This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
من خطاب به کنکور
در نقد دیدگاه طبیعت گرایانه علیه اقلیت های جنسی و جنسیتی
نوشتۀ «فینچ»
توضیحات برخی کلمات، ذیل متن قید شده.
مسئلۀ حضور آشکارانۀ اقلیت های جنسی و جنسیتی در اجتماع طی سدۀ اخیر مورد بحث محافل و مجالس مختلفی در اقصی نقاط جهان بوده است. استدلالات متعددی نیز در دفاع و بر علیه این حضور آشکارانه و من باب مسئلۀ اخلاقی آن مطرح شدهاند. مبارزۀ مشروع جامعۀ اقلیت های جنسی و جنسیتی(LGBTQ+) در جهت برقراری حق حیات آزادانۀ خویش در اجتماع طی سال های اخیر این مسئله را واجب ساخته تا دیدگاه های اخلاقی و فرا-اخلاقی مطرح شده بر علیه حضور آزادانۀ این جامعه را بررسی کرده و مورد نقد قرار دهیم. در این متن به یکی از دیدگاه های فرا-اخلاقی مطرح شده با عنوان «طبیعت گرایی» خواهم پرداخت.
طبیعت گرایی دیدگاهی است فرا اخلاقی که منجر به ایجاد دیدگاه های اخلاقی من جمله اخلاق نتیجه گرا(به طور اخص سودمندگرا) شده است. بر اساس این دیدگاه اخلاق طبیعت گرا، اخلاقی است که بر اساس حقایق قابل مطالعۀ علمی- خصوصاً من باب طبیعت انسان به قضاوت اخلاقی بودن یک پدیده میپردازد. طبیعت گرایی استدلال میکند که ارزش ها و اصول اخلاقی را میتوان بر پایۀ مطالعات من باب رفتار انسان،احساسات و بالاخص نتایج حاصل از آن بنا نهاد. به عنوان مثال در این مورد، شخص پیرو اخلاق طبیعت گرا، استدلال میکند که ارزش اخلاقی حضور آشکارانۀ جامعۀ LGBTQ+ را میتوان با مطالعۀ طبیعت انسان، و تأثیر این حضور آشکار بر جامعه و رفتار های جمعی سنجید. اما چنین دیدگاهی به خودی خود چه نتایجی را میتواند حاصل کند؟
در استدلالات بر علیه مسئلۀ حضور آشکارانۀ در نگاه افراد مختلف جامعه، مشاهده میشود که ایده های انتزاعی و مشاهدات سوبژکتیو(1) بی آنکه از لحاظ علمی سنجیده شوند به عنوان طبیعت انسان پیش فرض گرفته شده و سپس با استدلال مسری بودن هویت جامعۀ LGBTQ+ به مثابه بیماری یا تفکر، ثابت بودن جنسیت انسان و یا طبیعی بودن روابط دگرجنس گرایانه به جامعۀ LGBTQ+ حمله شده و این جامعه غیر طبیعی فرض میشود. در اینجا با پدیدۀ «اشتباه گرفته شدن ارزش ها با حقایق قابل مطالعۀ علمی» مواجهیم در حالی که ارزش های سوبژکتیو فرد که حاصل از تجربیات خاص زندگی خویش است کاملاً در حیطه ای جدا از حقایق علمی قرار گرفته و شخص دچار مغلطۀ «است-باید باشد» شده است که در نظر فیلسوف اسکاتلندی «دیوید هیوم» به «گیوتین هیوم» معروف است. بر اساس استدلال گیوتین هیوم، طبیعت گرایان اغلب دچار این اشتباه میشوند که از گزاره های توصیفی دربارۀ آنچه که در جهان «است» به گزاره های تجویزی دربارۀ آنچه در جهان «باید باشد» میرسند. به عنوان مثال در این مورد، شخص استدلال می کند که از آنجایی که تعداد زیادی از انسان ها تمایل به داشتن روابط دگرجنس گرایانه دارند(است)، پس میتوان نتیجه حاصل کرد که تمامی افراد جامعه میبایست مطابق این ارزش اخلاقی عمل کنند که روابط دگرجنس گرایانه داشته باشند(باید باشد).
