میگه شبارو چی میگی؟ مگه خودت عاشق شبا نیستی؟ پاییز همش شبه دیگه.
میگم آقا ما دوساعت شب بسمونه، زیادم هست، میخوایم زودتر بیدار شیم تموم شه. یه چراغی میذاریم اون گوشه تاریک روشن میشینیم ستاره میشمریم تا سحر چه زاید باز.
-چهرازی
میگم آقا ما دوساعت شب بسمونه، زیادم هست، میخوایم زودتر بیدار شیم تموم شه. یه چراغی میذاریم اون گوشه تاریک روشن میشینیم ستاره میشمریم تا سحر چه زاید باز.
-چهرازی
Forwarded from Crucifixion
تو فکر کن من کتابم، خودت باید بخونی و به اون بخشش برسی
اگر میخواستم بهت بگم چقدر دوسِت دارم، دستتو میگرفتم میبردمت بالا، آسمان رو رد میکردم و از کنار سیارههای این منظومهی کوفتی رد میشدیم، توی راه بستنی میخوردیم و کلافه میپرسیدی "نرسیدیم؟"؛ "نه" ای میگفتم و دوباره دستتو میکشیدم، بعد از اینکه از کنار کهکشانا رد شدیم و حیرانشون بودیم، میرسیدیم به خوشهی انگور، و همون لحظه، صدات میکردم و میگفتم "نگاه کن، این جهان، حتی به اندازهی نصفِ نصفِ نصفِ احساسم به تو نیست."
اما تو نمیدونی، نمیخوایش و اذیتم میکنی.
و تمومِ راه برگشت رو تنهایی میدوی و میری به زندگیِ عادی ادامه میدی، یه جوری که انگار دستامو نگرفته بودی!
اما تو نمیدونی، نمیخوایش و اذیتم میکنی.
و تمومِ راه برگشت رو تنهایی میدوی و میری به زندگیِ عادی ادامه میدی، یه جوری که انگار دستامو نگرفته بودی!
Forwarded from متَّکی به خود
آره خب، این غصه منو نمیکشه، ولی ناراحتم که میکنه، عذابم که میده، کونمو که پاره میکنه.
Forwarded from دوات
میشد صبح امروز رو وقتی زار میزنی برای محسن، بغلت کنم. بگم دونهدونهشون رو شکار میکنیم. بگم چنان نماند و چنین هم نخواهد ماند. میشد عطر تنت و دئودورانت مشامم رو پر کنه و عین گربه گم شم توی لباست. میشد ببرمت وسط میدون آزادی قد تمام آدمهایی که این روزها همو اونجا بوسیدن ببوسمت. میشد جلوی سیاهپوشها بغلت کنم بدون شال، اون شالِ سرخِ تو... میشد سیگار رو بذارم واسه آدمهای بیتو و از لبهات کام بگیرم. میشد توی روزهای اعتصاب، از همین گوجه و تخممرغ و آرد توی خونه برات پیتزا درست کنم. نپرس چطوری. من میتونستم.
من میتونستم.
من میتونستم.
من میتونستم.
من میتونستم.