Forwarded from 🄷ell in winter🧋 (Hannah (هانا))
چند وقت پیش چند تا مقاله خونده بودم که میگفتن تاثیر ورزش سنگین روی افسردگی خفیف، یک و نیم برابر بهتر از دارو درمانیه. از اونجایی که خودمم دچار افسردگی خفیف هستم و تراست ایشوز هم دارم گفتم این مقالهها رو به امتحان بذارم. اولین مقاله میگفت نیم ساعت ورزش (یا پیاده روی) در هر روز هفته تاثیری تقریبا هم اندازهی دارو درمانی داره. مقالهی دوم سه جلسهی یک و نیم ساعتهی ورزش سنگین (یعنی ضربان قلبتون بالای ۱۳۰ برسه) برای هر هفته رو پیشنهاد میکرد و میگفت تاثیرش تقریبا صد و پنجاه درصد دارو درمانیه.
هر دو مقاله روی سوژههای مختلف امتحان شده بودن و نتایجشون بعد از شیش الی هشت هفته ورزش مداوم منتشر شده بود. نتایجش واقعا زیبا و دلپذیر بود و میچسبید. گفتم امتحان بکنم.
از اونجایی که روزانه نیم ساعت وقت نداشتم، از چند هفتهی پیش تصمیم گرفتم یک روز در میون حداقل یک ساعت ورزش سنگین (با ضربان قلب حداقل ۱۴۰) داشته باشم. الان تقریبا یک الی دو هفتهاس که دارم انجامش میدم و نتایجش بی نظیره. بله، شاید اوایل ماهیچه درد های وحشتناک به دلیل دوری از ورزش داشتم و شاید نظم پریودیم بهم ریخته باشه، ولی دیگه خبری از فکر های خودکشی و شک کردن به خودم نیست. آدمی بودم که سر کوچیکترین چیزهای ممکن از خودم عصبی میشدم و به خودم گیر میدادم، ولی الان کمتر این اتفاق رخ میده. برای اولین دفعه توی سه ماه اخیر، حس میکنم زندگی ارزش زندگی کردن رو داره. نمیدونم کسی این رو میخونه یا نه، ولی امیدوارم بخونه و سراغش بره و تجربهاش کنه، چون حال خوب واقعا باحالی داره. :)
لینک های مربوط به مقاله های ذکر شده: یک / دو
هر دو مقاله روی سوژههای مختلف امتحان شده بودن و نتایجشون بعد از شیش الی هشت هفته ورزش مداوم منتشر شده بود. نتایجش واقعا زیبا و دلپذیر بود و میچسبید. گفتم امتحان بکنم.
از اونجایی که روزانه نیم ساعت وقت نداشتم، از چند هفتهی پیش تصمیم گرفتم یک روز در میون حداقل یک ساعت ورزش سنگین (با ضربان قلب حداقل ۱۴۰) داشته باشم. الان تقریبا یک الی دو هفتهاس که دارم انجامش میدم و نتایجش بی نظیره. بله، شاید اوایل ماهیچه درد های وحشتناک به دلیل دوری از ورزش داشتم و شاید نظم پریودیم بهم ریخته باشه، ولی دیگه خبری از فکر های خودکشی و شک کردن به خودم نیست. آدمی بودم که سر کوچیکترین چیزهای ممکن از خودم عصبی میشدم و به خودم گیر میدادم، ولی الان کمتر این اتفاق رخ میده. برای اولین دفعه توی سه ماه اخیر، حس میکنم زندگی ارزش زندگی کردن رو داره. نمیدونم کسی این رو میخونه یا نه، ولی امیدوارم بخونه و سراغش بره و تجربهاش کنه، چون حال خوب واقعا باحالی داره. :)
لینک های مربوط به مقاله های ذکر شده: یک / دو
🄷ell in winter🧋
چند وقت پیش چند تا مقاله خونده بودم که میگفتن تاثیر ورزش سنگین روی افسردگی خفیف، یک و نیم برابر بهتر از دارو درمانیه. از اونجایی که خودمم دچار افسردگی خفیف هستم و تراست ایشوز هم دارم گفتم این مقالهها رو به امتحان بذارم. اولین مقاله میگفت نیم ساعت ورزش (یا…
یک بار دیگه اینو یادآوری میکنم
🄷ell in winter🧋
چند وقت پیش چند تا مقاله خونده بودم که میگفتن تاثیر ورزش سنگین روی افسردگی خفیف، یک و نیم برابر بهتر از دارو درمانیه. از اونجایی که خودمم دچار افسردگی خفیف هستم و تراست ایشوز هم دارم گفتم این مقالهها رو به امتحان بذارم. اولین مقاله میگفت نیم ساعت ورزش (یا…
کسی که اینو نوشته خودمم و با این حال نمیفهمم چجوری یک آدم توی یک نوشته میتونه اینقدر شاد باشه
🄷ell in winter🧋
- you're the mos jealous woman i know +You know other women?
