something's fishy 🧜🏽
Divar – Khatere
این ۳ تا ترک به همین ترتیب ✨
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
something's fishy 🧜🏽
REZ – Faramooshi
بگذریم
یارم رو چونهش خال داره
تاثیری که همین یه خط روی مغزم داشته رو نمیدونم چطور توضیح بدم
something's fishy 🧜🏽
یارم رو چونهش خال داره
روی چونهش خال داشت ولی برش داشت.
متاسفانه دیر پیداش کردم وگرنه نمیذاشتم بهش دست بزنه.
متاسفانه دیر پیداش کردم وگرنه نمیذاشتم بهش دست بزنه.
من خیلی آدم احساساتیای هستم، ولی هر کاری میکنم نمیتونم اون احساسات رو جوری توی کلمات بیارم که کسی بهشون توجهی کنه.
همیشه احساس تنهایی داشتم، چه توی زندگی و چه توی احساساتم.
هر وقت از چیزهایی حرف میزنم که برام مهمن یا منو تحت تأثیر قرار میدن، واکنشی که میگیرم شبیه نادیدهگرفتن بچهایه که هنوز اونقدر خامه که نمیفهمه نفس کشیدن اونقدر خاص نیست که براش هیجانزده شی.
چیزهایی که منو تکون میدن برای بقیه خیلی پیشپاافتاده به نظر میان، و توی اکثر موارد، نتونستم راهی پیدا کنم که اون معنایی رو که توی همهچیز میبینم رو منتقل کنم.
-ماهی
همیشه احساس تنهایی داشتم، چه توی زندگی و چه توی احساساتم.
هر وقت از چیزهایی حرف میزنم که برام مهمن یا منو تحت تأثیر قرار میدن، واکنشی که میگیرم شبیه نادیدهگرفتن بچهایه که هنوز اونقدر خامه که نمیفهمه نفس کشیدن اونقدر خاص نیست که براش هیجانزده شی.
چیزهایی که منو تکون میدن برای بقیه خیلی پیشپاافتاده به نظر میان، و توی اکثر موارد، نتونستم راهی پیدا کنم که اون معنایی رو که توی همهچیز میبینم رو منتقل کنم.
-ماهی
واقعا اینکه دوستام چنل دیلی داشته باشن و تو چنلشون باشم رو دوست دارم.
نمیتونم هر روز با همه دوستام صحبت کنم، اما میتونم چنلاشونو بخونم و در جریان حالشون باشم😍
نمیتونم هر روز با همه دوستام صحبت کنم، اما میتونم چنلاشونو بخونم و در جریان حالشون باشم
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
1 93 12 3
توی رویاهام من میام خونه پیشِ تو، و تو میای خونه پیشِ من، و برای لحظات کوتاهی تمام رنجهایی که تحمل کردم معنی دارن.
واقعا نمیفهمم این افسردگی چه سگیه که هی میاد پاچمو میگیره و ول نمیکنه
چنل زدم که توش غر بزنم و با فیلتر کمتر و استرس کمتر و خلاصه فشار کمتر هر فکری به ذهنم رسیدو بگم، و بازم دارم همینو نشخوار فکری میکنم :))))))))
ویدئو واسه پست ضبط میکنم و تا وقتی ادیت زیرنویسش تموم بشه به این نتیجه میرسم که ازش خوشم نمیاد.
میگم اوکی بذار استوری بذارم، راحتتره. کل استوری رو ضبط میکنم و زیرنویس میذارم و لحظه آپلود که برای آخرین بار نگاهش میکنم به این نتیجه میرسم که بعدش باید به هزار نفر جواب بدم و نه وقتشو دارم نه انرژیشو، پس بیخیال میشم.
بعد گفتم خب چنل بزنم این دیگه میتونه کاملا بدون زحمت و نشخوارفکری و انرژی روانی باشه. بعد میام یه پیام بذارم و هزاربار نظرم راجع به جمله بندی و کلمههایی که استفاده کردم و جای ویرگولها عوض میشه تا اینکه از پیام دلزده میشم و کلا پاکش میکنم🤞 .
میگم اوکی بذار استوری بذارم، راحتتره. کل استوری رو ضبط میکنم و زیرنویس میذارم و لحظه آپلود که برای آخرین بار نگاهش میکنم به این نتیجه میرسم که بعدش باید به هزار نفر جواب بدم و نه وقتشو دارم نه انرژیشو، پس بیخیال میشم.
