دم صبح، خواب و بیدار فکر میکردم که حالم تاریک است، بد نیست، دردناک، غمزده یا چیزی از این نوع نیست، کدر است. روحم در دلم جا دارد و فضای دلم بسته و خفه است حال سرداب و پستو را دارد با کپک و بویِ نا. روحم در گودال افتاده و تقلا میکند و میخزد که بیرون بیاید و آسمان باز را نگاه کند. روی کوه، دیدِ دور، تپه و ماهور و منظرهی متنوع، چشماندازِ آرزوی روح من است. امّا در گودال، زمانش به انتظار میگذرد و انتظارش تاریک است.
روزها در راه/ شاهرخ مسکوب
@grayart
روزها در راه/ شاهرخ مسکوب
@grayart
و پیشِ رویم چه دارم؟ فقط مهی خاکستری؛ راهی یکنواخت و کسالتبار به جلو؛ برای شروعِ یک زندگی تازه دیر شده و ادامۀ زندگی پیشین هم غیرممکن است. چندبار شروع؟ چند ملاقات سرنوشتساز؟... و همهاش به بطالت و تنهایی ختم میشود.
آلکساندر هرتسن
@grayart
آلکساندر هرتسن
@grayart
تو چون دریا خشک میافتی
و چون ماهی به گل نشستهای
و هیچ نمیگویی
و هیچکس با تو سخن نمیگوید.
چزاره پاوزه
@grayart
و چون ماهی به گل نشستهای
و هیچ نمیگویی
و هیچکس با تو سخن نمیگوید.
چزاره پاوزه
@grayart
حقیقت اینست که امروزه ملت بیپشت و پناه و سرپرست است و کسی به فکر او نیست و از دو راه یکی را باید انتخاب کند. یا تا جان دارد رنج ببرد و جور آقابالاسرهایش را بکشد که به ریشش بخندند و یا اینکه علیرغم عقیده ناجیان فداکارش، ثابت بنماید که حق زندگی دارد.
اشک تمساح/ صادق هدایت
@grayart
اشک تمساح/ صادق هدایت
@grayart
مرا به شگفتی وا میداری
وقتی میگویی فراموشت میکنند
مرا صدها بار فراموشم کردهاند
صدها بار در گور آرام گرفتهام
گوری که شاید اکنون در آنم
الهه شعر گور شد و گنگ
و چون دانهای در زمین گندید
تا کی بار دیگر چون ققنوس
از میان خاکستر خود بر بگیرد به سوی آبی اثیری
آنا آخماتووا
@grayart
وقتی میگویی فراموشت میکنند
مرا صدها بار فراموشم کردهاند
صدها بار در گور آرام گرفتهام
گوری که شاید اکنون در آنم
الهه شعر گور شد و گنگ
و چون دانهای در زمین گندید
تا کی بار دیگر چون ققنوس
از میان خاکستر خود بر بگیرد به سوی آبی اثیری
آنا آخماتووا
@grayart
به همان چیزی که بودم برگشتم؛ یک سکوت طولانی، اجتناب از گفت و گو و میل به تنهایی.
فئودور داستایفسکی
@grayart
فئودور داستایفسکی
@grayart
«حرفهای او را باور نکنید! این دروغ محض است! مریضیِ من فقط این است که ظرف بیست سال در تمام شهر فقط یک آدم عاقل پیدا کردهام که از قضا او هم دیوانه است!»
اتاق شماره شش/ آنتون چخوف
@grayart
اتاق شماره شش/ آنتون چخوف
@grayart
همهی دارایی من، اندوهِ من است
و هر روز بدهکارتر میشوم
از درخت چیزی کم میآورم
از آفتاب چیزی
و نمیدانم کجا باید پنهان شوم
کتابها، موسیقی، پنهانم نمیکنند
لباسهایم، صندلیای که در آن گوشه است
لامپِ روشن
هیچکدام حرفی نمیزنند...
شهرام شیدایی
@grayart
و هر روز بدهکارتر میشوم
از درخت چیزی کم میآورم
از آفتاب چیزی
و نمیدانم کجا باید پنهان شوم
کتابها، موسیقی، پنهانم نمیکنند
لباسهایم، صندلیای که در آن گوشه است
لامپِ روشن
هیچکدام حرفی نمیزنند...
شهرام شیدایی
@grayart
Forwarded from Discourse
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
«زمستان مرا خسته میکند. نه بهخاطر سرما، بلکه بهخاطر این احساس مداوم که زندگی در این فصل کندتر، سنگینتر و دورتر میشود. روزها کوتاهاند و ذهن، بیش از حد در خودش فرو میرود. گاهی فکر میکنم زمستان زمانیست که انسان بیش از هر وقت دیگر با تنهاییِ خود روبهرو میشود.»
ویرجینیا وولف
@grayart
ویرجینیا وولف
@grayart
کانال تا ۴۸ ساعت آینده تعطیل میباشد و هیچگونه فعالیتی نخواهد داشت، به امید ایرانی آزاد برای همه🌱