هر اپیزود داکتر هو یه ترومایی رو لمس میکنه که نمیدونستم هنوز اینجاست
❤1👍1
Doctor who season 4 episode 10 (midnight) spoilers
توی این اپیزود داکتر داشت قشنگ تجربهی شنیده نشدن، عدم اعتماد و دزدیده شدن ایدههاش رو تجربه میکرد. جوری که داشت حرفهاشو فریاد میکشید و همچنان کسی نمیشنیدش، جوری که میخواست همهچیز رو بگه ولی نمیتونست، جوری که اعتمادش رو شکستن و حتی وقت نداشت براش عزاداری کنه منو یاد زندگی توی خونواده ایرانی انداخت. من خودمو خفه میکنم با فریاد کشیدن توی خونه و اینقدر حرف میزنم که گاهی میمیرم ولی هیچکس منو نمیشنوه. گاهی اوقات من باهوش ترین فرد اتاقم ولی کسی بهم گوش نمیده. این که هر چقدر هم حرف بزنم بازم نمیتونم بفهمونم تو سرم چه طوفانیه گاهی روانیم میکنه. این اپیزود واقعا تموم خاطراتمو یه دور انداخت جلوی چشمم
👍2
همچنان اسپویلر همون اپیزود
جوری که افتاده بود کف زمین و داشت میگفت it's gone it's gone it's gone این کاریه که من بعد از هر اتفاق بد میکنم. به خودم میگم آروم باش تموم شد آروم باش گریه نکن آروم باش.
اینی که میگن « فلانی به نقره بسنده کرد» خیلی جالبه ها. طرف کونشو پاره کرده چندین سال زمان و انرژی و وقتشو گذاشته و خودشو کشته که توی یک موقعیت مهم نقره بیاره، بعد یه خبرنگار میاد میگه «فلانی به نقره بسنده کرد.» آخه چاقال.
میدونی کی به نقره میتونه بسنده کنه؟ تیم فوتبال دستی مدرسهی راهنمایی دوره اول گلهای شاداب.
میدونی کی به نقره میتونه بسنده کنه؟ تیم فوتبال دستی مدرسهی راهنمایی دوره اول گلهای شاداب.
Forwarded from ⋆。𖦹°‧سیاهچالها و اژدهاها (مَستر-)
I can't believe she managed to traumatized me with that episode even more than I already was
⋆。𖦹°‧سیاهچالها و اژدهاها
I can't believe she managed to traumatized me with that episode even more than I already was
تو زودتر من این اپیزود رو دیدی پدرسگ😭😭
Forwarded from [𝐅𝐚𝐛𝐫𝐢𝐜 𝐫𝐮𝐬𝐭𝐥𝐞𝐬] (𝑤𝑎𝑦𝑤𝑎𝑟𝑑)
قشنگ این اپیزوده جلوه واقعی انسانهارو نشون داد
Forwarded from ⋆。𖦹°‧سیاهچالها و اژدهاها (مَستر-)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from [𝐅𝐚𝐛𝐫𝐢𝐜 𝐫𝐮𝐬𝐭𝐥𝐞𝐬] (𝑤𝑎𝑦𝑤𝑎𝑟𝑑)
انسانهایی که دکتر عاشقشون بود هم قبل این قضایا هم بعدش با اینکه اینهمه بلا سرش اووردن
اینکه تا آخرین لحظه خودش بودن داشت تلاش میکرد و ایمان داشت به خوب بودن آدما
اینکه تا آخرین لحظه خودش بودن داشت تلاش میکرد و ایمان داشت به خوب بودن آدما
Forwarded from [𝐅𝐚𝐛𝐫𝐢𝐜 𝐫𝐮𝐬𝐭𝐥𝐞𝐬] (𝑤𝑎𝑦𝑤𝑎𝑟𝑑)
و از همون آشنایی استفاده کردن برای در یک ثانیه برعلیهش شدن
این منو انداخت یاد جمعایی که تلاش کردم برای جمع کردنشون دورهم، ادمایی که باهم اشنا کردم، جمعایی که کنارهم نگه داشتم و همون تلاشم که توی صورتم ترکید
Forwarded from Crimson shop
#وارداتی از TEMU دبی
برای سفارش:
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Ranting ii (closing) (Jem)
کاش الان امتحان نداشتم، بغل یه خوشگلی لم داده بودم براش کتاب میخوندم اونم موهامو ناز میکرد
Forwarded from Ranting ii (closing) (Jem)
ولی نه کتاب دارم پیشم، نه خوشگلی که موهامو ناز کنه، تازه امتحانم داره