سرود انترناسيونال
سرود انترناسيونال
برخيز ای داغ لعنت خورده دنيای فقر و بندگی
شوريده خاطر ما را بُرده به جنگ مرگ و زندگی
بايد از ريشه براندازيم کهنه جهان جور و بند
وانگه نوين جهانی سازيم هيچ بودگان هر چيز گردند
روز قطعی جدال است آخرين رزم ما
انترناسيونال است نجات انسانها
روز قطعی جدال است آخرين رزم ما
انترناسيونال است نجات انسانها
برما نبخشد فتح و شادی نه بت، نه شه نه قهرمان
با دست خود گيريم آزادی در پيکارهای بی امان
تا ظلم از عالم بروبيم نعمت خود آريم به کف
دميم آتش را و بکوبيم تا وقتى که آهن گرم است
روز قطعی جدال است آخرين رزم ما
انترناسيونال است نجات انسانها
روز قطعی جدال است آخرين رزم ما
انترناسيونال است نجات انسانها
تنها ما توده جهانی، اردوی بيشمار کار
داريم حقوق جهانبانی نه که خونخواران غدّار
غرد وقتی رعد مرگ آور بر رهزنان و دژخيمان
در اين عالم بر ما سراسر تابد خورشيد نور افشان
روز قطعی جدال است آخرين رزم ما
انترناسيونال است نجات انسانها
روز قطعی جدال است آخرين رزم ما
انترناسيونال است نجات انسانها
برخيز ای داغ لعنت خورده دنيای فقر و بندگی
شوريده خاطر ما را بُرده به جنگ مرگ و زندگی
بايد از ريشه براندازيم کهنه جهان جور و بند
وانگه نوين جهانی سازيم هيچ بودگان هر چيز گردند
روز قطعی جدال است آخرين رزم ما
انترناسيونال است نجات انسانها
روز قطعی جدال است آخرين رزم ما
انترناسيونال است نجات انسانها
برما نبخشد فتح و شادی نه بت، نه شه نه قهرمان
با دست خود گيريم آزادی در پيکارهای بی امان
تا ظلم از عالم بروبيم نعمت خود آريم به کف
دميم آتش را و بکوبيم تا وقتى که آهن گرم است
روز قطعی جدال است آخرين رزم ما
انترناسيونال است نجات انسانها
روز قطعی جدال است آخرين رزم ما
انترناسيونال است نجات انسانها
تنها ما توده جهانی، اردوی بيشمار کار
داريم حقوق جهانبانی نه که خونخواران غدّار
غرد وقتی رعد مرگ آور بر رهزنان و دژخيمان
در اين عالم بر ما سراسر تابد خورشيد نور افشان
روز قطعی جدال است آخرين رزم ما
انترناسيونال است نجات انسانها
روز قطعی جدال است آخرين رزم ما
انترناسيونال است نجات انسانها
هشداری را که سعید در مورد نقش روشنفکر به مثابه یک حرفه به ما می دهد همان هشداری است که هایدگر در نیمه اول همین قرن داده بود. در نزد هایدگر رسانه های گروهی از قدرتی نامحدود برخوردارند که دنیاهای دور دست را مثلاً از طریق رادیو و با چرخش یک دست به ما معرفی میکنند. هایدگر نه این تکنولوژی جدید سیاسی نوین را تحسین میکند و نه آن را به سادگی مطرود میشمرد. او درصدد این است که کارکرد این تکنولوژی را برای ما نمایان کند هایدگر با مدد گرفتن از مناظره هایی که در ایالات متحده درباره مسایل آموزشی در جریان بود به ما هشدار میدهد که در رویارویی با شرایط تاریخی خود بازگشت به سنت فقط فراهم آورنده ترکیبی از «فروتنی و تکبر» و «بی بصیرتی و خود فریبی» است که ما را در برآورده کردن نیازهای زمان ناتوان می گرداند.
