پنیکی نیست دیگه، دیگه به آدما گیر نمیدم. دیگه از آدما بدم نمیاد. دیگه ۲۴ ساعته تو آیینه نگاه نمیکنم بگم خودتو بکش مگه به درد چی میخوری تو؟ دیگه از خودم بدم نمیاد. پنیکو به حد استرس معمولی رسوندم ولی با این حال بازم حس خوبی ندارم راجع به خودم. با این حال هنوزم مریضم.
من خوبم، حتی بدم نیستم. فقط خسته ام از این که هی هر روز با خودم توی چالش باشم و تلاش کنم و هی انگار آب بزنم تو هاون که هیدروژن و اکسیژن بدست بیارم
طی یک حرکت انقلابی، تموم شال ها و روسری ها منهای اونایی که میتونست به کیفم اویزون شه رو جمع کردم بذارم تو کمد.
دارم پاره میشم عزیزان، کمدتونو وقتی ذهنتون درگیره نریزین بیرون که بعدا مثل سگ پشیمون شین.
آقای روانشناس بهم گفت واسه آسیب زدن به خودت نیازی نیست که چاقو برداری، گاهی اوقات محکوم کردن خودت واسش کافیه.
و آقای روانشناس. آقای روانشناس. آقای روانشناس.
و آقای روانشناس. آقای روانشناس. آقای روانشناس.
بیاین دعا کنیم سال دیگه این موقع بیام بگم « من گوه خوردم گفتم دامپزشکی خوبه»
یه جایی خوندم نوشته بود اگه یه بخش خاصی از کورتکس مغز توسط هر چیزی لمس بشه، طرف حس میکنه یه خاطره زنده شده و دوباره داره زندگیش میکنه.
فکر کن بخوای یکیو شکنجه بدی و از این روش استفاده کنی و لحظهی از دست دادن عزیزانشو بذاری جلوی چشمش. هر روز حس کنه داره از دستشون میده.
فکر کن بخوای یکیو شکنجه بدی و از این روش استفاده کنی و لحظهی از دست دادن عزیزانشو بذاری جلوی چشمش. هر روز حس کنه داره از دستشون میده.
🄷ell in winter🧋
یه جایی خوندم نوشته بود اگه یه بخش خاصی از کورتکس مغز توسط هر چیزی لمس بشه، طرف حس میکنه یه خاطره زنده شده و دوباره داره زندگیش میکنه. فکر کن بخوای یکیو شکنجه بدی و از این روش استفاده کنی و لحظهی از دست دادن عزیزانشو بذاری جلوی چشمش. هر روز حس کنه داره از…
الان کنجکاو شدم بدونم که اگه من قراره باشه قربانی بشم چه خاطره ای زنده میشه
🄷ell in winter🧋
الان کنجکاو شدم بدونم که اگه من قراره باشه قربانی بشم چه خاطره ای زنده میشه
قربانی چیه شکنجه منظورم بود
ذهنم مثل یه دریای اسکل پر از خاطره داره به همه جا سرک میکشه و به سه چهار تا زبون چیز میز پخش میکنه و پنج نفر دارن با هم دعوا میکنن و ده بیست نفر طرفداری دعوای اون پنج نفرو و دارم کنسرت تیلور رو تجربه میکنم در حالی تیلور داره ریمیکسی از سون و دیس ایز می ترایین و بتی و آگوست و کاردیگن با هم رو میخونه و صحنه داره فرو میریزه و کافیه به تو و چشمات فکر کنم تا آروم بگیرم.
❤1
🄷ell in winter🧋
قربانی چیه شکنجه منظورم بود
قربانی شکنجه هم معنی میده
🄷ell in winter🧋
الان کنجکاو شدم بدونم که اگه من قراره باشه قربانی بشم چه خاطره ای زنده میشه
خرداد از اول واست پلی میشه
🄷ell in winter🧋
قربانی شکنجه هم معنی میده
شکنجه اینجا مناسبتر نیست؟
🄷ell in winter🧋
ذهنم مثل یه دریای اسکل پر از خاطره داره به همه جا سرک میکشه و به سه چهار تا زبون چیز میز پخش میکنه و پنج نفر دارن با هم دعوا میکنن و ده بیست نفر طرفداری دعوای اون پنج نفرو و دارم کنسرت تیلور رو تجربه میکنم در حالی تیلور داره ریمیکسی از سون و دیس ایز می ترایین…
منظورم از که وقتی میگم دوستت دارم:
اگر میدانید از کدوم گوری میشه یه پی دی اف درست حسابی برای کتاب آدم های سمی پیدا کرد لطفا کمک.
بچه ها جونم
بدونین که بنده در روز های امتحان نهایی دارم امتحان میدم و معمولا تا ساعت یازده هم تو پارک رو به روی مدرسه هستم
عاشق سوپرایز هم هستم
حضورتون برای این انسان دلتنگ خیلی خوشحال کنندهاس
متشکرم
بدونین که بنده در روز های امتحان نهایی دارم امتحان میدم و معمولا تا ساعت یازده هم تو پارک رو به روی مدرسه هستم
عاشق سوپرایز هم هستم
حضورتون برای این انسان دلتنگ خیلی خوشحال کنندهاس
متشکرم