Forwarded from EndOfTheGay (Sev)
یک نظریه نامحبوبی که دارم اینه که یوسف اونقدرا هم خوشگل نیست
Forwarded from EndOfTheGay (Sev)
بنظرم زلیخا و آسناد باید ولش کنن بجاش باهم ازدواج کنن
👍4❤2
Forwarded from pathétique
جالبترین بخشِ این موج حمایت از سودان در ایران بین لیبرالها، سلطنتطلبها، فاشیستها و باقی راستگراها اینه که تمامی اهداف سرمایهدارانهایه مستقیماً راهصافکنِ قتل عام در سودان هست رو کاملا نادیده گرفته، و حتی امثال سودابه قیصری و مهدی تدینی به این رو آوردن که بگن «ببینید در سودان چه جهنمیه» و در هیچ توییتی حتی نگن که این نیروهای FSH چرا وجود دارن، چیکار دارن میکنن و حامیان اصلیشون کیا هستن. تمام توییتها از طرف افرادیه که قبلاً با عشق از امارات و سیاستهاش صحبت کردن و الان جز اینکه بگن چپ «نادیده» گرفته سودان رو هیچجور دیگهای نمیتونن به چپ ربط بدن. توییتر فارسی، طبق معمول علاقهمند به اینه که دنیای واقعی رو پاک کنه و با ایجاد جنگ بین چپ و راست در فضای مجازی به اهدافی برسه که نتیجهشون همین موج دستگیریهاییه که این هفته میبینیم. قشنگ نیست؟
Forwarded from متون اسپم فاخر (Sina Ghorani)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Independent🪁
بهترین کاری که خانواده در این برهه از زندگی میتونند در حقم بکنند اینه که دست از تلاش برای خوشبخت کردنم بکشن و ولم کنند. واقعاً بهترین لطفه.
Forwarded from 𝑩𝒍𝒖𝒆!♡
Losers fan club
ویالون میزنمم
Unfortunately, I don't trust people who call it "ویالون".
Grief demands an answer, but sometimes there isn't one.
Tom Hammerschmidt
📺 House of Cards
Tom Hammerschmidt
📺 House of Cards
Forwarded from ادبیات دیگر
تصمیم گرفتم با آنها که سال ۸۸ به دنیا آمدهاند، «چشمهایش» بزرگ علوی را بخوانم. حدس زدم شاید اُفتوخیز یک رابطهی عاشقانه در دلِ کوران حوادث سیاسی و اجتماعی برای ایشان جذاب باشد. بعد از سالها که رُمان را دست گرفتم و شروع کردم به بازخواندنش، همان جملاتِ آغازین عزمم را جزم کرد که بله، همین است. حتما برایشان جذاب است. تهران را تصویر میکند. تهران سالهای آخر رضاخان. عجیب قلمش تازه است. عجیب فضایش تازه است. از ترس آدمهای کوچه و خیابان از خودشان مینویسد. از بیجا و بیتعلقشدنشان، از آوارگیشان. از اینکه حال هیچکس خوب نیست و درعینحال همهجا در بوقوکرنا میکنند که همهچیز خوب است. با خودم گفتم این آغاز جذاب آنها را به این تصویر میبرد که چقدر این قلم معاصر است. انگار که دارند دربارهی تهران ۱۴۰۴ میخوانند. و مثلاً به این فکر خواهند کرد که چه میشود که یک تصویر تاریخی از شهر مکرر میگردد.
