Колония имени Горького | کولونی گورکی – Telegram
Колония имени Горького | کولونی گورکی
363 subscribers
2.41K photos
832 videos
93 files
734 links
زن زندگی آزادی

گورستان کولونی گورکی:
@Gorky_Colony_Graveyard

منابع کولونی گورکی:
@GorkyColonySources


http://t.me/RedChtBot?start=823056890
Download Telegram
به نظرم به اندازهٔ کافی درباره سناتور بیل اورگانا صحبت نشده. از فداکاریش برای جمهوری. [از اینجا به بعد اسپویل تمام فیلم ها و سریال های استاروارزه]
از همون اول با فساد صدر اعظم والروم مبارزه کرد، با فراهم کردن قدرت اضطراری برای پالپاتین به عنوان صدر اعظم مخالفت کرد، وقتی فرمان ۶۶ اجرا شد به جدای ها پناه داد، پرنسس لیا رو مثل فرزند خودش پذیرفت، اوبی وان رو مخفی کرد، جون آسوکا رو نجات داد، به هنگام مرگ پادمه کنارش بود، پدر کل جنبش شورشی علیه امپراطور بود، به کل جنبش شورشی ها علیه امپراطوری کمک کرد و کلی هم به کینن جاروس کمک کرد، و در نهایت به وحشیانه ترین شکل کشته شد. به نظرم آندرریتد ترین شخصیت استاروارزه
Forwarded from راه مارکس
هرکسی بدون آن که خود آگاه باشد، تا حدی مارکسیست است.

آنتونیو گرامشی، مارکس ما، ترجمه فارسی، صفحه 1


#گرامشی | راه مارکس
@MarxWay
زندگی مثل یه بازی شطرنج میمونه
و من شطرنج بلد نیستم
یکی از بدترین ظلم‌هایی که می‌شه در حق کسی کرد، عاقل و بالغ‌تر از دیدنش نسبت سنشه. علاوه بر اینکه توقع‌های شخصی رو بالا می‌بره، وقتی هم که به خود اون فرد بگن، حس مسئولیت خردکننده‌ای بهش القا می‌شه.
بچه‌ای که شیطنت نمی‌کنه هنوز بچه‌ست، اما امن نیست، معمولا حتی هیچ پناهی نداره. وقتی بهش گفته می‌شه بزرگ‌تر و عاقل تر از سنشه فقط مشکلش تشدید می‌شه. وقتی ازش توقعات خاصی داشته باشن، فقط نابودش می‌کنن.
این به هوش، واقع‌گرایی یا منطقی بودن ربطی نداره. بزرگ شدن به اندازه کافی سخته و وقتی ازت توقع داشته باشن بیشتر رشد کنی، احتمالا چیزی جز یک روان داغون واست نمی‌مونه. افسردگی، اضطراب، تراست‌ایشوز و غمی دائمی.
Forwarded from Fu Inlé (Sionnach)
به زیاد کردن مسئولیتش اعتماد به نفس نا‌به‌جایی پیدا می‌کنه که خیلی وقت‌ها می‌تونه براش مشکل‌ساز بشه و بیشتر شدن اختلافاتش با اعضای خانواده صرفا برای اینکه "اگه می‌گن بزرگتر از سنش رفتار می‌کنه چرا اجازه‌ی فلان کار رو بهش نمی‌دن." و گیج شدنش بخاطر اینکه هر وقت بخواد کاری انجام بده برای خودش و یا حتی رشته‌ی تحصیلی‌ش رو انتخاب کنه بچه‌ست و نمی‌فهمه ولی وقت‌هایی که به نفع اطرافیانه آدم عاقل و بالغیه.
👌1
Forwarded from Fu Inlé (Sionnach)
اگه می‌گید کسی عاقله و بیشتر از سنش می‌فهمه باید همیشه و توی تمام موارد اینطوری باشه و اگه اصرار دارید بهش یادآوری کنید حداقل انقدر انصاف داشته باشید که گزینشی انجامش ندید.
Forwarded from سکوت‌ سبز؛
در ادامه، یکی دیگه از کتاب‌های خوب در زمینهٔ آشنایی با مفاهیم تفکر منطقی برای علاقه‌مندان. به نظرم برای بچه‌ها باید با توجه به پیشینهٔ مطالعاتیشون تشخیص بدید می‌تونه این کتاب رو بخونه و بفهمه یا بهتره یک بزرگ‌تر براش بخونه و توضیح بده. در کل متن ساده‌ای داره و تصویرسازی‌هاش خیلی زیباست.
Forwarded from سکوت‌ سبز؛
واقعاً کتاب‌های خوب برای بچه‌ها زیاد شده. لازم نیست فقط داستان‌های شاهنامه بدین بخونن.
ژوئیسانس بی تفاوتی: کاوشی در چارچوب لکانی

در قلمرو نظریه روانکاوی، به ویژه در ساختارهای کار خودم، مفهوم ژوئیسانس به عنوان سنگ بنای درک تفاوت های ظریف میل انسانی و دوگانگی لذت و درد است. ژوئیسانس، چیزی که فراتر از اصل لذت است، لذتی متناقض است که هم لذت و هم رنج را در بر می گیرد. در این چارچوب است که باید پدیده مرموز بی تفاوتی یا بهتر بگوییم ژوئیسانس بی تفاوتی را بررسی کنیم.

درک ژوئیسانس

قبل از پرداختن به بی تفاوتی، اجازه دهید مفهوم اساسی ژوئیسانس را دوباره مرور کنیم. ژوئیسانس لذت صرف نیست. یک رضایت پیچیده و اغلب دردناک است که از تجاوز به مرزهای لذت ناشی می شود. ژوئیسانس یک افزوده، یک مازاد است که تعادل هموستاتیک اصل لذت را بر هم می زند. در حالی که لذت به دنبال حفظ تعادل خاصی است، ژوئیسانس از این حد فراتر می رود و اغلب منجر به نوعی لذت خود ویرانگر می شود.

