Колония имени Горького | کولونی گورکی – Telegram
Колония имени Горького | کولونی گورکی
358 subscribers
2.41K photos
833 videos
93 files
735 links
زن زندگی آزادی

گورستان کولونی گورکی:
@Gorky_Colony_Graveyard

منابع کولونی گورکی:
@GorkyColonySources


http://t.me/RedChtBot?start=823056890
Download Telegram
Forwarded from فغانسوی با رسی (Roçi.)
Bonjour à tous.


Ceux qui souhaitent participer à nos cours de français le mois prochain peuvent s'inscrire à partir de cette semaine.
Forwarded from فغانسوی با رسی (Roçi.)
سلام به همگی

کسانی که قصد دارند توی کلاس‌های فرانسوی برای ماه آینده شرکت کنند، می‌تونند از این هفته برای هماهنگی اقدام کنند
Forwarded from غریبه.
برید فغانسوی با رسی یاد بگیرید یک برد برای شما
پزشک، دوست مردم است.

پوستر اتحادیه جماهیر شوروی
5
It's like killing caesar, everyone's guilty...

Mike Ehrmantraut
📺 Better call saul
Like the kid. He's alright. He's just gotta learn, that's all. Some rocks you don't turn over.


Inspector
📺 Better call saul
Forwarded from Ouch
سوهان بهترین اختراع ایرانی
Forwarded from Ouch
همه حالتشم خوشمزس، کرمش، عسلیش، بدون پسته‌اش، با پسته‌اش، گزی، تخت، حبه‌ای و و و
داشتم حافظه دوربینم رو مرتب می‌کردم، به شهریور ماه پارسال که رسیدم، دلم رفت بری اون روزا. یک هفته‌ای که بعد گرندپری رسیدم پیش فینچ، لیا بهترین میزبان و خوش مشرب‌ترین میگساره. پایه راه رفتنای طولانی و صحبتای تاریخی از دور تا هروقت، اخرین کسی که پیشت میمونه وقتیم همه مغازه‌ها بستن و تو مارتینی مورد علاقتو پیدا نکردی، سریع‌ترین ادمی که وقتی بلیطای کنسرتوار رو برای روز افتتاحیه میخوای پیدا میکنه و سه‌تایی مست مست میرید سه ساعتی با تیپ کژوال لای یک عالم آدم مجلسی می‌شینید که هیچ‌سنخیتی باهاشون نمیتونی داشته باشی. به فکرترین آدمی که میتونید بخواید، قدرش رو بدونید.
8
من خیلی خوشحالم که توی زندگیمی
1
Forwarded from AX2112
امروز فقط نظرمه زنده برسم خونه.
I think I may have broken KimiAI
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سعید در ۲۷ فروردین ۱۳۶۰ و در شب عروسی‌اش با سکینه قزل‌ایاق به وسیلهٔ پاسداران دستگیر شد. سکینه قزل‌ایاق خواهر ابوالفضل قزل‌ایاق و از اعضای سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران بود. نخست دو پاسدار وارد شدند و خواستند او را به بهانۀ قاچاق ارز یا چیزی شبیه به آن دستگیر کنند. سعید همراهشان نرفت. پاسداران رفتند و با شمار بیشتری برگشتند و این بار پذیرفتند تا پایان مراسم مزاحمت نکنند اما بعد او را ببرند، چند سؤال بپرسند و دو ساعت بعد خودشان بازگردانند. اما سرانجام مراسم با شلیک هوایی پایان یافت؛ سعید را بردند و پس از ۶۶ روز شکنجه در سحرگاه اول تیر ۱۳۶۰ به جوخهٔ اعدام سپرده و تیرباران شد.
از او خواستند بیاید در نمایش و مصاحبه تلویزیونی ندامت کند تا اعدام نشود اما او نپذیرفت و جانش را در راه آرمانش داد.
1