Колония имени Горького | کولونی گورکی
گربه و درخت(ترجمه)
با اختلاف یکی از بهترین ویدیو هاییه که ترجمه کردم
❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
أشهد أنك حي
شهادت میدهم که تو زندهای
به بهانهی سالگرد درگذشت شاعر انسان و وطن
شاعر محبوبِ مردم جهان، حتی دشمنانش
عالیجناب #محمود_درویش
شهادت میدهم که تو زندهای
به بهانهی سالگرد درگذشت شاعر انسان و وطن
شاعر محبوبِ مردم جهان، حتی دشمنانش
عالیجناب #محمود_درویش
❤3👎1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
صالح نجفی از "نفی متعین" میگوید...
Forwarded from Commune de contenu (Narcis)
سهیل کجاس دلم براش تنگ شده
Forwarded from Commune de contenu (Dana.)
سهیل کجاس دلم براش تنگ شده
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Dushman(allahu akbar) - unknown
(Russian and Persian subnoscripts)
Душман (Аллах Акбар) - неизвестно
دشمن (الله اکبر) - ناشناس
ترجمه و زیرنویس از خودم
*«شوروی» در اینجا به معنی فرد اهل شوروی هست
@finchstuff
(Russian and Persian subnoscripts)
Душман (Аллах Акбар) - неизвестно
دشمن (الله اکبر) - ناشناس
ترجمه و زیرنویس از خودم
*«شوروی» در اینجا به معنی فرد اهل شوروی هست
@finchstuff
❤3🤯1
Sara Qədimova — Küsüb Getdi (Rəsmi Audio)
Göydəki o tənha ulduz sanki məni andırır
Düşündükcə hicran odu ürəyimi yandırır
Düşündükcə hicran odu ürəyimi yandırır
Колония имени Горького | کولونی گورکی
نامه کافکا به پدرش خیلی سوزناکه. فردا بخش هاییش رو ترجمه میکنم میذارم
از فردا به این قولم وفا خواهم کرد
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
من خطاب به کنکور
در نقد دیدگاه طبیعت گرایانه علیه اقلیت های جنسی و جنسیتی
نوشتۀ «فینچ»
توضیحات برخی کلمات، ذیل متن قید شده.
مسئلۀ حضور آشکارانۀ اقلیت های جنسی و جنسیتی در اجتماع طی سدۀ اخیر مورد بحث محافل و مجالس مختلفی در اقصی نقاط جهان بوده است. استدلالات متعددی نیز در دفاع و بر علیه این حضور آشکارانه و من باب مسئلۀ اخلاقی آن مطرح شدهاند. مبارزۀ مشروع جامعۀ اقلیت های جنسی و جنسیتی(LGBTQ+) در جهت برقراری حق حیات آزادانۀ خویش در اجتماع طی سال های اخیر این مسئله را واجب ساخته تا دیدگاه های اخلاقی و فرا-اخلاقی مطرح شده بر علیه حضور آزادانۀ این جامعه را بررسی کرده و مورد نقد قرار دهیم. در این متن به یکی از دیدگاه های فرا-اخلاقی مطرح شده با عنوان «طبیعت گرایی» خواهم پرداخت.
