𝑫𝒐𝒓𝒐𝒕𝒉𝒚 𝒊𝒏 𝑴𝒊𝒅𝒅𝒍𝒆 𝑬𝒂𝒓𝒕𝒉
"A Tale of Love and Darkness"
واسش آهنگ مناسب دارم
𝑫𝒐𝒓𝒐𝒕𝒉𝒚 𝒊𝒏 𝑴𝒊𝒅𝒅𝒍𝒆 𝑬𝒂𝒓𝒕𝒉
ولی جدی یه روز بیاید باهم درباره ی زن ها در جهان استاروارز حرف بزنیم.
صبح تا شب میتونم درباره آساژ ونترس و امگا صحبت کنم
𝑫𝒐𝒓𝒐𝒕𝒉𝒚 𝒊𝒏 𝑴𝒊𝒅𝒅𝒍𝒆 𝑬𝒂𝒓𝒕𝒉
من دیوانه ی ونترسم=) یه باس اس بچ به تمام معنا بود و جایی که از روی ناچاری با کنوبی تیم آپ کردن 🤦🏻♀️ کلون وارز جواهریه که قدرش دونسته نمیشه😭
کلون وارز بی نظیره، گویا کلون ها بازتاب تمام احساسات ما هستن. گویا همان کلون هایی که باید بی روح و ماشینی برای جنگ باشن، ظرف تمام احساسات ما میشن، همهٔ اون انسانی که باید باشیم، همون فداکاری که باید بکنیم.
𝑫𝒐𝒓𝒐𝒕𝒉𝒚 𝒊𝒏 𝑴𝒊𝒅𝒅𝒍𝒆 𝑬𝒂𝒓𝒕𝒉
من دیوانه ی ونترسم=) یه باس اس بچ به تمام معنا بود و جایی که از روی ناچاری با کنوبی تیم آپ کردن 🤦🏻♀️ کلون وارز جواهریه که قدرش دونسته نمیشه😭
ونترس کسیه که تمام عمرش بهش خیانت شده، خونواده ش کشته شدن، خواهراش رهاش کردن، استاد جدای ش کشته شد، سراسر با نفرت رشد کرد، کنت دوکو بهش خیانت کرد، خواهراش کشته شدن. ونترس شخصیت خیلی خیلی عمیقی داره
𝑫𝒐𝒓𝒐𝒕𝒉𝒚 𝒊𝒏 𝑴𝒊𝒅𝒅𝒍𝒆 𝑬𝒂𝒓𝒕𝒉
دقیقا جلوه ی انسانی ای که دیو فیلونی به کلون ها میده بی نظیره. اونها فقط یه مشت موجود از DNA جنگو فت نیستن به اندازه ی تک تکشون شخصیت پردازی های متفاوت دیدیم🥲 بزرگ ترین عشق توی قلب کلون ها بود و بزرگ ترین قربانی بازیِ جدای/جمهوری و امپراتوری بودن چیزی که…
فایوز، حقیقتا منم نمیتونم، اشک های رکس. هعب
𝑫𝒐𝒓𝒐𝒕𝒉𝒚 𝒊𝒏 𝑴𝒊𝒅𝒅𝒍𝒆 𝑬𝒂𝒓𝒕𝒉
و جدای از تمام تنفر و کینه ای که نسبت به جدای دارم شکل رفتار جدای به کلون ها اجازه داده بود تا هویت مستقلی داشته باشن زمان جمهوری رفتار هیچ کدوم از کلون ها شبیه هم نبود اما امپراتوری از استورم تروپر هاش یک مشت گوسفند ساخته بود نه چیز بیشتری=) واقعا واقعا واقعا…
دقیقا. برای همین هم امپراطور تصمیم گرفت از شر کلون ها رها بشه و مزدورای stormtrooper رو جایگزین شون کنه
𝑫𝒐𝒓𝒐𝒕𝒉𝒚 𝒊𝒏 𝑴𝒊𝒅𝒅𝒍𝒆 𝑬𝒂𝒓𝒕𝒉
من واقعا دوست داشتم یه اسپین آف ازش بگیریم. اوج داستان آساژ ونترس برای من اونجا بود که وقتی برای آسوکا پاپوش درست کردن و تمام محفل و جمهوری بهش پشت کردن، ونترس به عنوان دشمن، کسی که از جدای متنفره، کسی که خیانت دیده و طرد شده تلاش کرد تا بهش کمک کنه. ونترس…
ری اسکای واکر😂😂😂😂😂جی جی آبرامز فرنچایز رو کمر همت بسته بود نابود کنه. دیو فیلونی اگه نبود، تمام استاروارز رو از دست میدادیم
𝑫𝒐𝒓𝒐𝒕𝒉𝒚 𝒊𝒏 𝑴𝒊𝒅𝒅𝒍𝒆 𝑬𝒂𝒓𝒕𝒉
که اگر جدای احمق و از خود راضی نبود هرگز این چیزها اتفاق نمیافتاد😭
دقیقا. اصلا اونوقت آناکین سقوط نمیکرد به نیمهٔ تاریک اگه فقط اونا از خودراضی نبودن، کوای گان کشته نمیشد، کنت دوکو سقوط نمیکرد، یدل کشته نمیشد، فرمان ۶۶ هم اتفاق نمیفتاد
𝑫𝒐𝒓𝒐𝒕𝒉𝒚 𝒊𝒏 𝑴𝒊𝒅𝒅𝒍𝒆 𝑬𝒂𝒓𝒕𝒉
زندگیم اگر جدای احمق نبود:
یاد دوشس ساتین کرایز افتادم غمم گرفت
𝑫𝒐𝒓𝒐𝒕𝒉𝒚 𝒊𝒏 𝑴𝒊𝒅𝒅𝒍𝒆 𝑬𝒂𝒓𝒕𝒉
در حسرت دیدار کیت بلانشت در نقش دوشس*
مارکس از دهنت بشنوه
Колония имени Горького | کولونی گورکی
L'avventura (1960) - Michelangelo Antonioni برای کسانی که دوست داشته نمیشوند، آغوش گرم را تجربه نمیکنند، مهرواژه نمیشنوند
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
برای کسانی که از دست داده اند، کسانی که از دست رفته اند
"در رؤیایی خودم را با تفنگی کشتم. بعد از شلیک بیدار نشدم، اما خودم را دیدم که مدتی همان طور آن جا دراز کشیده بودم، تنها بعد از این بود که بیدار شدم."
"در رؤیایی خودم را با تفنگی کشتم. بعد از شلیک بیدار نشدم، اما خودم را دیدم که مدتی همان طور آن جا دراز کشیده بودم، تنها بعد از این بود که بیدار شدم."
❤1
Forwarded from Hidden Chat
یه فیلم دوست داشتنی بهم پیشنهاد میدی؟