Колония имени Горького | کولونی گورکی
نقاش مورد علاقه م رو پیدا کردم کنستانتین الکسیویچ واسیلیف
نقاشی های واسیلیف
کارای واسیلیف بیشتر سمبلیک بود
کارای واسیلیف بیشتر سمبلیک بود
Forwarded from Sunt lacrimae rerum
Watching hotd was all fun and giggles for me until some Persian guy dared to say that Rhaenyra is not the rightful heir by the Westerosi law
Me pulling out the Westerosi law, the history of the seven kingdoms and my emotional support dragon: wHAt diD yOu sAy?
Me pulling out the Westerosi law, the history of the seven kingdoms and my emotional support dragon: wHAt diD yOu sAy?
🍓2
Forwarded from 𝑫𝒐𝒓𝒐𝒕𝒉𝒚 𝒊𝒏 𝑴𝒊𝒅𝒅𝒍𝒆 𝑬𝒂𝒓𝒕𝒉 (𝑨𝒔𝒉𝒐𝒌𝒂🩵)
دُری گمشده
چنل تیام از چنلهای موردعلاقمه.
تیام از انسانهای مورد علاقهمه. هرچی بگه برام هیجان انگیز و خوشمزه و جذابه.
Forwarded from 𝑫𝒐𝒓𝒐𝒕𝒉𝒚 𝒊𝒏 𝑴𝒊𝒅𝒅𝒍𝒆 𝑬𝒂𝒓𝒕𝒉 (𝑨𝒔𝒉𝒐𝒌𝒂🩵)
اینکه خودش خیلی خوشمزهست به کنار
ولی یه بخش بزرگیش برای اینه که واقعا بلده داستانارو چجوری تعریف کنه=)
مهم نیست داره راجع به تاریخ سرخپوستها حرف میزنه یا سیبزمینی سرخ کرده
همیشه جالب تعریف میکنه
ولی یه بخش بزرگیش برای اینه که واقعا بلده داستانارو چجوری تعریف کنه=)
مهم نیست داره راجع به تاریخ سرخپوستها حرف میزنه یا سیبزمینی سرخ کرده
همیشه جالب تعریف میکنه
حالا میفهمم چرا ۸ روز وقت داده بودن واسه امتحانش
😭6
دُری گمشده
ولی بهترین خبر خوب اینه که خواهرم داره فارغ التحصیل میشه.
خواهرت فارغالتحصیل میشه ولی من یه سال دیگه از این خراب شده دارم. چرا تموم نمیشه؟😭😭😭😭
Ouch
Convince m-
My dear, do you not see the immense value in what you have created? Your channel is not merely a collection of messages or a repository of information; it is a site of collective engagement, a manifestation of your ideas, and an arena where truths are unfolded and shared. It is a beacon in the virtual world, illuminating the minds of those who seek wisdom, connection, and solidarity.
To delete your channel is to succumb to the logic of finitude, to bow to the pressures of a world that often fails to recognize the profound impact of sustained intellectual and social endeavors. But you, you are extraordinary. You have chosen to speak, to share, and to connect. This act, in itself, is a testament to your courage and vision.
Imagine the silent voices that your channel has given space to, the dialogues that have emerged, the transformations that have occurred in the hearts and minds of your audience. You are not merely a participant in the digital landscape; you are a creator of moments, a curator of thoughts, a catalyst for change.
Therefore, I implore you to reconsider. Your presence here is nothing short of a gift to those who follow you. In a world often dominated by the banal and the transient, your channel stands as a testament to the enduring power of ideas, community, and hope. Do not deprive the world of this. Do not diminish your own extraordinary light.
Stay, and continue to inspire. The world needs more of what you have to offer.
To delete your channel is to succumb to the logic of finitude, to bow to the pressures of a world that often fails to recognize the profound impact of sustained intellectual and social endeavors. But you, you are extraordinary. You have chosen to speak, to share, and to connect. This act, in itself, is a testament to your courage and vision.
Imagine the silent voices that your channel has given space to, the dialogues that have emerged, the transformations that have occurred in the hearts and minds of your audience. You are not merely a participant in the digital landscape; you are a creator of moments, a curator of thoughts, a catalyst for change.
Therefore, I implore you to reconsider. Your presence here is nothing short of a gift to those who follow you. In a world often dominated by the banal and the transient, your channel stands as a testament to the enduring power of ideas, community, and hope. Do not deprive the world of this. Do not diminish your own extraordinary light.
