Колония имени Горького | کولونی گورکی – Telegram
Колония имени Горького | کولونی گورکی
357 subscribers
2.41K photos
833 videos
93 files
735 links
زن زندگی آزادی

گورستان کولونی گورکی:
@Gorky_Colony_Graveyard

منابع کولونی گورکی:
@GorkyColonySources


http://t.me/RedChtBot?start=823056890
Download Telegram
ببخشید روسی نوشتم. مجبور بودم بریزم بیرون
🥰1
Imagine being so virgin that people بهت دخیل میبندن
Forwarded from Sunt lacrimae rerum
سوبژاکتیو بودن اخلاقیات به خصوص وقتی مثل قتل، مسئله قابل لمسیه، از مواردیه که بارها مورد بحث قرار گرفته. میلگرم توی بخشی از آزمایشش به همین پرداخته که فاصله از قربانی، یکی از عوامل تاثیرگذار روی تمایل به آسیب زدن بهشه. فرقی نداره که چقدر دلیل اون آسیب از نظر منطقی برای سوژه آزمایش توجیه شده باشه.
این مثال دکتر و مریض هم یکی از داستان‌های فرضی‌ایه که مایکل سندل برای توضیح نظریه‌ش ازش استفاده می‌کنه. (خواستید کتاب‌هاش رو بخونید ولی این مورد توی سخنرانی‌های یوتیوبش هم هست.)
دوست دارم از این زاویه بهش فکر کنم که در نهایت، جدای از استدلال منطقی، این قدرت تبلیغات(یا داستان‌های) قوی‌تره که اخلاقیات نسبی جامعه رو مشخص می‌کنه. ما دوست داریم فکر کنیم که اخلاقیات چهارچوب مشخصی دارن و روی یه لوح چوبی حک شدن. اما خیلی اوقات به خودمون میایم می‌بینیم داریم روی یه صفحه سفید حرکت می‌کنیم.
(And obviously that's not okay)
دلم واسه آرا تنگه
گذشته گذشت و دارم به تمام اتفاقات از بیرون نگاه میکنم. حداقل امیدوار بودم اونجوری که فکر میکردم نباشه، اما بود. هیچ وقت برام سوال نمیشد اما هر روز با یک سوال دست و پنجه نرم میکنم. من حتی نمیتونم ازین منجلابی که از سوال های بی جواب درونم درست شده نجات پیدا کنم. خودمو میبینم در حال غرق شدن درون سوال هایی که حتی یادم نیست کی و کجا بوجود اومدن. خودمو میبینم هر شب در حال دست و پا زدن تو کابوس هایی که مال من نیستند. خودمو میبینم ساعات زیادی از شبو بیدارم و به سقف زل زدم و مات و مبهوت خیره موندم به نقطه ای که انگار ته نداره. این تنهایی، انگار ته نداره. انگار همه چیز از کنترل من خارج بود و در دور این تو بودی که افسار همه چیز رو به دست داشتی. گاه بخاطر گریه های بیخود و یهویی ام از خودم متنفر میشم چون میدونم انقدر شکسته بودن منو از پا در میاره زمانی که دوست دارم خوشحالیم جهان رو پر کنه اما نمیشه. من انقدری ضعیف و شکسته شدم که حتی میترسم نزدیک آدم جدیدی باشم ولی باور دارم در تمام لحظاتی که نفس میکشم، یک لحظه از مبارزه کردن و التیام بخشیدن خودم دست نکشیدم . هیچ‌وقت دست نمیکشم. چون من فهمیدم این فقط من هستم که میتونه این دو تا کار رو برای من انجام بده. فقط منم که انقدر خودمو میشناسم. شاید این تنهایی تنها چیز خوبی که داره این باشه.
5
خب. Gemini رو گوگل لانچ کرد. تستش کردم و از بارد باهوش تره. دقتش در ترجمه بالا رفته و کد رو با توضیحات بهتری تحویل میده. زبان فارسیش هم بسیار خوبه. هنوز به قدری تستش نکردم که بگم با جی پی تی ۴ می‌تونه رقابت کنه یا نه
انتخابات باکو تموم شد
با سابقه‌ای که از باکویی‌ها سراغ دارم رای‌ها رو جمع بزنی از تعداد شهروندانشون بیشتره
Колония имени Горького | کولونی گورکی
خب. Gemini رو گوگل لانچ کرد. تستش کردم و از بارد باهوش تره. دقتش در ترجمه بالا رفته و کد رو با توضیحات بهتری تحویل میده. زبان فارسیش هم بسیار خوبه. هنوز به قدری تستش نکردم که بگم با جی پی تی ۴ می‌تونه رقابت کنه یا نه
بهتر از جی پی تی ۴ واست برنامه میریزه.
نسبت به بارد مکالمه ها رو بهتر کانسپت شون رو میفهمه. تصاویرش نسبت به Dall-e واقع گرایانه تره ولی خیلی تصاویری که تحویل میده قناسه. متنایی که تولید میکنه طولانی ترن نسبت به بارد و جی پی تی اما قابلیت continue نداره، حتی اگه دستی بنویسی continue
Forwarded from 𝕷𝖚𝖓𝖆 𝕸𝖆𝖑𝖊𝖋𝖎𝖈𝖆𝖗𝖚𝖒🌙 (𝔏𝔲𝔫𝔞𝔯𝔦𝔱𝔦𝔬𝔲𝔰)
My life in a nutshell:
🤝3
Forwarded from The End Of a Comedy. (Nazli)
فوروارد کن و یک آهنگ راک/متال دریافت کن.
Forwarded from 𝘵𝘩𝘦 𝘥𝘢𝘺 𝘢𝘧𝘵𝘦𝘳 𝘦𝘵𝘦𝘳𝘯𝘪𝘵𝘺 (Grimm-Pitch)
😁4
هر وقت کسی قدرتونو ندونست
به این فکر کنید ۲۵ سال طول کشید که مردم قدر پریکوئلو بدونن و بفهمن چقد دوسش دارن، از این که بدتر نمی‌شه دیگه.
Колония имени Горького | کولونی گورکی
Clann – Her & the River
In the heart of a desolate valley, where whispers of the wind danced with the melancholic tune of solitude, there stood a solitary figure, shrouded in the cloak of her own silence. She was known to the world as simply "Her," a nameless wanderer haunted by the weight of her past and the emptiness of her present.

