از وقتی به دنیا اومد، نمیتونست روی یه جای مسطح بخوابه،
سرشو باید روی یه چیز بالاتری میذاشت.
برای همین میومد سرشو میذاشت روی آرنجم و میخوابید.
سرشو باید روی یه چیز بالاتری میذاشت.
برای همین میومد سرشو میذاشت روی آرنجم و میخوابید.
وقتی ماست میخورد سردش میشد، میلرزید،
میگرفتم بغلم و روی پیشونیش نفس میکشیدم و گرم میشد میخوابید.
میگرفتم بغلم و روی پیشونیش نفس میکشیدم و گرم میشد میخوابید.
بیا پاییز کن، بریز، برگای زردو رو سر این شهر
بخون آواز بارون و تگرگ، از من مگذر
بخون آواز بارون و تگرگ، از من مگذر