعی ماست.
13. آنچه پس از انقلاب روی داد، خیلی بیشتر از یک نابرابری طبیعی به نظر رسید. کسانی به دلیل بهرهمندی از موقعیتهای سیاسی، برای هرگونه عدول از قانون مصونیت داشتند، کسانی به دلیل فقدان مصونیت، به دلیل کوچکترین خطاها، بیشترین مجازاتها را تحمل کردند، شبکه توزیع رانتی پهن شد و کسانی به طور سیستماتیک از نشستن بر سر سفره رانت محروم ماندند و همه عمر خود را صرف معاش اندک خود کردند و البته از عهده بر نیامدند و کسانی بارها بستند و بهرهها بردند. حد فسادهای اقتصادی به جایی رسیده است که حقیقتاً باید ثبت تاریخی شوند.
14. همه حفرهها و کاستیهای عینی را با زبان و تبلیغات و وانماییهای تبلیغاتی التیام بخشیدیم. صبح و شام دستگاههای تبلیغاتی نظام سیاسی از حق و حقیقت و خدا و ارزشهای دینی میگویند.
مقالهای به قلم دکتر جواد کاشی، متفکر و متخصص علوم سیاسی شناختهشده با عنوان «بازیابی خود از دست رفته ما» در تاریخ 7 دیماه 1395 منتشر شده که تحلیلی از ویژگیهای اجتماعی خطیر جامعه ایران در شرایط حاضر ارائه کرده و راهکارهایی معرفی میکند که شایسته توجه بسیار است. خلاصهای از این مقاله در ادامه تشریح شده است.
تحلیل شرایط ایران
1. نیروهای سیاسی اصلاحطلب و اصولگرا خستهاند و افق روشنی پیش روی خود نمیبینند، و هر دو به عوض برنامهریزی و تدوین استراتژی کلان، به دنبال بسیج کوتاهمدت مردم هستند تا انتخابات پشت سر گذاشته شود.
2. مردم شور و شوق مشارکت ندارند و در یکی دو روز آخر انتخابات بر مبنای اینکه چه کسی مخاطرات کمتری ایجاد میکند، انتخاب میکنند.
3. افقهای امیدبخش در فضای سیاسی افول کرده و مؤثرترین پیامی که در دستگاههای تبلیغات رسمی به مردم فروخته میشود، جلوگیری از رویدادهای خونین منطقه در ایران است. آنها دیگر مورد سؤال نیستند که عدالت، پاکدستی، فضای سالم برای مشارکت، نظارت عادلانه و آزادی در فضای عمومی کجاست؟
4. وجود احساس جمعی ناامیدی، تخریب کننده سرمایههای فردی و جمعی ماست. طعم زندگی را تلخ. و عمق و کیفیت زندگی را زائل میکند و البته هر روز بیشتر سرنوشت جمعی ما را مخاطرهآمیزتر میسازد.
5. اینکه چه درکی از کلیت خود داریم، اجتماع خود را تا چه حد قابل احترام میپنداریم، خود جمعیمان را چقدر دوست داریم، تا چه اندازه فکر میکنیم جمعیت ما جمعیت مبارک و میمونی است، آیا یک نقطه عزیمت داریم؟ قرار است یک هدف و مسیر را با هم طی کنیم؟ ... صورتهای کلی آگاهی جامعه و سرمایههای مهم مردم هستند.
6. این صورتهای کلی آگاهی هستند که به نیروهایی در عرصه سیاسی قوت میدهد یا حذف میکند. بازیگران در نسبت با این صورتهای آگاهی وجاهت پیدا میکنند. ... هیچ نیروی سیاسی نمیتواند فارغ از اینها زیست کند.
7. اساسیترین آگاهی جمعی و عام که به سادگی تحول نمیپذیرد، باور یا عدم باور به خود جمعی محترم و عادلانه است. آیا ما و حیات جمعی ما، یک کل قابل احترام، قابل اعتماد و بالنسبه عادلانه هست یا نه.
8. جامعه امروز ایران، شاید برای نخستین بار در دوران مدرن، در سطح باورهای عام و اولیه خود دستخوش بحران و گسیختگی شده است. ما این باور را از دست دادهایم که یک کل و جمعیت قابل احترام هستیم، یا دست کم در این زمینهها دستخوش تردید شدهایم.
9. از دست رفتن به قابل احترام، قابل اعتماد و عادلانه بودن، همه باورهای دیگر ما را تحت تاثیر قرار داده است. ما دیگر معلوم نیست خود را از یک خاستگاه و نقطه عزیمت به شمار آوریم. اصولاً خاستگاهها و نقطه عزیمتهای تاریخی رنگ میبازند. تاریخ اساساً نقش هویتساز خود را از دست میدهد.
10. زوال اعتقاد ما به خود جمعی به منزله یک کل قابل اعتماد، حیات روزمره و فردی ما را دستخوش بحران کرده است. ما درسطح بینفردی نیز احساس اعتماد به دیگری و صمیمیت با دیگران را از دست دادهایم.
11. ما مثل کسانی شدهایم که یکبار – در جریان انقلاب سال 57 - یکدیگر را برادر و خواهر خواندیم و در حد یک خانواده گرم به هم اعتماد کردیم، حال احساس میکنیم آنقدرها هم قابل اعتماد نبودیم. آنها که به نظر میرسید عهد راستینی با مردم و ارزشهای اخلاقی بستهاند، چهره عوض کردند. ... فضای انقلابی، ما را بیش از حد معمول به هم نزدیک کرد، اما خشک شدن دریاها اعتماد، ما را دست به گریبان یک بیاعتمادی بنیادی کرده است. ... در تجربههای سیاسی گوناگون آزمون کردیم و دیدیم، گوشت یکدیگر را میخوریم، استخوانهای هم را میشکنیم و کمترین رحمی در موقع لزوم نمیکنیم.
12. توان دین برای بازتولید احساس جمعی خوب و قابل اتکا و اعتماد زائل شده است. دین در خدمت خواص است و هر روز بیش از پیش، نقش عام خود را از دست میدهد. بخشی از زائل شدن احساس ما از این که در یک جمع قابل احترام زیست میکنیم ناشی از کاسته شدن نقش دین در حیات جمعی ماست.
13. آنچه پس از انقلاب روی داد، خیلی بیشتر از یک نابرابری طبیعی به نظر رسید. کسانی به دلیل بهرهمندی از موقعیتهای سیاسی، برای هرگونه عدول از قانون مصونیت داشتند، کسانی به دلیل فقدان مصونیت، به دلیل کوچکترین خطاها، بیشترین مجازاتها را تحمل کردند، شبکه توزیع رانتی پهن شد و کسانی به طور سیستماتیک از نشستن بر سر سفره رانت محروم ماندند و همه عمر خود را صرف معاش اندک خود کردند و البته از عهده بر نیامدند و کسانی بارها بستند و بهرهها بردند. حد فسادهای اقتصادی به جایی رسیده است که حقیقتاً باید ثبت تاریخی شوند.
14. همه حفرهها و کاستیهای عینی را با زبان و تبلیغات و وانماییهای تبلیغاتی التیام بخشیدیم. صبح و شام دستگاههای تبلیغاتی نظام سیاسی از حق و حقیقت و خدا و ارزشهای دینی میگویند.
برای برونرفت از این وضعیت چه کنیم؟
15. سنت اعتراف: همه باید بیایند، و سهم خود را در بروز فاجعه بیان کنند. همه باید بگویند چه سهمی در زائل کردن اعتماد بنیادین داشتهاند و بابت سهم خود از مردم و خدا حلالیت طلب کنند. همه ما به اعتبار شخصیت حقیقی و شخصیت حقوقیمان.
16. اهتمام ذهنی و عینی به واقعیترین رنجهای مردم: در فضایی که مفاهیم کلان و کلی بی اعتبار شدهاند، باید مفاهیم را دوباره با عطف به رنجهای واقعی مردم نیرومند کرد. فقر، بیکاری، تحقیر، بیعدالتی و تبعیض، و نادیده گرفته شدگی در زمره رنجهای واقعی و روزمره مردماند. باید به آنها اندیشید، آنها را برجسته کرد، باید به طور عملی درگیر کاستن از بار این رنجها شد. ... حتی کاستن یک ذره رنج در عرصه عمومی، یک بغل آورده در عرصه جمعی خواهد داشت. کلمههای از دست رفته جان میگیرند و مولد احساس جامعهای توام با اعتماد و احترام در دراز مدت خواهند بود.
17. باید در باره نحوه با هم زندگی کردن سخن بگوییم و تصمیمات تازه بگیریم. در فضای فقدان اعتماد و احترام، فوراً دو امر به منزله جانشینان طبیعی قد علم میکنند: یکی قانون است و دیگری تمهیدات امنیتی. البته اینها لازماند اما بازیابی خود، نیازمند تمهیداتی است که به تدریج اعتماد از دست رفته را اعاده کند و در دراز مدت احساس یک خود جمعی قابل احترام به وجود آورد.
