همهٔ مردها به رفتارهای مردهای خشونتطلب، آزارگر و از نظر اجتماعی مشمئزکننده تکیه میکنن تا بتونن کاری که میکنن رو ادامه بدن و در مقایسه با اونا «خوب» به نظر برسن. وجود «مردای بد» باعث میشه مردای خوب حتی بهتر دیده بشن. همهٔ مردها از این واقعیت سود میبرن که سطح انتظار از مردها انقدر پایینه که رسماً تو جهنمه. چون اونوقت هر تلاش حداقلی از طرفشون، وقتی با اون بدها مقایسه میشه، کار بزرگ و قابلتحسینی حساب میشه.
به همین دلیله که وقتی یه زن از اینکه شوهرش کارای خونه رو انجام نمیده شکایت میکنه، جواب میگیره: «خب حداقل دست بزن نداره و خیانت نمیکنه»، یا «حداقل میره کار میکنه خرج خونه رو میده» و خیلی راحت فراموش میکنن که الان تقریباً همهٔ زنها هم کار میکنن. با این وجود، هنوزم بخش عمدهٔ کارهای خونه، مراقبت از بچهها و مدیریت خونه رو زنها انجام میدن.
به همین دلیله که وقتی مردی از بچههای *خودش* مراقبت میکنه یا تو مراقبت روزمره فعالانه شرکت میکنه، انگار قهرمان شده، یا انگار لطف بزرگی کرده.
به همین دلیله که بهجای تمرکز روی مرد آزارگری که به یه زن آسیب زده، تقصیر رو میندازن گردن خود زن و میگن: «ولی ببین کلی مرد خوب دیگه هم بود که میتونستی انتخاب کنی، تقصیر خودته اشتباه انتخاب کردی». از وجود مردای بدی که به زنها آسیب میزنن سود میبرن؛ چون این موضوع یه جور تنبیه اجتماعی برای زن محسوب میشه که «چون رفتی سراغ مردی که جذابتر بود»، حالا باید مجازات بشی، در حالی که باید میرفتی سراغ اون «مرد خوب» که زشت/فقیر/خستهکننده/کوتاه/کنترلگر/ناامن بوده چون ظاهراً انتخاب درست اون بوده.
به همین دلیله که «bro code» یا همون رفاقت مردونه در اکثر موارد برای این نیست که همدیگه رو برای موفقیتها یا دستاوردهاشون بالا بکشن؛ هدفش این نیست که به هم حمایت مالی یا روحی بدن. مردها به مردهای دیگه اهمیت نمیدن؛ اغلب از نظر عاطفی برای هم حتی در دسترس هم نیستن. واسه همینه که سعی میکنن از دوستدختر، زن یا زنان زندگیشون مثل تراپیست رایگان استفاده کنن و بدون توقف بار عاطفیشون رو بریزن سرشون. خلاصه اینکه این «bro code» در اصل فقط برای حفظ مردسالاری وجود داره.
به همین دلیله که شعار «نه همهٔ مردها» خیلی جاها بیمعنا میشه. چون واقعاً همهٔ مردها درگیرن. یا فعالانه تو مردسالاری، manipulation و تحقیر زنها مشارکت میکنن، یا از این لذت میبرن که در مقایسه با مردای بد «خوب» به نظر برسن، و این به نفعشونه. اگه همهٔ مردها در حالت عادی آدمهای خوبی بودن، اونوقت میفهمیدن که باید تلاش بیشتری بکنن تا تو چشم زنها جذاب یا قابلتوجه باشن؛ چون اونوقت «مرد خوب» چیز کمیابی نبود.
به همین دلیله که وقتی یه زن از اینکه شوهرش کارای خونه رو انجام نمیده شکایت میکنه، جواب میگیره: «خب حداقل دست بزن نداره و خیانت نمیکنه»، یا «حداقل میره کار میکنه خرج خونه رو میده» و خیلی راحت فراموش میکنن که الان تقریباً همهٔ زنها هم کار میکنن. با این وجود، هنوزم بخش عمدهٔ کارهای خونه، مراقبت از بچهها و مدیریت خونه رو زنها انجام میدن.
به همین دلیله که وقتی مردی از بچههای *خودش* مراقبت میکنه یا تو مراقبت روزمره فعالانه شرکت میکنه، انگار قهرمان شده، یا انگار لطف بزرگی کرده.
به همین دلیله که بهجای تمرکز روی مرد آزارگری که به یه زن آسیب زده، تقصیر رو میندازن گردن خود زن و میگن: «ولی ببین کلی مرد خوب دیگه هم بود که میتونستی انتخاب کنی، تقصیر خودته اشتباه انتخاب کردی». از وجود مردای بدی که به زنها آسیب میزنن سود میبرن؛ چون این موضوع یه جور تنبیه اجتماعی برای زن محسوب میشه که «چون رفتی سراغ مردی که جذابتر بود»، حالا باید مجازات بشی، در حالی که باید میرفتی سراغ اون «مرد خوب» که زشت/فقیر/خستهکننده/کوتاه/کنترلگر/ناامن بوده چون ظاهراً انتخاب درست اون بوده.
به همین دلیله که «bro code» یا همون رفاقت مردونه در اکثر موارد برای این نیست که همدیگه رو برای موفقیتها یا دستاوردهاشون بالا بکشن؛ هدفش این نیست که به هم حمایت مالی یا روحی بدن. مردها به مردهای دیگه اهمیت نمیدن؛ اغلب از نظر عاطفی برای هم حتی در دسترس هم نیستن. واسه همینه که سعی میکنن از دوستدختر، زن یا زنان زندگیشون مثل تراپیست رایگان استفاده کنن و بدون توقف بار عاطفیشون رو بریزن سرشون. خلاصه اینکه این «bro code» در اصل فقط برای حفظ مردسالاری وجود داره.
