از شدت خبر های بد واتفاقای دردناکی که برای شخص خودم، و وطنم افتاده، دیگه جونی ندارم.
H
تا حالا تو عمرم انقدر نگفته بودم مراقب خودت باش.
تا حالا تو عمرم انقدر با خودم زمزمه نکرده بودم "چیزیش نشه"
Forwarded from دوات
دلیل که زیاده عزیزم. ولی تو بیا بگو نمیتونم اشکهات رو ببینم،
شاید بند اومد.
شاید بند اومد.
کاش فقط یه کلیپ از آهنگِ شروین ساخته بشه، در حالی که ایران آزاد شده و همهی حسرتهای لابهلای اون "برای" ها رو داریم انجام میدیم...
توی کوچه میرقصیم
بدون ترس میبوسیم
ولیعصر، درخت میکاریم
پیروز رو نجات میدیم
نخبه هارو آزاد میکنیم
و در عین حال که زَنایم، زندگی میکنیم و آزاد میمونیم.
توی کوچه میرقصیم
بدون ترس میبوسیم
ولیعصر، درخت میکاریم
پیروز رو نجات میدیم
نخبه هارو آزاد میکنیم
و در عین حال که زَنایم، زندگی میکنیم و آزاد میمونیم.
بنشین، مرو، چه غم که شب از نیمه رفته است؟
بنشین، که با خیال تو، شبها نخفتهایم.
بنشین، که با خیال تو، شبها نخفتهایم.
بین اینهمه غم، یادم بمونه که ۲۸ مهرماه جوری برام قشنگ بود، که حسابش از تمام ۷۲۸۹ روز زندگیم جدا شد.
Forwarded from دوات
قانون پایستگی قشنگی یعنی زیباییِ تو هیچوقت از بین نمیره، فقط از مردی به مرد دیگه رو به گا میده.