من خیلی یونو آدر ومن هستم
هر اپیزود داکتر هو یه ترومایی رو لمس میکنه که نمیدونستم هنوز اینجاست
❤1👍1
Doctor who season 4 episode 10 (midnight) spoilers
توی این اپیزود داکتر داشت قشنگ تجربهی شنیده نشدن، عدم اعتماد و دزدیده شدن ایدههاش رو تجربه میکرد. جوری که داشت حرفهاشو فریاد میکشید و همچنان کسی نمیشنیدش، جوری که میخواست همهچیز رو بگه ولی نمیتونست، جوری که اعتمادش رو شکستن و حتی وقت نداشت براش عزاداری کنه منو یاد زندگی توی خونواده ایرانی انداخت. من خودمو خفه میکنم با فریاد کشیدن توی خونه و اینقدر حرف میزنم که گاهی میمیرم ولی هیچکس منو نمیشنوه. گاهی اوقات من باهوش ترین فرد اتاقم ولی کسی بهم گوش نمیده. این که هر چقدر هم حرف بزنم بازم نمیتونم بفهمونم تو سرم چه طوفانیه گاهی روانیم میکنه. این اپیزود واقعا تموم خاطراتمو یه دور انداخت جلوی چشمم
👍2
همچنان اسپویلر همون اپیزود
جوری که افتاده بود کف زمین و داشت میگفت it's gone it's gone it's gone این کاریه که من بعد از هر اتفاق بد میکنم. به خودم میگم آروم باش تموم شد آروم باش گریه نکن آروم باش.
اینی که میگن « فلانی به نقره بسنده کرد» خیلی جالبه ها. طرف کونشو پاره کرده چندین سال زمان و انرژی و وقتشو گذاشته و خودشو کشته که توی یک موقعیت مهم نقره بیاره، بعد یه خبرنگار میاد میگه «فلانی به نقره بسنده کرد.» آخه چاقال.
میدونی کی به نقره میتونه بسنده کنه؟ تیم فوتبال دستی مدرسهی راهنمایی دوره اول گلهای شاداب.
میدونی کی به نقره میتونه بسنده کنه؟ تیم فوتبال دستی مدرسهی راهنمایی دوره اول گلهای شاداب.
Forwarded from ⋆。𖦹°‧سیاهچالها و اژدهاها (مَستر-)
I can't believe she managed to traumatized me with that episode even more than I already was
⋆。𖦹°‧سیاهچالها و اژدهاها
I can't believe she managed to traumatized me with that episode even more than I already was
تو زودتر من این اپیزود رو دیدی پدرسگ😭😭
Forwarded from [𝐅𝐚𝐛𝐫𝐢𝐜 𝐫𝐮𝐬𝐭𝐥𝐞𝐬] (𝑤𝑎𝑦𝑤𝑎𝑟𝑑)
قشنگ این اپیزوده جلوه واقعی انسانهارو نشون داد
Forwarded from ⋆。𖦹°‧سیاهچالها و اژدهاها (مَستر-)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from [𝐅𝐚𝐛𝐫𝐢𝐜 𝐫𝐮𝐬𝐭𝐥𝐞𝐬] (𝑤𝑎𝑦𝑤𝑎𝑟𝑑)
انسانهایی که دکتر عاشقشون بود هم قبل این قضایا هم بعدش با اینکه اینهمه بلا سرش اووردن
اینکه تا آخرین لحظه خودش بودن داشت تلاش میکرد و ایمان داشت به خوب بودن آدما
اینکه تا آخرین لحظه خودش بودن داشت تلاش میکرد و ایمان داشت به خوب بودن آدما
Forwarded from [𝐅𝐚𝐛𝐫𝐢𝐜 𝐫𝐮𝐬𝐭𝐥𝐞𝐬] (𝑤𝑎𝑦𝑤𝑎𝑟𝑑)
و از همون آشنایی استفاده کردن برای در یک ثانیه برعلیهش شدن
این منو انداخت یاد جمعایی که تلاش کردم برای جمع کردنشون دورهم، ادمایی که باهم اشنا کردم، جمعایی که کنارهم نگه داشتم و همون تلاشم که توی صورتم ترکید
Forwarded from Crimson shop
#وارداتی از TEMU دبی
برای سفارش:
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM