Колония имени Горького | کولونی گورکی – Telegram
Колония имени Горького | کولونی گورکی
357 subscribers
2.41K photos
833 videos
93 files
738 links
زن زندگی آزادی

گورستان کولونی گورکی:
@Gorky_Colony_Graveyard

منابع کولونی گورکی:
@GorkyColonySources


http://t.me/RedChtBot?start=823056890
Download Telegram
سریال هایی که توصیه میکنم نگاه کنید. پشیمون نمی‌شید
عاشق فینچ و ریس میشی
.
#در_چنین‌_روزی ۱ آوریل ۱۹۳۹، انقلابی بلشویک و از تاثیر گذارترین افراد در علم تربیت یا پداگوژی، آنتوان ماکارنکو، چشم از جهان فرو بست.

«فضل آموزی عبارت است از گشودن افقی برای فرد که در آن لذت‌های فردای آدمی سازمان یافته است.»
پس از انقلاب اکتبر آنتوان ماکارنکو* به تأسیس یتیم‌خانه‌های خود سازمانده، که توسط خود کودکان اداره می‌شدند، مبادرت ورزید. این یتیم‌خانه‌ها برای حمایت از کودکان خیابانی، شامل نوجوانان و یتیمان بازمانده از جنگ داخلی بود.

مکان تعلیم و تربیت ماکارنکو ، کولونی یا کالکتیو نام داشت. شاگردان در هر کولونی به دسته‌ها و گروه‌های معین کار تقسیم می‌شدند و در کنار درس و فعالیت ذهنی به فعلیت عملی و تولید مانند تولیدات صنایع دستی، باغبانی و گلکاری و همینطور تمرین موسیقی و تشکیل گروه‌های آماتور تئاتر، ورزش و تمرینات نظامی می‌پرداختند.

شرحی از این تجربیات در کتاب «داستان پداگوژیکی» به قلم خود او آمده است.

*Антон Семёнович Макаренко
4
یا همون «کولونی گورکی» یا «کلکتیو گورکی»
3
چه کسی میتوانست تا این درجه بطرزی غیرقابل شناختن صد ها کودک را که زندگی با چنین وضعی قساوت بار و تحقیرآمیز مچاله شان کرده بود تغییر دهد؟ آنتون سمیونویچ ماکارنکو بدون تردید آموزگاری پر استعداد است. شاگردان کولونی واقعا او را دوست دارند و درباره او با چنان لحنی پر افتخار صحبت می کنند که گویی آنها خودشان ماکارنکو را درست کرده اند. به ظاهر سختگیر، انسان کم حرف و سنش کمی از ۴۰ سال بالاتر است، بینی بزرگ و چشمان تیزبین و خردمند دارد. به آموزگاری نظامی و روستایی از زمره «آرمانیها» شباهت دارد. با صدای خفه و یا گرفته و سرما خورده صحبت می کند با باتانی حرکت می کند، برای سرکشی به همه جا فرصت می کند، همه چیز را می بیند و هر یک از شاگردان کولونی را می‌شناسد و از هر شاگرد با پنج کلمه چنان تصویر میکشد که گویی از طبیعت و سرشتش عکس فوری برداشته است. ظاهراً در وجودش این احتیاج تکامل یافته است که ضمن عبور به طرزی غیر مشهود کودکان را نوازش کند و به هر یک از آنان سخن دل انگیز بگوید و برایشان تبسم کند و به سر تراشیده‌شان دست نوازش بکشد ...

- ماکسیم گورگی در وصف آنتون ماکارنکو
4
Forwarded from Fu Inlé (Theia)
Leia as Phacellophora Camtschatica
قربونت برم خب تیامی نازم
Forwarded from What is your desire? |زن؛ زندگی؛ آزادی| (Judi 𐂂)
و وای!
فکر کنید توی اون شرایط بزن و بگیر و هرج و مرجی که توی هر ثانیه‌اش یک درامای جدید پیش میومد؛ هری درحال پردازش یکی از بزرگترین میستری‌های عمرش بود.
لایک؛ چه می‌دونم. کاش یکی بچه رو می‌نشوند یه‌جای امن، یه آب قند می‌داد دستش و این‌ها رو آروم آروم بهش می‌گفت.🐇
👍3
Forwarded from What is your desire? |زن؛ زندگی؛ آزادی| (Judi 𐂂)
آخه یه لحظه بهم گوش بدین.
1) یه سگ گنده دوستت رو همین الان جلوی چشمت کشید توی یه سوراخ ته درخت
2) یه درخت وحشی همین الان می‌خواست تو و اون یکی دوستت رو بکشه ولی مهم نیست چون شما هم تونستید خودتون رو برسونید به داخل سوراخ درخت.
3) داخل سوراخ درخت یه ساختمون با هویت مستقل و مجزاست.
4) اون سگه که دوستت رو با خودش برده بود داخل اون سوراخه سگ نیست؛ یه جادوگره
5) بینگو! اون جادوگره همونیه که مامان و بابات رو به ولدمورت فروخته بود.
6) لوپین اومد
7) بینگو! پروفسور مورد اعتمادت فرت رفت یه خائن رو بغل کرد.
8) اسنیپ اومد.
9) مثل زن و شوهرهای پیر باهم دعوا می‌کنید.

10) اسنیپ بیهوش شد.
11) بینگو! پت رون یه مرد گنده‌ی چهل ساله از آب دراومد.
12) بینگو! پتِ رون مامان و بابات رو به ولدمورت فروخته.
و دارین بهم میگید همه‌ی این‌ها توی کمتر از ده دقیقه اتفاق افتاد و هری این‌ها رو دید و عقلش رو از دست نداد؟