طبیعت گرایی دیدگاهی است فرا اخلاقی که منجر به ایجاد دیدگاه های اخلاقی من جمله اخلاق نتیجه گرا(به طور اخص سودمندگرا) شده است. بر اساس این دیدگاه اخلاق طبیعت گرا، اخلاقی است که بر اساس حقایق قابل مطالعۀ علمی- خصوصاً من باب طبیعت انسان به قضاوت اخلاقی بودن یک پدیده میپردازد. طبیعت گرایی استدلال میکند که ارزش ها و اصول اخلاقی را میتوان بر پایۀ مطالعات من باب رفتار انسان،احساسات و بالاخص نتایج حاصل از آن بنا نهاد. به عنوان مثال در این مورد، شخص پیرو اخلاق طبیعت گرا، استدلال میکند که ارزش اخلاقی حضور آشکارانۀ جامعۀ LGBTQ+ را میتوان با مطالعۀ طبیعت انسان، و تأثیر این حضور آشکار بر جامعه و رفتار های جمعی سنجید. اما چنین دیدگاهی به خودی خود چه نتایجی را میتواند حاصل کند؟
در استدلالات بر علیه مسئلۀ حضور آشکارانۀ در نگاه افراد مختلف جامعه، مشاهده میشود که ایده های انتزاعی و مشاهدات سوبژکتیو(1) بی آنکه از لحاظ علمی سنجیده شوند به عنوان طبیعت انسان پیش فرض گرفته شده و سپس با استدلال مسری بودن هویت جامعۀ LGBTQ+ به مثابه بیماری یا تفکر، ثابت بودن جنسیت انسان و یا طبیعی بودن روابط دگرجنس گرایانه به جامعۀ LGBTQ+ حمله شده و این جامعه غیر طبیعی فرض میشود. در اینجا با پدیدۀ «اشتباه گرفته شدن ارزش ها با حقایق قابل مطالعۀ علمی» مواجهیم در حالی که ارزش های سوبژکتیو فرد که حاصل از تجربیات خاص زندگی خویش است کاملاً در حیطه ای جدا از حقایق علمی قرار گرفته و شخص دچار مغلطۀ «است-باید باشد» شده است که در نظر فیلسوف اسکاتلندی «دیوید هیوم» به «گیوتین هیوم» معروف است. بر اساس استدلال گیوتین هیوم، طبیعت گرایان اغلب دچار این اشتباه میشوند که از گزاره های توصیفی دربارۀ آنچه که در جهان «است» به گزاره های تجویزی دربارۀ آنچه در جهان «باید باشد» میرسند. به عنوان مثال در این مورد، شخص استدلال می کند که از آنجایی که تعداد زیادی از انسان ها تمایل به داشتن روابط دگرجنس گرایانه دارند(است)، پس میتوان نتیجه حاصل کرد که تمامی افراد جامعه میبایست مطابق این ارزش اخلاقی عمل کنند که روابط دگرجنس گرایانه داشته باشند(باید باشد).
با این حال هیوم این گونه استدلال میکند که خلأیی اساسی میان گزاره های توصیفی(است) و گزاره های تجویزی(باید باشد) وجود دارد. وی ادعا میکند که منطقاً نمیتوان از مشاهدات، «وظایف و ارزش های اخلاقی» استخراج کرد. استدلال هیوم این ایده را به چالش میکشد که اصول اخلاقی، قابل استخراج از حقایق طبیعی یا مشاهدات تجربی نیستند، چرا که قضاوت اخلاقی قسمی دارای فاکتور سوبژکتیو همچون ترجیحات، احساسات، هنجار های فرهنگی و غیره است که نمیتوان به حقایق ابژکتیو(عینی)(2) تقلیل داد. به طور خلاصه، حقیقت و ارزش دو مقولۀ جدا از هم هستند و هیچ ارتباط منطقی میان ترجیح جنسی و یا هویت جنسیتی شخص و ارزش اخلاقی وجود ندارد.
@finchstuff
نوشتۀ «فینچ»
توضیحات برخی کلمات، ذیل متن قید شده.
مسئلۀ حضور آشکارانۀ اقلیت های جنسی و جنسیتی در اجتماع طی سدۀ اخیر مورد بحث محافل و مجالس مختلفی در اقصی نقاط جهان بوده است. استدلالات متعددی نیز در دفاع و بر علیه این حضور آشکارانه و من باب مسئلۀ اخلاقی آن مطرح شدهاند. مبارزۀ مشروع جامعۀ اقلیت های جنسی و جنسیتی(LGBTQ+) در جهت برقراری حق حیات آزادانۀ خویش در اجتماع طی سال های اخیر این مسئله را واجب ساخته تا دیدگاه های اخلاقی و فرا-اخلاقی مطرح شده بر علیه حضور آزادانۀ این جامعه را بررسی کرده و مورد نقد قرار دهیم. در این متن به یکی از دیدگاه های فرا-اخلاقی مطرح شده با عنوان «طبیعت گرایی» خواهم پرداخت.
