تجربهی واقعی زندگی آمریکایی اونقدری مهم نیست که آرزوی زندگی آمریکایی مهمه.
مهم نیست کجای دنیایی، اگر تو پایتختِ امپراطوری نیستی، فانتزی زندگی داخلش بهت فروخته میشه.
و سازندهها اینو میدونن، ولی این رو هم میدونن که توهم شیرینیه.
مهم نیست کجای دنیایی، اگر تو پایتختِ امپراطوری نیستی، فانتزی زندگی داخلش بهت فروخته میشه.
و سازندهها اینو میدونن، ولی این رو هم میدونن که توهم شیرینیه.
something's fishy 🧜🏽
Syd Matters – To All of You
بعد از مهاجرت معنی تیکهی آخر آهنگ برام عوض شد.
تا قبلش آرزو داشتم میتونستم برم. میتونستم برم و جایی دیگه خونهای برای خودم پیدا کنم. فکر نمیکردم هیچوقت همچین اتفاقی بیفته، خصوصا بعد از رد شدن ویزای ایرلندم.
یادمه چند روز قبل از اینکه جواب ویزام بیاد به مامانم گفتم
هر روز از پنجرهی کوچیکِ پذیرایی بیرون رو نگاه میکردم و آرزو میکردم روزی برسه که وقتی سرمو از پنجره بیرون میکنم منظره متفاوتی ببینم. آدمای متفاوتی ببینم. برم جایی که حس کنم خونهی خودمه.
این بار ویزام رد نشد. رفتم. منظرهی بیرون پنجره عوض شد، آدماش هم همینطور. و من متوجه شدم که هرچند عمیقاً نیاز داشتم خونه و پنجره و منظره عوض بشن، نمیخواستم تغییر اینقدر شدید باشه.
وقتی رفتم فهمیدم خونه پیدا کردنی نیست، ساختنیه. اون چیزی که باید پیدا کنی آدماییان که میان خونهت. و من پیداشون کرده بودم، تو تهران.
من رفتم و خونهم جا موند تو یکی از آپارتمانهای ۴۰ - ۵۰ متری تهران، با یه کابینت پر از لیوانها و ماگهای مختلف، که هرکی میاد تو لیوان خودش چایی بخوره.
حالا گاهی گریه میکنم، وقتی از خونهی خودم حرف میزنم.
تا قبلش آرزو داشتم میتونستم برم. میتونستم برم و جایی دیگه خونهای برای خودم پیدا کنم. فکر نمیکردم هیچوقت همچین اتفاقی بیفته، خصوصا بعد از رد شدن ویزای ایرلندم.
یادمه چند روز قبل از اینکه جواب ویزام بیاد به مامانم گفتم
اگر ویزام دوباره رد بشه دیگه نمیدونم چیکار کنم، هیچ برنامهای ندارم.
هر روز از پنجرهی کوچیکِ پذیرایی بیرون رو نگاه میکردم و آرزو میکردم روزی برسه که وقتی سرمو از پنجره بیرون میکنم منظره متفاوتی ببینم. آدمای متفاوتی ببینم. برم جایی که حس کنم خونهی خودمه.
این بار ویزام رد نشد. رفتم. منظرهی بیرون پنجره عوض شد، آدماش هم همینطور. و من متوجه شدم که هرچند عمیقاً نیاز داشتم خونه و پنجره و منظره عوض بشن، نمیخواستم تغییر اینقدر شدید باشه.
وقتی رفتم فهمیدم خونه پیدا کردنی نیست، ساختنیه. اون چیزی که باید پیدا کنی آدماییان که میان خونهت. و من پیداشون کرده بودم، تو تهران.
من رفتم و خونهم جا موند تو یکی از آپارتمانهای ۴۰ - ۵۰ متری تهران، با یه کابینت پر از لیوانها و ماگهای مختلف، که هرکی میاد تو لیوان خودش چایی بخوره.
حالا گاهی گریه میکنم، وقتی از خونهی خودم حرف میزنم.
هربار میام تو اینستا پست یا استوری بذارم که میدونم قراره زیاد واکنش بگیره پشیمون میشم.
وقت خیلی زیادی ازم میگیره و برخلاف تصور خیلیا نه تنها هیچ درآمدی به همراه نداره برام، بلکه فقط خرج داره.
و همیشه برام سواله که خب چرا دارم وقت میذارم؟
وقت خیلی زیادی ازم میگیره و برخلاف تصور خیلیا نه تنها هیچ درآمدی به همراه نداره برام، بلکه فقط خرج داره.
و همیشه برام سواله که خب چرا دارم وقت میذارم؟
فضای مجازی برای من همیشه راهی بوده برای فرار از تنهایی.
برای پیدا کردن آدمایی که یکم شبیهم باشن، یا اگر شبیهم نیستن، حداقل پذیرام باشن.
اصلا سر همین شروع کردم پست گذاشتن:
میخواستم حرف بزنم و کسی بشنوه.
برای پیدا کردن آدمایی که یکم شبیهم باشن، یا اگر شبیهم نیستن، حداقل پذیرام باشن.
