Forwarded from دُری گمشده
Just 37 times? I forgot to have lunch like 300 times this year
دوستان Gemini رو تست کردم و خیلی طبیعی و خوبه
🍓1
وقتی میدونی به هیچی نمیرسی و هیچی نمیشی و باز هم با نا امیدی تیرهایی در تاریکی پرتاب میکنی🥰🥰🥰
👍2
گاهی به دختران و پسران جوانی برمیخوردم که میخندیدند و با خود میگفتم که آنها نیز از نماز روز یکشنبه در رفته اند. به یاد دارم که گاه نیز از لای پنجره های نیمه گشوده بوی خوش عالی و ناشناسی به مشامم میخورد. آن گاه درک میکردم که زندگانی دیگری هم سوای زندگی محنت بار من وجود دارد که شاید هیچگاه به معنای آن پی نبرم.
📚 در جستجوی نان
✍ ماکسیم گورکی
📚 در جستجوی نان
✍ ماکسیم گورکی
❤2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from اسلاوی ژیژک | Slavoj Zizek
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بعد از به شهرت رسیدن فیلسوف اسلوونیایی، اسلاوی ژیژک، مستندهای زیادی دربارهی او ساخته شد. این قطعه از مستند «بیگانه، مارکس و شرکا» (Alien, Marx & Co.) انتخاب شده، مستندی که ژیژک در آن نظریههای خود را با همان شور و حرارتی که میشناسیم شرح میدهد و دو تن از فیلسوفان همفکرش، آلن بدیو و ژاک رانسیر، هم در آن حضور دارند. در این قطعه ژیژک ایدهی بازخوانی گذشته و روایت تاریخ را از نو مطرح میکند. در بازاندیشی به گذشته، عموماً از خود میپرسیم اگر فلان چیز رخ میداد، اگر فلان اتفاق افتاده بود، چه میشد. و این پرسشها همواره با سد روایتهای تاریخی که با واقعیات سروکار دارند برخورد میکنند. ژیژک، در عوض، در خوانش هگلی ـ بنیامینی خود از روایتهای بدیل، از واقعیت احتمالات و امکانهای تحققنیافته دفاع میکند. او میگوید: «هیچ واقعیت منفردی در کار نیست، ما با چند واقعیت محتمل سروکار داریم. مسئله این نیست که وقتی یکی از احتمالات تحقق یافت بقیه ملغی میشوند، احتمالات دیگر مثل یک جور شبح هستیشناسانه باقی میمانند. پس برای اینکه بفهمیم واقعاً چه اتفاقی افتاد باید چیزی را که ممکن بود رخ دهد هم به آنچه رخ داد اضافه کنیم...»
بعد از به شهرت رسیدن فیلسوف اسلوونیایی، اسلاوی ژیژک، مستندهای زیادی دربارهی او ساخته شد. این قطعه از مستند «بیگانه، مارکس و شرکا» (Alien, Marx & Co.) انتخاب شده، مستندی که ژیژک در آن نظریههای خود را با همان شور و حرارتی که میشناسیم شرح میدهد و دو تن از فیلسوفان همفکرش، آلن بدیو و ژاک رانسیر، هم در آن حضور دارند. در این قطعه ژیژک ایدهی بازخوانی گذشته و روایت تاریخ را از نو مطرح میکند. در بازاندیشی به گذشته، عموماً از خود میپرسیم اگر فلان چیز رخ میداد، اگر فلان اتفاق افتاده بود، چه میشد. و این پرسشها همواره با سد روایتهای تاریخی که با واقعیات سروکار دارند برخورد میکنند. ژیژک، در عوض، در خوانش هگلی ـ بنیامینی خود از روایتهای بدیل، از واقعیت احتمالات و امکانهای تحققنیافته دفاع میکند. او میگوید: «هیچ واقعیت منفردی در کار نیست، ما با چند واقعیت محتمل سروکار داریم. مسئله این نیست که وقتی یکی از احتمالات تحقق یافت بقیه ملغی میشوند، احتمالات دیگر مثل یک جور شبح هستیشناسانه باقی میمانند. پس برای اینکه بفهمیم واقعاً چه اتفاقی افتاد باید چیزی را که ممکن بود رخ دهد هم به آنچه رخ داد اضافه کنیم...»