با این حال هیوم این گونه استدلال میکند که خلأیی اساسی میان گزاره های توصیفی(است) و گزاره های تجویزی(باید باشد) وجود دارد. وی ادعا میکند که منطقاً نمیتوان از مشاهدات، «وظایف و ارزش های اخلاقی» استخراج کرد. استدلال هیوم این ایده را به چالش میکشد که اصول اخلاقی، قابل استخراج از حقایق طبیعی یا مشاهدات تجربی نیستند، چرا که قضاوت اخلاقی قسمی دارای فاکتور سوبژکتیو همچون ترجیحات، احساسات، هنجار های فرهنگی و غیره است که نمیتوان به حقایق ابژکتیو(عینی)(2) تقلیل داد. به طور خلاصه، حقیقت و ارزش دو مقولۀ جدا از هم هستند و هیچ ارتباط منطقی میان ترجیح جنسی و یا هویت جنسیتی شخص و ارزش اخلاقی وجود ندارد.
@finchstuff
نوشتۀ «فینچ»
توضیحات برخی کلمات، ذیل متن قید شده.
مسئلۀ حضور آشکارانۀ اقلیت های جنسی و جنسیتی در اجتماع طی سدۀ اخیر مورد بحث محافل و مجالس مختلفی در اقصی نقاط جهان بوده است. استدلالات متعددی نیز در دفاع و بر علیه این حضور آشکارانه و من باب مسئلۀ اخلاقی آن مطرح شدهاند. مبارزۀ مشروع جامعۀ اقلیت های جنسی و جنسیتی(LGBTQ+) در جهت برقراری حق حیات آزادانۀ خویش در اجتماع طی سال های اخیر این مسئله را واجب ساخته تا دیدگاه های اخلاقی و فرا-اخلاقی مطرح شده بر علیه حضور آزادانۀ این جامعه را بررسی کرده و مورد نقد قرار دهیم. در این متن به یکی از دیدگاه های فرا-اخلاقی مطرح شده با عنوان «طبیعت گرایی» خواهم پرداخت.
طبیعت گرایی دیدگاهی است فرا اخلاقی که منجر به ایجاد دیدگاه های اخلاقی من جمله اخلاق نتیجه گرا(به طور اخص سودمندگرا) شده است. بر اساس این دیدگاه اخلاق طبیعت گرا، اخلاقی است که بر اساس حقایق قابل مطالعۀ علمی- خصوصاً من باب طبیعت انسان به قضاوت اخلاقی بودن یک پدیده میپردازد. طبیعت گرایی استدلال میکند که ارزش ها و اصول اخلاقی را میتوان بر پایۀ مطالعات من باب رفتار انسان،احساسات و بالاخص نتایج حاصل از آن بنا نهاد. به عنوان مثال در این مورد، شخص پیرو اخلاق طبیعت گرا، استدلال میکند که ارزش اخلاقی حضور آشکارانۀ جامعۀ LGBTQ+ را میتوان با مطالعۀ طبیعت انسان، و تأثیر این حضور آشکار بر جامعه و رفتار های جمعی سنجید. اما چنین دیدگاهی به خودی خود چه نتایجی را میتواند حاصل کند؟
در استدلالات بر علیه مسئلۀ حضور آشکارانۀ در نگاه افراد مختلف جامعه، مشاهده میشود که ایده های انتزاعی و مشاهدات سوبژکتیو(1) بی آنکه از لحاظ علمی سنجیده شوند به عنوان طبیعت انسان پیش فرض گرفته شده و سپس با استدلال مسری بودن هویت جامعۀ LGBTQ+ به مثابه بیماری یا تفکر، ثابت بودن جنسیت انسان و یا طبیعی بودن روابط دگرجنس گرایانه به جامعۀ LGBTQ+ حمله شده و این جامعه غیر طبیعی فرض میشود. در اینجا با پدیدۀ «اشتباه گرفته شدن ارزش ها با حقایق قابل مطالعۀ علمی» مواجهیم در حالی که ارزش های سوبژکتیو فرد که حاصل از تجربیات خاص زندگی خویش است کاملاً در حیطه ای جدا از حقایق علمی قرار گرفته و شخص دچار مغلطۀ «است-باید باشد» شده است که در نظر فیلسوف اسکاتلندی «دیوید هیوم» به «گیوتین هیوم» معروف است. بر اساس استدلال گیوتین هیوم، طبیعت گرایان اغلب دچار این اشتباه میشوند که از گزاره های توصیفی دربارۀ آنچه که در جهان «است» به گزاره های تجویزی دربارۀ آنچه در جهان «باید باشد» میرسند. به عنوان مثال در این مورد، شخص استدلال می کند که از آنجایی که تعداد زیادی از انسان ها تمایل به داشتن روابط دگرجنس گرایانه دارند(است)، پس میتوان نتیجه حاصل کرد که تمامی افراد جامعه میبایست مطابق این ارزش اخلاقی عمل کنند که روابط دگرجنس گرایانه داشته باشند(باید باشد).