18. ما نیازمند بازتعریف جایگاه اجتماعی و سیاسی دین هستیم. اما با ملاحظات سیاسی، ... فهمی از دین که مولد کینه و بیاعتمادی میان ماست، قطع نظر اینکه چقدر با نصوص اولیه سازگار هست یا نیست، موجب اختلال در حیات سیاسی ماست. ... این سخن درباره مواریث ایرانی، و مواریث مدرن ما نیز صادق است.
19. تلاش برای تقویت حسن نیت، احترام متقابل، خیرخواهی و دلسوزی نسبت به سرنوشت دیگران، تلاش برای تأمین فضای گرم و قابل اعتماد، پاسداشت حریم حیات جمعی، یا به باور سنتی خودمان حرمت نان و نمک را رعایت کردن، امکانهایی است که تجربه زیسته و روزمره خودمان را از آسیب بیاعتمادی و آتش فضاهای کلان صیانت میکند و به سرچشمههای ظهور احترام و بازیابی خود جمعی تبدیل میشود.
20. دستور کار فوری ما بازیابی جمعی ماست. ما خود را از دست دادهایم و تنها به شرط بازیابی خود، همه سرمایههای از دست رفته بازخواهند گشت.
https://telegram.me/fazeli_mohammad
15. سنت اعتراف: همه باید بیایند، و سهم خود را در بروز فاجعه بیان کنند. همه باید بگویند چه سهمی در زائل کردن اعتماد بنیادین داشتهاند و بابت سهم خود از مردم و خدا حلالیت طلب کنند. همه ما به اعتبار شخصیت حقیقی و شخصیت حقوقیمان.
16. اهتمام ذهنی و عینی به واقعیترین رنجهای مردم: در فضایی که مفاهیم کلان و کلی بی اعتبار شدهاند، باید مفاهیم را دوباره با عطف به رنجهای واقعی مردم نیرومند کرد. فقر، بیکاری، تحقیر، بیعدالتی و تبعیض، و نادیده گرفته شدگی در زمره رنجهای واقعی و روزمره مردماند. باید به آنها اندیشید، آنها را برجسته کرد، باید به طور عملی درگیر کاستن از بار این رنجها شد. ... حتی کاستن یک ذره رنج در عرصه عمومی، یک بغل آورده در عرصه جمعی خواهد داشت. کلمههای از دست رفته جان میگیرند و مولد احساس جامعهای توام با اعتماد و احترام در دراز مدت خواهند بود.
17. باید در باره نحوه با هم زندگی کردن سخن بگوییم و تصمیمات تازه بگیریم. در فضای فقدان اعتماد و احترام، فوراً دو امر به منزله جانشینان طبیعی قد علم میکنند: یکی قانون است و دیگری تمهیدات امنیتی. البته اینها لازماند اما بازیابی خود، نیازمند تمهیداتی است که به تدریج اعتماد از دست رفته را اعاده کند و در دراز مدت احساس یک خود جمعی قابل احترام به وجود آورد.
18. ما نیازمند بازتعریف جایگاه اجتماعی و سیاسی دین هستیم. اما با ملاحظات سیاسی، ... فهمی از دین که مولد کینه و بیاعتمادی میان ماست، قطع نظر اینکه چقدر با نصوص اولیه سازگار هست یا نیست، موجب اختلال در حیات سیاسی ماست. ... این سخن درباره مواریث ایرانی، و مواریث مدرن ما نیز صادق است.
19. تلاش برای تقویت حسن نیت، احترام متقابل، خیرخواهی و دلسوزی نسبت به سرنوشت دیگران، تلاش برای تأمین فضای گرم و قابل اعتماد، پاسداشت حریم حیات جمعی، یا به باور سنتی خودمان حرمت نان و نمک را رعایت کردن، امکانهایی است که تجربه زیسته و روزمره خودمان را از آسیب بیاعتمادی و آتش فضاهای کلان صیانت میکند و به سرچشمههای ظهور احترام و بازیابی خود جمعی تبدیل میشود.
20. دستور کار فوری ما بازیابی جمعی ماست. ما خود را از دست دادهایم و تنها به شرط بازیابی خود، همه سرمایههای از دست رفته بازخواهند گشت.
https://telegram.me/fazeli_mohammad
Telegram
دغدغه ایران
این تنها رسانه ویژه انتشار نوشتههای محمد فاضلی در تلگرام است. هیچ کانال دیگری برای نشر نوشتههایم ندارم.
حمیدرضا عریضی عضو هیئت علمی دانشگاه اصفهان بالاخره نقدهایش بر حرف های من در نقد آموزش عالی را در سه قسمت در فرهنگ امروز منتشر کرده است. لینک های زیر مربوط به این سه نقد است. متنی را در پاسخ به انتقادات ایشان در حال تهیه هستم. خوشحال می شوم نظر دوستان را درباره نوشته ایشان بدانم.
http://farhangemrooz.com/news/47561/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D9%81%D8%A7%D8%B6%D9%84%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D8%B9%D8%A8%DB%80-%D9%BE%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%88%D8%B1%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%D9%85%DB%8C-%DA%AF%D8%B4%D8%A7%DB%8C%D8%AF
http://farhangemrooz.com/news/47573/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D8%AA%D8%AC%D9%88%DB%8C%D8%B2%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D9%81%D8%A7%D8%B6%D9%84%DB%8C-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%DA%AF%D8%B4%D8%A7-%D8%A7%D8%B3%D8%AA
http://farhangemrooz.com/news/47574/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D9%86%D8%B8%D8%B1-%D9%81%D8%A7%D8%B6%D9%84%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D9%81%D8%B3%D8%A7%D8%AF-%D8%B9%D9%84%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%D8%B3%D8%AA
http://farhangemrooz.com/news/47561/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D9%81%D8%A7%D8%B6%D9%84%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D8%B9%D8%A8%DB%80-%D9%BE%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%88%D8%B1%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%D9%85%DB%8C-%DA%AF%D8%B4%D8%A7%DB%8C%D8%AF
http://farhangemrooz.com/news/47573/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D8%AA%D8%AC%D9%88%DB%8C%D8%B2%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D9%81%D8%A7%D8%B6%D9%84%DB%8C-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%DA%AF%D8%B4%D8%A7-%D8%A7%D8%B3%D8%AA
http://farhangemrooz.com/news/47574/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D9%86%D8%B8%D8%B1-%D9%81%D8%A7%D8%B6%D9%84%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D9%81%D8%B3%D8%A7%D8%AF-%D8%B9%D9%84%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%D8%B3%D8%AA
Farhangemrooz
آیا محمد فاضلی درِ جعبۀ پاندورا را میگشاید؟
محمد فاضلی میگفت که کدام استاد برجسته در غرب مقاله مینویسد، آنها کتاب مینویسند و مثال از هابرماس آورد. برخلاف نظر ایشان، در غرب هم کتاب و هم مقاله مینویسند. در ایران اگر طبق تجویز ایشان به جای مقاله، کتاب مؤثر بنویسند چه کسی با آن مخالف است؟ این سؤال…
دیشب در تالار گفت و گوی غدیر (تالار تلگرامی) به برخی سؤالات پاسخ دادم. آقای محمد جواد روح لطف داشته اند و گزیده گفت و گو را به انتخاب خودشان، تدوین کرده اند.
Forwarded from راهبرد
🔅 گفته های راهبردی: "جامعه ای در حال فرسایش"
👈 🔅 گفته های راهبردی: "دولت در ایران کم ظرفیت است؛ انتظار حل مشکلات با هیچ بسته سیاستی را نداشته باشیم".
👈 محمد فاضلی، عضو هیات علمی دانشگاه شهید بهشتی، امشب به پرسش های یکی از گروه های تلگرامی پاسخ گفت که چکیده مهمترين مطالب آن، بدین شرح است:
✍ جامعه ای داریم که در آن دولت ناکارآمد است. ناکارآمدی یا کم ظرفیتی دولت را به چند چیز تعبیر می کنم: دولتی که نمی تواند خوب برنامه ریزی کند، خوب منابع از جامعه کسب کند، خوب منابع را تخصیص دهد و خوب جریان کارها را کنترل کند. بنابراین، با دولتی کم ظرفیت مواجه هستیم.
✍ این دولت کم ظرفیت که طبیعی است نمی تواند اعتماد تولید کند، در مقابل جامعه ای قرار گرفته که به واسطه ابزارهای جدید، نارضایتی های جدید، و قرار گرفتن در شرایط جدید جهانی، هر روز اعتمادش را به دولت از دست می دهد. نوعی فرسایش جامعه در حال رخ دادن است.
✍ این جامعه همچنین دچار فرسایش تمدنی هم هست. بدان معنا که بحران محیط زیست کشور و مردم را دائما فرسوده می کند و هنوز هیچ نیروی مهمی در برابر این وضعیت فرسایش شکل نگرفته است. ضعف قدرت اقتصادی کشور نیز به نوعی عدم توازن استراتژیک در مقابل رقبای منطقه ای می انجامد.
