What is your desire? |زن؛ زندگی؛ آزادی|
What was the reason?
This is what statistical mechanics does to a person
😱1
چرا هر چیزی که توش آمار داره باید انقدر دهن سرویس کنه؟
Колония имени Горького | کولونی گورکی
😭😭😭
فکر کنم همین درباره آمار مهندسی هم صدق میکنه😭
Колония имени Горького | کولونی گورکی
فکر کنم همین درباره آمار مهندسی هم صدق میکنه😭
از نظر حال به هم زن بودن کاملاً تطابق دارند
مخالفت با گزاره های بابام = گوش دادن به صدها قیاس مع الفارق و در آخر تاییدش به خاطر این که یک ساعت تمام داره لکچر میده و وقتت داره میره
🤝1
Forwarded from Déjà Vu | دژاوو
روش درس خوندن من برای امتحانات اینشکلیه که:
جزوهی یکی از بچههای کلاس که تمیز نوشته رو اسکن میکنم و میاندازم روی لپتاپم؛ گاهی نیازی به این کار نمیشه، چون گروهی از بچههای ورودیمون جزوات اساتید رو تایپ میکنن و توی کانال میذارن.
بعدش در حین خوندن جزوه، اطلاعات مهم و اساسی رو داخل یک کاغذ مینویسم. مثلاً برای آمار، تمام مراحلی که برای حل یک مسئلهی خاص وجود داره رو بهترتیب و منظم مینویسم؛ یا برای بافتشناسی ویژگیهای هر بافت و اینکه کجای بدن یافت میشن رو مینویسم.
بعد از اینکه یک دور کل جزوه رو خوندم و خلاصهنویسی کردم، از اول دوباره میخونم؛ اما این بار فقط اون خلاصه رو. این مرحلهی آخر که یک نوع مرور کردنه، تقریباً اصلیترین بخش یادگیری منه. بهحدی که من فکر میکنم اگر اون مرور نهایی نبود، ممکن بود نمراتم نصف بشن. اون مرور نهایی گاهی ممکنه تا ۵ دقیقه قبل از امتحان هم ادامه داشته باشه. (من از این آدماییام که تا آخرین ثانیههای مانده به شروع امتحان، در حال خوندنم و معمولاً چیزایی که لحظات آخر خوندم رو بهتر از همه جواب میدم.) این تکنیک تا الان برای من جواب داده و نمراتم هم خوب بودن این ترم.
یک حقیقت تلخ اینه که کلاس درس اکثر استادها بازدهی زیادی ندارن برای من. خیلیهاشون آدمهای باسوادیان؛ اما کلاسهاشون اونقدری سرگرمکننده و جالب توجه (engaging) نیست که من بتونم برای ۲ ساعت کامل تمرکزم رو حفظ کنم. اصلاً یکسری از مطالعات میگن یک انسان با گسترهی تمرکز معمولی، نمیتونه بیشتر از ۳۰ دقیقه روی یک موضوع متمرکز بمونه. پس کلیت سیستم آموزشی ما زیر سؤال میره. این وسط استاده که باید کلاس رو یکجوری مدیریت کنه و جلو ببره که کلاس تبدیل به ۲ ساعت کنفرانسِ بیوقفهی حوصلهسربر نشه؛ که خب خیلیها بلد نیستن این رو.
جزوهی یکی از بچههای کلاس که تمیز نوشته رو اسکن میکنم و میاندازم روی لپتاپم؛ گاهی نیازی به این کار نمیشه، چون گروهی از بچههای ورودیمون جزوات اساتید رو تایپ میکنن و توی کانال میذارن.
بعدش در حین خوندن جزوه، اطلاعات مهم و اساسی رو داخل یک کاغذ مینویسم. مثلاً برای آمار، تمام مراحلی که برای حل یک مسئلهی خاص وجود داره رو بهترتیب و منظم مینویسم؛ یا برای بافتشناسی ویژگیهای هر بافت و اینکه کجای بدن یافت میشن رو مینویسم.
بعد از اینکه یک دور کل جزوه رو خوندم و خلاصهنویسی کردم، از اول دوباره میخونم؛ اما این بار فقط اون خلاصه رو. این مرحلهی آخر که یک نوع مرور کردنه، تقریباً اصلیترین بخش یادگیری منه. بهحدی که من فکر میکنم اگر اون مرور نهایی نبود، ممکن بود نمراتم نصف بشن. اون مرور نهایی گاهی ممکنه تا ۵ دقیقه قبل از امتحان هم ادامه داشته باشه. (من از این آدماییام که تا آخرین ثانیههای مانده به شروع امتحان، در حال خوندنم و معمولاً چیزایی که لحظات آخر خوندم رو بهتر از همه جواب میدم.) این تکنیک تا الان برای من جواب داده و نمراتم هم خوب بودن این ترم.
یک حقیقت تلخ اینه که کلاس درس اکثر استادها بازدهی زیادی ندارن برای من. خیلیهاشون آدمهای باسوادیان؛ اما کلاسهاشون اونقدری سرگرمکننده و جالب توجه (engaging) نیست که من بتونم برای ۲ ساعت کامل تمرکزم رو حفظ کنم. اصلاً یکسری از مطالعات میگن یک انسان با گسترهی تمرکز معمولی، نمیتونه بیشتر از ۳۰ دقیقه روی یک موضوع متمرکز بمونه. پس کلیت سیستم آموزشی ما زیر سؤال میره. این وسط استاده که باید کلاس رو یکجوری مدیریت کنه و جلو ببره که کلاس تبدیل به ۲ ساعت کنفرانسِ بیوقفهی حوصلهسربر نشه؛ که خب خیلیها بلد نیستن این رو.
👏3
"Opal"
دلم میخواد هر کاری بکنم ولی پای جزوهی کیری این نمونم.
خودش زجره ولی نتیجه ش خوبه. به نتیجه ش فکر کن😭
R,chive.
اگر میتونستید یه احساس رو برای همیشه از وجودتون حذف کنید، اون چی میبود؟
حسرت. اینکه به پاهای تاول زده ت نگاه کنی و ببینی نه توان برگشتن هست و نه خواست ادامه