با این حال هیوم این گونه استدلال میکند که خلأیی اساسی میان گزاره های توصیفی(است) و گزاره های تجویزی(باید باشد) وجود دارد. وی ادعا میکند که منطقاً نمیتوان از مشاهدات، «وظایف و ارزش های اخلاقی» استخراج کرد. استدلال هیوم این ایده را به چالش میکشد که اصول اخلاقی، قابل استخراج از حقایق طبیعی یا مشاهدات تجربی نیستند، چرا که قضاوت اخلاقی قسمی دارای فاکتور سوبژکتیو همچون ترجیحات، احساسات، هنجار های فرهنگی و غیره است که نمیتوان به حقایق ابژکتیو(عینی)(2) تقلیل داد. به طور خلاصه، حقیقت و ارزش دو مقولۀ جدا از هم هستند و هیچ ارتباط منطقی میان ترجیح جنسی و یا هویت جنسیتی شخص و ارزش اخلاقی وجود ندارد.
@finchstuff
👍4❤2
از سوی دیگر، اگر طبیعت گرایی حقیقت داشته باشد پس ارزش های اخلاقی تنها میتوانند با استدلال روند تکامل انسان توجیه شوند، یعنی تمامی احساسات انسان و رفتارهای انسانی بدون در نظر گرفتن فاکتور ادراک سوبژکتیو، تنها حاصل تکامل انسان برای تعامل پایدار با محیط و جامعه هستند و تنها کاربردشان حفظ بقا است. فیلسوف آمریکایی «آلوین پلانتینگا» این گونه استدلال میکند اگر طبیعت گرایی حقیقت داشته باشد پس قوۀ ادراک ما، شامل باور های اخلاقی تنها حاصل روند تکاملی بی هدف است که تنها حاصل تغییرات ژنتیکی تصادفی(شاخهای از نظریۀ داروین-مندل) است، پس هیچ ضمانتی مبنی بر ایجاد باور های درست، به طور اخص باور های اخلاقی درست وجود ندارد.
استدلال پلانتینگا معروف به «استدلال تکامل گرایانه بر علیه طبیعت گرایی»، اظهار میکند که اگر قوۀ ادراک ما حاصل تکامل بدون هدف است، احتمال این که باور های موثق خصوصا باور های اخلاقی موثق و درست ایجاد شود، بسیار کم است. وی استدلال میکند که تکامل در وهلۀ اول مربوط به بقا و تولید مثل است تا حقیقت عینی(ابژکتیو) اخلاقی، بنابراین اگر باور های اخلاقی تنها محصول جانبی این روند تکاملی باشند، پس لزوماً حقایق اخلاقی ابژکتیو نیستند. در مورد حضور آشکار جامعۀ LGBTQ+ و اخلاقی بودن آن، شخصی که با استفاده از گزارۀ هدف تولید مثل در روند تکامل انسان، این چنین استدلال میکند که هر آنچه که مخالف تولید مثل یعنی بخشی از روند تکاملی انسان است، غیر اخلاقی است، استدلالش از منظر تکاملی غیر قابل استناد بوده و میبایست در صحت آن شک کرد. از سوی دیگر از آنجایی که همجنسگرایی تأثیری در میزان تولید مثل جمعی جامعه ندارد، از منظر تکاملی نیز از لحاظ اخلاقی امری است خنثی و نه غیره.
