عکسای قدیمی رو نگاه میکردم و انگار تازه متوجه شدم که بابام از همون قدیما خیلی شیک بوده، واسه همینم تصمیم گرفتم با عکسای قدیمی مورد علاقم یه آلبوم مخصوص بابا بسازم و بهش تقدیم کنم.
و به تازگی هم متوجه شدم این اخلاقی که خیلی چیزارو نگه میدارم و واسم معنی داره، از بابا بهم رسیده و اونم خیلی چیزا رو نگه داشته، واسه همینم میخوام اون نامهها، نوشتهها و کارتپستالها رو هم تو آلبوم بذارم.
در کل، این کار خیلی لذت بخشه و اگه شما هم عکسای قدیمیِ مورد علاقه دارید خوشحال میشم واسم بفرستید:))
اتاق تاریکه و آخر شب به اون نقطهای میرسم که میترسم دیگه پیدا نشم، تمام زورمو میزنم، اما بازم تو میای و جمجمهم رو میشکونی و میری میشینی وسط هیپوکامپم.
میتونم بگم بدترین کاپل تاسیان امیر و شیرینن و بهترینشون جمشید و حوری.
خیلی وقته که هرروز از صبح تا ظهر مشغول پروتئین خوردن و باشگاه و حمام و روتین پوستی و کارای کاملا ادایی متنوعم و جدیدا میخوام بهش آفتاب گرفتن و لیموناد خوردن رو اضافه کنم و به شما هم پیشنهاد میکنم.
🍸🌞 به به.
🍸🌞 به به.