طبیعت گرایی دیدگاهی است فرا اخلاقی که منجر به ایجاد دیدگاه های اخلاقی من جمله اخلاق نتیجه گرا(به طور اخص سودمندگرا) شده است. بر اساس این دیدگاه اخلاق طبیعت گرا، اخلاقی است که بر اساس حقایق قابل مطالعۀ علمی- خصوصاً من باب طبیعت انسان به قضاوت اخلاقی بودن یک پدیده میپردازد. طبیعت گرایی استدلال میکند که ارزش ها و اصول اخلاقی را میتوان بر پایۀ مطالعات من باب رفتار انسان،احساسات و بالاخص نتایج حاصل از آن بنا نهاد. به عنوان مثال در این مورد، شخص پیرو اخلاق طبیعت گرا، استدلال میکند که ارزش اخلاقی حضور آشکارانۀ جامعۀ LGBTQ+ را میتوان با مطالعۀ طبیعت انسان، و تأثیر این حضور آشکار بر جامعه و رفتار های جمعی سنجید. اما چنین دیدگاهی به خودی خود چه نتایجی را میتواند حاصل کند؟
در استدلالات بر علیه مسئلۀ حضور آشکارانۀ در نگاه افراد مختلف جامعه، مشاهده میشود که ایده های انتزاعی و مشاهدات سوبژکتیو(1) بی آنکه از لحاظ علمی سنجیده شوند به عنوان طبیعت انسان پیش فرض گرفته شده و سپس با استدلال مسری بودن هویت جامعۀ LGBTQ+ به مثابه بیماری یا تفکر، ثابت بودن جنسیت انسان و یا طبیعی بودن روابط دگرجنس گرایانه به جامعۀ LGBTQ+ حمله شده و این جامعه غیر طبیعی فرض میشود. در اینجا با پدیدۀ «اشتباه گرفته شدن ارزش ها با حقایق قابل مطالعۀ علمی» مواجهیم در حالی که ارزش های سوبژکتیو فرد که حاصل از تجربیات خاص زندگی خویش است کاملاً در حیطه ای جدا از حقایق علمی قرار گرفته و شخص دچار مغلطۀ «است-باید باشد» شده است که در نظر فیلسوف اسکاتلندی «دیوید هیوم» به «گیوتین هیوم» معروف است. بر اساس استدلال گیوتین هیوم، طبیعت گرایان اغلب دچار این اشتباه میشوند که از گزاره های توصیفی دربارۀ آنچه که در جهان «است» به گزاره های تجویزی دربارۀ آنچه در جهان «باید باشد» میرسند. به عنوان مثال در این مورد، شخص استدلال می کند که از آنجایی که تعداد زیادی از انسان ها تمایل به داشتن روابط دگرجنس گرایانه دارند(است)، پس میتوان نتیجه حاصل کرد که تمامی افراد جامعه میبایست مطابق این ارزش اخلاقی عمل کنند که روابط دگرجنس گرایانه داشته باشند(باید باشد).
با این حال هیوم این گونه استدلال میکند که خلأیی اساسی میان گزاره های توصیفی(است) و گزاره های تجویزی(باید باشد) وجود دارد. وی ادعا میکند که منطقاً نمیتوان از مشاهدات، «وظایف و ارزش های اخلاقی» استخراج کرد. استدلال هیوم این ایده را به چالش میکشد که اصول اخلاقی، قابل استخراج از حقایق طبیعی یا مشاهدات تجربی نیستند، چرا که قضاوت اخلاقی قسمی دارای فاکتور سوبژکتیو همچون ترجیحات، احساسات، هنجار های فرهنگی و غیره است که نمیتوان به حقایق ابژکتیو(عینی)(2) تقلیل داد. به طور خلاصه، حقیقت و ارزش دو مقولۀ جدا از هم هستند و هیچ ارتباط منطقی میان ترجیح جنسی و یا هویت جنسیتی شخص و ارزش اخلاقی وجود ندارد.
@finchstuff
👍4❤2