Колония имени Горького | کولونی گورکی – Telegram
Колония имени Горького | کولونی گورکی
357 subscribers
2.41K photos
833 videos
93 files
739 links
زن زندگی آزادی

گورستان کولونی گورکی:
@Gorky_Colony_Graveyard

منابع کولونی گورکی:
@GorkyColonySources


http://t.me/RedChtBot?start=823056890
Download Telegram
Forwarded from Sunt lacrimae rerum
طبیعتا کسی که آینده‌ش براش مهمه با پاچه‌خواری استاد هم به دستش نمیاره؟
نمی‌دونم دیگه این بخشش برای من بدیهی به نظر اومد.
Forwarded from Sunt lacrimae rerum
(و می‌دونید، یکی از جنبه‌های بدش اینه که یکی درس می‌خونه، نتیجه هم می‌گیره، بعد چون تلاش کردن "کول" نیست وانمود می‌کنه درس نخونده و حواسش نیست چه حس بدی رو به اونی که خونده و نتیجه گرفته منتقل می‌کنه.
We get it Susan, you're smart, but let's be less obvious about it in front of the one's who are at the middle of a break down)
Forwarded from Sunt lacrimae rerum
what I mean is why we as a society put so much shame in "effort"? (Not just studying, but in many aspects of life)
Effort is good bekhoda, effort shows seriousness and maturity.
از خوشگلی تیام فقط میتونم گریه کنم
گویا قرار نیست تا سن پنجاه سالگی هیچ ولنتاینی رو جشن بگیرم.
Forwarded from 𝘵𝘩𝘦 𝘥𝘢𝘺 𝘢𝘧𝘵𝘦𝘳 𝘦𝘵𝘦𝘳𝘯𝘪𝘵𝘺 (Grimm-Pitch)
از مقدار سینگل بودنم توی روز ولنتاین همین قدر بهتون بگم که خودم که دیت ندارم هیچی، به آپشن رومنسی که امروز موقع بازی باید بازش میکردم هم گند زدم و حتی اونجا هم سینگل موندم
👍1
Forwarded from "Opal"
داره ماجراجویی خیلی قشنگی می‌کنه. لطفاً بعد از تموم کردن کتاب فعلیتون برید "راز فال ورق" بخونید، شبیه کودکی می‌مونه.
Forwarded from Sunt lacrimae rerum
به نظرم جادوی واقعی همین جا اتفاق میفته.
راستش خیلی از نویسنده‌ها برنامه ریز هستن. اکثرشون هم حداقل یه پلات از پیش طرح‌ریزی شده دارن. اما حقیقت اینه که هیچ قانون کلی‌ای وجود نداره.(یا اگه قوانین وجود دارن، نویسنده‌های بزرگ همیشه مختارن که اون‌ها رو بشکنن.)
تو می‌نویسی چون چیزی برای گفتن داری. ممکنه اول کرکتری رو به دقت توی ذهنت ساخته باشی، اما حالا اون کرکتر توی ذهنت نفس می‌کشه، فحش می‌ده و در حالی که بطری شامپاین رو روی سر دوستش خرد می‌کنه به ایرلندی سرود می‌خونه. تو چاره‌ای جز نوشتنش نداری، گویا زنده‌تر از توئه.
Forwarded from Fu Inlé (Sionnach)
Sunt lacrimae rerum
به نظرم جادوی واقعی همین جا اتفاق میفته. راستش خیلی از نویسنده‌ها برنامه ریز هستن. اکثرشون هم حداقل یه پلات از پیش طرح‌ریزی شده دارن. اما حقیقت اینه که هیچ قانون کلی‌ای وجود نداره.(یا اگه قوانین وجود دارن، نویسنده‌های بزرگ همیشه مختارن که اون‌ها رو بشکنن.)…
دقیقا‌‌‌. همیشه وقتی یکی ازم می‌پرسه ادامه فلان داستان/فیکت چی می‌شه یا اون شخصیت قراره چکار کنه من می‌گم "نمی‌دونم ازش نپرسیدم." و اونا همه با "وا! مگه نویسنده‌ش تو نیستی؟"
من نویسنده نیستم من بازگوگرم. شخصیت‌‌ها توی ذهنم زندگی می‌کنن و من زندگی‌شون رو برای بقیه تعریف می‌کنم. تصمیمی روی حرکات و افکار و حرف‌ها و تصمیماتشون ندارم.
White Dove
Scorpions
There's no milk and Honey here
In the land of God
1