دیدگاه طبیعت گرایانه برای انسان چیزی به نام طبیعت یا ذات پیش فرض میگیرد به طوری که روابط دگرجنسگرایانه را جزئی از طبیعت انسان و هر آنچه غیر آن را خارج از طبیعت انسان در نظر میگیرد، حال آن که وجود چیزی به نام ذات در انسان میبایست مورد بحث قرار گیرد. استدلال فیلسوف معروف فرانسوی «ژان پل سارتر»، وجود مفهوم «وجود مقدم بر ذات» است، که بدان معناست که در انسان ها چیزی به نام طبیعت یا ذات از پیش تعیین شده که اعمال و انتخاب های وی را تعیین کند، وجود ندارد. بر اساس این استدلال، انسان ها با هیچ گونه طبیعت فطری تعریف نشده بلکه با اعمال و انتخاب هایی که در زندگی شان پیش میگیرند تعریف میشوند. این دیدگاه این امکان را فراهم میکند که انسان طی فرآیند دائمی خودآفرینی از مجرای انتخاب ها و اعمال و عادات، خود را تعریف کرده و در جامعه ظاهر شود به جای این که با تعریف ذات، هدفی خارج از وجود خویش تعریف کرده و آزادی عمل خویش را سلب کند. تعریف ذات، نوعی خودفریبی در جهت شانه خالی کردن از بار مسئولیت اخلاقی در قبال خود و جامعه است.
در پایان، بحث در مورد دیدگاه طبیعتگرایی علیه اقلیتهای جنسی و جنسیتی نشان میدهد که این دیدگاه با توجه به استدلالهای فرااخلاقی و تحلیلهای فلسفی از نقاط ضعفی رنج میبرد. مبارزه جامعه اقلیتهای جنسی و جنسیتی در راستای حق حیات آزاد و برابری انسانی نشان میدهد که اخلاقیات تنها بر پایهی حقایق قابل مطالعهی علمی قائل نشده و ارزشهای اخلاقی بهصورت مستقل از آنچه که در طبیعت و تکامل ظاهر میشود، شکل میگیرد.
استفاده از استدلال تکاملگرایانه علیه طبیعتگرایی نشان میدهد که اعتماد به قدرتهای ادراکی و تفکری انسان در بستر دیدگاه طبیعتگرا مشکلات بنیادینی دارد. این دیدگاه به چالش کشیده میشود که آیا اخلاقیات تنها حاصل تکامل و رفتارهای بیولوژیکی انسانها هستند و آیا ارزشها و اصول اخلاقی میتوانند تنها بر پایه تغییرات ژنتیکی و بقا توجیه شوند یا خیر. این مسئله نشان میدهد که ارزشهای اخلاقی تنها محصول تکامل طبیعی نیستند. بلکه از انتخابها، تجربیات و فرآیند خودآفرینی انسانی نیز متاثر میشوند.
با توجه به ایدههای فلسفی و تحلیلهای فرااخلاقی، دیدگاه طبیعتگرایی در ارتباط با اقلیتهای جنسی و جنسیتی زیر تیغ بیرحمانۀ نقد میرود. این دیدگاه نشان میدهد که طبیعت انسان به تنهایی قابلیت تعریف ارزشها و اصول اخلاقی را ندارد و اخلاقیات بر اساس تجربیات، انتخابها و تفکر انسانها شکل میگیرند.
@finchstuff
استدلال پلانتینگا معروف به «استدلال تکامل گرایانه بر علیه طبیعت گرایی»، اظهار میکند که اگر قوۀ ادراک ما حاصل تکامل بدون هدف است، احتمال این که باور های موثق خصوصا باور های اخلاقی موثق و درست ایجاد شود، بسیار کم است. وی استدلال میکند که تکامل در وهلۀ اول مربوط به بقا و تولید مثل است تا حقیقت عینی(ابژکتیو) اخلاقی، بنابراین اگر باور های اخلاقی تنها محصول جانبی این روند تکاملی باشند، پس لزوماً حقایق اخلاقی ابژکتیو نیستند. در مورد حضور آشکار جامعۀ LGBTQ+ و اخلاقی بودن آن، شخصی که با استفاده از گزارۀ هدف تولید مثل در روند تکامل انسان، این چنین استدلال میکند که هر آنچه که مخالف تولید مثل یعنی بخشی از روند تکاملی انسان است، غیر اخلاقی است، استدلالش از منظر تکاملی غیر قابل استناد بوده و میبایست در صحت آن شک کرد. از سوی دیگر از آنجایی که همجنسگرایی تأثیری در میزان تولید مثل جمعی جامعه ندارد، از منظر تکاملی نیز از لحاظ اخلاقی امری است خنثی و نه غیره.