همهچیز برخلاف تصورم پیش رفت. حسابِ یکجا را اصلاً نکرده بودم. تمام دستگاههای تبلیغاتی آنقدر سرگرمِ پاکسازیِ تاریخی بودهاند و آنقدر میل به غنودن در بالشتِ پَرِ گذشته قدرت پیدا کرده که بچهها سر کلاس صدایشان در خواهد آمد که خانم این متن را یک چپ نوشته است و همه میدانند که کسی با چپها خوب نیست و همه میدانند که چپها خیانت کردهاند... تازه چپها هم که هیچ، «خیلتاش» داستان هم که همان «تیمورتاش» تاریخیست، خیانت کردهاست؛ چراکه رضاخان خائنان به وطن را خوب میشناختهاست. راستش بُهتزده شدم. هیچ سالی با چنین واکنشِ فوری و فوتی پهلویگرایانهای از سوی بچهها مواجه نشدهبودم. آنها که اصلاً ممکن است در دو جمله هم نتوانند تعریف کنند چپ یعنی چه، چپ یعنی که، اما میتوانند به صدای بلند بگویند خانم این «سیاهنماییها» را چپها نوشتهاند و چپها خائناند. کسی که اصلاً نمیتواند یک چپ نام ببرد، میتواند بگوید که هر کس یک خط از استبداد شاهنشاهی بنویسد، حتماً چپ و خائن به وطن است. تلاش کردم خونسردی خودم را حفظ کنم. چند نفس عمیق در ذهنم کشیدم و سعی کردم آن هجمهی اولیه بعد از خواندن نخستین صفحات را کمرنگ کنم. گامبهگام با آنها پیش آمدم. سعی کردم به آنها بگویم که رسانه میتواند با اذهانشان چه بکند. سعی کردم توضیح بدهم که باید با هر ایده و دورهای با دیدگاه انتقادی برخورد کنند. سعی کردم برایشان باز کنم وضع موجود چیست و چرا هر وضع موجودی اپوزیسیونی دارد. کمکم از حالت دفاعی خارج میشدند و سروصدای کلاس برای تغییر رُمان کمرنگ میشد.
یکیشان که هنگام غوغا آرام بود، شجاعتی دستوپا شکسته پیدا کرد و خطاب به دوستانش گفت که خب همین وضعیتی که ما الان در آن هستیم هم موافقانی دارد. و من حرفش را در هوا قاپیدم. همین خط را گرفتم تا مثلاً برایشان از پرسپکتیو بگویم و اینکه نباید تاریخ را از پرسپکتیوِ سریال تاسیان و اخبار ایراناینترنشنال ببینند. که جایگیریِ درست و/یا متفاوت چه تأثیری در دیدنِ آن چیزهایی دارد که در جایگیریِ غلط و/یا دیگر نمیتوانیم آنها را ببینیم. و بعد که سکوتِ بیشتری در فضا حاکم شد، بحث را یک گام جلوتر بُردم که بیایید به این فکر کنید که بزرگ علوی که این رمان را در دورهی جمهوری اسلامی دربارهی پهلوی ننوشته، و در همان دورهی پهلوی دربارهی پهلوی نوشتهاست؛ پس چرا در آن زمان همانطوری تهران را حس میکرده که شما امروز تهران را احساس میکنید؟ سعی کردم بگویم بیایید به چگونگی و چرایی این تقارن تاریخی فکر کنید. بعد از آن هم وقتی پرسیدند که آیا این کتاب ارجاعات تاریخی دیگری هم دارد و مثلاً استاد ماکان مابهازایِ تاریخی داشته است یا نه، چیزی نگفتم. راستش گفتم اگر بگویم که بله داشته است و علوی متأثر از تقی ارانی، استاد ماکان را خلق کرده، کار دوباره بالا میگیرد و برای جلسهی اول بس است.
مهسا اسداللهنژاد
در روزهای اخیر مهسا اسداللهنژاد همراه تعدادی از پژوهشگران و مترجمان چپ توسط گزمههای حزباللهی دستگیر شده است.
