For: مروارید سیاه
شماره ۱۰۵: Cinder, A Lunar chronicles novel
وای خدایا:) این صحنه افتضاح بود:)
باید توضیح بدم. توی این داستان یه بیماری ای بین مردم دنیا شیوع پیدا کرده، شبیه کرونا، فقط با این تفاوت که مرگش حتمیه و انتقال پیدا کردنش فقط از طریق چند ثانیه نفس کشیدن نزدیک بیمار یا لمس بیمار انجام میشه، اولین نشونه هاشم یسری لکه روی پوسته. و اینجا خواهر سیندر، پیونی کوچولوی ما فهمید بیمار شده:) سیندر تا آخرین لحظه مرگش کنارش بود (به دلایل طولانی از این مریضی مصونه) و مدام میرفت تو منطقه قرنطینه پیشش:) ما تو این داستان یه خواهر و یه پدر رو، که هر دوشون بر حسب تصادف تنها خانواده واقعی دو تا از شخصیت های اصلی بودن، به این بیماری از دست دادیم. باز اشکم در اومد خدایا.
نیازی به توضیح نیست که بدترین اتفاقی برات ممکنه بیفته درگیر شدن با بیماری لاعلاجی هست که حتا وقت زیادی برای خداحافظی واست نذاره.
شماره ۱۰۵: Cinder, A Lunar chronicles novel
وای خدایا:) این صحنه افتضاح بود:)
باید توضیح بدم. توی این داستان یه بیماری ای بین مردم دنیا شیوع پیدا کرده، شبیه کرونا، فقط با این تفاوت که مرگش حتمیه و انتقال پیدا کردنش فقط از طریق چند ثانیه نفس کشیدن نزدیک بیمار یا لمس بیمار انجام میشه، اولین نشونه هاشم یسری لکه روی پوسته. و اینجا خواهر سیندر، پیونی کوچولوی ما فهمید بیمار شده:) سیندر تا آخرین لحظه مرگش کنارش بود (به دلایل طولانی از این مریضی مصونه) و مدام میرفت تو منطقه قرنطینه پیشش:) ما تو این داستان یه خواهر و یه پدر رو، که هر دوشون بر حسب تصادف تنها خانواده واقعی دو تا از شخصیت های اصلی بودن، به این بیماری از دست دادیم. باز اشکم در اومد خدایا.
نیازی به توضیح نیست که بدترین اتفاقی برات ممکنه بیفته درگیر شدن با بیماری لاعلاجی هست که حتا وقت زیادی برای خداحافظی واست نذاره.
❤4
خدایا خیلی افتضاح بود. لایک، ما تا آخرین فاکینگ لحظه فکر میکردیم دارو به پیونی میرسه و زنده میمونه:)
For: بهار
شماره ۳۵: قصر آبی
(بلاخره یکی یه کتاب از لوسی مونتگمری انتخاب کرد مسیبلحجسسن)
بهترین اتفاق زندگیت این خواهد بود که کسی رو انقدر عاشقش بشی که نگران بشی بهشت بدون اون برات کسل کننده بشه... ترجیح بدی با اون ته جهنم باشی تا بدون اون وسط بهشت.
متن زیبایی بود که برات در اومد.
شماره ۳۵: قصر آبی
(بلاخره یکی یه کتاب از لوسی مونتگمری انتخاب کرد مسیبلحجسسن)
بهترین اتفاق زندگیت این خواهد بود که کسی رو انقدر عاشقش بشی که نگران بشی بهشت بدون اون برات کسل کننده بشه... ترجیح بدی با اون ته جهنم باشی تا بدون اون وسط بهشت.
متن زیبایی بود که برات در اومد.
❤3
تاپ فایو کتابایی که خیلی زیبا بودن و من امیدوار بودم تو چالش بیفتن🤌
یسری کتابام خیلی برام خصوصین کلا خوشحالم که کسی صداشون نکرد
یسری کتابام خیلی برام خصوصین کلا خوشحالم که کسی صداشون نکرد
❤5
Forwarded from قلعهی عتیقهی هاول-ززآ (croissante)
و در نهایت، خودم
و علاقه بی معنیم به عدد ۲: Fire and blood, a history of Targaryen kings from Aegon the conqueror to Aegon the third
خب، من از اسمی استفاده کردم که خیلی وقت بود داشتم بهش فکر میکردم و چند وقت پیش، بلاخره چیزی در اومد که ازش مطمئن شدم؛ اسمی که فکر میکنم یه زمانی بعنوان pen name ازش استفاده کنم.