بی تفاوتی به عنوان یک سمپتوم لکانی

بی‌تفاوتی، که معمولاً به‌عنوان فقدان علاقه، اشتیاق یا نگرانی درک می‌شود، می‌تواند از طریق دریچه ژوئیسانس بازتفسیر شود. در این زمینه، بی‌تفاوتی صرفاً فقدان احساس نیست، بلکه حالتی پیچیده است که در آن سوژه نشاط خاصی را از بی‌تفاوتی و انفعال به دست می‌آورد. این به شکلی از مقاومت منفعلانه در برابر خواسته های دیگری و نظم نمادین تبدیل می شود.

در سمینارهای لکان، وی اغلب تاکید کرده‌است که علائم صرفاً آسیب‌شناختی نیستند، بلکه به عنوان راه‌حلی برای معضلات وجودی خاص عمل می‌کنند. پس بی‌تفاوتی شکل‌گیری علامتی است که به سوژه اجازه می‌دهد تا خواسته‌های طاقت‌فرسای میل و قانون را طی کند. این یک عقب نشینی است، اما در این عقب نشینی یک رضایت انحرافی نهفته است.

ساختار بی تفاوتی

بی تفاوتی به عنوان ژوئیسانس را باید ساختاری درک کرد. این در درون رابطه سه گانه واقعی، خیالی و نمادین قرار دارد. در قلمرو واقعی، بی‌تفاوتی با ژوئیسانس غیرقابل تحملی مواجه می‌شود که تهدید به غلبه بر موضوع می‌کند. این یک مکانیسم دفاعی در برابر واقعیت مزاحم و اغلب آسیب زا است. در قلمرو خیال، بی‌تفاوتی به انحلال هویت‌های خیالی مربوط می‌شود، یعنی امتناع از سرمایه‌گذاری بر روی آرمان‌های نفسانی که معمولاً توسط نگاه دیگری حفظ می‌شوند. از منظر نمادین، بی‌تفاوتی را می‌توان به عنوان رد نظم نمادین، نفی مطالبات اجتماعی و زبانی که بر این موضوع گذاشته شده است، در نظر گرفت.

لذت از لذت نبردن

برای درک کامل ژوئیسانس بی تفاوتی، باید لذت ذاتی لذت نبردن را تشخیص داد. این پارادوکس است: سوژه در خود عمل خودداری از لذت، رضایتی انحرافی پیدا می کند. با جدا شدن، سوژه نوعی خودمختاری را مطرح می کند، یعنی امتناع از گرفتار شدن در دام الزامات نظم نمادین. این امتناع، خود منبع ژوئیسانس است، راهی برای بازیابی حس کنترل در مواجهه با تقاضاهای طاقت فرسا.

علاوه بر این، این لذت از لذت نبردن با چیزی که لکان به عنوان رانش مرگ توصیف کرده است پیوند دارد. بی تفاوتی را می توان به عنوان تجلی انگیزه مرگ، حرکت به سمت ایستایی و نیستی در نظر گرفت. این نوعی مقاومت در برابر محرک زندگی (اروس) است که سوژه را به سمت ارتباط، بهره وری و تعامل وادار می کند. سوژه با پذیرش بی‌تفاوتی، ژوئیسانسی مرگبار، رضایت در سکون و جدایی را به اجرا در می‌آورد.

بی تفاوتی در جامعه معاصر

در جامعه معاصر، ژوئیسانس بی تفاوتی را می توان پاسخی به تحریک بیش از حد و مطالبات بی وقفه سرمایه داری متاخر دانست. حرکت بی وقفه به سمت بهره وری، مصرف و اتصال، فشار غیرقابل تحملی را روی سوژه ایجاد می کند. بی‌تفاوتی، در این زمینه، کناره‌گیری است، راهی برای کنار آمدن با زیاده‌روی‌های جامعه‌ای که مستلزم تعامل و عملکرد مداوم است. این نوعی شورش منفعل است، امتناع از شرکت در چرخه بی امان میل و مصرف.

@finchstuff
پیامد های بالینی

برای پزشک، درک ژوئیسانس بی تفاوتی بسیار مهم است. این امر مستلزم تغییر از تلقی بی تفاوتی به عنوان آسیب شناسی صرف به تلقی آن به عنوان بیانی پیچیده و نشانه ای از رابطه سوژه با ژوئیسانس است. وظیفه درمانی صرفاً از بین بردن بی علاقگی نیست، بلکه درک عملکرد آن و کشف ژوئیسانس زیربنایی است که پنهان می کند. این شامل کمک به آزمودنی است تا رضایت غالباً ناگفته‌ای را که از جدایی‌اش به دست می‌آورد و یافتن راه‌هایی برای تنظیم مجدد رابطه‌اش با میل و دیگری پیدا کند.

نتیجه

بنابراین، ژوئیسانس بی تفاوتی، پدیده ای غنی و چندوجهی در چارچوب لکانی است. این نوعی لذت است که از امتناع از درگیر شدن، رضایت متناقض از درگیری و سکون ناشی می شود. با درک بی‌تفاوتی از طریق دریچه ژوئیسانس، بینش عمیق‌تری در مورد تعاملات پیچیده موضوع با میل، لذت و خواسته‌های دیگری به دست می‌آوریم. از طریق این درک است که می‌توانیم شکل‌های سمپتوم دار بی‌علاقگی را هم در عمل بالینی و هم در جامعه معاصر بهتر بررسی کنیم.

@finchstuff