هایدگر ما را به زاویه های ملموس تر زندگی روزمره نیز نزدیک می کند. وی برای دستیابی به تعریفی از اشکال جدید دانش در زمان ما بر جا افتادن و رسمیت یافتن شکل سوداگرانه دانش تأکید می ورزد. در نزد وی فروشنده جدید دانش اطلاعات خود را در گردهمایی ها کسب و در ملاقاتها معامله میکند. این فروشنده جدید، با بنگاههای انتشاراتی قرارداد می بندد. همین بنگاهها اکنون تصمیم میگیرند چه کتابی باید نوشته و یا منتشر شود. البته این هشدار مأیوس کننده هایدگر مربوط است به سال ۱۹۳۸ در اینجا این پرسش مطرح می شود: آیا این هشدار هنوز به قوت خود باقی است؟ تفکر فرامدرن درباره مسئولیت روشنفکر باید این تشخیص را بدهد که اکثریت منتقدان و هنرمندان به صورتی رسمی در دانشگاهها و مؤسسات دولتی و غیر دولتی مستقر و مزد بگیر آمرینی شده اند که استقلال فکری آنان را اگر هنوز نکشته باشند، به سختی مجروح کرده اند. «روشنفکران» برای اشاعه افکار خود چاره ای ندارند جز آن که در راستای خواستههای صاحبان مؤسسات انتشاراتی و سردبیران نشریاتی گام بردارند که در نزد اکثرشان دانش و علم به کالایی سود آور تبدیل شده است. این که چه کتابی به چاپ برسد و با چه مقاله ای منتشر شود دیگر چندان به نظر صاحب اندیشه بستگی ندارد. این صاحبان بنگاههای انتشاراتی و سردبیران اند که از طرق انتخاب موضوع، ویرایش بر حسب سلیقه خود، انتخاب زمان انتشار و حتى اعمال سانسور، دانشی را نشر میکنند که به جرأت می توان گفت در بسیاری موارد با دانش آفریدهٔ صاحب اصلی اندیشه تفاوت فاحشی دارد.
حمید عضدانلو(مقدمه)
📚 نقش روشنفکر
✍ ادوارد سعید
هایدگر ما را به زاویه های ملموس تر زندگی روزمره نیز نزدیک می کند. وی برای دستیابی به تعریفی از اشکال جدید دانش در زمان ما بر جا افتادن و رسمیت یافتن شکل سوداگرانه دانش تأکید می ورزد. در نزد وی فروشنده جدید دانش اطلاعات خود را در گردهمایی ها کسب و در ملاقاتها معامله میکند. این فروشنده جدید، با بنگاههای انتشاراتی قرارداد می بندد. همین بنگاهها اکنون تصمیم میگیرند چه کتابی باید نوشته و یا منتشر شود. البته این هشدار مأیوس کننده هایدگر مربوط است به سال ۱۹۳۸ در اینجا این پرسش مطرح می شود: آیا این هشدار هنوز به قوت خود باقی است؟ تفکر فرامدرن درباره مسئولیت روشنفکر باید این تشخیص را بدهد که اکثریت منتقدان و هنرمندان به صورتی رسمی در دانشگاهها و مؤسسات دولتی و غیر دولتی مستقر و مزد بگیر آمرینی شده اند که استقلال فکری آنان را اگر هنوز نکشته باشند، به سختی مجروح کرده اند. «روشنفکران» برای اشاعه افکار خود چاره ای ندارند جز آن که در راستای خواستههای صاحبان مؤسسات انتشاراتی و سردبیران نشریاتی گام بردارند که در نزد اکثرشان دانش و علم به کالایی سود آور تبدیل شده است. این که چه کتابی به چاپ برسد و با چه مقاله ای منتشر شود دیگر چندان به نظر صاحب اندیشه بستگی ندارد. این صاحبان بنگاههای انتشاراتی و سردبیران اند که از طرق انتخاب موضوع، ویرایش بر حسب سلیقه خود، انتخاب زمان انتشار و حتى اعمال سانسور، دانشی را نشر میکنند که به جرأت می توان گفت در بسیاری موارد با دانش آفریدهٔ صاحب اصلی اندیشه تفاوت فاحشی دارد.
حمید عضدانلو(مقدمه)
📚 نقش روشنفکر
✍ ادوارد سعید
👍2🤔1
Forwarded from یولداش
عکسهای باشکوه روز گذشته اول ماه مه روز جهانی کارگر، در چند کشور جهان
زنده باد آزادی طبقه کارگر✌️🌹✌️
زنده باد آزادی طبقه کارگر✌️🌹✌️
❤4🥰1
Small Things Like These
دوست دارم برم چین خیلی کشور رندومی به نظر میاد.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
I envy those whose lives belong to themselves
❤3👍1
Forwarded from The Greater War
سرانجام در همین ساعات بود که آخرین سربازان برلین به دستور وایلدلینگ سلاح های خود را زمین گذاشتند، چهار سال پیش آدولف هیتلر در اتاق فکر های همین شهر بود که برنامه عملیات بارباروسا و حمله به شوروی را با فرمانده های خود چیده بود، اما امروز، درحالی که خاکستر های جسد هیتلر خنک نشده اند، پایتخت امپراتوری نژادی ای که قرار بود بیش از هزار سال عمر کند، تنها بعد از دوازده سال محل گشت و گذار سرباز های ارتش سرخ شده بود.
*عکس فوق در روز یک مه، در کنار رایشستاگ و توسط یک تک تیرانداز شوروی گرفته شده است که روی آن نوشته شده "زنده باد، یک مه (روز کارگر)"
-
@TheGreatWarArchive
*عکس فوق در روز یک مه، در کنار رایشستاگ و توسط یک تک تیرانداز شوروی گرفته شده است که روی آن نوشته شده "زنده باد، یک مه (روز کارگر)"
-
@TheGreatWarArchive