✍ دکتر جواد کاشی برآیند همه این ها را در مقاله ای که دو سه روز پیش در وبلاگ "زاویه دید" منتشر کردند؛ تشریح کرده است: رسیدن به جامعه ای که قادر نیست مشکلاتش را حل کند و در نهایت فاقد استراتژی کلان است و به احساس اینکه یک جامعه منسجم و محترم است نمی رسد. عکس این حالت برایش بروز می کند. جامعه ای که بنیان اعتماد و سرمایه اجتماعی لازم برای پیشرفت را از خود سلب شده می بیند.
✍ این چنین جامعه ای مستعد شکاف های اجتماعی بسیار و از جمله شکاف های قومی و مذهبی است، و اتمیزه شدن هم رخ می دهد. یعنی هرکس به فکر نجات خود است و به دیگران نمی اندیشد.
✍ زوال اخلاق در این جامعه طبیعی است. جامعه ای که افرادش خود را محترم و منسجم ندانند، ظرفیت هر ناشایستی را در خود می پروراند.
✍ قبلا گفته ام که برجام مدلی از حل مسائل بدخیم است. هیچ کس نمی دانست راهکار مسأله هسته ای چیست. کسی نمی دانست توافق نهایی 5 یا 10 یا 159 صفحه است. همه جزئیات در جریان مذاکرات ساخته و توافق شدند.
✍ حل مسأله بدخیم از پذیرش مسأله، شناسایی ذینفعان، و عمل مشارکتی همه طرف ها برای شناسایی علل و برساختن راه حل امکان پذیر می شود.
✍ سیاستگذاری مبتنی بر راه حل های از قبل صورت بندی شده در چنین مسائلی شکست خورده است. آسیب های اجتماعی هم از همین جنس هستند. به شدت محلی هم هستند. یعنی مسأله خودکشی در تهران با ایلام فرق دارد.
✍ مسائلی نظیر اعتیاد هم در قشرهای مختلف و در شهرهای گوناگون علل و پی آمدهای متفاوت دارند. بنابراین، باید رویکرد محلی نسبت به آنها داشت.
✍ ریشه کنی مسائل هم ناممکن است. باید آنها را مدیریت کرد و گاه فقط باید رنج و مصائب آسیب دیدگان را مدیریت کرد. برای مثال، طلاق از بین رفتنی نیست؛ بلکه باید آن را به صورت واقعیت پذیرفت و مشکلات بعد از طلاق را کاهش داد.
✍ ورود به گفت و گوی اجتماعی فراگیر و واقع گرایانه، و بحث درباره علل و پی آمدها - خیلی شفاف و دقیق - نقطه آغاز است. راه حل ها در خلال چنین گفت و گویی ساخته می شوند. ضمن این که به دانش عمیق درباره آسیب ها هم نیاز است.
✍ بزرگترین خطا آن است که تصور شود بسته سیاستی دقیقی وجود دارد که به صورت تعمیم گرایانه می تواند در استان ها و شهرستان های مختلف اجرا شود. یا متغیری جادویی نظیر فقر وجود دارد که می شود با بهبود آن، وضعیت آسیب های اجتماعی را بهبود داد.
@javadrooh
👈 🔅 گفته های راهبردی: "دولت در ایران کم ظرفیت است؛ انتظار حل مشکلات با هیچ بسته سیاستی را نداشته باشیم".
👈 محمد فاضلی، عضو هیات علمی دانشگاه شهید بهشتی، امشب به پرسش های یکی از گروه های تلگرامی پاسخ گفت که چکیده مهمترين مطالب آن، بدین شرح است:
✍ جامعه ای داریم که در آن دولت ناکارآمد است. ناکارآمدی یا کم ظرفیتی دولت را به چند چیز تعبیر می کنم: دولتی که نمی تواند خوب برنامه ریزی کند، خوب منابع از جامعه کسب کند، خوب منابع را تخصیص دهد و خوب جریان کارها را کنترل کند. بنابراین، با دولتی کم ظرفیت مواجه هستیم.
✍ این دولت کم ظرفیت که طبیعی است نمی تواند اعتماد تولید کند، در مقابل جامعه ای قرار گرفته که به واسطه ابزارهای جدید، نارضایتی های جدید، و قرار گرفتن در شرایط جدید جهانی، هر روز اعتمادش را به دولت از دست می دهد. نوعی فرسایش جامعه در حال رخ دادن است.
✍ این جامعه همچنین دچار فرسایش تمدنی هم هست. بدان معنا که بحران محیط زیست کشور و مردم را دائما فرسوده می کند و هنوز هیچ نیروی مهمی در برابر این وضعیت فرسایش شکل نگرفته است. ضعف قدرت اقتصادی کشور نیز به نوعی عدم توازن استراتژیک در مقابل رقبای منطقه ای می انجامد.
✍ دکتر جواد کاشی برآیند همه این ها را در مقاله ای که دو سه روز پیش در وبلاگ "زاویه دید" منتشر کردند؛ تشریح کرده است: رسیدن به جامعه ای که قادر نیست مشکلاتش را حل کند و در نهایت فاقد استراتژی کلان است و به احساس اینکه یک جامعه منسجم و محترم است نمی رسد. عکس این حالت برایش بروز می کند. جامعه ای که بنیان اعتماد و سرمایه اجتماعی لازم برای پیشرفت را از خود سلب شده می بیند.
✍ این چنین جامعه ای مستعد شکاف های اجتماعی بسیار و از جمله شکاف های قومی و مذهبی است، و اتمیزه شدن هم رخ می دهد. یعنی هرکس به فکر نجات خود است و به دیگران نمی اندیشد.
✍ زوال اخلاق در این جامعه طبیعی است. جامعه ای که افرادش خود را محترم و منسجم ندانند، ظرفیت هر ناشایستی را در خود می پروراند.
✍ قبلا گفته ام که برجام مدلی از حل مسائل بدخیم است. هیچ کس نمی دانست راهکار مسأله هسته ای چیست. کسی نمی دانست توافق نهایی 5 یا 10 یا 159 صفحه است. همه جزئیات در جریان مذاکرات ساخته و توافق شدند.
✍ حل مسأله بدخیم از پذیرش مسأله، شناسایی ذینفعان، و عمل مشارکتی همه طرف ها برای شناسایی علل و برساختن راه حل امکان پذیر می شود.
✍ سیاستگذاری مبتنی بر راه حل های از قبل صورت بندی شده در چنین مسائلی شکست خورده است. آسیب های اجتماعی هم از همین جنس هستند. به شدت محلی هم هستند. یعنی مسأله خودکشی در تهران با ایلام فرق دارد.
✍ مسائلی نظیر اعتیاد هم در قشرهای مختلف و در شهرهای گوناگون علل و پی آمدهای متفاوت دارند. بنابراین، باید رویکرد محلی نسبت به آنها داشت.
✍ ریشه کنی مسائل هم ناممکن است. باید آنها را مدیریت کرد و گاه فقط باید رنج و مصائب آسیب دیدگان را مدیریت کرد. برای مثال، طلاق از بین رفتنی نیست؛ بلکه باید آن را به صورت واقعیت پذیرفت و مشکلات بعد از طلاق را کاهش داد.
✍ ورود به گفت و گوی اجتماعی فراگیر و واقع گرایانه، و بحث درباره علل و پی آمدها - خیلی شفاف و دقیق - نقطه آغاز است. راه حل ها در خلال چنین گفت و گویی ساخته می شوند. ضمن این که به دانش عمیق درباره آسیب ها هم نیاز است.
✍ بزرگترین خطا آن است که تصور شود بسته سیاستی دقیقی وجود دارد که به صورت تعمیم گرایانه می تواند در استان ها و شهرستان های مختلف اجرا شود. یا متغیری جادویی نظیر فقر وجود دارد که می شود با بهبود آن، وضعیت آسیب های اجتماعی را بهبود داد.
@javadrooh
سالروز درگذشت محمدعلی اینانلو و بررسی کنشگری محیطزیستی
دوازده دیماه سالروز درگذشت «محمدعلی اینانلو» است. وی سالها به عنوان گزارشگر والیبال، طبیعتگرد، مجری تلویزیون، و فعال محیطزیستی فعالیت کرد و مردم ایران خاطرات بسیاری از طبیعتگردی وی به یاد دارند.
برنامه چرخ از شبکه چهار سیما، فردا به مناسبت سالروز درگذشت محمدعلی اینانلو به موضوع «کنشگری محیطزیستی» میپردازد و من میهمان این برنامه خواهم بود تا درباره کنشگری محیطزیستی، نگاه علوم اجتماعی به کنگشری محیطزیستی، کنشگران محیط زیستی و تغییر اجتماعی سخن بگویم.
این قسمت از برنامه چرخ از ساعت 19 یکشنبه 12 دیماه 1395 به صورت زنده پخش خواهد شد.
https://telegram.me/fazeli_mohammad
دوازده دیماه سالروز درگذشت «محمدعلی اینانلو» است. وی سالها به عنوان گزارشگر والیبال، طبیعتگرد، مجری تلویزیون، و فعال محیطزیستی فعالیت کرد و مردم ایران خاطرات بسیاری از طبیعتگردی وی به یاد دارند.
