Jorah: There are ghosts everywhere. We carry them with us wherever we go.
Daenerys: Tell me the name of your ghost, Jorah. You know all of mine.
Jorah: Her name was Lynesse.
📚 A clash of Kings
✍ G.R.R Martin
Daenerys: Tell me the name of your ghost, Jorah. You know all of mine.
Jorah: Her name was Lynesse.
📚 A clash of Kings
✍ G.R.R Martin
Forwarded from Dear Marina, dear Jose
مارینا عزیزم؛
انسانها از شنیدن قولهای پیشین خود نفرت دارند. آنها از اینکه اشتباهاتشان آشکار شود گریزان هستند و معتقدند هر بدقولی و خطایی اگر در سایهها بماند گویی هیچگاه رخ نداده. آنها سایهها را افسانه مینامند.
-خوزه
انسانها از شنیدن قولهای پیشین خود نفرت دارند. آنها از اینکه اشتباهاتشان آشکار شود گریزان هستند و معتقدند هر بدقولی و خطایی اگر در سایهها بماند گویی هیچگاه رخ نداده. آنها سایهها را افسانه مینامند.
-خوزه
An easy solution is like a light in a storm, Merlin. Rush for it at your peril, for it may not always lead you to a Safe harbor.
Gaius
📺 Merlin
Gaius
📺 Merlin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
(GoT) Jorah Mormont || Here i stand
Колония имени Горького | کولونی گورکی
(GoT) Jorah Mormont || Here i stand
Barristan Selmy: Do you Believe in her?
Jorah: with all my heart.
Jorah: with all my heart.
😱1😐1🤓1
Колония имени Горького | کولونی گورکی
(GoT) Jorah Mormont || Here i stand
The woman: will you betray her again?
Jorah: NEVER!
Jorah: NEVER!
😱1😐1🤓1
Колония имени Горького | کولونی گورکی
(GoT) Jorah Mormont || Here i stand
Viserys: Does loyalty mean nothing to you?
Jorah: It means everything to me.
Viserys: yet, here you stand!
Jorah: here I stand.
Jorah: It means everything to me.
Viserys: yet, here you stand!
Jorah: here I stand.
😱1😐1🤓1
Колония имени Горького | کولونی گورکی
Photo
🎬 *
با آغاز سال تحصیلی جدید، در حالیکه بسیاری از دانشآموزان ایرانی بار دیگر پشت نیمکتها نشستند، بخش بزرگی از کودکان افغانستانی ساکن ایران امسال از تحصیل بازماندهاند. سال گذشته آنها با «برگه سرشماری» سر کلاس مینشستند، اما لغو اعتبار این برگه و الزام به داشتن «برگه هولوگرامی» شرایط را بهقدری دشوار کرده که بسیاری از خانوادهها حتی پس از مراجعه به چندین مدرسه، موفق به ثبتنام فرزندانشان نشدهاند.
یک مادر افغان با صدایی بغضآلود میگوید: «من کارت آمایش دارم، گذرنامه خانوادگی هم داریم، اما مدرسه گفت سامانه ثبتنام بسته است و ظرفیت نداریم. بچهام گریه میکند و میپرسد چرا امسال نمیتواند برود مدرسه. من جوابی ندارم.»
وزارت آموزش و پرورش به مراکز مردمنهاد و حتی داوطلبان افغانستانیتبار دستور داده است هیچ فعالیت آموزشی نداشته باشند. پریسا پویان، مدیر مؤسسه کودکان کار پویا، میگوید: «امسال آموزش و پرورش رسماً به ما ابلاغ کرد که آموزش تنها وظیفه وزارتخانه است و سمنها حق فعالیت در این حوزه را ندارند.» این تصمیم عملاً مدارسی را که سالها مأمن کودکان بیمدرک یا کمدرآمد بودند تعطیل کرده است.
یک مربی که سالها در مناطق حاشیهای تهران تدریس کرده، میگوید: «سال قبل همین بچهها با برگه سرشماری سر کلاس بودند. حالا میگویند حق آموزش ندارید. حتی داوطلبان افغان که رایگان تدریس میکردند تهدید شدند. احساس میکنیم عامدانه میخواهند این کودکان از چرخه آموزش حذف شوند.»
خانوادههای دیگری هم روایت میکنند که مدارس فرزندانشان را به مناطق دورتر حواله دادهاند، اما در نهایت هیچ مدرسهای حاضر به ثبتنام نشده است.
یک پدر افغان میگوید: «ما را از این مدرسه به آن مدرسه فرستادند. آخرش گفتند ظرفیت پر است. من ماندهام با چه امیدی به بچهام بگویم درس بخوان.»
در برخی مناطق اطراف تهران، ۵۰ تا ۶۰ درصد ظرفیت کلاسها متعلق به دانشآموزان افغانستانی بود، اما حالا نیمکتها خالی است و کودکان بیمدرسه. یکی از معلمان مردمی میگوید: «مدرسه تنها پل ارتباطی این بچهها با جامعه میزبان است. وقتی این پل خراب شود، شکاف تبعیض را برای سالهای آینده عمیقتر میکنیم.»
