هرچیزی که یه زمانی باعث حال خوبم باشه، سببِ وحشتم میشه، چون به محض اینکه از دست بره، حالم بدتر از "قبل از اون چیز" میشه.
Forwarded from دوات
حالا لازم نبود اشکآور بزنی بهم. همین که دیدم بچه ۴-۵ ساله زار میزد مامان چشمام، چشمام، چشمام... اشکم دراومد.
از شدت خبر های بد واتفاقای دردناکی که برای شخص خودم، و وطنم افتاده، دیگه جونی ندارم.
H
تا حالا تو عمرم انقدر نگفته بودم مراقب خودت باش.
تا حالا تو عمرم انقدر با خودم زمزمه نکرده بودم "چیزیش نشه"
Forwarded from دوات
دلیل که زیاده عزیزم. ولی تو بیا بگو نمیتونم اشکهات رو ببینم،
شاید بند اومد.
شاید بند اومد.
کاش فقط یه کلیپ از آهنگِ شروین ساخته بشه، در حالی که ایران آزاد شده و همهی حسرتهای لابهلای اون "برای" ها رو داریم انجام میدیم...
توی کوچه میرقصیم
بدون ترس میبوسیم
ولیعصر، درخت میکاریم
پیروز رو نجات میدیم
نخبه هارو آزاد میکنیم
و در عین حال که زَنایم، زندگی میکنیم و آزاد میمونیم.
توی کوچه میرقصیم
بدون ترس میبوسیم
ولیعصر، درخت میکاریم
پیروز رو نجات میدیم
نخبه هارو آزاد میکنیم
و در عین حال که زَنایم، زندگی میکنیم و آزاد میمونیم.
بنشین، مرو، چه غم که شب از نیمه رفته است؟
بنشین، که با خیال تو، شبها نخفتهایم.
بنشین، که با خیال تو، شبها نخفتهایم.