بعد گفتم خب چنل بزنم این دیگه میتونه کاملا بدون زحمت و نشخوارفکری و انرژی روانی باشه. بعد میام یه پیام بذارم و هزاربار نظرم راجع به جمله بندی و کلمههایی که استفاده کردم و جای ویرگولها عوض میشه تا اینکه از پیام دلزده میشم و کلا پاکش میکنم
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
واقعا نباید اینقدر به اینکه قبل 🤞 نقطه بیاد یا بعدش یا اصلا بیاد یا نیاد فکر کرد.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
از کپشن پست امروزم:
خیلی از زنها میگن با فمینیسم مخالفن چون که نمیخوان باهاشون مثل یه مرد رفتار شه. و حق دارن. چون با مرد ها مثل انسان رفتار نمیشه.
هدف ما نباید این باشه که باهامون مثل مردها رفتار شه. هدف ما باید این باشه که هم با ما و هم با مردها، مثل انسان رفتار شه.
Har Ye Rooz
Hichkas
فحش میدم که چرا
به خودم به حصار
به اینکه نمیشه بشه خواست
به اینکه نمیشه بشه داشت
به هرچی هست و نیست،
به اعتماد، به چشام
ولی باعث و بانی یکیه
«اخبار ایران فلجکننده است. روح و جسم را فلج میکند.»
- روزها در راه؛ شاهرخ مسکوب.
از خانهای که بزرگم کرده از من بپرس.
بگذار برایت تعریف کنم که چقدر دلم میخواست به آتش بکشمش.
وقتی از آنجا رفتیم و پدرم فروختش، به خودم وعده دادم که روزی دوباره بخرمش، فقط با هدف غرق کردنش در نفت و شعله. با آهنگِ a rush of blood to the head.
ولی حالا مشغول بزرگ کردن کس دیگریست. فکر میکنم با خاطراتی بهتر.
امیدوارم تنها تلاشی که برای خودکشی در آن خانه اتفاق افتاد، مال مادرم باشد.
امیدوارم از آن اتاق بدون پنجره که مال من بود به عنوان انبار استفاده کنند. یا یک قصرِ بازیِ مخفی که روی دیوارهایش پر از قاب عکس است. امیدوارم برعکسِ من، تزئینش کنند.
فکر نمیکنم هرگز بتوانم به آتش بکشمش.
فکر نمیکنم هرگز آنقدری پول داشته باشم که بتوانم بخرمش.
گاهی میترسم قبل از آنکه بتوانم دوباره با دوستی از جلویش عبور کنم، موشک نابودش کند.
از خانهای که بزرگم کرده از من بپرس.
بگذار فرصتی داشته باشم تا برایش آرزوی خیر کنم.
-ماهی
بگذار برایت تعریف کنم که چقدر دلم میخواست به آتش بکشمش.
وقتی از آنجا رفتیم و پدرم فروختش، به خودم وعده دادم که روزی دوباره بخرمش، فقط با هدف غرق کردنش در نفت و شعله. با آهنگِ a rush of blood to the head.
ولی حالا مشغول بزرگ کردن کس دیگریست. فکر میکنم با خاطراتی بهتر.
امیدوارم تنها تلاشی که برای خودکشی در آن خانه اتفاق افتاد، مال مادرم باشد.
امیدوارم از آن اتاق بدون پنجره که مال من بود به عنوان انبار استفاده کنند. یا یک قصرِ بازیِ مخفی که روی دیوارهایش پر از قاب عکس است. امیدوارم برعکسِ من، تزئینش کنند.
فکر نمیکنم هرگز بتوانم به آتش بکشمش.
فکر نمیکنم هرگز آنقدری پول داشته باشم که بتوانم بخرمش.
گاهی میترسم قبل از آنکه بتوانم دوباره با دوستی از جلویش عبور کنم، موشک نابودش کند.
از خانهای که بزرگم کرده از من بپرس.
بگذار فرصتی داشته باشم تا برایش آرزوی خیر کنم.
-ماهی
1 45 10 5
something's fishy 🧜🏽
از خانهای که بزرگم کرده از من بپرس. بگذار برایت تعریف کنم که چقدر دلم میخواست به آتش بکشمش. وقتی از آنجا رفتیم و پدرم فروختش، به خودم وعده دادم که روزی دوباره بخرمش، فقط با هدف غرق کردنش در نفت و شعله. با آهنگِ a rush of blood to the head. ولی حالا مشغول…
A Rush Of Blood To The Head
Coldplay