فاطمه مقدسی، پژوهشگر اجتماعی، میگوید: «طرد آموزشی باعث افزایش کار کودک، بازتولید فقر، آسیبهای جسمی و روانی و قطع پیوند کودک با مسیر طبیعی رشد میشود.»
سیاستهای اخیر هزاران کودک را از تحصیل محروم کرده است؛ کودکانی که مدرسه تنها امیدشان برای آیندهای بهتر و پیوندشان با جامعه میزبان بود
با آغاز سال تحصیلی جدید، در حالیکه بسیاری از دانشآموزان ایرانی بار دیگر پشت نیمکتها نشستند، بخش بزرگی از کودکان افغانستانی ساکن ایران امسال از تحصیل بازماندهاند. سال گذشته آنها با «برگه سرشماری» سر کلاس مینشستند، اما لغو اعتبار این برگه و الزام به داشتن «برگه هولوگرامی» شرایط را بهقدری دشوار کرده که بسیاری از خانوادهها حتی پس از مراجعه به چندین مدرسه، موفق به ثبتنام فرزندانشان نشدهاند.
یک مادر افغان با صدایی بغضآلود میگوید: «من کارت آمایش دارم، گذرنامه خانوادگی هم داریم، اما مدرسه گفت سامانه ثبتنام بسته است و ظرفیت نداریم. بچهام گریه میکند و میپرسد چرا امسال نمیتواند برود مدرسه. من جوابی ندارم.»
وزارت آموزش و پرورش به مراکز مردمنهاد و حتی داوطلبان افغانستانیتبار دستور داده است هیچ فعالیت آموزشی نداشته باشند. پریسا پویان، مدیر مؤسسه کودکان کار پویا، میگوید: «امسال آموزش و پرورش رسماً به ما ابلاغ کرد که آموزش تنها وظیفه وزارتخانه است و سمنها حق فعالیت در این حوزه را ندارند.» این تصمیم عملاً مدارسی را که سالها مأمن کودکان بیمدرک یا کمدرآمد بودند تعطیل کرده است.
یک مربی که سالها در مناطق حاشیهای تهران تدریس کرده، میگوید: «سال قبل همین بچهها با برگه سرشماری سر کلاس بودند. حالا میگویند حق آموزش ندارید. حتی داوطلبان افغان که رایگان تدریس میکردند تهدید شدند. احساس میکنیم عامدانه میخواهند این کودکان از چرخه آموزش حذف شوند.»
خانوادههای دیگری هم روایت میکنند که مدارس فرزندانشان را به مناطق دورتر حواله دادهاند، اما در نهایت هیچ مدرسهای حاضر به ثبتنام نشده است.
یک پدر افغان میگوید: «ما را از این مدرسه به آن مدرسه فرستادند. آخرش گفتند ظرفیت پر است. من ماندهام با چه امیدی به بچهام بگویم درس بخوان.»
در برخی مناطق اطراف تهران، ۵۰ تا ۶۰ درصد ظرفیت کلاسها متعلق به دانشآموزان افغانستانی بود، اما حالا نیمکتها خالی است و کودکان بیمدرسه. یکی از معلمان مردمی میگوید: «مدرسه تنها پل ارتباطی این بچهها با جامعه میزبان است. وقتی این پل خراب شود، شکاف تبعیض را برای سالهای آینده عمیقتر میکنیم.»
فاطمه مقدسی، پژوهشگر اجتماعی، میگوید: «طرد آموزشی باعث افزایش کار کودک، بازتولید فقر، آسیبهای جسمی و روانی و قطع پیوند کودک با مسیر طبیعی رشد میشود.»
سیاستهای اخیر هزاران کودک را از تحصیل محروم کرده است؛ کودکانی که مدرسه تنها امیدشان برای آیندهای بهتر و پیوندشان با جامعه میزبان بود
❤5
Forwarded from Dear Marina, dear Jose
خوزه،
با جهان چه کردیم که نقاشی آن گران قیمتتر از خود اوست؟ چه شد که پروانهها رفتند و مردم به ستایش نقش آنها مشغول شدند؟
-مارینا
با جهان چه کردیم که نقاشی آن گران قیمتتر از خود اوست؟ چه شد که پروانهها رفتند و مردم به ستایش نقش آنها مشغول شدند؟
-مارینا
💔4❤1
همی گفتم که خاقانی دریغاگوی من باشد
دریغا من شدم آخر دریغاگوی خاقانی
دریغا من شدم آخر دریغاگوی خاقانی
💔1
There is a place where the malformed find grace, where the hideous can be beautiful, where strangeness is not shunned but celebrated. This place is the theater.
Vincent Brand
📺 Penny Dreadful
امتحانمو قبول شم خودمو توی کتاب غرق میکنم
❤5😐1🤓1