Forwarded from 𝘵𝘩𝘦 𝘥𝘢𝘺 𝘢𝘧𝘵𝘦𝘳 𝘦𝘵𝘦𝘳𝘯𝘪𝘵𝘺 (Grimm-Pitch)
یا مثلا اگر دست کسی که کلا سالمه رو لمس کنه، تمام زخم هایی که روی پوستش داره و خوب شدن، یه دفعه از اول باز میشن و بزرگ تر از حالت اصلیشون ظاهر میشن
Forwarded from 𝘵𝘩𝘦 𝘥𝘢𝘺 𝘢𝘧𝘵𝘦𝘳 𝘦𝘵𝘦𝘳𝘯𝘪𝘵𝘺 (Grimm-Pitch)
بعد از اونجایی که داستان بدون انگست نمیشه، این دختر بار اول جهش جادوش رو وقتی کشف میکنه که بچه بوده و هنوز اونقدرها توی کنترل جادوش ماهر نبوده و داشته سعی میکرده زخم روی زانوی دوست صمیمیش که موقع بازی زمین خورده رو خوب کنه
Forwarded from 𝘵𝘩𝘦 𝘥𝘢𝘺 𝘢𝘧𝘵𝘦𝘳 𝘦𝘵𝘦𝘳𝘯𝘪𝘵𝘺 (Grimm-Pitch)
اون قدر زور میزنه که بتونه اون زخم کوچولو رو درمان کنه که جادوش یه دفعه بروز میکنه و کل پوست دوستش از بدنش کنده میشه و درجا میمیره
If there's a light at the end of the tunnel, it's a train coming to hit you with the highest speed
🥰1
То до завтрака наверняка наша песня не спета
Ждём когда воротит нас судьба на родительские на хлеба
От разрыва сигнальных ракет и холодных бараков.
С Новым годом разведке полка я поставлю вагон коньяка,
Если следующей встречу с женой в ресторане «Арагви»,
А пока этот клятый Афган, то что не пожелаешь врагам,
Ждём когда воротит нас судьба на родительские на хлеба
От разрыва сигнальных ракет и холодных бараков.
С Новым годом разведке полка я поставлю вагон коньяка,
Если следующей встречу с женой в ресторане «Арагви»,
А пока этот клятый Афган, то что не пожелаешь врагам,
Колония имени Горького | کولونی گورکی
Александр Буйнов – С Новым годом, Баграм
آهنگ های شوروی-افغان همیشه شاد شروع میشن ولی همیشه غمگینن. گویا خواننده میدونه که تنها مردگان پایان جنگ رو دیدن، گویا میدونه که تنها برندهٔ جنگ مرده ها هستن و تنها وقتی برمیگردن خونه که توی لالهٔ سیاه(هواپیمای آنتی-۲۲ که برای حمل اجساد به کار میرفت) باشن.
Forwarded from Knocking around~ (Mary)
Knocking around~
حالا هی بگید این زنیکه "فقط نظرش رو بیان کرده و حرف بدی نزده" و ازش حمایت کنید.
ترجمه: مادرجنده(نویسندهی هری پاتر) هفتاد هزارتا داده به یک گروهی به نام For Women Scotland تا یه قانونی تصویب کنن که واژهی "زن" فقط و فقط بر اساس sex(آناتومی) فرد تعریف بشه که خب واقعا درهای جدیدی از ترنسفوب و ترنسمیساژنیست بودن رو به روی دنیا گشود.
Blackfishvoice (BFV)
Photo
درخشیده از جنگل ترکمن
خروشیده بر قله های وطن
گل و جنگل و جوخه های جنون
شب و تیرباران و گلبار خون
خروشیده بر قله های وطن
گل و جنگل و جوخه های جنون
شب و تیرباران و گلبار خون
Forwarded from 𝘵𝘩𝘦 𝘥𝘢𝘺 𝘢𝘧𝘵𝘦𝘳 𝘦𝘵𝘦𝘳𝘯𝘪𝘵𝘺 (Grimm-Pitch)
عاشق کساییم که از روزمرگیهاشون عکسهای استتیک و خوشگل شر میکنن♡
Forwarded from 𝘵𝘩𝘦 𝘥𝘢𝘺 𝘢𝘧𝘵𝘦𝘳 𝘦𝘵𝘦𝘳𝘯𝘪𝘵𝘺 (Grimm-Pitch)
نه اینکه حتما جای خفنی رفته باشن ها
عکس خوشگل از یه لیوان چای، یه کتاب، آسمون، چیزای کوچیکی که به چشمشون قشنگ اومده
عکس خوشگل از یه لیوان چای، یه کتاب، آسمون، چیزای کوچیکی که به چشمشون قشنگ اومده
Forwarded from 𝘵𝘩𝘦 𝘥𝘢𝘺 𝘢𝘧𝘵𝘦𝘳 𝘦𝘵𝘦𝘳𝘯𝘪𝘵𝘺 (Grimm-Pitch)
these people FIND beauty everywhere, i love it
Forwarded from Sunt lacrimae rerum
اطلاعات رندوم و به دردنخور امروزتون:
[Or rather, let's talk about one of my obsessions: iconic angst bitches in history💅🥸]
سوفونیسب شاهدخت کارتاژ بود که درگیر دسیسههای امپراتوری رم باستان میشه.
اول، اون با Masinissa نامزد میشه. حاکم Massylii(کشوری در شمال آفریقا)
این ازدواج یه اتحاد سیاسی بوده که این دو کشور رو در برابر رم قوی کنه.