دیدگاه طبیعت گرایانه برای انسان چیزی به نام طبیعت یا ذات پیش فرض میگیرد به طوری که روابط دگرجنسگرایانه را جزئی از طبیعت انسان و هر آنچه غیر آن را خارج از طبیعت انسان در نظر میگیرد، حال آن که وجود چیزی به نام ذات در انسان میبایست مورد بحث قرار گیرد. استدلال فیلسوف معروف فرانسوی «ژان پل سارتر»، وجود مفهوم «وجود مقدم بر ذات» است، که بدان معناست که در انسان ها چیزی به نام طبیعت یا ذات از پیش تعیین شده که اعمال و انتخاب های وی را تعیین کند، وجود ندارد. بر اساس این استدلال، انسان ها با هیچ گونه طبیعت فطری تعریف نشده بلکه با اعمال و انتخاب هایی که در زندگی شان پیش میگیرند تعریف میشوند. این دیدگاه این امکان را فراهم میکند که انسان طی فرآیند دائمی خودآفرینی از مجرای انتخاب ها و اعمال و عادات، خود را تعریف کرده و در جامعه ظاهر شود به جای این که با تعریف ذات، هدفی خارج از وجود خویش تعریف کرده و آزادی عمل خویش را سلب کند. تعریف ذات، نوعی خودفریبی در جهت شانه خالی کردن از بار مسئولیت اخلاقی در قبال خود و جامعه است.
در پایان، بحث در مورد دیدگاه طبیعتگرایی علیه اقلیتهای جنسی و جنسیتی نشان میدهد که این دیدگاه با توجه به استدلالهای فرااخلاقی و تحلیلهای فلسفی از نقاط ضعفی رنج میبرد. مبارزه جامعه اقلیتهای جنسی و جنسیتی در راستای حق حیات آزاد و برابری انسانی نشان میدهد که اخلاقیات تنها بر پایهی حقایق قابل مطالعهی علمی قائل نشده و ارزشهای اخلاقی بهصورت مستقل از آنچه که در طبیعت و تکامل ظاهر میشود، شکل میگیرد.
استفاده از استدلال تکاملگرایانه علیه طبیعتگرایی نشان میدهد که اعتماد به قدرتهای ادراکی و تفکری انسان در بستر دیدگاه طبیعتگرا مشکلات بنیادینی دارد. این دیدگاه به چالش کشیده میشود که آیا اخلاقیات تنها حاصل تکامل و رفتارهای بیولوژیکی انسانها هستند و آیا ارزشها و اصول اخلاقی میتوانند تنها بر پایه تغییرات ژنتیکی و بقا توجیه شوند یا خیر. این مسئله نشان میدهد که ارزشهای اخلاقی تنها محصول تکامل طبیعی نیستند. بلکه از انتخابها، تجربیات و فرآیند خودآفرینی انسانی نیز متاثر میشوند.
با توجه به ایدههای فلسفی و تحلیلهای فرااخلاقی، دیدگاه طبیعتگرایی در ارتباط با اقلیتهای جنسی و جنسیتی زیر تیغ بیرحمانۀ نقد میرود. این دیدگاه نشان میدهد که طبیعت انسان به تنهایی قابلیت تعریف ارزشها و اصول اخلاقی را ندارد و اخلاقیات بر اساس تجربیات، انتخابها و تفکر انسانها شکل میگیرند.
@finchstuff
👍2❤1
1: سوبژکتیو: واژهی "سوبژکتیو" به چیزها یا واقعیتهایی اشاره دارد که وابسته به دیدگاهها، تجربیات، احساسات، نگرشها و نظریات شخصی هر فرد خاص هستند.
این مفهوم به واقعیتهایی اشاره دارد که قابل تجربه یا درک هستند و ممکن است تفاوتها در نگرشها و تجربیات افراد مختلف داشته باشند. بنابراین، اطلاعات یا ارزیابیهای سوبژکتیو ممکن است بر اساس وضعیت فردی متفاوت باشد.
مثال: احساسات مثل شادی، ناراحتی، ذوق و ... به طور مستقیم با وضعیت و تجربیات هر شخص در ارتباط است و به عنوان موجودات سوبژکتی تلقی میشوند.
