وقتی ماست میخورد سردش میشد، میلرزید،
میگرفتم بغلم و روی پیشونیش نفس میکشیدم و گرم میشد میخوابید.
میگرفتم بغلم و روی پیشونیش نفس میکشیدم و گرم میشد میخوابید.
بیا پاییز کن، بریز، برگای زردو رو سر این شهر
بخون آواز بارون و تگرگ، از من مگذر
بخون آواز بارون و تگرگ، از من مگذر