اما بعد یکی از کارتاژیها فکر میکنه که ازدواج با syphax برای سوفونیسب بهتره. سایفکس شاه کشوری بوده که در همون زمان با رم متحد بوده. یه دلیل دیگه هم این بوده که میگن سایفکس عاشق سوفونیسب بوده و لشکریانش رو چند بار برای گرفتنش به کارتاژ می فرسته و آزارشون میده.
با وجود این که مسینیسا واقعا سوفونیسب رو دوست داشته، راضی میشه که عقب بکشه.
سوفونیسب زن باهوش و زیبایی بوده.
کسیو دربارهش مینویسه:
clever, ingratiating, and altogether so charming that the mere sight of her or even the sound of her voice sufficed to vanquish every one, even the most indifferent
هرچند توی بعضی روایتهای تاریخی دیگه، میگن فقط یه دختر جوون بوده.
با این حال به کسی شناخته میشه که به کارتاژ وفاداره، عاشق موسیقی و ادبیاته و میتونه نیتش رو پشت معصومیتش پنهان کنه.
سوفونیسب کاری میکنه که سایفکس بر علیه رم بشه، اتحادش رو با رم بشکنه و به نفع کارتاژ بجنگه.
حتی توی جنگ utica، سایفکس با مسینیسا، نامزد قبلی سوفونیسب میجنگه
در نهایت سایفکس شکست میخوره و سوفونیسب اسیر میشه و به دست مسینیسا و رم میفته.
مسینیسا عاشقش بوده و با هم ازدواج میکنن تا صلح رو برگردونن. سوفونیسب موفق میشه مسینیسا رو قانع کنه که تو ازدواجش با سایفکس نقشی نداشته و قربانی بوده.
اسکیپیو، (ژنرال و نماینده رم) با این ازدواج مخالف بوده چون فکر میکرده سوفونیسب مسینیسا رو هم برعلیه رم میکنه.
از طرفی میترسیدن به محض عقب کشیدن کارتاژیها و رمیها، مرد نقابش رو بندازه و شاهدخت کارتاژ رو برای انتقام شکنجه بده. اسکیپیو دستور میده سوفونیسب به رم بیاد و تو رژه پیروزی شرکت کنه.
مسینیسا باهاش موافقت میکنه تا خشم رم رو به جون نخره. اما پیش سوفونیسب میره و مخفیانه قانعش میکنه که با خوردن زهر خودش رو بکشه تا از خشم رم در امان بمونه. شاهدخت قبول میکنه، زهر رو سر میکشه و موقرانه میمیره.
[Or rather, let's talk about one of my obsessions: iconic angst bitches in history💅🥸]
سوفونیسب شاهدخت کارتاژ بود که درگیر دسیسههای امپراتوری رم باستان میشه.
اول، اون با Masinissa نامزد میشه. حاکم Massylii(کشوری در شمال آفریقا)
این ازدواج یه اتحاد سیاسی بوده که این دو کشور رو در برابر رم قوی کنه.
اما بعد یکی از کارتاژیها فکر میکنه که ازدواج با syphax برای سوفونیسب بهتره. سایفکس شاه کشوری بوده که در همون زمان با رم متحد بوده. یه دلیل دیگه هم این بوده که میگن سایفکس عاشق سوفونیسب بوده و لشکریانش رو چند بار برای گرفتنش به کارتاژ می فرسته و آزارشون میده.
با وجود این که مسینیسا واقعا سوفونیسب رو دوست داشته، راضی میشه که عقب بکشه.
سوفونیسب زن باهوش و زیبایی بوده.
کسیو دربارهش مینویسه:
clever, ingratiating, and altogether so charming that the mere sight of her or even the sound of her voice sufficed to vanquish every one, even the most indifferent
هرچند توی بعضی روایتهای تاریخی دیگه، میگن فقط یه دختر جوون بوده.
با این حال به کسی شناخته میشه که به کارتاژ وفاداره، عاشق موسیقی و ادبیاته و میتونه نیتش رو پشت معصومیتش پنهان کنه.
سوفونیسب کاری میکنه که سایفکس بر علیه رم بشه، اتحادش رو با رم بشکنه و به نفع کارتاژ بجنگه.
حتی توی جنگ utica، سایفکس با مسینیسا، نامزد قبلی سوفونیسب میجنگه
در نهایت سایفکس شکست میخوره و سوفونیسب اسیر میشه و به دست مسینیسا و رم میفته.
مسینیسا عاشقش بوده و با هم ازدواج میکنن تا صلح رو برگردونن. سوفونیسب موفق میشه مسینیسا رو قانع کنه که تو ازدواجش با سایفکس نقشی نداشته و قربانی بوده.
اسکیپیو، (ژنرال و نماینده رم) با این ازدواج مخالف بوده چون فکر میکرده سوفونیسب مسینیسا رو هم برعلیه رم میکنه.
از طرفی میترسیدن به محض عقب کشیدن کارتاژیها و رمیها، مرد نقابش رو بندازه و شاهدخت کارتاژ رو برای انتقام شکنجه بده. اسکیپیو دستور میده سوفونیسب به رم بیاد و تو رژه پیروزی شرکت کنه.
مسینیسا باهاش موافقت میکنه تا خشم رم رو به جون نخره. اما پیش سوفونیسب میره و مخفیانه قانعش میکنه که با خوردن زهر خودش رو بکشه تا از خشم رم در امان بمونه. شاهدخت قبول میکنه، زهر رو سر میکشه و موقرانه میمیره.
Forwarded from تین تین، ابرِ نارنجی (Tina)
Noticing to everything is everything to me especially when it’s about life , nature or me. Noticing is beautiful.