⚫️ رسانه مردمی
لحظه زیرگرفتن مامورا توسط پژو توی مشهد از نمای نزدیک. - @PersianSocialmedia |
روانم رو آسوده میکنه این ویدیو
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
واپسین نسل آزاد، دولت و تأثیر نوع دولت در آزادی از زبان ژولیان آسانژ
❤1
⚫️ رسانه مردمی
مجری صداوسیما خطاب به مردم معترض: دارید پا روی دم شیر میزارید! با دم شیر بازی نکنید! - @PersianSocialmedia |
همهٔ شما دوزاریا رو آتیش میزنیم
🔥5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Blackfishvoice (BFV)
Blackfishvoice (BFV)
Video
.
در اردیبهشتماه و بعد از فاجعهی بندر رجایی _که حتم داشته و داریم، توسط اسرائیل انجام شد_ در متنی با عنوان "اپوزیسیون موعودگرا" نوشتیم:
"وقتی نیروهای سیاسی با ادعای مبارزه با حاکمیتِ استبداد، به ستایشگرانِ خشمِ غریزی تبدیل میشوند و بهجز لابیگری با شرورترین دولتهای جهانی، از تدوین دو صفحه نقشهی راه اعم از یافتنِ امکانهای مقاومت-مبارزه و طرحهای بدیل برای پروژههای غارتگرانهی فعلی، عاجز باشند، سخن گفتنِ آنها از “امید به فردا” را باید امیدی موعودگرایانه فهمید.
“امید موعودگرایانه” امیدیست مشابه به امیدِ باورمندان به ظهور منجی که معتقدند با افزایش فساد و بیعدالتی زمینه برای ظهور مهیا میگردد. به همین سیاق، اپوزیسیون موعودگرا، نیز بر این باور است که هرچقدر فلاکت و فاجعه در ایران فزونی یابد، شرایط برای سرنگونی رژیم و ظهور منجیانِ غربنشین مهیاتر میشود. موعودگرایان داستانِ ما، از اینکه هر روز فاجعهای جدید در ایران رخ دهد مشعوف میشوند. بیهوده نیست که همیشه لیستی بلند از فجایع در دست دارند و همچون “شاهدان یهوه”، آنها را برای عابرین برمیشمارند. برای آنها فاجعهی بندر رجایی همان است که سانچی، پلاسکو یا متروپل بود.
آنها در توالی فجایع، نه خودِ فاجعه و علل آن، بلکه زیباشناسی فاجعه را جستجو میکنند. هرچه عمق فاجعه بیشتر باشد، هرچه تعداد “قربانی”ها افزون باشد، زیباتر و “امیدبخشتر” است.
مسالهی آنها تقویت نفرت کور است و لاغیر؛ و لاجرم رساندنِ نفوس به این نقطه که “بالاتر از سیاهی رنگی نیست”، بمباران هم بشویم، بشویم ولی آخوند باید برود.
[...]
اپوزیسیون موعودگرا، گرچه در شبکههای اجتماعی برای “قربانی”های فجایع در ایران اشک تمساح بریزد، ولی در اعماق قلب خود از تکثیر فاجعه خرسند است و انباشتِ جسدها، همچون کالایی میبیند، سرمایهی او برای بازتولید نفرت شوند. “جسد” برای او کالاییست واجد ارزشِ مبادله؛ او با شمارشِ اجساد هم پروژههای خود را در غرب توجیهِ اقتصادی میکند و هم با روضهخوانی میتواند، مشتریانِ بیشتری از میان مردمان مستأصل جذب کند. آنها همواره به اجساد تازه نیازمندند؛ از همینروست که کنشهای معنادا و تشکلمحورِ نهادهای صنفی و سندیکایی را بایکوت میکنند و فقط زمانی به یاد “نیروی کار” میافتند که او کشته شده باشد و بدنِ بیجاناش، در بازارِ صنعت حقوق بشر ارزشگذاری شود."
حالا همان موعودگرایان، هزاران انسان بهخاک افتاده در اعتراضاتی حقطلبانه را بهعنوانِ گوشتهای قربانی برای دلقکِ برگزیدهی خداوند، به اعدادِ روی فاکتور تبدیل میکنند.
@Blackfishvoice1
در اردیبهشتماه و بعد از فاجعهی بندر رجایی _که حتم داشته و داریم، توسط اسرائیل انجام شد_ در متنی با عنوان "اپوزیسیون موعودگرا" نوشتیم:
"وقتی نیروهای سیاسی با ادعای مبارزه با حاکمیتِ استبداد، به ستایشگرانِ خشمِ غریزی تبدیل میشوند و بهجز لابیگری با شرورترین دولتهای جهانی، از تدوین دو صفحه نقشهی راه اعم از یافتنِ امکانهای مقاومت-مبارزه و طرحهای بدیل برای پروژههای غارتگرانهی فعلی، عاجز باشند، سخن گفتنِ آنها از “امید به فردا” را باید امیدی موعودگرایانه فهمید.