2:ابژکتیو:
از این اصطلاح برای اشاره به واقعیتها، اطلاعات یا تحلیلهایی استفاده میشود که مستقل از دیدگاهها و نظریات فردی وجود دارند.
واقعیتهای ابژکتیو به توجه به ویژگیها و صفات مشخص شده در دنیای خارجی ارتباط دارند و مستقل از تفسیر یا نگرش افراد به آنها هستند.
مثال: اطلاعات علمی و مشاهدات مستند، مثل دمای آب در یک دماسنج، فاصلهی بین دو نقطه روی نقشه، وابسته به نظریات فردی نیستند و به عنوان پدیده های ابژکتیو تلقی میشوند.
این مفهوم به واقعیتهایی اشاره دارد که قابل تجربه یا درک هستند و ممکن است تفاوتها در نگرشها و تجربیات افراد مختلف داشته باشند. بنابراین، اطلاعات یا ارزیابیهای سوبژکتیو ممکن است بر اساس وضعیت فردی متفاوت باشد.
مثال: احساسات مثل شادی، ناراحتی، ذوق و ... به طور مستقیم با وضعیت و تجربیات هر شخص در ارتباط است و به عنوان موجودات سوبژکتی تلقی میشوند.
2:ابژکتیو:
از این اصطلاح برای اشاره به واقعیتها، اطلاعات یا تحلیلهایی استفاده میشود که مستقل از دیدگاهها و نظریات فردی وجود دارند.
واقعیتهای ابژکتیو به توجه به ویژگیها و صفات مشخص شده در دنیای خارجی ارتباط دارند و مستقل از تفسیر یا نگرش افراد به آنها هستند.
مثال: اطلاعات علمی و مشاهدات مستند، مثل دمای آب در یک دماسنج، فاصلهی بین دو نقطه روی نقشه، وابسته به نظریات فردی نیستند و به عنوان پدیده های ابژکتیو تلقی میشوند.
❤3
منابع و مآخذ:
[1] الفبای فلسفه – نایجل واربرتون
[2] رساله ای دربارۀ طبیعت انسان(کتاب سوم - بخش اول-فصل اول- در باب فضیلت و بدسرشتی در کل) – دیوید هیوم
[3] Warranted Christian Belief-Alvin Palantinga
[4] Warrant and Proper Function- Alvin Palantinga
[5] سخنرانی در باب اگزیستانسیالیسم و اومانیسم – ژان پل سارتر
[1] الفبای فلسفه – نایجل واربرتون
[2] رساله ای دربارۀ طبیعت انسان(کتاب سوم - بخش اول-فصل اول- در باب فضیلت و بدسرشتی در کل) – دیوید هیوم
[3] Warranted Christian Belief-Alvin Palantinga
[4] Warrant and Proper Function- Alvin Palantinga
[5] سخنرانی در باب اگزیستانسیالیسم و اومانیسم – ژان پل سارتر
❤2
La Terre vue du ciel
Armand Amar
زمین از نگاه آسمان
محبت. تنها راه ممکن در مواجهه با یک موجود زنده است. اگر در مقابل یک حیوان از رعب استفاده کنید، فارغ از شیوه ای که رشد یافته، به جایی نخواهید رسید. این چیزی است که بدان باور داشته، باور دارم، و باور خواهم داشت. کسانی که فکر میکنند میتوانند از رعب استفاده کنند، بسیار اشتباه فکر میکنند. نه، نه، رعب فارغ از رنگش - سفید، سرخ و حتی قهوه ای- بی فایده است. رعب هر موجودی را فلج میکند.
📚 قلب سگ
✍ میخائیل بولگاکف
📚 قلب سگ
✍ میخائیل بولگاکف
Колония имени Горького | کولونی گورکی
عه، امروز روز جهانی چپ دست ها بود.
مبارک تمامی چپ دست های کانال و خودم باشه
❤4
Forwarded from ineptias
- منابعی برای مطالعه نظریه فرگشت/تکامل و زندگی داروین:
- پادکست:
• نظریه تکامل داروین (پیدایش انسان)
• کافر یا دانشمند | داستان زندگی داروین
• خلاصه ایده خطرناک داروین
• وقتی نهنگها پا داشتند
- یوتیوب:
• What is evolution?