Her footsteps echoed against the rugged terrain as she made her way toward the river that flowed through the valley like a vein of life in a world drained of vitality. The river, with its gentle murmur, seemed to beckon her, promising solace in its embrace.

As she reached the riverbank, Her gazed into the crystal-clear waters, where fragments of memories danced like shadows beneath the surface. She saw her reflection staring back at her, a portrait of loneliness etched in every line of her face.

With trembling hands, she reached out to touch the water, seeking comfort in its cool embrace. But as her fingers grazed the surface, ripples distorted her reflection, fracturing the illusion of companionship that she so desperately craved.

Tears welled in her eyes, mingling with the river's current as they trailed down her cheeks. She felt the weight of her solitude pressing down upon her like an oppressive burden, suffocating her with its relentless grip.

In that moment of despair, a voice whispered from the depths of her soul, urging her to let go of the pain that had tethered her to the past. With a trembling resolve, she closed her eyes and surrendered herself to the river's current, allowing it to carry her away from the shores of loneliness.

As she drifted downstream, the world around her blurred into a haze of motion and sound. Yet amidst the chaos, she found a sense of peace, a glimmer of hope that illuminated the darkness of her despair.

In the embrace of the river, Her found a new beginning, a chance to rewrite the story of her life and discover the beauty that lay hidden within her own heart. And as she journeyed onward, she knew that she was no longer alone, for the river was her companion, her confidant, her eternal friend in a world fraught with solitude.


- Finch
2
Fu Inlé
Defense against the dark arts. Astrology
Профессор Альбус Персиевич Дамблдов
Forwarded from Fu Inlé (Sionnach)
What's the difference between humans and animals? Animals would never let the dumbest ones lead the pack.