اصلا سر همین شروع کردم پست گذاشتن:
میخواستم حرف بزنم و کسی بشنوه.
something's fishy 🧜🏽
Divar – Khatere
این ۳ تا ترک به همین ترتیب ✨
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
something's fishy 🧜🏽
REZ – Faramooshi
بگذریم
یارم رو چونهش خال داره
تاثیری که همین یه خط روی مغزم داشته رو نمیدونم چطور توضیح بدم
something's fishy 🧜🏽
یارم رو چونهش خال داره
روی چونهش خال داشت ولی برش داشت.
متاسفانه دیر پیداش کردم وگرنه نمیذاشتم بهش دست بزنه.
متاسفانه دیر پیداش کردم وگرنه نمیذاشتم بهش دست بزنه.
من خیلی آدم احساساتیای هستم، ولی هر کاری میکنم نمیتونم اون احساسات رو جوری توی کلمات بیارم که کسی بهشون توجهی کنه.
همیشه احساس تنهایی داشتم، چه توی زندگی و چه توی احساساتم.
هر وقت از چیزهایی حرف میزنم که برام مهمن یا منو تحت تأثیر قرار میدن، واکنشی که میگیرم شبیه نادیدهگرفتن بچهایه که هنوز اونقدر خامه که نمیفهمه نفس کشیدن اونقدر خاص نیست که براش هیجانزده شی.
چیزهایی که منو تکون میدن برای بقیه خیلی پیشپاافتاده به نظر میان، و توی اکثر موارد، نتونستم راهی پیدا کنم که اون معنایی رو که توی همهچیز میبینم رو منتقل کنم.
-ماهی
همیشه احساس تنهایی داشتم، چه توی زندگی و چه توی احساساتم.
هر وقت از چیزهایی حرف میزنم که برام مهمن یا منو تحت تأثیر قرار میدن، واکنشی که میگیرم شبیه نادیدهگرفتن بچهایه که هنوز اونقدر خامه که نمیفهمه نفس کشیدن اونقدر خاص نیست که براش هیجانزده شی.
چیزهایی که منو تکون میدن برای بقیه خیلی پیشپاافتاده به نظر میان، و توی اکثر موارد، نتونستم راهی پیدا کنم که اون معنایی رو که توی همهچیز میبینم رو منتقل کنم.
-ماهی
واقعا اینکه دوستام چنل دیلی داشته باشن و تو چنلشون باشم رو دوست دارم.
نمیتونم هر روز با همه دوستام صحبت کنم، اما میتونم چنلاشونو بخونم و در جریان حالشون باشم😍
نمیتونم هر روز با همه دوستام صحبت کنم، اما میتونم چنلاشونو بخونم و در جریان حالشون باشم
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
1 93 12 3
توی رویاهام من میام خونه پیشِ تو، و تو میای خونه پیشِ من، و برای لحظات کوتاهی تمام رنجهایی که تحمل کردم معنی دارن.
واقعا نمیفهمم این افسردگی چه سگیه که هی میاد پاچمو میگیره و ول نمیکنه
چنل زدم که توش غر بزنم و با فیلتر کمتر و استرس کمتر و خلاصه فشار کمتر هر فکری به ذهنم رسیدو بگم، و بازم دارم همینو نشخوار فکری میکنم :))))))))
ویدئو واسه پست ضبط میکنم و تا وقتی ادیت زیرنویسش تموم بشه به این نتیجه میرسم که ازش خوشم نمیاد.
میگم اوکی بذار استوری بذارم، راحتتره. کل استوری رو ضبط میکنم و زیرنویس میذارم و لحظه آپلود که برای آخرین بار نگاهش میکنم به این نتیجه میرسم که بعدش باید به هزار نفر جواب بدم و نه وقتشو دارم نه انرژیشو، پس بیخیال میشم.
بعد گفتم خب چنل بزنم این دیگه میتونه کاملا بدون زحمت و نشخوارفکری و انرژی روانی باشه. بعد میام یه پیام بذارم و هزاربار نظرم راجع به جمله بندی و کلمههایی که استفاده کردم و جای ویرگولها عوض میشه تا اینکه از پیام دلزده میشم و کلا پاکش میکنم🤞 .
میگم اوکی بذار استوری بذارم، راحتتره. کل استوری رو ضبط میکنم و زیرنویس میذارم و لحظه آپلود که برای آخرین بار نگاهش میکنم به این نتیجه میرسم که بعدش باید به هزار نفر جواب بدم و نه وقتشو دارم نه انرژیشو، پس بیخیال میشم.
بعد گفتم خب چنل بزنم این دیگه میتونه کاملا بدون زحمت و نشخوارفکری و انرژی روانی باشه. بعد میام یه پیام بذارم و هزاربار نظرم راجع به جمله بندی و کلمههایی که استفاده کردم و جای ویرگولها عوض میشه تا اینکه از پیام دلزده میشم و کلا پاکش میکنم
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
واقعا نباید اینقدر به اینکه قبل 🤞 نقطه بیاد یا بعدش یا اصلا بیاد یا نیاد فکر کرد.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
از کپشن پست امروزم:
خیلی از زنها میگن با فمینیسم مخالفن چون که نمیخوان باهاشون مثل یه مرد رفتار شه. و حق دارن. چون با مرد ها مثل انسان رفتار نمیشه.
هدف ما نباید این باشه که باهامون مثل مردها رفتار شه. هدف ما باید این باشه که هم با ما و هم با مردها، مثل انسان رفتار شه.