• The complex evolution of homo sapiens
• CrashCourse on evolution
• داروین (تکامل - فرگشت)
- کتاب:
• منشا انواع - چارلز داروین (برای شروع سنگینه)
• ساعتساز نابینا - ریچارد داوکینز
• ژن خودخواه - ریچارد داوکینز
• چرا تکامل درست است - جری کوین
• تکامل چیست - ارنست مایر
مقاله مربوط:
• اگر فرگشت واقعیت دارد، چرا میمونها هنوز وجود دارند؟
- پادکست:
• نظریه تکامل داروین (پیدایش انسان)
• کافر یا دانشمند | داستان زندگی داروین
• خلاصه ایده خطرناک داروین
• وقتی نهنگها پا داشتند
- یوتیوب:
• What is evolution?
• The complex evolution of homo sapiens
• CrashCourse on evolution
• داروین (تکامل - فرگشت)
- کتاب:
• منشا انواع - چارلز داروین (برای شروع سنگینه)
• ساعتساز نابینا - ریچارد داوکینز
• ژن خودخواه - ریچارد داوکینز
• چرا تکامل درست است - جری کوین
• تکامل چیست - ارنست مایر
مقاله مربوط:
• اگر فرگشت واقعیت دارد، چرا میمونها هنوز وجود دارند؟
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Person of Interest - Father (04x22)
این یکی از کلیدی ترین سکانس های سریال person of interest هست. جایی که مخلوق(AI) قادرتر از خالق که توسط خالقش به نحوی فلج شده و توانایی ارتباط نداره، در لحظه مرگش، در لحظه نا امیدی با سازنده ش ارتباط برقرار میکنه.
سریال جالبی هست. حتما توصیه میکنم نگاه کنید
این یکی از کلیدی ترین سکانس های سریال person of interest هست. جایی که مخلوق(AI) قادرتر از خالق که توسط خالقش به نحوی فلج شده و توانایی ارتباط نداره، در لحظه مرگش، در لحظه نا امیدی با سازنده ش ارتباط برقرار میکنه.
سریال جالبی هست. حتما توصیه میکنم نگاه کنید
Forwarded from Blackfishvoice (BFV)
شرکت "آسیاتک" که قراردادی را با سازمان زندانها امضا کرده و مسئول ارائه خدمات ارتباطی شده است، محدودیتهای متعددی را در بند زنان #زندان_اوین ایجاد کرده است.
اکنون زنان زندانی در روزهای پنجشنبه و جمعه از امکان استفاده از تلفنهای زندان برای برقراری تماس با نزدیکان خود محروم شدهاند و و در سایر روزهای هفته نیز فقط سه کابین تلفن برای استفاده در اختیار دارند.
علاوه بر این، این شرکت با پائین آوردن کیفیت تماس، کاهش زمان برقراری تماس و ۴برابر کردن هزینه تماس، به عامل جدیدی در آزار زنان زندانی تبدیل شده است.
#آسیاتک
@Blackfishvoice1
اکنون زنان زندانی در روزهای پنجشنبه و جمعه از امکان استفاده از تلفنهای زندان برای برقراری تماس با نزدیکان خود محروم شدهاند و و در سایر روزهای هفته نیز فقط سه کابین تلفن برای استفاده در اختیار دارند.
علاوه بر این، این شرکت با پائین آوردن کیفیت تماس، کاهش زمان برقراری تماس و ۴برابر کردن هزینه تماس، به عامل جدیدی در آزار زنان زندانی تبدیل شده است.
#آسیاتک
@Blackfishvoice1
🖕1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ای رهگذران از میان واژه های گذرا
از شما شمشیر و از ما خون مان
آهن و آتش از شما و از ما گوشت تن مان
تانک دیگری از شما و سنگ از ما
گاز اشک آور از شما و باران از ما
هوا و آسمان مان یکی است
پس سهم تان را از خون مان بگیرید و بروید
و به مهمانی رقص شبانه درآیید و سپس بروید
بر ما این واجب است که پاسدار گل های شهیدان باشیم
از شما شمشیر و از ما خون مان
آهن و آتش از شما و از ما گوشت تن مان
تانک دیگری از شما و سنگ از ما
گاز اشک آور از شما و باران از ما
هوا و آسمان مان یکی است
پس سهم تان را از خون مان بگیرید و بروید
و به مهمانی رقص شبانه درآیید و سپس بروید
بر ما این واجب است که پاسدار گل های شهیدان باشیم
❤1