@adabyatedigar
همهچیز برخلاف تصورم پیش رفت. حسابِ یکجا را اصلاً نکرده بودم. تمام دستگاههای تبلیغاتی آنقدر سرگرمِ پاکسازیِ تاریخی بودهاند و آنقدر میل به غنودن در بالشتِ پَرِ گذشته قدرت پیدا کرده که بچهها سر کلاس صدایشان در خواهد آمد که خانم این متن را یک چپ نوشته است و همه میدانند که کسی با چپها خوب نیست و همه میدانند که چپها خیانت کردهاند... تازه چپها هم که هیچ، «خیلتاش» داستان هم که همان «تیمورتاش» تاریخیست، خیانت کردهاست؛ چراکه رضاخان خائنان به وطن را خوب میشناختهاست. راستش بُهتزده شدم. هیچ سالی با چنین واکنشِ فوری و فوتی پهلویگرایانهای از سوی بچهها مواجه نشدهبودم. آنها که اصلاً ممکن است در دو جمله هم نتوانند تعریف کنند چپ یعنی چه، چپ یعنی که، اما میتوانند به صدای بلند بگویند خانم این «سیاهنماییها» را چپها نوشتهاند و چپها خائناند. کسی که اصلاً نمیتواند یک چپ نام ببرد، میتواند بگوید که هر کس یک خط از استبداد شاهنشاهی بنویسد، حتماً چپ و خائن به وطن است. تلاش کردم خونسردی خودم را حفظ کنم. چند نفس عمیق در ذهنم کشیدم و سعی کردم آن هجمهی اولیه بعد از خواندن نخستین صفحات را کمرنگ کنم. گامبهگام با آنها پیش آمدم. سعی کردم به آنها بگویم که رسانه میتواند با اذهانشان چه بکند. سعی کردم توضیح بدهم که باید با هر ایده و دورهای با دیدگاه انتقادی برخورد کنند. سعی کردم برایشان باز کنم وضع موجود چیست و چرا هر وضع موجودی اپوزیسیونی دارد. کمکم از حالت دفاعی خارج میشدند و سروصدای کلاس برای تغییر رُمان کمرنگ میشد.
یکیشان که هنگام غوغا آرام بود، شجاعتی دستوپا شکسته پیدا کرد و خطاب به دوستانش گفت که خب همین وضعیتی که ما الان در آن هستیم هم موافقانی دارد. و من حرفش را در هوا قاپیدم. همین خط را گرفتم تا مثلاً برایشان از پرسپکتیو بگویم و اینکه نباید تاریخ را از پرسپکتیوِ سریال تاسیان و اخبار ایراناینترنشنال ببینند. که جایگیریِ درست و/یا متفاوت چه تأثیری در دیدنِ آن چیزهایی دارد که در جایگیریِ غلط و/یا دیگر نمیتوانیم آنها را ببینیم. و بعد که سکوتِ بیشتری در فضا حاکم شد، بحث را یک گام جلوتر بُردم که بیایید به این فکر کنید که بزرگ علوی که این رمان را در دورهی جمهوری اسلامی دربارهی پهلوی ننوشته، و در همان دورهی پهلوی دربارهی پهلوی نوشتهاست؛ پس چرا در آن زمان همانطوری تهران را حس میکرده که شما امروز تهران را احساس میکنید؟ سعی کردم بگویم بیایید به چگونگی و چرایی این تقارن تاریخی فکر کنید. بعد از آن هم وقتی پرسیدند که آیا این کتاب ارجاعات تاریخی دیگری هم دارد و مثلاً استاد ماکان مابهازایِ تاریخی داشته است یا نه، چیزی نگفتم. راستش گفتم اگر بگویم که بله داشته است و علوی متأثر از تقی ارانی، استاد ماکان را خلق کرده، کار دوباره بالا میگیرد و برای جلسهی اول بس است.
مهسا اسداللهنژاد
در روزهای اخیر مهسا اسداللهنژاد همراه تعدادی از پژوهشگران و مترجمان چپ توسط گزمههای حزباللهی دستگیر شده است.
@adabyatedigar
❤3
Колония имени Горького | کولونی گورکی
𖣂 – В последний раз (slowed & reverb)
Время пройдёт и ты забудешь, всё что было
С тобой у нас, с тобой у нас
Нет, я не жду тебя
Но знай, что я любила
В последний раз
В последний раз
В последний раз
В последний раз!
С тобой у нас, с тобой у нас
Нет, я не жду тебя
Но знай, что я любила
В последний раз
В последний раз
В последний раз
В последний раз!
Ouch
حس خوبی به این حجم از ادیت از شهردار نیویورک ندارم
ممدانی قراره با کله بخوره به سنگ. مردم قدرت دیکتاتوری دو حزبی رو دست کم میگیرن