“امید موعودگرایانه” امیدیست مشابه به امیدِ باورمندان به ظهور منجی که معتقدند با افزایش فساد و بیعدالتی زمینه برای ظهور مهیا میگردد. به همین سیاق، اپوزیسیون موعودگرا، نیز بر این باور است که هرچقدر فلاکت و فاجعه در ایران فزونی یابد، شرایط برای سرنگونی رژیم و ظهور منجیانِ غربنشین مهیاتر میشود. موعودگرایان داستانِ ما، از اینکه هر روز فاجعهای جدید در ایران رخ دهد مشعوف میشوند. بیهوده نیست که همیشه لیستی بلند از فجایع در دست دارند و همچون “شاهدان یهوه”، آنها را برای عابرین برمیشمارند. برای آنها فاجعهی بندر رجایی همان است که سانچی، پلاسکو یا متروپل بود.
آنها در توالی فجایع، نه خودِ فاجعه و علل آن، بلکه زیباشناسی فاجعه را جستجو میکنند. هرچه عمق فاجعه بیشتر باشد، هرچه تعداد “قربانی”ها افزون باشد، زیباتر و “امیدبخشتر” است.
مسالهی آنها تقویت نفرت کور است و لاغیر؛ و لاجرم رساندنِ نفوس به این نقطه که “بالاتر از سیاهی رنگی نیست”، بمباران هم بشویم، بشویم ولی آخوند باید برود.
[...]
اپوزیسیون موعودگرا، گرچه در شبکههای اجتماعی برای “قربانی”های فجایع در ایران اشک تمساح بریزد، ولی در اعماق قلب خود از تکثیر فاجعه خرسند است و انباشتِ جسدها، همچون کالایی میبیند، سرمایهی او برای بازتولید نفرت شوند. “جسد” برای او کالاییست واجد ارزشِ مبادله؛ او با شمارشِ اجساد هم پروژههای خود را در غرب توجیهِ اقتصادی میکند و هم با روضهخوانی میتواند، مشتریانِ بیشتری از میان مردمان مستأصل جذب کند. آنها همواره به اجساد تازه نیازمندند؛ از همینروست که کنشهای معنادا و تشکلمحورِ نهادهای صنفی و سندیکایی را بایکوت میکنند و فقط زمانی به یاد “نیروی کار” میافتند که او کشته شده باشد و بدنِ بیجاناش، در بازارِ صنعت حقوق بشر ارزشگذاری شود."
حالا همان موعودگرایان، هزاران انسان بهخاک افتاده در اعتراضاتی حقطلبانه را بهعنوانِ گوشتهای قربانی برای دلقکِ برگزیدهی خداوند، به اعدادِ روی فاکتور تبدیل میکنند.
@Blackfishvoice1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Tom Odell - Streets Of Heaven
White Dove
Scorpions
Can anyone tell me why
The children of the world
Have to pay the price?
The children of the world
Have to pay the price?
خون ارغوان ها
سعید سلطانپور
که در خون خستگان،
دلشکستگان،
آرمیده طوفان
دلشکستگان،
آرمیده طوفان
بوی تعفن سلطنت طلب همه جا پخش شده. سر این که رها پیامهای آخرش نقد برنامهٔ پهلوی بوده سریع لاشخورها جمع شدن و شروع کردن به مجاهد و چپول خطاب کردنش
اینها همون هایی بودن که چون آرمیتا عباسی تو زندان نمرده بود بهش برچسب پرستو و مجاهد و غیره و غیره چسبونده بودن
بسه دیگه. هیچ فرقی با بسیجیها و سپاهیها ندارید. شما همان بسیجیهای صادراتی هستید
Колония имени Горького | کولونی گورکی
آخوندا ساقط بشن شما دوزاریا هستین که جای خالی آخوند رو حس نکنیم
این روزها نفسی بکشی که توش جاوید شاه نباشه ظاهرا مجاهد محسوب میشی چه جالب
Oh wait she's not even breathing anymore my bad
Колония имени Горького | کولونی گورکی
آخوندا ساقط بشن شما دوزاریا هستین که جای خالی آخوند رو حس نکنیم
چقدر حرومزاده. اون فقط یه بچه بود
Колония имени Горького | کولونی گورکی
Oh wait she's not even breathing anymore my bad
اگه زنده میموند سلطنت طلبها خیلی ناراحت میشدن