برنامه چرخ از شبکه چهار سیما، فردا به مناسبت سالروز درگذشت محمدعلی اینانلو به موضوع «کنشگری محیطزیستی» میپردازد و من میهمان این برنامه خواهم بود تا درباره کنشگری محیطزیستی، نگاه علوم اجتماعی به کنگشری محیطزیستی، کنشگران محیط زیستی و تغییر اجتماعی سخن بگویم.
این قسمت از برنامه چرخ از ساعت 19 یکشنبه 12 دیماه 1395 به صورت زنده پخش خواهد شد.
https://telegram.me/fazeli_mohammad
Telegram
دغدغه ایران
این تنها رسانه ویژه انتشار نوشتههای محمد فاضلی در تلگرام است. هیچ کانال دیگری برای نشر نوشتههایم ندارم.
پنجمین نوشته درباره حقوق شهروندی در روزنامه ایران منتشر شد. http://www.iran-newspaper.com/newspaper/page/6395/24/164705/0
Forwarded from جامعه دانايى
⭕️ چرخ يكشنبه ١٢دیماه را ببینید.
با شماره پیامک 3000045 و هشتگ #برنامه_چرخ در شبکه های اجتماعی با ما در تماس باشید.
@charkhIRIB4
با شماره پیامک 3000045 و هشتگ #برنامه_چرخ در شبکه های اجتماعی با ما در تماس باشید.
@charkhIRIB4
مطلب ششم درباره منشور حقوق شهروندی با عنوان «پیش شرط های رشد فضایل اخلاقی» در روزنامه ایران منتشر شده است. http://www.iran-newspaper.com/newspaper/page/6396/24/164913/0
Forwarded from شمس - NPPS.IR
سیویکمین گفتگوی راهبردی مرکز بررسیهای استراتژیک ریاستجمهوری
@npps_ir
پوپولیزم در سیاستگذاری
علی سرزعیم
سهشنبه 95.10.14 ساعت 14:30 تا 16:30
@npps_ir
ثبت نام از لینک زیر
http://yon.ir/0cT7
@npps_ir
پوپولیزم در سیاستگذاری
علی سرزعیم
سهشنبه 95.10.14 ساعت 14:30 تا 16:30
@npps_ir
ثبت نام از لینک زیر
http://yon.ir/0cT7
Forwarded from بی لابی
کتاب دامهای اجتماعی و مسأله اعتماد
این کتاب را سال 1392 با کمک سه نفر از همکاران گرامی ترجمه کردیم و سال 1393 انتشارات آگه آنرا منتشر کرد. امروز پس از دو سال ونیم، علی سرزعیم اقتصاددان دانشگاه علامه طباطبائی، معرفی کتاب را نوشتهاند که در سایت الف منتشر شده است (http://alef.ir/vdcipua5zt1apu2.cbct.html?430031). گزیدهای از نوشته ایشان عبارت است از:
توسعه یافتگی بیش از آن که شبیه به موفقیت در مسابقات پینگ پنگ یا کاراته باشد شبیه موفقیت در مسابقات فوتبال و والیبال است به این معنی که توسعه یعنی موفقیت جمعی. این موفقیت جمعی وقتی حاصل میشود که همه مردم کار خود را به درستی انجام دهند.
چطور میشود مطمئن بود که همه افراد وظیفه خود را درست انجام میدهند؟ ... مشخص میشود که مسئله اساسی توسعه چگونگی ایجاد هماهنگی در انجام درست وظایف است و توسعه نیافتگی به دلیل عدم توفیق در ایجاد این هماهنگی (coordination failure) ایجاد می گردد.
او بر این باور است که ایجاد هماهنگی منوط به وجود مقوله اعتماد و سرمایه اجتماعی است در غیر این صورت جوامع به دام اجتماعی یا همان تله توسعه نیافتگی میافتند و نمیتوانند از آن بیرون آیند.
برخلاف بسیاری از تحلیلگران که صرفا به این بسنده میکنند که در سوئد اعتماد هست و در روسیه خیر، این نویسنده به این سوال نیز میپردازد که چطور شد در سوئد اعتماد در طول زمان ایجاد شد. اعتماد برخلاف تصور رایج چیزی صرفا فرهنگی نیست که بر اساس آن سرنوشت خود را تقدیر شده از گذشته بپنداریم. نویسنده راه حلی ارزشمند از مطالعه دقیق تجربه سوئد برای کشورهای در حال توسعه عرضه میکند که دانستن آن را برای خوانندگان کتاب باقی میگذاریم.
https://telegram.me/fazeli_mohammad
این کتاب را سال 1392 با کمک سه نفر از همکاران گرامی ترجمه کردیم و سال 1393 انتشارات آگه آنرا منتشر کرد. امروز پس از دو سال ونیم، علی سرزعیم اقتصاددان دانشگاه علامه طباطبائی، معرفی کتاب را نوشتهاند که در سایت الف منتشر شده است (http://alef.ir/vdcipua5zt1apu2.cbct.html?430031). گزیدهای از نوشته ایشان عبارت است از:
توسعه یافتگی بیش از آن که شبیه به موفقیت در مسابقات پینگ پنگ یا کاراته باشد شبیه موفقیت در مسابقات فوتبال و والیبال است به این معنی که توسعه یعنی موفقیت جمعی. این موفقیت جمعی وقتی حاصل میشود که همه مردم کار خود را به درستی انجام دهند.
چطور میشود مطمئن بود که همه افراد وظیفه خود را درست انجام میدهند؟ ... مشخص میشود که مسئله اساسی توسعه چگونگی ایجاد هماهنگی در انجام درست وظایف است و توسعه نیافتگی به دلیل عدم توفیق در ایجاد این هماهنگی (coordination failure) ایجاد می گردد.
او بر این باور است که ایجاد هماهنگی منوط به وجود مقوله اعتماد و سرمایه اجتماعی است در غیر این صورت جوامع به دام اجتماعی یا همان تله توسعه نیافتگی میافتند و نمیتوانند از آن بیرون آیند.
برخلاف بسیاری از تحلیلگران که صرفا به این بسنده میکنند که در سوئد اعتماد هست و در روسیه خیر، این نویسنده به این سوال نیز میپردازد که چطور شد در سوئد اعتماد در طول زمان ایجاد شد. اعتماد برخلاف تصور رایج چیزی صرفا فرهنگی نیست که بر اساس آن سرنوشت خود را تقدیر شده از گذشته بپنداریم. نویسنده راه حلی ارزشمند از مطالعه دقیق تجربه سوئد برای کشورهای در حال توسعه عرضه میکند که دانستن آن را برای خوانندگان کتاب باقی میگذاریم.
https://telegram.me/fazeli_mohammad
پایگاه خبری الف
اعتماد به مثابه سرمایه
همکاری با دکتر سرزعیم از همان هفته های نخست آغاز به کار «الفِ کتاب» از بخت یاری ما بود؛ اتفاق فرخنده ای که برای ما قوت قلب بود و برای صفحه کتاب اعتبار بیشتر به همراه داشت. مراتب فضل ایشان خاصه در حوزه اقتصاد نیاز به اشاره ما ندارد؛ کتابها و نوشته های مطبوعاتی…
نوشته ای درباره ماده 7 منشور حقوق شهروندی، روزنامه ایران، 13 دی 1395. http://www.iran-newspaper.com/newspaper/page/6397/24/165085/0
محمد فاضلی
استاد دانشگاه بهشتی
درباره منشور
حقوق شهروندی (7)
کرامت انسانی
لازم و ضروری
من تلاش میکنم هر روز درباره یکی از حقوق تصریحشده در منشور حقوق شهروندی بنویسم. نوشتهها و گفتههای ما درباره حقوق شهروندی در عصری که همگان از طریق شبکههای اجتماعی میتوانند وارد گفتوگوی فراگیر شوند، مؤثر خواهد بود. اگر مایل بودید، شما هم این نوشتهها را با دیگران به اشتراک بگذارید.
روز هفتم
ماده 7- شهروندان از کرامت انسانی و تمامی مزایای پیشبینیشده در قوانین و مقررات به نحو یکسان بهرهمند هستند.
بحث
- بند 6 از اصل 2 قانون اساسی نیز نظام جمهوری اسلامی را نظامی بر پایه ایمان به «کرامت و ارزش والای انسان و آزادی توأم با مسئولیت او در برابر خدا» معرفی میکند. واژه بنیادین این بند و ماده 7 منشور، «کرامت انسانی» است. «کرامت انسانی چیست؟» کرامت انسانی حداقل در ابعاد زیر بروز میکند:
1. آزادی توأم با مسئولیت. (بعد سیاسی کرامت)
2. توان اقتصادی برای گذران آبرومندانه و توأم با حفظ شئونات افراد با توجه به جایگاه اجتماعی ایشان.
3. داشتن مناسبات و ارتباطات اجتماعی مبتنی بر احترام، اخلاق و حفظ حقوق و آزادیهای مدنی افراد.
4. داشتن امکان مشارکت در زندگی فرهنگی، کسب دانش، انباشتن و به اشتراک گذاشتن سرمایه فرهنگی.