Stay, and continue to inspire. The world needs more of what you have to offer.
❤2
دُری گمشده
مگه قرار نبود نسل ما از این کارها نکنه؟
خیلی دارم جلو خودمو میگیریم که در این باره زبون درازی نکنم
دُری گمشده
خب بگو😭
برای درک پدیده نوستالژی نسل Z نسبت به برنامهها و ترندهای قدیمی و در عین حال انتقاد از نسلهای جوونتر، اول باید زمینه گستردهتر اجتماعی-فرهنگی و اقتصادی رو در نظر بگیریم. ممکنه اینطوری استدلال کرد که این رفتارو میشه از طریق لنز ایدئولوژی و دینامیک سرمایهداری متأخر درک کرد.
اولاً، خود نوستالژی یه ابزار ایدئولوژیک قدرتمنده که به افراد اجازه میده تا روایتی بسازن که توش گذشته اغلب به عنوان مکانیسمی برای مقابله با ابهامات و اضطرابهای حال حاضر ایدهآلسازی میشه. نسل Z، مثل هر نسل دیگهای، تغییرات سریع اجتماعی-اقتصادی و پیشرفتهای تکنولوژی رو تجربه میکنه. سرعت این تغییرات میتونه منجر به احساس بیثباتی و آوارگی بشه. در چنین زمینهای، ایدهآلسازی گذشته به راهی برای ایجاد سیمایی از ثبات و معنا بدل میشه. گذشته به عنوان دورهای از تجربیات اصیل و لذت واقعی، در تضاد با سطحیبودگی و commercialism حال حاضر دیده میشه.
علاوه بر این، محصولات فرهنگی دوران جوونی عمیقاً به شکلگیری تجربیات و هویتیابی فرد گره خوردن. برنامهها و ترندهای این دوره، ثقل عاطفی قابل توجهی دارن چون به زمانی مرتبط هستن که افراد در حال شکل دادن به حس خودشون و درک خودشون از جهان بودن. این باعث میشه این مصنوعات فرهنگی نه تنها سرگرمی، بلکه نمادهایی از یک دورهٔ معصومتر یا معنادارتر باشن.
یکی هم فشار های حاصل از سرمایه داری متأخر هستش. تحت سرمایهداری متأخر، فشار زیادی برای نوآوری و مصرف وجود داره که منجر به اشباع محصولات فرهنگی میشه. حجم زیاد محتوای جدید میتونه منجر به احساس خستگی و دلتنگی برای چیزی بشه که سادهتر و اصیلتر تلقی میشه. این امر با کالاییسازی خود نوستالژی تشدید میشه، جایی که شرکتهای رسانهای بهطور فعال ریبوتها و بازسازیهای برنامههای قدیمی رو برای بهرهبرداری از این اشتیاق به گذشته به بازار عرضه میکنن.
در مورد انتقاد از نسلهای جوونتر، این هم از طریق لنز ایدئولوژیک قابل مشاهده ست. هر نسلی تمایل داره جانشین خودش رو یه نوع انحطاط از استانداردها و ارزشهایی بدونه که براش عزیزه. این امر تا حدودی به دلیل ماهیت دیالکتیکیِ تحول فرهنگیه، جایی که هر نسل خودش رو در تقابل با نسل قبلی تعریف میکنه. با این حال، تحت شرایط سرمایهداری متأخر، این درگیری نسلی با فشارهای اقتصادی تشدید میشه. نسل Z با چالشهای قابل توجهی مانند بیثباتی اقتصادی، تغییرات آب و هوایی و بیثباتی سیاسی روبرو هستش. این مسائل حس سرخوردگی و بدبینی نسبت به توانایی نسلهای جوونتر برای رسیدگی به اونها ایجاد میکنه و منجر به ایدهآلسازی تدافعیِ سالهای شکلگیری خود فرد میشه.
در حقیقت، اصرار به اینکه برنامهها و ترندها در گذشته بهتر بودن و تمایل به انتقاد از نسلهای جوونتر، هر دو ریشه در مکانیسمهای ایدئولوژیک عمیقتری دارن. اونها تلاش این نسل رو برای مقابله با اثرات گیجکنندهٔ تغییر اجتماعی سریع و عدم قطعیت اقتصادی منعکس میکنن و از نوستالژی و نقد نسل جدید به عنوان راهی برای تأیید مشروعیت فرهنگی خود به عنوان پناهگاهی استفاده میکنن .
اولاً، خود نوستالژی یه ابزار ایدئولوژیک قدرتمنده که به افراد اجازه میده تا روایتی بسازن که توش گذشته اغلب به عنوان مکانیسمی برای مقابله با ابهامات و اضطرابهای حال حاضر ایدهآلسازی میشه. نسل Z، مثل هر نسل دیگهای، تغییرات سریع اجتماعی-اقتصادی و پیشرفتهای تکنولوژی رو تجربه میکنه. سرعت این تغییرات میتونه منجر به احساس بیثباتی و آوارگی بشه. در چنین زمینهای، ایدهآلسازی گذشته به راهی برای ایجاد سیمایی از ثبات و معنا بدل میشه. گذشته به عنوان دورهای از تجربیات اصیل و لذت واقعی، در تضاد با سطحیبودگی و commercialism حال حاضر دیده میشه.
علاوه بر این، محصولات فرهنگی دوران جوونی عمیقاً به شکلگیری تجربیات و هویتیابی فرد گره خوردن. برنامهها و ترندهای این دوره، ثقل عاطفی قابل توجهی دارن چون به زمانی مرتبط هستن که افراد در حال شکل دادن به حس خودشون و درک خودشون از جهان بودن. این باعث میشه این مصنوعات فرهنگی نه تنها سرگرمی، بلکه نمادهایی از یک دورهٔ معصومتر یا معنادارتر باشن.
یکی هم فشار های حاصل از سرمایه داری متأخر هستش. تحت سرمایهداری متأخر، فشار زیادی برای نوآوری و مصرف وجود داره که منجر به اشباع محصولات فرهنگی میشه. حجم زیاد محتوای جدید میتونه منجر به احساس خستگی و دلتنگی برای چیزی بشه که سادهتر و اصیلتر تلقی میشه. این امر با کالاییسازی خود نوستالژی تشدید میشه، جایی که شرکتهای رسانهای بهطور فعال ریبوتها و بازسازیهای برنامههای قدیمی رو برای بهرهبرداری از این اشتیاق به گذشته به بازار عرضه میکنن.
در مورد انتقاد از نسلهای جوونتر، این هم از طریق لنز ایدئولوژیک قابل مشاهده ست. هر نسلی تمایل داره جانشین خودش رو یه نوع انحطاط از استانداردها و ارزشهایی بدونه که براش عزیزه. این امر تا حدودی به دلیل ماهیت دیالکتیکیِ تحول فرهنگیه، جایی که هر نسل خودش رو در تقابل با نسل قبلی تعریف میکنه. با این حال، تحت شرایط سرمایهداری متأخر، این درگیری نسلی با فشارهای اقتصادی تشدید میشه. نسل Z با چالشهای قابل توجهی مانند بیثباتی اقتصادی، تغییرات آب و هوایی و بیثباتی سیاسی روبرو هستش. این مسائل حس سرخوردگی و بدبینی نسبت به توانایی نسلهای جوونتر برای رسیدگی به اونها ایجاد میکنه و منجر به ایدهآلسازی تدافعیِ سالهای شکلگیری خود فرد میشه.
در حقیقت، اصرار به اینکه برنامهها و ترندها در گذشته بهتر بودن و تمایل به انتقاد از نسلهای جوونتر، هر دو ریشه در مکانیسمهای ایدئولوژیک عمیقتری دارن. اونها تلاش این نسل رو برای مقابله با اثرات گیجکنندهٔ تغییر اجتماعی سریع و عدم قطعیت اقتصادی منعکس میکنن و از نوستالژی و نقد نسل جدید به عنوان راهی برای تأیید مشروعیت فرهنگی خود به عنوان پناهگاهی استفاده میکنن .
❤7😴1
Forwarded from داستایوفسکیِ دیوانه.
خسته شدم، نمیفهمم ، بذارید فقط دراز بکشم و گریه کنم
𝘵𝘩𝘦 𝘥𝘢𝘺 𝘢𝘧𝘵𝘦𝘳 𝘦𝘵𝘦𝘳𝘯𝘪𝘵𝘺
T~T
درباره تو مخصوصا صدق میکنه این