Колония имени Горького | کولونی گورکی
جراحی تموم شد، فردا اسلی میکنم
جراحی منو اسلی کرد
Forwarded from Sunt lacrimae rerum
واقعا از کانسپت آریستوکراسی خوشم میآد
جون به جونم کنن دوست دارم تو کاخ مجللم بشینم چای بخورم و آدمها رو تجزیه تحلیل روانی/سياسی کنم و هرازگاهی هم چند نفر از دشمنهام رو برعلیه هم کنم، بعد لباس سیاه بلند و دستکشهام رو بپوشم و گردنبند مرواریدم رو بندازم و برم اپرا
جون به جونم کنن دوست دارم تو کاخ مجللم بشینم چای بخورم و آدمها رو تجزیه تحلیل روانی/سياسی کنم و هرازگاهی هم چند نفر از دشمنهام رو برعلیه هم کنم، بعد لباس سیاه بلند و دستکشهام رو بپوشم و گردنبند مرواریدم رو بندازم و برم اپرا
Колония имени Горького | کولونی گورکی
Коли ти в армію идёшь
ترجمه:
هنگامی که پسرک به ارتش میپیوست، دخترک سوگندی یاد کرد،
گفت وفادارانه منتظرش خواهد ماند و روسری خویش را به پسرک داد،
آه به یاد دارم، به یاد دارم هنگامی که برایم اشک میریختی،
و به هنگام وداع دخترک روسری خویش را تکان میداد،
هنگامی که پسرک به ارتش میپیوست، دخترک سوگندی یاد کرد،
گفت وفادارانه منتظرش خواهد ماند و روسری خویش را به پسرک داد،
آه به یاد دارم، به یاد دارم هنگامی که برایم اشک میریختی،
و به هنگام وداع دخترک روسری خویش را تکان میداد،
❤6
دندونپزشکی به نظر جلب میاد؟ سندرم استکهلم دارم میگیرم؟
Forwarded from "Opal"
امید به روز هایی که میتونست وجود داشته باشه هستش که منو میکشه
😢1
Forwarded from Wittgenstein in Exile
مردم یا افلاطونی بدنیا میآیند یا ارسطویی. گرایش مسلط بر فلسفهی ارسطو طبقهبندی کردن و تمایز نهادن است: تمایز صورت از محتوا، جوهر از عرض، شعر از فلسفه، فلسفه از منطق و به خصوص تمایز زبان بیان شاعرانه و استعاری از بیان فلسفی و علمی. برای ارسطو استعاره زینت کلام است، چیزی است جدا از زبان علمی. اما افلاطون آگاهانه و ناآگاهانه، اینجا و آنجا بر این خطکشیها پا میگذارد و فلسفه را شاعرانه مینویسد، از استعاره و انواع مجاز هر جا بتواند بهره میجوید و سخن را موجودی زنده میداند که اگر آن را به اجزایش فروکاهیم در واقع جانش را از آن گرفتهایم و دیگر موجود زندهای نخواهد بود. این همان درک امروز ما از هنر به عنوان موجودی ارگانیک است نه چیزی بر ساخته از صورت و محتوا.