- کرامت انسانی در جامعهای توسعهیافته تحقق مییابد. جامعهای که شهروندانش دارای فقر مادی باشند؛ امکانی برای توسعه ارتباطات اجتماعی خود نداشته باشند (نتوانند عضو گروههای اجتماعی داوطلبانه شوند، ازدواج کنند و نتوانند وارد مناسبات تقویتکننده همبستگی اجتماعی شوند)؛ قدرت مشارکت در زندگی فرهنگی (حداقل در قالب تولید، توزیع و مصرف محصولات فرهنگی، ادبی، هنری، میراث فرهنگی و...) نداشته باشند؛ و در برابر قدرت سیاسی مصونیت قانونی نداشته باشند و از دستاندازی قدرت سیاسی غیرپاسخگو به آنها ممانعت نشود، نمیتواند ضامن کرامت انسانی باشد.
- کرامت انسانی در جامعهای دینی، مستلزم رعایت اصول و ملاحظات بیشتری نسبت به انسان است. تحقق کرامت انسانی در سطح جامعه دینی یا غیردینی، نیازمند کارآمدی دولت، محدود شدن قدرت سیاسی به قانون عادلانه و مشروع، ساخت نهادی مشوق حفاظت و صیانت از کرامت انسانی و جامعه مدنی قدرتمندی است که میتواند عوامل دستاندازی به کرامت انسانی را در بستر اقتصادی قدرتمند و توسعهیافته، مهار کند.
پیش نیازهای تحقق کرامت انسانی
- تحقق کرامت انسانی نیازمند اقتصادی پویا، عاری از فساد، پایبند به اصول توسعه پایدار و حافظ محیط زیست، توأم با داشتن نظام بازتوزیعی کارآمد و عادلانه است.
- تأمین کرامت انسانی نیازمند «توانمندسازی شهروندان» از طریق سازوکارهای آموزش، مهارتآموزی، تمهید کردن برابری فرصتها و فراهم کردن زمینههای استفاده از استعدادهاست. تحقق این امور نیازمند نوآوریهای اجتماعی در آموزش، تغییر قواعد نهادی، پویاسازی اقتصاد و توجه به تأثیرات اجتماعی، فرهنگی و محیط زیستی هر نوع قاعدهگذاری و شیوههای حکمرانی و تصمیمگیری است.
- تضمین کرامت انسانی مستلزم پیشبرد شیوههای دموکراتیک حکمرانی است. اگرچه حکمرانی دموکراتیک بیشتر ناظر بر وجه سیاسی است، اما دموکراتیک بودن الزاماً به معنای «گزینش بهترین سیاستها یا خط مشیها» نیست. تقویت دموکراسی و در عین حال ارتقای ظرفیت سیاستگذاری، اجرا و ارزیابی از ملزومات تحقق کرامت انسانی است؛ و این خود نیازمند توسعه دانش و بالا رفتن ظرفیت شناختی جامعه است.
- تحقق کرامت انسانی و بالاخص به یکسان بهرهمند شدن همه شهروندان از مزایای مشخصشده در قانون، نیازمند سطح بالایی از مدارای فرهنگی، اجتماعی و سیاسی است. جامعهای که ظرفیت مدارا نداشته باشد و بالقوه در خود توان فعال شدن شکافهای اجتماعی و فرهنگی را تقویت کرده باشد، در نهایت برابری در مزایا را به رسمیت نمیشناسد و کرامت انسانی را نیز مشمول نابرابری میسازد.
تحقق کرامت انسانی، متضمن پیچیدگیهای بسیار است و جامعه و نظام سیاسی در ایران هنوز راه نرفته بسیاری پیش رو دارند. گفتن این حق، تأکید بر بهرهمندی همگان از آن و متعهد شدن دولت به این امر را باید نکته مثبتی دانست، درباره آن بسیار گفتوگو کرد و همه زوایای جامعه را به قصد آشکار ساختن سازوکارهایی که کرامت انسانی را نقض میکنند یا مانع از تحقق شرایط رعایت کرامت انسانی میشوند کاوش کرد.
https://telegram.me/fazeli_mohammad
استاد دانشگاه بهشتی
درباره منشور
حقوق شهروندی (7)
کرامت انسانی
لازم و ضروری
من تلاش میکنم هر روز درباره یکی از حقوق تصریحشده در منشور حقوق شهروندی بنویسم. نوشتهها و گفتههای ما درباره حقوق شهروندی در عصری که همگان از طریق شبکههای اجتماعی میتوانند وارد گفتوگوی فراگیر شوند، مؤثر خواهد بود. اگر مایل بودید، شما هم این نوشتهها را با دیگران به اشتراک بگذارید.
روز هفتم
ماده 7- شهروندان از کرامت انسانی و تمامی مزایای پیشبینیشده در قوانین و مقررات به نحو یکسان بهرهمند هستند.
بحث
- بند 6 از اصل 2 قانون اساسی نیز نظام جمهوری اسلامی را نظامی بر پایه ایمان به «کرامت و ارزش والای انسان و آزادی توأم با مسئولیت او در برابر خدا» معرفی میکند. واژه بنیادین این بند و ماده 7 منشور، «کرامت انسانی» است. «کرامت انسانی چیست؟» کرامت انسانی حداقل در ابعاد زیر بروز میکند:
1. آزادی توأم با مسئولیت. (بعد سیاسی کرامت)
2. توان اقتصادی برای گذران آبرومندانه و توأم با حفظ شئونات افراد با توجه به جایگاه اجتماعی ایشان.
3. داشتن مناسبات و ارتباطات اجتماعی مبتنی بر احترام، اخلاق و حفظ حقوق و آزادیهای مدنی افراد.
4. داشتن امکان مشارکت در زندگی فرهنگی، کسب دانش، انباشتن و به اشتراک گذاشتن سرمایه فرهنگی.
- کرامت انسانی در جامعهای توسعهیافته تحقق مییابد. جامعهای که شهروندانش دارای فقر مادی باشند؛ امکانی برای توسعه ارتباطات اجتماعی خود نداشته باشند (نتوانند عضو گروههای اجتماعی داوطلبانه شوند، ازدواج کنند و نتوانند وارد مناسبات تقویتکننده همبستگی اجتماعی شوند)؛ قدرت مشارکت در زندگی فرهنگی (حداقل در قالب تولید، توزیع و مصرف محصولات فرهنگی، ادبی، هنری، میراث فرهنگی و...) نداشته باشند؛ و در برابر قدرت سیاسی مصونیت قانونی نداشته باشند و از دستاندازی قدرت سیاسی غیرپاسخگو به آنها ممانعت نشود، نمیتواند ضامن کرامت انسانی باشد.
- کرامت انسانی در جامعهای دینی، مستلزم رعایت اصول و ملاحظات بیشتری نسبت به انسان است. تحقق کرامت انسانی در سطح جامعه دینی یا غیردینی، نیازمند کارآمدی دولت، محدود شدن قدرت سیاسی به قانون عادلانه و مشروع، ساخت نهادی مشوق حفاظت و صیانت از کرامت انسانی و جامعه مدنی قدرتمندی است که میتواند عوامل دستاندازی به کرامت انسانی را در بستر اقتصادی قدرتمند و توسعهیافته، مهار کند.
پیش نیازهای تحقق کرامت انسانی
- تحقق کرامت انسانی نیازمند اقتصادی پویا، عاری از فساد، پایبند به اصول توسعه پایدار و حافظ محیط زیست، توأم با داشتن نظام بازتوزیعی کارآمد و عادلانه است.
- تأمین کرامت انسانی نیازمند «توانمندسازی شهروندان» از طریق سازوکارهای آموزش، مهارتآموزی، تمهید کردن برابری فرصتها و فراهم کردن زمینههای استفاده از استعدادهاست. تحقق این امور نیازمند نوآوریهای اجتماعی در آموزش، تغییر قواعد نهادی، پویاسازی اقتصاد و توجه به تأثیرات اجتماعی، فرهنگی و محیط زیستی هر نوع قاعدهگذاری و شیوههای حکمرانی و تصمیمگیری است.
- تضمین کرامت انسانی مستلزم پیشبرد شیوههای دموکراتیک حکمرانی است. اگرچه حکمرانی دموکراتیک بیشتر ناظر بر وجه سیاسی است، اما دموکراتیک بودن الزاماً به معنای «گزینش بهترین سیاستها یا خط مشیها» نیست. تقویت دموکراسی و در عین حال ارتقای ظرفیت سیاستگذاری، اجرا و ارزیابی از ملزومات تحقق کرامت انسانی است؛ و این خود نیازمند توسعه دانش و بالا رفتن ظرفیت شناختی جامعه است.
- تحقق کرامت انسانی و بالاخص به یکسان بهرهمند شدن همه شهروندان از مزایای مشخصشده در قانون، نیازمند سطح بالایی از مدارای فرهنگی، اجتماعی و سیاسی است. جامعهای که ظرفیت مدارا نداشته باشد و بالقوه در خود توان فعال شدن شکافهای اجتماعی و فرهنگی را تقویت کرده باشد، در نهایت برابری در مزایا را به رسمیت نمیشناسد و کرامت انسانی را نیز مشمول نابرابری میسازد.
