Challenge
@greenchallenges
8
subscribers
289
photos
20
videos
122
links
Download Telegram
Join
Challenge
8 subscribers
Challenge
Channel created
Challenge
سَر بُرون کن، از دریچهٔ جان ببین عُشّاق را
از صَبوحیهای شاه آگاه کن فُسّاق را
از عِنایتهای آن شاهِ حیاتانگیزِ ما،
جانِ نو دِهْ مَر جِهاد و طاعت و اِنفاق را
❤
1
Challenge
چون عِنایتهای ابراهیم باشد دستگیر،
سَر بُریدن کِی زیان دارد دِلا! اِسْحاق را؟!
طاق و ایوانی بدیدم، شاهِ ما در وی چو ماه
نقشها میرُست و میشد در نهان، آن طاق را
Challenge
غَلْبِهٔ جانها در آنجا، پُشتِ پا بر پُشتِ پا
رنگِ رُخها بیزبان میگفت آن اَذواق را
سَرد گشتی باز ذوقِ مستی و نُقْل و سَماع،
چون بدیدندی به ناگَهْ ماهِ خوبْاخلاق را
Challenge
چون بدید آن شاهِ ما بر دَر نِشَستهبندگان،
وآن دَر از شکلی که نومیدی دهد مُشتاق را،
شاهِ ما دستی بِزَد بِشْکست آن دَر را چُنانک،
چشمِ کس دیگر نبیند بَند یا اَغلاق را
🔥
1
Challenge
پارههای آن دَرِ بِشْکسته سبز و تازه شد
کآنچه دستِ شه برآمد، نیست مر اِحراق را
جامهٔ جانی که از آبِ وصالش شُسته شد،
تا چه خواهد کرد دست و مِنَّتِ دَقّاق را؟!
❤
1
Challenge
آن که در حَبسش از او پیغامِ پنهانی رسید،
مستِ آن باشد نخواهد وعدهٔ اِطلاق را
بویِ جانش چون رسد اندر عقیمِ سرمدی،
زود از لذَّت شود شایسته مر اَعلاق را!
❤
1
Challenge
شاهِ جاناست آن خداوندِ دل و سر، شمسِ دین
کِش مکان، تبریز شد آن چشمهٔ رَوّاق را
ای خداوندا! برای جانْت در هَجرم مکوب
همچو گُربه مینِگر آن گوشت بر مِعلاق را
Challenge
ورنه از تَشنیع و زاریها جهانی پُر کنم
از فِراقِ خدمتِ آن شاه، من آفاق را
پردهٔ صَبرم فِراقِ پایدارت، خَرق کرد
خَرقِ عادت بود اندر لُطف، این مِخراق را
Challenge
زهی عشق زهی عشق که ما راست خدایا
چه نغزست و چه خوبست و چه زیباست خدایا
چه گرمیم چه گرمیم از این عشق چو خورشید
چه پنهان و چه پنهان و چه پیداست خدایا
Challenge
زهی ماه زهی ماه زهی باده همراه
که جان را و جهان را بیاراست خدایا
زهی شور زهی شور که انگیخته عالم
زهی کار زهی بار که آن جاست خدایا
Challenge
فروریخت فروریخت شهنشاه سواران
زهی گرد زهی گرد که برخاست خدایا
فتادیم فتادیم بدان سان که نخیزیم
ندانیم ندانیم چه غوغاست خدایا
❤
1
Challenge
ز هر کوی ز هر کوی یکی دود دگرگون
دگربار دگربار چه سوداست خدایا
نه دامیست نه زنجیر همه بسته چراییم
چه بندست چه زنجیر که برپاست خدایا
Challenge
چه نقشیست چه نقشیست در این تابه دلها
غریبست غریبست ز بالاست خدایا
خموشید خموشید که تا فاش نگردید
که اغیار گرفتست چپ و راست خدای
❤
1
Challenge
پَردهٔ دیگر مَزَن جُز پَردهٔ دِلدارِ ما
آن هزاران یوسُفِ شیرینِ شیرینْکارِ ما
یوسُفان را مست کرد و پَردههاشان بَردَرید
غَمزهٔ خونیِّ مستِ آن شهِ خَمّارِ ما
Challenge
جانِ ما همچون سگانِ کویِ او خونخوار شد
آفرینها صد هزاران بر سگِ خونخوارِ ما!
در نوایِ عشقِ آن صد نوبهارِ سَرمَدی،
صد هزاران بلبلان اندر گُل و گُلزارِ ما
Challenge
دل چو زُنّاری زِ عشقِ آن مسیحِ عهد بست،
لاجَرَم غیرت بَرَد ایمان بَراین زُنّارِ ما
آفتابی نی زِ شرق و نی زِ غرب از جان بِتافت
ذَرّهوار آمد به رقص از وِی در و دیوارِ ما
Challenge
چون مثالِ ذرّهایم اندر پِیِ آن آفتاب،
رقص باشد همچو ذرّه، روز و شب کردارِ ما
عاشقانِ عشق را بسیار یاریها دهیم
چونکه شَمسُالدّینِ تبریزی کُنون شد یارِ ما
Challenge
بیدار کنید مستیان را
از بهرِ نَبیذِ همچو جان را
ای ساقیِ بادهٔ بَقایی!
از خُمِّ قدیم گیر آن را
بر راهِ گلو گذر ندارد
لیکن بِگُشایَد او زبان را
جان را تو چو مَشک ساز، ساقی!
آن جانِ شریفِ غیبدان را
🔥
1
Challenge
🎄
Daylight,vol.7
👏
1
TWeb.init({scrollToPost:'greenchallenges/892'});