به همین دلیله که شعار «نه همهٔ مردها» خیلی جاها بیمعنا میشه. چون واقعاً همهٔ مردها درگیرن. یا فعالانه تو مردسالاری، manipulation و تحقیر زنها مشارکت میکنن، یا از این لذت میبرن که در مقایسه با مردای بد «خوب» به نظر برسن، و این به نفعشونه. اگه همهٔ مردها در حالت عادی آدمهای خوبی بودن، اونوقت میفهمیدن که باید تلاش بیشتری بکنن تا تو چشم زنها جذاب یا قابلتوجه باشن؛ چون اونوقت «مرد خوب» چیز کمیابی نبود.
something's fishy 🧜🏽
همهٔ مردها به رفتارهای مردهای خشونتطلب، آزارگر و از نظر اجتماعی مشمئزکننده تکیه میکنن تا بتونن کاری که میکنن رو ادامه بدن و در مقایسه با اونا «خوب» به نظر برسن. وجود «مردای بد» باعث میشه مردای خوب حتی بهتر دیده بشن. همهٔ مردها از این واقعیت سود میبرن که…
این ترجمه یه پستیه که هرچی میگردم نمیتونم پیداش کنم.
😭49🤨3 3
something's fishy 🧜🏽
Photo
واقعا آخوند یه گربهایه که هرجور پرتش کنی بازم رو پاهاش فرود میاد (بلانسبت گربه).
برای بقا هر کاری میکنن.
اینکه تعداد نه چندان کمی هم حرفاشونو باور میکنن واقعا ناراحت کنندهست.
برای بقا هر کاری میکنن.
اینکه تعداد نه چندان کمی هم حرفاشونو باور میکنن واقعا ناراحت کنندهست.
1😭85🤝13✍5
something's fishy 🧜🏽
عرزشیها خیلی وقته تغییر رویه دادن خودشونو از مجاهدین خلق دور کردن و ریبرند کردن، الان زدن تو فاز لیبرالیسم. و فهمیدن به یکی بگی چپ ممکنه بریزن سرش دارن سعی میکنن استفاده کنن. و اصرار دارن چون تو گشت ارشاد کار نمیکنن و صرفا ۹۰٪ عقایدشون با عرزشیها همراستاست،…
«آخوند خوب، آخوندِ مردهست» رو هم بستن به مجاهدین :)))
پروژه سفیدشویی از آخوند چه سمیه دیگه واقعا
پروژه سفیدشویی از آخوند چه سمیه دیگه واقعا
🤝107😨19✍5
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
فکرشو نمیکردم یه روز لازم باشه بد بودن آخوند رو به کسی توضیح بدم :))
😭136🤝11🤨2
کپشنِ پست:
در حال حاضر، با دو طیف مشخص از لیبرالها در ایران مواجه هستیم.
نخست: کسانی هستند که مطلقا هیچ باوری به آزادی سیاسی ندارند. نه اینکه لزوما با آزادی سیاسی دشمنی صریح نشان بدهند(که البته در موارد بسیاری چنین نیز میکنند)، بلکه «آزادی سیاسی» را امری تشریفاتی، فرعی، طفیلی و غیربنیانی معرفی میکنند.
الگوی مطلوب آنها درعربستان است، نه غرب.
آنها اتفاقا به شکلی عمیق ضد غرب هستند. (بسیاری الگوهای روادارانه و دموکراتیک غربی را اتوپیستی و ناسازگار با ژنتیک ایرانی میدانند.)
چه میخواهند؟ یک «دیکتاتوریِ لیبرال».
محافظهکاری و سنتگرایی (سلفیگری تکفیری)، برای آنان به مراتب از آزادی و رواداری و دموکراسی مهمتر است.
شاگردان مردیها و غنینژاد و پیروان واقعی کارگزاران و تدینی و جنتخواه و این آخوندهای نورستهای که ملاحظه میفرمایید.
اینها اکثریت «راستفارسیِ» امروز ایران را تشکیل میدهند.
در مقابل تعداد بسیار اندکی نیز هستند که «آزادی سیاسی» و «آزادی اقتصادی» را پشتیبان یکدیگر میدانند.
متوجهند که رقابت سیاسی و رقابت اقتصادی چگونه یکدیگر را نتیجه میدهند و از شکلگیری رانت در حوزههای مختلف جلوگیری میکنند.
به خصوص مبتنی بر تجربه غرب، متوجهند که آزادی سیاسی، با پیشرفت و ترقی و پیروزی آحاد یک جامعه در زمینههای مختلف نسبت مستقیم دارد.
مدام و پس از هر بار که از کلمه «آزادی» استفاده میکنند، هزار «اما» و «اگر» و «بهانه» و «حالا زوده» و «میخوای بیشتر بهش فکر کنی ؟» و... ردیف نمیکنند.
واقعیت امر اینست که صدای دوم، فعلا در اقلیت و پراکندگی است. تعداد بسیار کمی هستند که وفادارانه در این روزگار، بیاما و اگر، از آزادی سخن بگویند.
✍44🤣15 6
اگر میدونستم از 🤣 و 😭 اینقدر استقبال میشه از روز اول میذاشتمشون
😭251🤣85 8