تحقق کرامت انسانی، متضمن پیچیدگیهای بسیار است و جامعه و نظام سیاسی در ایران هنوز راه نرفته بسیاری پیش رو دارند. گفتن این حق، تأکید بر بهرهمندی همگان از آن و متعهد شدن دولت به این امر را باید نکته مثبتی دانست، درباره آن بسیار گفتوگو کرد و همه زوایای جامعه را به قصد آشکار ساختن سازوکارهایی که کرامت انسانی را نقض میکنند یا مانع از تحقق شرایط رعایت کرامت انسانی میشوند کاوش کرد.
https://telegram.me/fazeli_mohammad
Telegram
دغدغه ایران
این تنها رسانه ویژه انتشار نوشتههای محمد فاضلی در تلگرام است. هیچ کانال دیگری برای نشر نوشتههایم ندارم.
هر شب یک حق – شب هشتم (14 دی 1395)
من تلاش میکنم هر شب درباره یکی از حقوق تصریحشده در منشور حقوق شهروندی بنویسم. نوشتهها و گفتههای ما درباره حقوق شهروندی در عصری که همگان از طریق شبکههای اجتماعی میتوانند وارد گفتوگوی فراگیر شوند، مؤثر خواهد بود. اگر مایل بودید، شما هم این نوشتهها را با دیگران به اشتراک بگذارید. (محمد فاضلی)
ماده 8- اعمال هرگونه تبعیض ناروا بهویژه در دسترسی شهروندان به خدمات عمومی نظیر خدمات بهداشتی و فرصتهای شغلی و آموزشی ممنوع است. دولت باید از هرگونه تصمیم و اقدام منجر به فاصله طبقاتی و تبعیض ناروا و محرومیت از حقوق شهروندی، خودداری کند.
بحث
- جامعه عادلانه بر بستر فرصتهای عادلانه برای همگان محقق میشود، و برخی از بنیادیترین فرصتها برای افراد از مسیر خدمات عمومی که دولتها فراهم میکنند ایجاد میشود. دولتها با فراهم کردن آموزش، بهداشت، خدمات شهری، خدمات حمل و نقل، یارانههای مختلف، امنیت، ایجاد دسترسی به برخی امکانات رفاهی، ایجاد دسترسی به اطلاعات و بسیاری خدمات دیگر بر فرصتهای زندگی افراد تأثیر میگذارند. فقر و غنای شهروندان علاوه بر آنکه تابع درآمدهای ایشان است، از دسترسی به خدمات عمومی نیز ناشی میشود. تبعیض در دسترسی به خدمات عمومی، فرصتهای زندگی شایسته را از افراد میگیرد و به بازتولید فقر و غنا میانجامد.
- برخی از مهمترین تصمیمها در هر نظام سیاسی، معطوف به چگونگی توزیع خدمات عمومی هستند. تصمیم برای قیمتگذاری انرژی، بلیط مترو، توزیع دفترچه بیمه خدمات درمانی، دادن یارانه، قیمتگذاری آب، یا آموزش از طریق مدارس غیرانتفاعی همگی در زمره تصمیمهایی هستند که خدمات عمومی را توزیع میکنند و قدرت سیاسی کاملاً در معرض تویع ناعادلانه فرصتها یا فراهم کردن زمینه رانتجویی است.
- حق مردم است که مجموعه خدماتی عمومیای را که دولتها در اختیار شهروندان قرار میدهند بشناسند و از شیوه توزیع آنها اطلاع کامل داشته باشند. مردم همچنین حق دارند از تضمین عدالت در توزیع این گونه مواهب مطمئن شوند. توزیع این گونه مواهب باید به توانمندسازی ضعیفترین اقشار اجتماعی کمک کند و بنابراین تضمین عدالت به معنای توزیع یکسان نیست.
تضمین عدالت در توزیع خدمات عمومی ملزوماتی دارد از جمله:
- وجود دولتی کارآمد و دارای ظرفیت سیاستگذاری مبتنی بر دانش کافی که همه گروههای ذینفع در فرایند سیاستگذاری تولید، توزیع و مصرف خدمات عمومی نقش مؤثر داشته باشند.
- وجود دادههای کافی درباره تولید، توزیع و مصرف خدمات عمومی در بین اقشار مختلف به نحوی که بتوان بر مبنای این دادهها، اثرات توزیع خاصی از خدمات عمومی و تأثیرات خاص خدماتگیرندگان از هر نوع خدمات را ارزیابی کرد. دولتی که دادههای کافی درباره جامعه نداشته باشد، قادر به ارائه هدفمند خدمات عمومی نیست.
- رسیدن به شرایط عادلانه تولید، توزیع و مصرف خدمات عمومی نیازمند نظارت عمومی رسانهها و نهادهای مدنی بر سیاستگذاری، اجرا و ارزیابی عملکرد دولت در زمینه خدمات عمومی است. فساد در تولید، توزیع و مصرف خدمات عمومی یکی از مصائب جوامع و دولتهاست و الزامات مبارزه با فساد در خصوص تضمین عدالت در ارائه خدمات عمومی نیز ضروری است.
- محتمل است که دسترسی به خدمات عمومی بر مبنای تبعیضهای جنسی، سنی، قومی، مذهبی، یا نژادی به صورت ناعادلانهای صورت گیرد. تضمین عدالت در ارائه خدمات عمومی، نیازمند مقابله با همه صورتهای تبعیض و نفی برابری انسانهاست.
خصیصهای بسیار مهم نیز درخصوص ارائه خدمات عمومی وجود دارد که جامعه ایران مصداقی از شیوع این ویژگی است. ارائه خدمات عمومی میتواند بخشی از اقدامات پوپولیستی دولتها، مجالس یا مقامات اداری باشد که به نوعی از اختیارات خود برای دادن خدمات عمومی و در مقابل کسب رأی یا جذب وفاداری شهروندان استفاده میکنند. این نوع ارائه خدمات عمومی در کوتاهمدت جذاب است و بنابراین شکایت شهروندان را برنمیانگیزد اما در مقیاس بلندمدت به بیعدالتی بیننسلی منجر میشود. پوپولیسم در ارائه خدمات عمومی، عمدتاً مبتنی بر قیمتهای ناعادلانه و بدون طرحی برای توزیع معطوف به توانمندسازی اقشار خاص، اقدامی ناپایدار است که در درازمدت ظرفیت ایجاد مشکلات اقتصادی و اجتماعی برای نسلهای آتی را دارد. آنچه تاکنون جامعه ایران به صورت جدی بدان نپرداخته، حقوق شهروندی نسلهای بعدی است که بهواسطه شیوه ارائه خدمات عمومی به نسل حاضر، تضییع میشود.
https://telegram.me/fazeli_mohammad
من تلاش میکنم هر شب درباره یکی از حقوق تصریحشده در منشور حقوق شهروندی بنویسم. نوشتهها و گفتههای ما درباره حقوق شهروندی در عصری که همگان از طریق شبکههای اجتماعی میتوانند وارد گفتوگوی فراگیر شوند، مؤثر خواهد بود. اگر مایل بودید، شما هم این نوشتهها را با دیگران به اشتراک بگذارید. (محمد فاضلی)
ماده 8- اعمال هرگونه تبعیض ناروا بهویژه در دسترسی شهروندان به خدمات عمومی نظیر خدمات بهداشتی و فرصتهای شغلی و آموزشی ممنوع است. دولت باید از هرگونه تصمیم و اقدام منجر به فاصله طبقاتی و تبعیض ناروا و محرومیت از حقوق شهروندی، خودداری کند.
بحث
- جامعه عادلانه بر بستر فرصتهای عادلانه برای همگان محقق میشود، و برخی از بنیادیترین فرصتها برای افراد از مسیر خدمات عمومی که دولتها فراهم میکنند ایجاد میشود. دولتها با فراهم کردن آموزش، بهداشت، خدمات شهری، خدمات حمل و نقل، یارانههای مختلف، امنیت، ایجاد دسترسی به برخی امکانات رفاهی، ایجاد دسترسی به اطلاعات و بسیاری خدمات دیگر بر فرصتهای زندگی افراد تأثیر میگذارند. فقر و غنای شهروندان علاوه بر آنکه تابع درآمدهای ایشان است، از دسترسی به خدمات عمومی نیز ناشی میشود. تبعیض در دسترسی به خدمات عمومی، فرصتهای زندگی شایسته را از افراد میگیرد و به بازتولید فقر و غنا میانجامد.
- برخی از مهمترین تصمیمها در هر نظام سیاسی، معطوف به چگونگی توزیع خدمات عمومی هستند. تصمیم برای قیمتگذاری انرژی، بلیط مترو، توزیع دفترچه بیمه خدمات درمانی، دادن یارانه، قیمتگذاری آب، یا آموزش از طریق مدارس غیرانتفاعی همگی در زمره تصمیمهایی هستند که خدمات عمومی را توزیع میکنند و قدرت سیاسی کاملاً در معرض تویع ناعادلانه فرصتها یا فراهم کردن زمینه رانتجویی است.
