Forwarded from Sunt lacrimae rerum
حالش از همه چیزهای ساده بهم میخورْد. ترجیح میداد دراز بکشد و از شکوه تحملناپذیرِ کارهایی که قرار نبود بکند زجر بکشد، تا این که بلند شود و کار کوچکتری را انجام دهد که می تواند.
Forwarded from Fu Inlé (Sionnach)
Fu Inlé
Lia as a galaxy Butterfly
تیام تصمیم به قتل گرفت. ژمیومیمژمیمبمبمبمبمزمکی
Forwarded from "Opal"
اگه تهران ماشین داشتم یه سری شبها تو خوابگاه نمیموندم، تا صبح توی خیابونها میچرخیدم و یه جاهایی که خوشگله پارک میکردم خوراکی میخوردم.
"Opal"
اگه تهران ماشین داشتم یه سری شبها تو خوابگاه نمیموندم، تا صبح توی خیابونها میچرخیدم و یه جاهایی که خوشگله پارک میکردم خوراکی میخوردم.
اگه تهران ماشین داشتم خونه خودمون نمیموندم هیچوقت. پول من کوووووو
Forwarded from مرگ قسطی
همه فکر میکنن چون تو نمیگی یعنی احساس هم نمیکنی. بعدترش حتی فکر میکنن تو اصلا احساس نداری. در نتیجه به نظرشون خوبه گاهی یاد آوری کنن که آهای تویی که احساس نداری! حواست هست؟ تو هم از یه جایی به بعد به خودت میگی نکنه این که من یه گوشه نشستم و دارم چایی میخورم یعنی دلمم تنگ نمیشه؟