Out of this world – Telegram
Out of this world
787 subscribers
1.21K photos
73 videos
47 links
از فا، تا دو، به می گِریَم.
من آتانازم، اینجا آلبوم عکسای منه.
.

https://news.1rj.ru/str/BluChtBot?start=67aeac01bcdeab818f49
Download Telegram
مراحل خوشحال شدن
قشنگیش به این بود که هر دانشجویی که تابلو رو می‌دید، یه قایق درست می‌کرد.
یکی که بمرانی و فریدون فروغی دوست داره بیاد بریم سر خونه زندگیمون.
Forwarded from را.
کاش دوسم داشتی.
Forwarded from دوات
می‌شد صبح امروز رو‌ وقتی زار می‌زنی برای محسن، بغلت کنم. بگم دونه‌دونه‌شون رو شکار می‌کنیم. بگم چنان نماند و چنین هم نخواهد ماند. می‌شد عطر تنت و دئودورانت مشامم رو پر کنه و عین گربه گم شم توی لباست. می‌شد ببرمت وسط میدون آزادی قد تمام آدم‌هایی که این روزها همو اونجا بوسیدن ببوسمت. می‌شد جلوی سیاه‌پوش‌ها بغلت کنم بدون شال، اون شالِ سرخِ تو... می‌شد سیگار رو بذارم واسه آدم‌های بی‌تو و از لب‌هات کام بگیرم. می‌شد توی روزهای اعتصاب، از همین گوجه و تخم‌مرغ و آرد توی خونه برات پیتزا درست کنم. نپرس چطوری. من می‌تونستم.
من می‌تونستم.
من می‌تونستم.
ولی آدما هیچ‌وقت خوشحال نیستن.
میخوام بِکِشمت، ولی نمی‌تونم تجسمت کنم.
وقتی صدام میزنی "زن"، واقعا دلم می‌خواد زنت باشم مونالیزای فرانسوی من.
کِی به انداختن سنگ پیاپی در آب
ماه را می‌شود از حافظه‌ی آب گرفت؟!
وقتی هر روز غروب رو تماشا کنی، با اینکه هربار ازش لذت می‌بری ولی از یه جایی به بعد خسته می‌شی و دیگه ادامه‌ش نمی‌دی. اما بعد از یه تایم طولانی که سرت دیگه توو آسمون نیست، درحالی که داری از تاکسی پیاده می‌شی تا بری و چیزی که لازم داری رو بخری، یهو چشمات به آسمون میوفته، و غروب، باشکوه تر از همیشه تلاش میکنه دوباره به چشمت بیاد.
امروز، غروب به چشمم اومد و تمام فکرم رو مشغول کرد، که آیا این مدت که از آسمون دور بودم، چه غروب‌هایی رو دست دادم؟
اینکه با مونالیزا زندگی می‌کنم قشنگ‌ترین بخش زندگیمه.