- حق مردم است که مجموعه خدماتی عمومیای را که دولتها در اختیار شهروندان قرار میدهند بشناسند و از شیوه توزیع آنها اطلاع کامل داشته باشند. مردم همچنین حق دارند از تضمین عدالت در توزیع این گونه مواهب مطمئن شوند. توزیع این گونه مواهب باید به توانمندسازی ضعیفترین اقشار اجتماعی کمک کند و بنابراین تضمین عدالت به معنای توزیع یکسان نیست.
تضمین عدالت در توزیع خدمات عمومی ملزوماتی دارد از جمله:
- وجود دولتی کارآمد و دارای ظرفیت سیاستگذاری مبتنی بر دانش کافی که همه گروههای ذینفع در فرایند سیاستگذاری تولید، توزیع و مصرف خدمات عمومی نقش مؤثر داشته باشند.
- وجود دادههای کافی درباره تولید، توزیع و مصرف خدمات عمومی در بین اقشار مختلف به نحوی که بتوان بر مبنای این دادهها، اثرات توزیع خاصی از خدمات عمومی و تأثیرات خاص خدماتگیرندگان از هر نوع خدمات را ارزیابی کرد. دولتی که دادههای کافی درباره جامعه نداشته باشد، قادر به ارائه هدفمند خدمات عمومی نیست.
- رسیدن به شرایط عادلانه تولید، توزیع و مصرف خدمات عمومی نیازمند نظارت عمومی رسانهها و نهادهای مدنی بر سیاستگذاری، اجرا و ارزیابی عملکرد دولت در زمینه خدمات عمومی است. فساد در تولید، توزیع و مصرف خدمات عمومی یکی از مصائب جوامع و دولتهاست و الزامات مبارزه با فساد در خصوص تضمین عدالت در ارائه خدمات عمومی نیز ضروری است.
- محتمل است که دسترسی به خدمات عمومی بر مبنای تبعیضهای جنسی، سنی، قومی، مذهبی، یا نژادی به صورت ناعادلانهای صورت گیرد. تضمین عدالت در ارائه خدمات عمومی، نیازمند مقابله با همه صورتهای تبعیض و نفی برابری انسانهاست.
خصیصهای بسیار مهم نیز درخصوص ارائه خدمات عمومی وجود دارد که جامعه ایران مصداقی از شیوع این ویژگی است. ارائه خدمات عمومی میتواند بخشی از اقدامات پوپولیستی دولتها، مجالس یا مقامات اداری باشد که به نوعی از اختیارات خود برای دادن خدمات عمومی و در مقابل کسب رأی یا جذب وفاداری شهروندان استفاده میکنند. این نوع ارائه خدمات عمومی در کوتاهمدت جذاب است و بنابراین شکایت شهروندان را برنمیانگیزد اما در مقیاس بلندمدت به بیعدالتی بیننسلی منجر میشود. پوپولیسم در ارائه خدمات عمومی، عمدتاً مبتنی بر قیمتهای ناعادلانه و بدون طرحی برای توزیع معطوف به توانمندسازی اقشار خاص، اقدامی ناپایدار است که در درازمدت ظرفیت ایجاد مشکلات اقتصادی و اجتماعی برای نسلهای آتی را دارد. آنچه تاکنون جامعه ایران به صورت جدی بدان نپرداخته، حقوق شهروندی نسلهای بعدی است که بهواسطه شیوه ارائه خدمات عمومی به نسل حاضر، تضییع میشود.
https://telegram.me/fazeli_mohammad
Telegram
دغدغه ایران
این تنها رسانه ویژه انتشار نوشتههای محمد فاضلی در تلگرام است. هیچ کانال دیگری برای نشر نوشتههایم ندارم.
امتحان بدهید و به محیطزیست کمک کنید.
دوست خلّاقم سجاد فتاحی امروز پیشنهادی داد که برای کمک به محیط زیست قابل استفاده است و اتفاقاً در این ایام بهکار میآید. این ایام موقع برگزاری امتحانات دانشگاهها، مراکز آموزش عالی و حتی مدارس است. استادان معمولاً یک برگه سؤالات امتحان را به هر دانشجو میدهند و دانشجو نیز در یک دو برگی ورق امتحانی پاسخ را مینویسد. سجاد امروز پیشنهاد کرد به عوض کپی کردن حدود 59 برگ سؤال امتحان، فقط پنج دقیقه وقت صرف شود تا سؤالات امتحانی برای دانشجویان قرائت شود و آنها سؤال را روی پاسخنامه بنویسند و این کار شد.
دانشجویان امروز درس جامعهشناسی محیط زیست را امتحان میدادند و این کار چقدر مناسبت داشت. من فکر میکنم تقریباً در قریب به اتفاق دروس رشتههای علوم انسانی میتوان این اقدام را انجام داد. استادان سایر رشتهها هم حتماً دروسی را سراغ دارند که میتوان امتحان آنها را هم به همین شیوه برگزار کرد. حتی امتحان دروس ریاضی یا فنی و مهندسی را هم میتوان با کمی زحمت بیشتر و با نوشتن سؤالات روی تخته برگزار کرد. کلاس اگر مجهز به ویدئوپروژکتور باشد میتوان سؤالات را از طریق آن روی پرده نمایش داد و دانشجویان سؤالات را بنویسند.
ایران ما قریب به شش میلیون دانشجو دارد که هر ترم هر کدام بهطور متوسط اگر پنج برگ کاغذ کمتر در امتحانات سیاه کنند، سی میلیون برگ خواهد شد؛ و هر سال شامل دو ترم تحصیلی است و این بدان معناست که 60 میلیون برگ کاغذ کمتر برای امتحانات مصرف میشود. این مقدار کاغذ معادل 120000 بسته کاغذ پانصد برگی است. نمیدانم این میزان کاغذ معادل چند هزار درخت، چند میلیون متر مکعب آب و آلودگی برای تولید این مقدرا کاغذ است، اما حتماً اقدام مؤثری است.
اگر در هر عرصه دیگری نیز چنین راهکارهایی را برای کمک به محیط زیست استفاده کنیم، آینده بهتری خواهیم داشت. اگر استاد هستید و این ایده را میپسندید، تقاضا میکنم آنرا اجرا کنید؛ و اگر دانشجو هستید، اجرای آنرا به استادان خود پیشنهاد کنید.
https://telegram.me/fazeli_mohammad
دوست خلّاقم سجاد فتاحی امروز پیشنهادی داد که برای کمک به محیط زیست قابل استفاده است و اتفاقاً در این ایام بهکار میآید. این ایام موقع برگزاری امتحانات دانشگاهها، مراکز آموزش عالی و حتی مدارس است. استادان معمولاً یک برگه سؤالات امتحان را به هر دانشجو میدهند و دانشجو نیز در یک دو برگی ورق امتحانی پاسخ را مینویسد. سجاد امروز پیشنهاد کرد به عوض کپی کردن حدود 59 برگ سؤال امتحان، فقط پنج دقیقه وقت صرف شود تا سؤالات امتحانی برای دانشجویان قرائت شود و آنها سؤال را روی پاسخنامه بنویسند و این کار شد.
دانشجویان امروز درس جامعهشناسی محیط زیست را امتحان میدادند و این کار چقدر مناسبت داشت. من فکر میکنم تقریباً در قریب به اتفاق دروس رشتههای علوم انسانی میتوان این اقدام را انجام داد. استادان سایر رشتهها هم حتماً دروسی را سراغ دارند که میتوان امتحان آنها را هم به همین شیوه برگزار کرد. حتی امتحان دروس ریاضی یا فنی و مهندسی را هم میتوان با کمی زحمت بیشتر و با نوشتن سؤالات روی تخته برگزار کرد. کلاس اگر مجهز به ویدئوپروژکتور باشد میتوان سؤالات را از طریق آن روی پرده نمایش داد و دانشجویان سؤالات را بنویسند.
ایران ما قریب به شش میلیون دانشجو دارد که هر ترم هر کدام بهطور متوسط اگر پنج برگ کاغذ کمتر در امتحانات سیاه کنند، سی میلیون برگ خواهد شد؛ و هر سال شامل دو ترم تحصیلی است و این بدان معناست که 60 میلیون برگ کاغذ کمتر برای امتحانات مصرف میشود. این مقدار کاغذ معادل 120000 بسته کاغذ پانصد برگی است. نمیدانم این میزان کاغذ معادل چند هزار درخت، چند میلیون متر مکعب آب و آلودگی برای تولید این مقدرا کاغذ است، اما حتماً اقدام مؤثری است.
اگر در هر عرصه دیگری نیز چنین راهکارهایی را برای کمک به محیط زیست استفاده کنیم، آینده بهتری خواهیم داشت. اگر استاد هستید و این ایده را میپسندید، تقاضا میکنم آنرا اجرا کنید؛ و اگر دانشجو هستید، اجرای آنرا به استادان خود پیشنهاد کنید.
https://telegram.me/fazeli_mohammad
Telegram
دغدغه ایران
این تنها رسانه ویژه انتشار نوشتههای محمد فاضلی در تلگرام است. هیچ کانال دیگری برای نشر نوشتههایم ندارم.
