🄷ell in winter🧋
«سیتن الواسمیا فرژونده گیساشه» تموم شمعهایی که روشن کرده بودم خاموش شدند. بوی سردخونه اتاق رو پر کرده بود و سرمای اتاق دست کمی از سیبری نداشت. اتاق مثل ظلمات شب تاریک بود، انگار هیچ اثری از روشنایی باقی نمونده باشه، تنها چیزی که میدرخشید کتاب قدیمیای بود…
ای انسان تازه وارد، علاوه بر پینها، این را بخوان.
باورم نمیشه چهارشنبه آخرین روزی میشه که به عنوان یه دوازدهمی پامو توی انصاری میذارم و حرف میزنم با دوستام.
❤3
شماها اگه دیدین گند زدن به کتابخونه پارشون کنین لطفا من خودمو با کتابخونه پاره کردم🙏🏻
دارم به این فکر میکنم که واسه تک تک آدمای اطرافم یه relationship agreement به سبک شلدون درست کنم و اولین قانونشم این بذارم که «هیچ یک از طرفین قرارداد حق تغییر شخصیت و وانمود کردن تحت هیچ شرایطی ندارند.»
Forwarded from The cat's whiskers° (ᴀʀᴍʏᴛᴀ)
من دوست دارم دبیرستانم تموم شه ولی نوجوونیم نه.
🌚1
روزی فهمیدم دارم بزرگ میشم که عیدیام جای خرید چیزایی که دوست دارم خرج کارام شد
تقریبا باید به تک تک اسنپیا توضیح بدم من مشکل اضطراب دارم و رانندگی شما باعث میشه من حالم بهم بخوره