این قضیه جدی ای نبود، منم گفتم بزار ببینم کتابا برای آینده رویاهام چی دارن که بهم بگن. و خب، ناامیدم نکردن:> ممکنه مسخره بنظر بیاد، ولی وقتی یکی از بزرگترین کتابای نویسنده مورد علاقم و الگوم در جواب اسم قلمم بهم میگه: "اینکه چه تعداد برای دیدن تاجگذاری آمدند تا به حال نامعلوم مانده. استاد بزرگ مانکن، درحال تصویر کردنش بر ارویل، به ما میگوید بیش از یکصد هزار نفر از شهرنشینان در محوطه درگنپیت جمع شده بودند، و صدای تشویق و شادی آنان چنان بلند بود که تا پایه های دیوارها را به لرزه می انداخت، درحالی که استاد ماشروم میگوید جایگاه های سنگی فقط تا نیمه پر شده بودند." نمیتونم جلوی خودمو بگیرم و یکم اطمینان تو قلبم حس نکنم، که داره بهم میگه اگه تلاش کنم به جایی که آرزوشو دارم میرسم.
و علاقه بی معنیم به عدد ۲: Fire and blood, a history of Targaryen kings from Aegon the conqueror to Aegon the third
خب، من از اسمی استفاده کردم که خیلی وقت بود داشتم بهش فکر میکردم و چند وقت پیش، بلاخره چیزی در اومد که ازش مطمئن شدم؛ اسمی که فکر میکنم یه زمانی بعنوان pen name ازش استفاده کنم.
این قضیه جدی ای نبود، منم گفتم بزار ببینم کتابا برای آینده رویاهام چی دارن که بهم بگن. و خب، ناامیدم نکردن:> ممکنه مسخره بنظر بیاد، ولی وقتی یکی از بزرگترین کتابای نویسنده مورد علاقم و الگوم در جواب اسم قلمم بهم میگه: "اینکه چه تعداد برای دیدن تاجگذاری آمدند تا به حال نامعلوم مانده. استاد بزرگ مانکن، درحال تصویر کردنش بر ارویل، به ما میگوید بیش از یکصد هزار نفر از شهرنشینان در محوطه درگنپیت جمع شده بودند، و صدای تشویق و شادی آنان چنان بلند بود که تا پایه های دیوارها را به لرزه می انداخت، درحالی که استاد ماشروم میگوید جایگاه های سنگی فقط تا نیمه پر شده بودند." نمیتونم جلوی خودمو بگیرم و یکم اطمینان تو قلبم حس نکنم، که داره بهم میگه اگه تلاش کنم به جایی که آرزوشو دارم میرسم.
❤4🔥1
Forwarded from قلعهی عتیقهی هاول-ززآ (croissante)
الان کاری که انجام میدید اینه که اینو فوروارد میکنید و اولین کتابی که دم دستتون هست رو برمیدارید و صفحه ۱۲۴ش رو باز میکنید، اولین پارگرافش رو میذارید و منم بر اساس چیزی که نوشته بهتون میگم که از بین خدایان و الهه های یونان، روم، مصر، ایران و اسکاندیناوی باستان الهه یا خدای چی میشدید. ملیته رندومه و کلا کوچکترین پایه و اساسی نداره و فقط فانه و قراره کاملا از خودم چرت بگم.✅
وقتی دیدم دیگه نمیتونم پیامو خط میزنم.
این چنلیه که جوابارو میذارم توش:
این ناشناسمه برای پرایوت و اگر چنل ندارید هم میتونید اینجا بگید:
اره.
@theluminescentbutterfly
Telegram
Firefły
کانال اصلی: @howelssittingcastle
ناشناس: http://t.me/HidenChat_Bot?start=1741844335
Theluminescentbutterfly here.
ناشناس: http://t.me/HidenChat_Bot?start=1741844335
Theluminescentbutterfly here.
کهکشان بنفش
Photo
سلام بر الهه اتم ها، موجودات میکروسکوپی و موجودات شرور اسکاندیناوی
@its_yukaroo
@its_yukaroo