👍1
درباره منشور
حقوق شهروندی (9)
کرامت انسانی
لازم و ضروری
من تلاش میکنم هر روز درباره یکی از حقوق تصریحشده در منشور حقوق شهروندی بنویسم. نوشتهها و گفتههای ما درباره حقوق شهروندی در عصری که همگان از طریق شبکههای اجتماعی میتوانند وارد گفتوگوی فراگیر شوند، مؤثر خواهد بود. اگر مایل بودید، شما هم این نوشتهها را با دیگران به اشتراک بگذارید.
روز نهم
ماده 9- حیثیت و اعتبار شهروندان مصون از تعرض است. هیچ شخص، مقام یا رسانهای بویژه آنهایی که از بودجه و امکانات عمومی استفاده میکنند نباید با رفتار یا بیان اهانتآمیز نظیر هجو و افترا، حتی از طریق نقلقول، به اعتبار و حیثیت دیگران لطمه وارد کند.
- جامعه ایران هر روز شاهد خدشهدار کردن حیثیت و اعتبار شهروندان است. این گونه اعمال بارها سبب اعتراضات مردمی به سریالهای تلویزیونی، تشدید احساسات قومی و ناراحتی شدید افراد شده است. رسانهها و بالاخص صدا و سیما در موقعیتهای مختلف با گشادهدستی حیثیت و اعتبار افراد را نشانه رفتهاند و این امر حتی درخصوص مقامات سیاسی، کاندیداهای انتخابات، فعالان حزبی، هنرپیشههای سینما و چهرههای شناختهشده فرهنگی و هنری انجام شده است. شخصیتهای مورد احترام مردم نیز به اعتبار گرایش و تفکر سیاسی خود بارها هدف توهین، افترا یا هجو قرار گرفتهاند.
- رویههایی بتدریج متداول شدهاند که بدون وجود مستندات کافی بهراحتی میشود آبرو و حیثیت و حقوق افراد مختلف را مخدوش کرد بیآنکه نیاز به پاسخگویی باشد یا صدای آسیبدیده از نقض حق شنیده شود. شهروندان و بالاخص آنها که قصدی برای نقد بر قدرت سیاسی دارند بسرعت ممکن است در معرض چنین اقداماتی قرار گیرند.
- سابقه عدم برخورد مؤثر با افشاکنندگان زندگی خصوصی افراد و گاه افشای اطلاعات واردکننده صدمه به حیثیت شهروندان توسط صاحبان قدرت، جامعهای بیاعتماد آفریده که شهروندان در آن احساسی از ناامنی دارند. بدتر آن است که مردم احساس میکنند صاحبمنصبان، اصحاب رسانههای خاص و وابستگان دیدگاههایی مشخص در عرصه سیاست و ایدئولوژی میتوانند بر حیثیت و اعتبار افراد بتازند و از عقوبت در امان باشند.
- رویه شدن خدشهدار کردن حیثیت و اعتبار افراد در شرایطی رخ داده که اصل سی و نهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، الزامات شرعی متعدد، برخی فرامین بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران ازجمله فرمان 8 مادهای و دستورات بعدی مرتبط و اصل 156 قانون اساسی که تأکید بر ضرورت پشتیبانی از حقوق فردی و اجتماعی و تحقق عدالت و احیای حقوق عامه و گسترش عدل و آزادیهای مشروع از سوی این قوه کرده است، موجودند و جامعه احساس ناخوشایندی از اجرایینشدن آنها دارد.
- جامعه و نظام حکمرانی آن هنوز مصادیق خدشهدار کردن اعتبار و حیثیت افراد را به روشنی مشخص نکرده است و گویی خلأ حقوقی آسیبزایی در این عرصه وجود دارد. بسیاری از افراد نمیدانند آنچه در حق دیگران انجام میدهند، مصداق صدمه به اعتبار و حیثیت ایشان است.
- استفاده از شبکههای اجتماعی نیز فراگیر شده و غیر از صاحبان قدرت، تکتک شهروندان نیز در معرض خدشهدار کردن اعتبار و آبروی دیگران بهواسطه تولید و انتقال مطالب در دنیای مجازی هستند.
ذکر ماده 9 در منشور حقوق شهروندی، به معنای تصدیق ضرورت اقدام دولت و سایر قوا برای مشخص کردن مصادیق صدمه به اعتبار و حیثیت افراد، اقدام برای آموزش جامعه و بالاخص مهار کردن رسانهها در قبال حقوق شهروندان با هر جنسیت، قومیت، مذهب، گرایش سیاسی یا فکری است.
https://telegram.me/fazeli_mohammad
حقوق شهروندی (9)
کرامت انسانی
لازم و ضروری
من تلاش میکنم هر روز درباره یکی از حقوق تصریحشده در منشور حقوق شهروندی بنویسم. نوشتهها و گفتههای ما درباره حقوق شهروندی در عصری که همگان از طریق شبکههای اجتماعی میتوانند وارد گفتوگوی فراگیر شوند، مؤثر خواهد بود. اگر مایل بودید، شما هم این نوشتهها را با دیگران به اشتراک بگذارید.
روز نهم
ماده 9- حیثیت و اعتبار شهروندان مصون از تعرض است. هیچ شخص، مقام یا رسانهای بویژه آنهایی که از بودجه و امکانات عمومی استفاده میکنند نباید با رفتار یا بیان اهانتآمیز نظیر هجو و افترا، حتی از طریق نقلقول، به اعتبار و حیثیت دیگران لطمه وارد کند.
- جامعه ایران هر روز شاهد خدشهدار کردن حیثیت و اعتبار شهروندان است. این گونه اعمال بارها سبب اعتراضات مردمی به سریالهای تلویزیونی، تشدید احساسات قومی و ناراحتی شدید افراد شده است. رسانهها و بالاخص صدا و سیما در موقعیتهای مختلف با گشادهدستی حیثیت و اعتبار افراد را نشانه رفتهاند و این امر حتی درخصوص مقامات سیاسی، کاندیداهای انتخابات، فعالان حزبی، هنرپیشههای سینما و چهرههای شناختهشده فرهنگی و هنری انجام شده است. شخصیتهای مورد احترام مردم نیز به اعتبار گرایش و تفکر سیاسی خود بارها هدف توهین، افترا یا هجو قرار گرفتهاند.
- رویههایی بتدریج متداول شدهاند که بدون وجود مستندات کافی بهراحتی میشود آبرو و حیثیت و حقوق افراد مختلف را مخدوش کرد بیآنکه نیاز به پاسخگویی باشد یا صدای آسیبدیده از نقض حق شنیده شود. شهروندان و بالاخص آنها که قصدی برای نقد بر قدرت سیاسی دارند بسرعت ممکن است در معرض چنین اقداماتی قرار گیرند.
- سابقه عدم برخورد مؤثر با افشاکنندگان زندگی خصوصی افراد و گاه افشای اطلاعات واردکننده صدمه به حیثیت شهروندان توسط صاحبان قدرت، جامعهای بیاعتماد آفریده که شهروندان در آن احساسی از ناامنی دارند. بدتر آن است که مردم احساس میکنند صاحبمنصبان، اصحاب رسانههای خاص و وابستگان دیدگاههایی مشخص در عرصه سیاست و ایدئولوژی میتوانند بر حیثیت و اعتبار افراد بتازند و از عقوبت در امان باشند.
- رویه شدن خدشهدار کردن حیثیت و اعتبار افراد در شرایطی رخ داده که اصل سی و نهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، الزامات شرعی متعدد، برخی فرامین بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران ازجمله فرمان 8 مادهای و دستورات بعدی مرتبط و اصل 156 قانون اساسی که تأکید بر ضرورت پشتیبانی از حقوق فردی و اجتماعی و تحقق عدالت و احیای حقوق عامه و گسترش عدل و آزادیهای مشروع از سوی این قوه کرده است، موجودند و جامعه احساس ناخوشایندی از اجرایینشدن آنها دارد.
- جامعه و نظام حکمرانی آن هنوز مصادیق خدشهدار کردن اعتبار و حیثیت افراد را به روشنی مشخص نکرده است و گویی خلأ حقوقی آسیبزایی در این عرصه وجود دارد. بسیاری از افراد نمیدانند آنچه در حق دیگران انجام میدهند، مصداق صدمه به اعتبار و حیثیت ایشان است.
- استفاده از شبکههای اجتماعی نیز فراگیر شده و غیر از صاحبان قدرت، تکتک شهروندان نیز در معرض خدشهدار کردن اعتبار و آبروی دیگران بهواسطه تولید و انتقال مطالب در دنیای مجازی هستند.
ذکر ماده 9 در منشور حقوق شهروندی، به معنای تصدیق ضرورت اقدام دولت و سایر قوا برای مشخص کردن مصادیق صدمه به اعتبار و حیثیت افراد، اقدام برای آموزش جامعه و بالاخص مهار کردن رسانهها در قبال حقوق شهروندان با هر جنسیت، قومیت، مذهب، گرایش سیاسی یا فکری است.
https://telegram.me/fazeli_mohammad
Telegram
دغدغه ایران
این تنها رسانه ویژه انتشار نوشتههای محمد فاضلی در تلگرام است. هیچ کانال دیگری برای نشر نوشتههایم ندارم.